دسته: یادداشت روز

  • سایه‌روشن اقتصاد پساجنگ / فیاضی: به‌جای حفظ منابع همه آن را خرج کردند / تبعات شوک ارزی تا یک‌سال باقی می‌ماند / نگاه سیاستمداران باید تغییر اساسی کند

    سایه‌روشن اقتصاد پساجنگ / فیاضی: به‌جای حفظ منابع همه آن را خرج کردند / تبعات شوک ارزی تا یک‌سال باقی می‌ماند / نگاه سیاستمداران باید تغییر اساسی کند

    برآوردهای یک تحلیل‌گر اقتصاد کلان نشان می‌دهد در بهترین سناریو هم امسال نرخ تورم بیش از ۸۰ درصد خواهد بود و رشد اقتصادی به منفی ۵ تا ۶ درصد می‌رسد.

    سایه‌روشن اقتصاد پساجنگ / فیاضی: به‌جای حفظ منابع همه آن را خرج کردند / تبعات شوک ارزی تا یک‌سال باقی می‌ماند / نگاه سیاستمداران باید تغییر اساسی کند

    برآوردهای یک تحلیل‌گر اقتصاد کلان نشان می‌دهد در بهترین سناریو هم امسال نرخ تورم بیش از ۸۰ درصد خواهد بود و رشد اقتصادی به منفی ۵ تا ۶ درصد می‌رسد.

    به گزارش خبرآنلاین اقتصاد ایران در حالی ۱۴۰۵ را آغاز کرد که انتظار می‌رفت روزهای سختی در پیش باشد. جهش‌های تورمی که از ابتدای ۱۴۰۴ آغاز شده بود در سال ۱۴۰۵ هم ادامه یافته و به نظر می‌رسد سال جاری، سال تشدید رکود تورمی باشد. در این میان بحث‌هایی شکل گرفته که تورم امروز تا چه اندازه تبعات اجتناب ناپذیر جنگ بوده‌اند و چقدر محصول سیاست‌گذاری‌های تورم‌زایی چون حذف ارز ترجیحی.

    این روزها فیلمی از عبدالناصر همتی، رییس کل بانک مرکزی هم دست به دست می‌شود که در مقابل سوالات چند جوان، مدعی است گرانی امروز محصول جنگ است و وقتی آن‌ها می‌پرسند چرا پیش ازجنگ هم گرانی مشاهده می‌شد، دلیل آن را به تحریم‌ها ربط داد. حال آن‌که یک نگاه ساده به روند تورم نشان می‌دهد که بدون حذف ارز ترجیحی دی ماه پارسال که چند روز پس از انتصاب همتی به مقام ریاست کل بانک مرکزی اجرا شد، تورم و به ویژه تورم خوراکی‌ها تا این اندازه بالا نمی‌رفت.

    در این رابطه محمد تقی فیاضی، تحلیل‌گر اقتصاد کلان، خبرآنلاین گفت: تورم می‌تواند عوامل مختلفی داشته باشد از جمله به دلیل اخلال در عرضه، چالش تقاضا یا حتی انتظارات تورمی، ممکن است جهش قیمت‌ها افزایش پیدا کند و به مشکلی چون تورم منجر شود. امروز در اقتصاد ما تقریبا تمام عوامل تورم‌ساز همزمان فعال هستند. این در حالی است که پیش از جنگ هم سیاست‌گذاری موجب شده بود تا تورم بالا برود و حالا جنگ و چالش‌های مربوط به آن، تورم را بیش از پیش افزایش خواهند داد.

    او ادامه داد:‌ از ناحیه عرضه، حملاتی در طول دوره جنگ به برخی از زیرساخت‌های صنعتی کشور وارد شد و به تعطیلی بخشی از تولید در پتروشیمی و فولاد منجر شد. این امر همزمان زنجیره تامین ما را دچار گسستگی کرد و در بخش‌های پایین‌دستی مرتبط با فولاد یا صنایعی مانند نساجی و بسته‌بندی هم وقفه‌هایی در تولید تحمیل کرده است. از سوی دیگر، محاصره دریایی با هدف کاهش درآمدهای ارزی حاصل از فروش نفت هم اعمال شده که اگر موفق باشد، به نحو محسوسی منابع ارزی را کاهش خواهد داد و فشار بر عرضه بیشتر می‌شود.

    افزایش نقدینگی برای تامین کسری بودجه دولت از جمله دلایل افزایش تورم است که بر تقاضای کل تاثیر می‌گذارد. ایجاد و تحمیل شوک‌های مختلف از جمله دیگر عواملی هستند که به بحران تورم دامن می‌زنند و زمینه رشد آن را فراهم می‌کند.

    فیاضی در این‌باره گفت: ما در کشورمان با یک کسری بودجه ساختاری و طولانی مدت مواجهیم که از هر راهی که تامین شود، در نهایت با تکیه به منابع بانک مرکزی بوده است. درنتیجه تامین کسری بودجه در کشور ما عاملی تورم‌زا است و علی‌رغم روش‌های مختلف در نهایت به چاپ پول منجر می‌شود. ضمن این‌که در این ده، پانزده ساله به شدت هم ناترازی‌ بانک‌ها افزایش یافت که این نیز بر شدت خلق پول و متعاقب آن نرخ تورم می‌افزاید.

    عامل تورم خوراکی امروز، شوک ارزی است، نه جنگ

    وی با اشاره به حذف ارز ترجیحی در میانه دی ماه ۱۴۰۴ توضیح داد: حذف ارز ترجیحی هم به نوبه خود موجب گرانی شد. به ویژه در بخش گرانی خوراکی‌ها، که اکنون بسیار تورم بالایی دارند، نقش اصلی را باید متوجه سیاست ارزی پارسال کنیم. با همان یک اقدام نرخ مواد خوراکی تا سه برابر به شکل ناگهانی افزایش یافت و حالا امروز نرخ تورم خوراکی‌ها به مراتب بیش از دیگر گروه‌های هزینه‌ای است.

    مرکز آمار ایران تورم نقطه‌ به نقطه فروردین ماه را در حالی معادل ۷۳.۵ درصد اعلام کرد که این شاخص برای گروه خوراکی‌ها به بیش از ۱۱۵ درصد رسید.

    تحلیل‌گر اقتصاد کلان در مورد تورم خوراکی‌ها افزود: گرچه عامل تعیین کننده در این موضوع، حذف ارز ترجیحی دی ماه بود، اما جنگ نیز با خود هم افزایش انتظارات تورمی را به دنبال می‌آورد یا در شرایط جنگی نظارت‌ها هم تضعیف می‌شود و فرصت برای افزایش قیمت فراهم‌تر. بنابراین جنگ مزید بر علت شد تا شدت افزایش تورم در بخش خوراکی‌ها هم بالاتر از حالت غیرجنگی برود. اگر شوک ارزی هم نبود تورم غذا سه رقمی نمی‌شد اما باز هم به احتمال فراوان روندی افزایشی به خود می‌گرفت.

    جنگ در خاورمیانه و خلیج فارس علاوه بر هزینه انرژی، با چند ماه تاخیر به افزایش قیمت مواد غذایی هم منجر خواهد شد. تنگه هرمز علاوه بر محل عبور انرژی، یکی از گذرگاه‌های کود شیمیایی هم هست که با اخلال در این تنگه، به شدت گران شده است.

    تبعات شوک ارزی تا یک‌سال باقی می‌ماند

    فیاضی در مورد اثر این اتفاق بر نرخ تورم مواد خوراکی گفت: این موضوع بی تاثیر نخواهد بود اما امروز اثر آن هنوز نمایان نشده است. درواقع تا کود شیمیایی برود و هزینه شود و محصول نهایی به بازار بیاید، اثر این شوک قیمتی خود را نشان نمی‌دهد. ضمن این‌که هزینه حمل و نقل بین‌المللی کالا هم افزایش پیدا کرده که فکر می‌کنم در ماه‌های آینده تا حدی اثرات آن هم دیده شود.

    او با اشاره به صحبت‌های ابتدایی خود هشدار داد: بنابراین همه عوامل مرتبط با عرضه، تقاضا یا انتظارات تورمی که می‌توانند به رشد تورم منجر شوند در اقتصاد ما فعال شدند و این امر نشان می‌دهد سیاستگذار برای کنترل تورم کار سختی خواهد داشت. به باور من نرخ تورم نقطه‌ای و سالانه فعلا افزایشی خواهد بود و ما در هر سناریویی که مقابل‌مان باشد، روزهای دشواری در مقابل جهش‌های قیمتی خواهیم داشت.

    فیاضی با اشاره به تداوم فشار تورمی ناشی از شوک ارزی گفت: هر شوک ارزی تا یک‌سال لااقل اثرش تخلیه نخواهد شد. بنابراین بدون جنگ هم انتظار می‌رفت لااقل تا بهمن ماه تورم سالانه افزایش پیدا کند و تازه پس از آن از نرخ آن کاسته شود. با توجه به شوک‌های تازه که به دلیل جنگ به وجود آمده، در بهمن ماه هم بعید است روند تورم کاهنده شود.

    سایه‌روشن اقتصاد پساجنگ / فیاضی: به‌جای حفظ منابع همه آن را خرج کردند / تبعات شوک ارزی تا یک‌سال باقی می‌ماند / نگاه سیاستمداران باید تغییر اساسی کند

    رشد امسال در هر شرایطی منفی خواهد بود

    برآوردهای مختلفی که در مورد شاخص‌های کلان اقتصاد وجود دارد، از دشوارتر شدن وضعیت تا پایان سال خبر می‌دهند. هم نرخ بیکاری بالاتر خواهد رفت و هم رشد اقتصادی به احتمال زیاد منفی می‌شود. در برآورد تورم هم احتمال تورم سه رقمی بیش از هر زمان دیگری مطرح می‌شود.

    وی با تاکید بر این‌که نرخ ارز افزایش خواهد یافت، افزود: سناریوی خوش‌بینانه مقابل کشور ما، این است که ظرف یکی دو ماه آینده ماجرای جنگ حل شود و تحریم‌ها مرتفع شوند و پول‌های بلوکه شده هم برگردند. در این سناریو هم امسال تورم بین ۸۰ تا ۱۰۰ درصد خواهد بود اما اگر وضعیت «نه جنگ و نه صلح» حاکم شود یا جنگ و گریز ادامه یابد، تورم امسال بین ۱۲۰ تا ۱۸۰ درصد خواهد شد.

    او در مورد رشد اقتصادی گفت: برآوردهایی که این طرف و آن طرف محاسبه شده از رشد منفی ۵ تا ۶ درصد برای امسال خبر می‌دهد. فکر می‌کنم حتی اگر جنگ هم حل شود و به صلح برسیم این رقم بزرگ رشد منفی برای ۱۴۰۵ باقی بماند. گرچه در صورت یک توافق خوب و کم شدن سایه جنگ از سر کشور، در ۱۴۰۶ رشد اقتصادی مثبت آغاز می‌شود در غیر این صورت ممکن است تا چند سال رشد اقتصادی منفی بماند.

    راهکار چیست؟

    فیاضی معتقد است در همین شرایط دشوار و بحرانی هم اگر کیفیت سیاستگذاری تغییر کند و ارتقا یابد، می‌توان تا اندازه‌ای از مشکلات موجود و فشارها بر مردم کاست، هر چند بحران کمبود منابع یک مشکل اساسی و واقعی است.

    او درباره نقش سیاستگذاری گفت: متاسفانه سیاستگذار ما فرصت‌های زیادی را از دست داد و به هدررفت منابع دست زد. وگرنه ما با سال‌های وفور درآمدها مواجه بودیم که به جای حفظ آن منابع همه را خرج کردند و امروز دست کشور بسته مانده است. انتظار می‌رود سیاستگذاران ما در روزهای پس از جنگ اخیر، به فکر یک تغییر اساسی در نگاه شان در اداره کشور باشند.

    تحلیل گر اقتصادکلان درباره کمبود منابع گفت: این یک مشکل واقعی است و محاصره دریایی می‌تواند به نحو محسوسی آن را تشدید کند. دولت برای بازسازی باید منابع کافی را داشته باشد وگرنه ممکن است از طریق افزایش نقدینگی دست به این کارها بزند که تورم‌زا خواهد بود. اگر بشود از طریقی کشورهای دوست را به پروسه بازسازی جلب کرد یا راهی برای جذب منابع خارجی فراهم کرد، بهینه‌ترین راه حل است.

    او در مورد فشارهای معیشتی و کنترل آن تاکید کرد: بخش بزرگی از مردم زیر فشار معیشتی قرار گرفتند. اقداماتی مانند همین پرداخت یارانه اگر به شکل هدفمندتر و با روش‌های موثرتر انجام شوند. اقشار فرودست به کمک‌های بیشتری از میزان فعلی نیاز دارند و از سوی دیگر منابع دولت محدود است. با این تورم مواد غذایی و نیازهای مصرفی، بدون حمایت‌های مشخص و موثر، کار جامعه در تامین حداقل‌های زندگی هم بسیار دشوار خواهد بود.

  • اینترنت در مدار جدید؟/ مدل‌های نوین کنترل در ایران و چین

    اینترنت در مدار جدید؟/ مدل‌های نوین کنترل در ایران و چین

    یکی از بنیادین‌ترین پرسش‌ها در مورد اینترنت ماهواره‌ای، توانایی آن در شکستن دیوارهای آتش (Firewalls) در کشورهایی است که اینترنت را محدود می‌کنند. ماهیت غیرمتمرکز و فرامرزی سیگنال‌های LEO، ابزارهای سنتی فیلترینگ که بر پایه کنترل ISPهای داخلی استوار است را به‌شدت تضعیف می‌کند.

    اینترنت در مدار جدید؟/ مدل‌های نوین کنترل در ایران و چین

    تغییر پارادایم در زیرساخت‌های مخابراتی جهان از شبکه‌های زمینی و ماهواره‌های ثابت (GEO) به سمت منظومه‌های عظیم در مدار نزدیک زمین (LEO)، نه‌تنها یک جهش فنی، بلکه یک بازآرایی استراتژیک در قدرت ژئوپلیتیک و دسترسی به اطلاعات محسوب می‌شود.

    به گزارش شرق، در حالی که دهه‌های گذشته شاهد حکمرانی دولت‌ها بر مرزهای دیجیتال از طریق کنترل دروازه‌های فیزیکی اینترنت بودیم، ظهور فناوری‌هایی نظیر استارلینک، آمازون لئو و پروژه‌های مشابه، این مدل سنتی را به چالش کشیده و فصلی نو در تقابل میان آزادی دسترسی و حاکمیت ملی گشوده است. در حالی که در بسیاری از نقاط جهان سرویس‌های اینترنت ماهواره‌ای به عنوان راهبر اتصال در شرایط بحرانی پذیرفته می‌شوند، در ایران تجربه دی‌ماه و قطع نزدیک به ۱۰ روز اینترنت نشان داد هر زمان شبکه‌های زمینی قطع شوند، راه‌های جایگزین نیز به‌سرعت هدف قرار می‌گیرند؛ از اختلال در فرکانس‌های ماهواره استارلینک تا ممانعت از استفاده از دیش‌ها با جمع‌آوری از پشت‌بام‌ها.

    هم‌زمان این تقابل فناوری معاصر با منطق رویکردهای سنتی، پرسش‌های جدی درباره آینده اینترنت، استقلال شبکه داخلی و نقش ابرمنابع ارتباطی در چشم‌انداز اقتصاد دیجیتال ایران تا ۲۰۲۶ پیش می‌کشد: آیا زیرساخت‌های بومی می‌توانند جایگزین اینترنت جهانی شوند؟ یا اینکه شبکه‌های نوین ماهواره‌ای به نماد بحران آزادی و محدودیت‌های حکمرانی تبدیل خواهند شد؟

    تحلیل دینامیک بازار و پیش‌بینی‌های اقتصادی ۲۰۲۵-۲۰۳۵

    بازار پهنای باند ماهواره‌ای در آستانه یک تحول ساختاری عظیم قرار دارد که بر اساس برآوردهای استراتژیک، درآمد اپراتورهای ماهواره‌ای از ۱۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۵ به بیش از ۲۰ میلیارد دلار تا سال ۲۰۳۰ افزایش خواهد یافت. این رشد شتابان ناشی از کاهش قابل توجه هزینه‌های پرتاب به واسطه راکت‌های قابل بازیافت و پیشرفت در فناوری کوچک‌سازی ماهواره‌هاست که امکان استقرار هزاران واحد در مدار را فراهم می‌کند. برخی تحلیل‌های خوش‌بینانه، ارزش کل بازار شبکه‌های مبتنی بر فضا را تا سال ۲۰۳۰ حدود ۴۰.۶۸ میلیارد دلار و تا سال ۲۰۳۵ در سناریوهای پیشرفته تا ۱۰۸ میلیارد دلار پیش‌بینی می‌کنند.

    سهم بازار و رقابت میان منظومه‌های پیشرو

    در حال حاضر، استارلینک (Starlink) با در اختیار داشتن بیش از ۹۰ درصد از سهم بازار، به عنوان بازیگر بلامنازع این عرصه شناخته می‌شود. این شرکت تا فوریه ۲۰۲۶ موفق شده است تعداد مشترکان خود را به بیش از ۱۰ میلیون نفر برساند و حدود ۹ هزارو ۴۰۰ ماهواره فعال را در مدار مستقر کند. با این حال، رقابت در حال تشدید است؛ آمازون با پروژه کایپر که اکنون به «آمازون لئو» (Amazon Leo) تغییر نام داده، با سرمایه‌گذاری بیش از ۱۰ میلیارد دلاری در حال ورود به مرحله تجاری است و قصد دارد تا جولای ۲۰۲۶، حداقل هزارو ۶۰۰ ماهواره را پرتاب کند (جدول ۱).

    بررسی روندها نشان می‌دهد آسیا-اقیانوسیه سریع‌ترین منطقه در حال رشد در این بازار خواهد بود، به طوری که کشورهایی نظیر هند و اندونزی به دلیل شکاف دیجیتال گسترده در مناطق روستایی، تقاضای بالایی برای این فناوری دارند. همچنین بخش تجاری و سازمانی با نرخ رشد سالانه ۱۴.۵ درصد، موتور محرک اصلی درآمدزایی در دهه پیش رو خواهد بود.

    استارلینک در جغرافیای سیاسی: کشورهای ممنوعه و چالش‌های حاکمیتی

    علیرغم پوشش جهانی ماهواره‌های LEO، استفاده از خدمات استارلینک در تمامی نقاط جهان به طور رسمی مجاز نیست. این‌عدم دسترسی عمدتا ناشی از ملاحظات رگولاتوری، امنیتی و سیاسی دولت‌هاست. استارلینک به‌صراحت اعلام کرده است در کشورهایی نظیر چین، روسیه، بلاروس، سوریه، افغانستان، ایران و کره شمالی قصد ارائه خدمات رسمی ندارد، زیرا این کشورها اینترنت را به‌شدت کنترل کرده و فعالیت ماهواره‌ای خارجی را مخل امنیت ملی خود می‌دانند.

    وضعیت در کشورهای آفریقایی و جنوب آسیا

    در آفریقا، استارلینک با چالش‌های رگولاتوری متفاوتی روبه‌رو بوده است. برای مثال، در آفریقای جنوبی، قوانین مربوط به برابری اقتصادی و مالکیت سیاهپوستان مانعی برای دریافت مجوز فعالیت این شرکت شده است. در مقابل، کشورهایی مانند چاد، مالی و زیمبابوه پس از مخالفت‌های اولیه، رویکرد خود را تغییر داده و مجوز فعالیت صادر کرده‌اند. در آسیا، کشورهایی نظیر اردن، سریلانکا و بنگلادش در مسیر پیوستن به شبکه استارلینک هستند، در حالی که در پاپوآ گینه نو، به دلیل مداخلات کمیسیون بازرسی (Ombudsman) و مسائل حقوقی داخلی، فعالیت استارلینک در دسامبر ۲۰۲۵ به دستور مقامات قطع شد.

    دورزدن محدودیت‌ها از طریق رومینگ جهانی

    یکی از ویژگی‌های فنی استارلینک، قابلیت استفاده از پایانه‌ها در کشورهای غیرمجاز از طریق طرح‌های «رومینگ منطقه‌ای» و «رومینگ جهانی» است. این قابلیت به کاربران اجازه می‌دهد پایانه‌ای را که در یک کشور مجاز خریداری و فعال شده، به مناطق دیگر منتقل کنند. اگرچه اسپیس‌ایکس در مواردی تحت فشار دولت‌ها یا برای اجتناب از درگیری‌های حقوقی، دسترسی در مناطق خاص را غیرفعال کرده، اما گزارش‌ها حاکی از فعالیت هزاران پایانه قاچاق در برخی جاها و حتی مناطق جنگی تحت کنترل روسیه است.

    یکی از بنیادین‌ترین پرسش‌ها در مورد اینترنت ماهواره‌ای، توانایی آن در شکستن دیوارهای آتش (Firewalls) در کشورهایی است که اینترنت را محدود می‌کنند. ماهیت غیرمتمرکز و فرامرزی سیگنال‌های LEO، ابزارهای سنتی فیلترینگ که بر پایه کنترل ISPهای داخلی استوار است را به‌شدت تضعیف می‌کند. با این حال، تحلیل‌های فنی نشان می‌دهند این به معنای پایان قطعی سانسور نیست، بلکه نبرد به لایه‌های فیزیکی و فرکانسی منتقل شده است.

    مدل‌های نوین کنترل در ایران و چین

    چین با توسعه منظومه‌های ملی خود مانند «چیان‌فان»، در تلاش است جایگزینی برای استارلینک ارائه دهد که تحت نظارت قوانین داخلی این کشور باشد و از این طریق نفوذ فناوری‌های غربی را مهار کند. ایران نیز با الهام از مدل چینی، به سمت توسعه شبکه ملی اطلاعات (NIN) حرکت کرده و اینترنت را به یک سیستم چندلایه تبدیل کرده است که در آن دسترسی‌های خاص (Whitelist) به گروه‌های خاص اعطا می‌شود، در حالی که دسترسی عمومی در زمان‌های خاص به طور کامل قطع می‌شود.

    چالش‌های اینترنت ماهواره‌ای در برابر ابزارهای کنترلی

    اینترنت ماهواره‌ای علیرغم پتانسیل‌های خود، با محدودیت‌هایی در محیط‌های کنترلی روبه‌رو است: شناسایی فیزیکی: برخلاف وی‌پی‌ان‌ها که نرم‌افزاری هستند، استارلینک به آنتن‌های فیزیکی نیاز دارد که توسط پهپادها یا بازرسی‌های خانه‌به‌خانه قابل شناسایی هستند. پارازیت‌های محلی: دولت‌ها می‌توانند با استفاده از جمرهای نظامی، فرکانس‌های Ku و Ka را در مناطق شهری شلوغ مختل کنند. وابستگی به ارز خارجی و قاچاق: تأمین هزینه اشتراک و واردات سخت‌افزار در شرایط تحریم و نظارت شدید مالی، مانع از همگانی‌شدن این ابزار می‌شود.

    پارازیت و اختلال در GPS

    گزارش‌های فنی نشان می‌دهد نیروهای ناظر از جمرهای نظامی با قدرت بالا برای مختل‌کردن سیگنال‌های استارلینک استفاده کرده‌اند. علاوه بر پارازیت مستقیم روی فرکانس‌های مخابراتی، استفاده از جعل سیگنال جی‌پی‌اس (GPS Spoofing) نیز گزارش شده است؛ چراکه پایانه‌های استارلینک برای تنظیم زاویه آنتن و اتصال به شبکه به موقعیت‌یابی دقیق نیاز دارند و اختلال در GPS می‌تواند کل فرایند اتصال را فلج کند. اسپیس‌ایکس در پاسخ، آپدیت‌های نرم‌افزاری برای استفاده از موقعیت‌یابی تقریبی و بهبود تاب‌آوری سیگنال ارائه کرد.

    سامانه مایکروویو پرقدرت چین: پروژه وانگ گانگ

    یکی از مهم‌ترین خبرهای حوزه امنیت فضایی، ادعای پژوهشگران چینی درمورد توسعه یک سامانه فشرده مایکروویو پرقدرت (HPM) است. تیمی از دانشمندان به رهبری «وانگ گانگ» (Wang Gang) در مؤسسه شمال غربی فناوری هسته‌ای (NINT)، از ساخت دستگاهی خبر داده‌اند که قادر است پالس‌های انرژی بسیار قدرتمندی را به سمت ماهواره‌های مدار پایین شلیک کند.

    مشخصات فنی این سامانه که با نام TPG1000Cs شناخته می‌شود، به شرح زیر است: توان خروجی: ۲۰ گیگاوات که یک جهش بزرگ در مقایسه با مدل‌های قبلی محسوب می‌شود. مدت‌زمان پالس: ۵۰ نانوثانیه با نوسانات بسیار کم در نوک پالس (کمتر از دو درصد). پایداری عملیاتی: این سیستم قادر است تا سه هزار پالس پرانرژی را در یک نوبت شلیک کند و در مراحل آزمایشی بیش از ۲۰۰ هزار پالس را بدون افت عملکرد ثبت کرده است. قابلیت تحرک: به دلیل استفاده از ترانسفورماتور تسلا و عایق‌های مایع پیشرفته (۷۱۳۱ Midel)، ابعاد دستگاه به‌شدت کاهش یافته (چهار متر طول) و قابل نصب بر روی تریلر، کشتی یا هواپیماست.

    هدف استراتژیک این سلاح، ایجاد اختلال آنی یا تخریب دائمی مدارهای الکترونیکی ماهواره‌های LEO نظیر استارلینک است. از آنجایی که این ماهواره‌ها در ارتفاع پایین (حدود ۵۵۰کیلومتری) حرکت می‌کنند، در برابر تابش‌های الکترومغناطیسی متمرکز از سطح زمین بسیار آسیب‌پذیر هستند.

    پرونده حقوقی ایران در ITU: میزان موفقیت و اثربخشی

    ایران از سال ۲۰۲۳ تلاش‌های دیپلماتیک و حقوقی گسترده‌ای را در اتحادیه بین‌المللی مخابرات (ITU) آغاز کرد تا از نظر قانونی، اسپیس‌ایکس را مجبور به قطع خدمات در قلمرو خود کند. مبنای استدلال ایران، ماده ۱۸ مقررات رادیویی و قطع‌نامه ۲۲ (۲۳-WRC) است که بر «حقوق فرود» (Landing Rights) حاکمیتی تأکید دارد.

    تصمیمات هیئت مقررات رادیویی (RRB) در سال ۲۰۲۶

    در صدمین جلسه هیئت مقررات رادیویی در فوریه ۲۰۲۶، تحولات مهمی رخ داد: تأیید مجازنبودن فعالیت: هیئت RRB به‌صراحت اعلام کرد فعالیت استارلینک در ایران بدون کسب مجوز از دولت این کشور، نقض مقررات بین‌المللی است. رد ادعای ناتوانی فنی: ایران مدارکی ارائه داد که نشان می‌داد استارلینک پیش‌ازاین بیش از دو هزارو ۵۰۰ پایانه غیرمجاز را در مناطق دیگر غیرفعال کرده است. براساس‌این، ITU ادعای اپراتور مبنی بر ناتوانی در شناسایی و قطع پایانه‌ها در ایران را غیرقابل قبول دانست. فشار بر نروژ: ITU از دولت نروژ (به عنوان اداره ثبت‌کننده ماهواره‌های استارلینک) خواست تا تمام اقدامات لازم را برای توقف فوری ارسال سیگنال به قلمرو ایران انجام دهد.

    با وجود این پیروزی‌های حقوقی روی کاغذ، اثربخشی عملی آن‌ها محدود مانده است. نروژ و ایالات متحده با اتخاذ موضعی محافظه‌کارانه، اعلام کرده‌اند برای قطع خدمات به شواهد فنی دقیق‌تر و مکان‌محور نیاز دارند. این تقابل نشان‌دهنده بن‌بست میان ساختار کلاسیک ITU که بر پایه حاکمیت ملی استوار است و واقعیت‌های نوین فناوری ماهواره‌ای که مرزهای جغرافیایی را نادیده می‌گیرد.

    چشم‌انداز ۲۰۳۵: اینترنت ۶G و یکپارچگی فضا-زمین

    آینده اینترنت فراتر از منظومه‌های کنونی خواهد بود. تا سال ۲۰۳۵، انتظار می‌رود که شبکه ۶G با سرعت‌هایی تا صد برابر ۵G و تأخیر در حد میکروثانیه، به طور کامل با منظومه‌های ماهواره‌ای یکپارچه شود. بازار ۶G تا سال ۲۰۳۵ ارزشی بالغ بر ۹۸.۸۵ میلیارد دلار خواهد داشت و حدود ۳۸ درصد از این بازار در اختیار آمریکای شمالی و سهم بزرگی متعلق به شرق آسیا (چین، ژاپن و کره جنوبی) خواهد بود.

    اینترنت اشیا فضایی (Space-IoT): اتصال مستقیم میلیاردها حسگر در سراسر زمین به منظومه‌های مدار پایین برای مدیریت هوشمند شهرها و زنجیره‌های تأمین.

    ارتباطات هولوگرافیک و واقعیت گسترده (XR): نیاز به پهنای باند عظیم ماهواره‌ای برای انتقال داده‌های واقعیت مجازی و هولوگرام‌های سه‌بعدی در مناطق دورافتاده.

    امنیت مبتنی بر کوانتوم: استفاده از توزیع کلید کوانتومی (QKD) از طریق ماهواره‌ها برای ایجاد شبکه‌های غیرقابل هک.

    تحلیل نهایی و نتیجه‌گیری استراتژیک

    تحول اینترنت در آینده از مسیر «منظومه‌سازی فضا» می‌گذرد. استارلینک و رقبای آن نظیر آمازون لئو، در حال تخریب مدل‌های سنتی حکمرانی دیجیتال هستند. با این حال، کشورهایی نظیر چین و ایران نشان داده‌اند به‌راحتی تسلیم نخواهند شد. تقابل کنونی میان «اینترنت بدون مرز» و «حاکمیت ملی»، به سه جبهه اصلی تقسیم شده است: جبهه تکنولوژیک: رقابت میان اسپیس‌ایکس و منظومه‌های دولتی چین برای اشغال مدارهای کمیاب و باندهای فرکانسی. جبهه نظامی: توسعه تسلیحات مایکروویو (نظیر پروژه وانگ گانگ) و جمرهای پیشرفته برای ایجاد «مناطق پرواز ممنوع الکترونیک» در فضا. جبهه حقوقی: استفاده از نهادهایی مانند ITU برای مشروعیت‌بخشی به قطع دسترسی‌ها و فشار بر اپراتورهای بین‌المللی.

    واقعیت این است که اینترنت ماهواره‌ای دوران سانسور را به شکل کنونی «تغییر» می‌دهد اما لزوما آن را «نابود» نمی‌کند. دولت‌ها به‌جای بستن شیرهای اینترنت در اپراتورهای ارتباطی، به سمت شکار فیزیکی گیرنده‌ها و جنگ الکترونیک در آسمان حرکت کرده‌اند. در افق ۲۰۳۵، پیروز این میدان کسی خواهد بود که بتواند توازن میان «تاب‌آوری شبکه ماهواره‌ای» و «قدرت تخریب سامانه‌های ضدماهواره‌ای» را به نفع خود تغییر دهد. برای کاربران در کشورهای تحت کنترل، استارلینک همچنان یک «راه نجات حیاتی» اما پرخطر باقی خواهد ماند؛ ابزاری که هزینه استفاده از آن می‌تواند از جریمه‌های مالی تا مجازات‌های حبس و اعدام متغیر باشد. این نبرد، فراتر از یک موضوع فنی خواهد بود.

  • ممنون آقای ثابتی که خیالمان را راحت کردی!

    ممنون آقای ثابتی که خیالمان را راحت کردی!

    امیر حسین ثابتی نماینده تهران در مجلس شوای اسلامی اعلام کرد به دلیل قرارگیری کشور در شرایط جنگ، اینترنت بین الملل به این زودی ها برای مردم عادی وصل نخواهد شد!

    ثابتی

    ممنون آقای ثابتی که خیالمان را راحت کردی!. پس از ۶۵ روز از قطعی اینترنت برای ۹۰ میلیون ایرانی، در پی جنگ تحمیلی دشمن آمریکایی – صهیونیستی، شما اولین نفری بودی که با این صراحت، خیال یک ملت را از باز نشدن اینترنت برای ما مردم معمولی آسوده ساختی، تا دیگر چشم انتظار نباشیم. وگرنه ما همچنان با تست وی‌پی‌ان‌های مختلف و تایپ آدرس‌های اینترنتی در گوگل باز هم خودمان را سرکار می‌گذاشتیم که شاید فرجی شود.

    بر خلاف گفته های سایر مسئولین، خصوصاً وزیر ارتباطات و سایر افزاد دولتی و غیر دولتی مرتبط و غیر مرتبط با مقوله امنیت و ارتباطات که وعده می‌دادند، تنها یک نفر پیدا شد و با این صراحت کلام، به ما فهماند که این دفعه با دفعات قبل فرق می‌کند و باید با اینترانت ملی بی‌محتوا و کند داخلی خو بگیریم و یا پولدار باشیم تا از رانت اینترنت پرو بهره ببریم!

    فقط چند سوال وجود دارد که سوال همه مردم است و بهتر است به آن پاسخ دهید:

    اول– چگونه است که اینترنت درست از ساعات اولیه جنگ قطع شد، اما آمار لحظه ای و فیلم اصابت‌ها در شهرهای ایران، تا آخرین روز در رسانه های معاند پخش و منتشر شد؟ چه کسانی فیلترشکن‌های فعال را با وجود برقراری اینترنت قطره‌چکانی ارائه دادند و می‌فروختند؟ اگر اینترنت برای افراد خاص و سیمکارت‌های مشخصی فعال بوده و مابقی مسیر فایروال و پورت‌ها مسدود شده، چگونه فیلترشکن‌ها و کانفیگ‌هایی وجود داشته که کار می‌کرده؟ کدام دیتاسنترها اینترنت بین‌الملل در اختیار داشتند و احتمالاً تونلینگ اتفاق افتاد؟

    دوم– چگونه اینترنت قطع شد، اما خیلی ها هرگز دسترسی‌شان قطع نشد و اینترنت پر‌سرعت در اختیار داشتند؟ چه کسی و با چه انگیزه‌ای اجازه داد، جز سران و مسئولین مرتبط با اداره جنگ و دیپلماسی، دیگرانی که حتی هیچ مسئولیتی ندارند و صرفاً از آنان به فعال رسانه‌ای، مذهبی و یا سیاسی یاد می‌شود، اینترنت سفید داشته باشند و آزادانه توییت بزنند؟ توییت‌های به زبان فارسی افراد ناشناس و مجهول الهویه چه دردی از ما کم می‌کند؟چقدر در سرنوشت جنگ و دفاع از کشور تاثیر داشته است؟  حقیقتاً جز توییت‌های وزیر امور خارجه و دکتر قالیباف و فرماندهان نظامی همچون سردار موسی و …، کدامیک از توییت‌های افراد غیر در نمایش قدرت نظامی، دفاع از کشور و محکومیت جنگ تحمیلی و کشنار ناجوانمردانه مردم ایران تاثیر گذار بودند؟

    سوم – مگر جنگ فقط برای ایران رخ داده و جنگ داحلی است که در بین دست کم ۱۰ کشور درگیر در جنگ تنها اینترنت بین‌الملل در داخل ایران قطع می‌شود؟ چرا مردم این کشورها جز محدودیت های مقطعی و یا برخورد با متخلفین (منتشرکنندگان فیلم و عکس) با قطعی کامل اینترنت مواجه نمی شوند؟و اگر بنا به مصلحت‌های امنیتی و نظامی بوده که همین هم هست، چرا پس از پایان جنگ و برقراری آتش‌بس و با گذشت بیش از ۲۵ روز هنوز اینترنت قطع است؟

    چهارم–  بله، امنیت کشور در دوران جنگی از هرچیز دیگری مهم‌تر است و حتماً در زمان حملات به کشور لازم بوده که اینترنت کنترل شود. نه فقط من، بلکه آحاد جامعه این را می‌داند و می‌پذیرد، اما ما تنها کشور جنگ زده عالم نیستیم، در روسیه، اوکراین، لبنان، غزه و … جنگ وجود دارد. اما اینترنت هم برقرار است! حتی اگر در برخی کشورها اینترنت را به صورت مقطعی قطع کنند، زمان به این طولانی و بی‌هدف نبوده است. صادقانه بگویید حال که کشور در عادی‌ترین حالت پس از جنگ قرار دارد، زندگی در جریان است، آسمان کشور امن است و پرواز‌ها برقرار!، چه دلیلی وجود دارد که باز هم با این غلظت از عدم باز کردن اینترنت سخن می‌گویید؟

    پنجم– همانگونه که گفته شده، اینترنت قطع شده تا دشمن سوء استفاده نکند. بگذریم که آنطرف حتی در زمان قطعی اینترنت تمام بهره‌برداری‌اش را کرد. حال با فروش میلیونی اینترنت طبقاتی به نام اینترنت پرو، چگونه ضمانت می‌کنید افرادی که اکنون به اینترنت سفارشی بدون فیلتر وصلند، سوء استفاده نکنند؟ مگر نمی گویید شرایط جنگی است؟ چگونه اینترنت‌سفیدِ فروشی را مجاز کردید؟ الان که آشکار شد اپراتورها و یا عاملان آنها در فروش این نوع اینترنت تخلف کردند و هرکسی پول داده به اینترنت جهانی وصل شده، امنیت به خطر نیفتاده است؟ از کجا می‌دانید و چگونه تشخیص می‌دهید چه کسانی و چگونه از این رانت ناخواسته بهره می‌برند؟ اگر یک نفر در زمان جنگ فیلم و عکس تهیه کرده باشد و حالا آنها را بفرستد، چگونه تشخیص می‌دهید؟

    بپذیریذ که خطا کردید! اینترنت یا برای همه یا برای هیچکس، اصل عدالتی بود که نادیده گرفته شد. فروش اینترنت بی‌فیلتر به نام تجارت،تحقیق و … عملاً یک طرح اشتباه و مفسده خیز بود که رئیس قوه قضائیه نیز به درستی به آن واکنش نشان دادند. از کافی‌نت گرفته تا باشگاه ورزشی و مزون این مدل اینترنت را به پولدار‌ها می‌فروشند و ما آدم‌های معمولی جامعه،  انگشت حیرت بر دهان گرفته و تنها نظاره می‌کنیم. نظرتان در این مورد چیست؟

    ششم– به خوبی می دانید تمام دولت‌های اخیر در بحث کسب و کار و ایجاد شغل ناتوان و فشل بودند. حتی دولت مرحوم رئیسی هم که وعده یک میلیون شغل در سال را داده بود، نتوانست در این امر موفق باشد!. حال که مردم این کشور با تکیه بر توان خود و با استفاده از ابزارهای موجود و با تکیه بر اینترنت کسب و کار خودشان را راه انداخته‌اند و با قطعی نزدیک به ۳ ماه در طول یک سال گذشته کسب و کارشان نابود شده و درامدشان به صقر رسیده، شما به عنوان نماینده مجلس و همکارانتان چه تدبیری برای جبران خسارت این افراد اندیشیده‌اید؟ خیلی‌ها ضررهای میلیونی دیده‌اند و اکنون به قرض و نزول گرفتن رسیده‌اند. شما چی؟ از دی ماه تا به امروز حقوقتان را گرفته‌اید؟ کم و کسری که ندارید انشالله؟

    هفتم– وارد اعداد و ارقام خسارت‌های روزانه قطع اینترنت و نفرات بیکار شده از این بحران نمی‌شوم، اما به عنوان آخرین بخش، به نظر شما جنگ چه زمانی تمام می‌شود؟ توافق می‌شود؟ درگیری ادامه پیدا می‌کند؟ و یا در این وضعیت بلاتکلیف می‌مانیم؟ می‌خواهم بدانم اگر هر سناریویی جز پایان جنگ پیش رویمان بود، برنامه حاکمیت و نهادهای امنیتی برای ادامه زندگی و معیشت صدها هزار نفر که به صورت مستقیم و غیر‌مستقیم به اینترنت گره خورده، چیست؟ قرار است به همه اینترنت پرو بدهیم؟ به آن زن سرپرست خانوار که صنایع دستی تولید می‌کرد و می‌فروخت و الان حتی پول کرایه خانه را هم تدارد، اینترنت پرو ۲ میلیون تومانی (تازه اگر بخت یارش باشد) بفروشیم؟ شاید این روند تا ۶ ماه دیگر ادامه داشت؟ باید ۶ ماه دیگر به اسم اینترنت بین‌الملل بسته بخرند و به صورت تمام بها در روبیکا فیلم‌های تکراری و مزخرفات زرد بازنشر شده اینستاگرامی را ببینند و سرگرم شوند؟ این برایشان نان و آب می‌شود؟

     

    پ ن: 

    حتماً صلاح کشور و ملت بر این امر استوار است که در برابر تجاوزات دشمن خبیث و خونخوار آمریکایی – اسرائیلی، از حاکمیت و کیان کشور حمایت کنیم. در خیابان و در هر فضای دیگری پشتیبان و حامی قوای نظامی، امنیتی و سربازان و ایثارگران اسلام و انقلاب باشیم. و در این برهه حساس اگر سخت می‌گذرد که حتماً چنین است، زبان بر دهان گرفته و خدایی ناکرده با نقد نابجا و ناصواب امنیت ملی را خدشه دار نکنیم و سکوت کنیم. من نیز سکوت کرده‌ام. مدت‌های بسیاری است که سکوت کرده‌ام. رسانه ما هم مانند خیلی از کسب و کارها آسیب و خسارت بسیاری دیده است. خدا را شکر که از هیچگونه رانت و تبعیضی هم برخوردار نیستیم. هرگاه که مردم معمولی جامعه اینترنت داشتند، ماهم از همان بهره بردیم و به هیچ کجا درخواستی ندادیم. می‌توانستیم، اما نکردیم و نخواهیم کرد. خسارت‌هایی که به این رسانه وارد شده است، شاید با بازگشت شرایط به حالت عادی، ماهها و سالها زمان ببرد تا جبران شود، در برابر امنیت و آرامش کشورمان ایران چیز مهمی نیست. بنابراین هرگز دغذغه شخصی برای نوشتن این گزارش مطرح نیست.

    اما این موضوعات، سوال همه مردم است. پرسش‌هاییکه کسی تا به حال به آن نپرداخته و شوربختانه مسئول و سخنگوی مشخصی نیست که به آنان پاسخ درست و قانع کننده بدهد. وزیر ارتباطات و بدنه دولت مخالف قطعی اینترنت است، نماینده مجلس نظر غیر فنی و ناقص می‌دهد. مجریان و کارشناسان سیما که خود را همه کاره کشور می‌دانند و نظرات متناقض می‌دهند. ای‌کاش! کسی پیدا شود و در یک گفتگوی صریح به سوالات مردم پاسخ دهد و اگر دلیل منطقی و برنامه جبرانی برای رفع دغدغه و مشکلات مردم در این زمینه وجود دارد، کاملاً شفاف توضیح دهد و جامعه را اقناع کند که اکنون بودن اینترنت بین‌الملل با خسارت‌ها و مضراتی همراه است و صلاح مردم در این است. اینکه مردم را به اینترنت‌ملی و شبکه‌های اجتماعی بی‌کیفیت و کند داخلی حواله بدهیم، هم مسئولان آگاه و متخصص و هم آقای ثابتی می دانند نه چاره کار است و نه برای مردم خوشایند.

    خداوند به همه امور واقف است

    مهدی سوری

  • رسانه آمریکایی: چگونه «شاهزاده نارنجیِ ناکام» به سوژه تمسخر جهانی تبدیل شد؟

    رسانه آمریکایی: چگونه «شاهزاده نارنجیِ ناکام» به سوژه تمسخر جهانی تبدیل شد؟

    گزارش‌ها حاکی از آن است که بسیاری از رهبران جهان، در محافل غیرعلنی، ترامپ را «مایه خنده» و فردی دلقک‌گونه تلقی می‌کنند.

    رسانه آمریکایی: چگونه «شاهزاده نارنجیِ ناکام» به سوژه تمسخر جهانی تبدیل شد؟

    عصر ایران – ماکیاولی معتقد بود بهتر است یک حاکم ترس‌انگیز باشد تا محبوب؛ اما دونالد ترامپ در عرصه بین‌المللی در تحقق هر دو ناکام مانده — و همین موضوع او را خطرناک‌تر کرده است.
    به گزارش عصر ایران، رسانه آمریکایی “نیو ریپابلیک” با این مقدمه در مطلبی با عنوان “چگونه «شاهزاده نارنجیِ ناکام» به سوژه تمسخر جهانی تبدیل شد؟” می افزاید: در کتاب شهریار، نیکولو ماکیاولی بیان می‌کند که بهترین حالت برای یک حاکم آن است که هم محبوب باشد و هم موجب هراس، اما از آنجا که این دو به‌ندرت هم‌زمان تحقق می‌یابند، امن‌تر آن است که حاکم ترس‌انگیز باشد تا محبوب. او استدلال می‌کند که ترس، برخلاف محبت که ناپایدار است، قابل اتکاتر است؛ با این حال تأکید می‌کند که یک رهبر باید از منفور شدن پرهیز کند. دونالد ترامپ تلاش دارد خود را به‌عنوان یک خودکامه مطابق این الگو نشان دهد، اما در عرصه بین‌المللی به‌شدت در این مسیر ناکام بوده و همین امر جهان را در موقعیتی خطرناک‌تر قرار داده است.
    بی‌تردید، ترامپ در داخل ایالات متحده تا حدی در به‌کارگیری این الگو موفق بوده است. او نزد گروهی اندک محبوب، نزد بسیاری منفور و نزد همگان هراس‌انگیز تلقی می‌شود. نهادها به‌طور مکرر در برابر خواسته‌های او عقب‌نشینی می‌کنند؛ از افراد و شرکت‌ها گرفته تا مؤسسات حقوقی، بیمارستان‌ها و دانشگاه‌ها ، حتی در مواردی که این خواسته‌ها با قوانین ایالتی یا فدرال در تضاد است.
    حزب جمهوری‌خواه نیز به‌تدریج به «حزب ترامپ» تبدیل شده است؛ جایی که خط‌مشی سازمانی عملاً همان چیزی است که ترامپ در هر مقطع زمانی اعلام می‌کند. در واقع، بسیاری از جمهوری‌خواهان چنان از او هراس دارند که حول روایت‌هایی غیرواقعی ، مانند توصیف رویداد ششم ژانویه به‌عنوان یک اعتراض مسالمت‌آمیز، همسو شده‌اند.
    به تعبیر بازآفرینی‌شده‌ای از جورج اورول «رئیس‌جمهور به شما گفت شواهد چشمان و گوش‌هایتان را انکار کنید؛ این آخرین و اساسی‌ترین فرمان او بود» سرپیچی از این رویکرد، در بهترین حالت به از دست دادن موقعیت سیاسی و در بدترین حالت به مواجهه با پیگرد قضایی از سوی وزارت دادگستری تحت رهبری ترامپ منجر می‌شود.
    با این حال، ترامپ چنین اهرم فشاری بر مردم سایر کشورها یا رهبران آن‌ها ندارد. او در کشورهای دموکراتیک و توسعه‌یافته به‌طور گسترده‌ای منفور است، کشورهایی که حتی یک سال پیش نیز اعتماد چندانی به رهبری او نداشتند. امروزه، بخش بزرگی از افکار عمومی جهان، رضایت بیشتری از نظام اقتدارگرای چین  که منتقدان آن را سرکوبگر و ناقض حقوق بشر می‌دانند، نسبت به رهبری ایالات متحده ابراز می‌کند.
    گزارش‌ها حاکی از آن است که بسیاری از رهبران جهان، در محافل غیرعلنی، ترامپ را «مایه خنده» و فردی دلقک‌گونه تلقی می‌کنند. حتی در سال ۲۰۱۸ نیز تصاویری از خنده پنهانی رهبران به او منتشر شد.
    همچنین گفته می‌شود که بسیاری از دیپلمات‌ها و رهبران خارجی او را فردی خودشیفته، مستعد تأثیرپذیری از چاپلوسی و به‌راحتی قابل هدایت می‌دانند.
     این برداشت باعث شده است که کشورها رویکردی حساب‌شده و گاه نمایشی برای مدیریت سبک دیپلماسی معامله‌محور او اتخاذ کنند؛ رویکردی که گاه از آن با تعابیری مانند «ادای احترام» یا «مدیریت ترامپ» یاد می‌شود.
    اکنون حتی کشورهایی که پیش‌تر او را فردی مفید برای پیشبرد اهداف خود تلقی می‌کردند ، از جمله روسیه  نیز با نزدیک شدن به انتخابات میان‌دوره‌ای ۲۰۲۶، ارزش تعامل با او را رو به کاهش می‌بینند.
     این ارزیابی وجود دارد که جمهوری‌خواهان ممکن است در این انتخابات با شکست مواجه شوند و در نتیجه، توان مانور ترامپ با محدودیت‌های بیشتری از سوی کنگره مواجه شود.
    در برخی کشورها که زمانی از محبوبیت او برخوردار بودند، مانند مجارستان، تلاش‌های آشکار ترامپ و جی‌دی ونس برای اثرگذاری بر انتخابات نیز نتیجه‌بخش نبوده است.
    در مقابل، برخی کشورها مزیت بیشتری در ایستادگی در برابر ترامپ یافته‌اند. برای نمونه، مارک کارنی، نخست‌وزیر کانادا، در سال ۲۰۲۵ با اتخاذ موضعی قاطع در برابر ترامپ، حزب لیبرال را به پیروزی غیرمنتظره‌ای رساند.
    بر اساس نظرسنجی‌ها، ۵۵ درصد از کانادایی‌ها ایالات متحده را بزرگ‌ترین تهدید برای امنیت ملی خود می‌دانند، با این حال در برابر فشارهای واشنگتن برای پذیرش خواسته‌های حداکثری مقاومت می‌کنند.
    در همین حال، ناتو نیز تا حد زیادی صبر خود را از دست داده و عملاً به ترامپ پیام داده که در جنگی که آغاز کرده، باید به‌تنهایی پیش برود. با وجود تهدیدها و فشارهای مکرر ترامپ، هیچ‌یک از رهبران اروپایی ،به‌جز ولودیمیر زلنسکیِ اوکراین، برای کمک به بازگشایی تنگه هرمز اعلام آمادگی نکرده‌اند.
     این وضعیت که در آن ترامپ نه محبوب است و نه هراس‌انگیز، بلکه عمدتاً منفور و مورد تمسخر است ، پیامدهای مستقیمی برای جنگ با ایران دارد. در حال حاضر، به نظر می‌رسد او به تمدید نامحدود آتش‌بس تمایل دارد و بر این فرض تکیه کرده که محاصره اقتصادی در نهایت ایران را وادار به عقب‌نشینی خواهد کرد.
     با این حال، چنین سناریویی بعید به نظر می‌رسد…آنچه اکنون در حال شکل‌گیری است، نوعی رقابت فرسایشی میان ایران و ایالات متحده است برای سنجش میزان تاب‌آوری اقتصادی و به نظر می‌رسد حکومت ایران بیش از جمهوری‌خواهان در آستانه انتخابات ۲۰۲۶ توان تحمل این فشار را داشته باشد.
    ترامپ در روند مذاکرات نیز عمدتاً از لحن تهدیدآمیز استفاده کرده است؛ از وعده نابودی تأسیسات انرژی ایران گرفته تا اظهارات جنجالی در شبکه‌های اجتماعی مبنی بر اینکه «یک تمدن کامل ممکن است امشب نابود شود.» با این حال، واکنش رهبری ایران، با وجود برخی اختلافات داخلی  عمدتاً بی‌اعتنایی بوده است.
    در همین حال نشانه‌ای از بازگشت ایران به میز مذاکره دیده نمی‌شود و نمایندگان آمریکا، از جمله معاون رئیس‌جمهور و فرستاده ویژه در امور خاورمیانه، همچنان در وضعیت انتظار برای آغاز دور جدیدی از مذاکرات قرار دارند.
    در گذر زمان، فشارهای ناشی از محاصره ممکن است بر خود ترامپ انباشته شود و او را ناگزیر کند یا صلحی با شرایط نامطلوب برای ایالات متحده بپذیرد ، که با تصویر او به‌عنوان یک مذاکره‌کننده قدرتمند در تضاد است ، یا بار دیگر به حملات نظامی متوسل شود.
     تا اینجا، حملات نظامی دستاورد قابل توجهی نداشته و بیشتر به تقویت نیروهای تندرو جوان در ایران و نابودی تجهیزات قدیمی منجر شده است؛ تجهیزاتی که اساساً برای بستن تنگه هرمز ضروری نبودند.
    در مقابل، این عملیات به کاهش ذخایر موشکی آمریکا، کشته شدن ۱۳ نظامی این کشور و از بین رفتن تجهیزات بسیار گران‌قیمت و دشوار جایگزین انجامیده است.
    حتی اگر ترامپ بار دیگر حملات را از سر بگیرد، عملاً در تلاش برای خروج از بحرانی خواهد بود که خود در آن گرفتار شده است. هدف اعلامی او برای سرنگونی حکومت ایران از طریق هدف قرار دادن زیرساخت‌های انرژی، پیش‌تر نیز در موارد مشابه موفق نبوده است؛ نه در ویتنام و نه در اوکراین، جایی که حملات به زیرساخت‌های انرژی نتوانسته دولت‌ها را وادار به تسلیم کند.
    پیش‌بینی واکنش ترامپ در صورت ناکامی بیشتر نیز دشوار است: آیا به پذیرش توافقی نامطلوب تن خواهد داد یا به سمت تشدید تنش‌ها، از جمله هدف قرار دادن زیرساخت‌های حیاتی آب در ایران ، مانند سدها و تأسیسات آبرسانی  حرکت خواهد کرد؟ سناریوی دوم می‌تواند پیامدهای انسانی بسیار گسترده‌ای به همراه داشته باشد، از جمله بحران‌های شدید انسانی و مهاجرت‌های گسترده.
    در مجموع، به نظر می‌رسد که ترامپ در عرصه جهانی نه موجب هراس است و نه محبوبیت دارد، بلکه عمدتاً با نفرت و تمسخر مواجه است. این عوامل نقش تعیین‌کننده‌ای در روند بحران جاری با ایران دارند و در نهایت او را میان دو گزینه دشوار قرار می‌دهند: پذیرش شرایط ایران و تلاش برای نمایش آن به‌عنوان یک پیروزی، یا حرکت به‌سمت اقداماتی شدیدتر برای ایجاد بازدارندگی از طریق ترس.
    درباره نیو ری پابلیک
    نشریه نیو ری پابلیک (The New Republic) که در سال ۱۹۱۴ تأسیس شده، یکی از قدیمی‌ترین و تأثیرگذارترین مجلات آمریکایی در حوزه سیاست، فرهنگ و هنر است. این رسانه در طول قرن گذشته به عنوان تریبونی برای روشنفکران و نویسندگان برجسته شناخته شده و نقش مهمی در شکل‌دهی به گفتمان‌های فکری ایالات متحده ایفا کرده است.
    خط مشی این رسانه به طور سنتی لیبرال و چپ‌میانه (Progressive) است. با وجود تغییرات مدیریتی در سال‌های اخیر، نیوریپابلیک همچنان بر ترویج ارزش‌های دموکراتیک، عدالت اجتماعی و نقد ساختارهای قدرت تأکید دارد. این نشریه در رویکرد تحریریه خود تلاش می‌کند تا با نگاهی انتقادی به مسائل روز از جمله تغییرات اقلیمی، نابرابری اقتصادی و حقوق مدنی بپردازد و به عنوان صدایی پیشرو در برابر جریان‌های محافظه‌کار عمل کند.
  • طرح ۳ مرحله ای ایران برای آمریکا : آمادگی برای بحث تعلیق ۱۵ ساله غنی سازی

    طرح ۳ مرحله ای ایران برای آمریکا : آمادگی برای بحث تعلیق ۱۵ ساله غنی سازی

    مرحله اول شامل لغو تدریجی محاصره بنادر ایران همزمان با بازگشایی تنگه هرمز است.

    طرح 3 مرحله ای ایران برای آمریکا : آمادگی برای بحث تعلیق 15 ساله غنی سازی

    ایران طرح ۳ مرحله ای را برای حل بحران فعلی به آمریکا ارائه داده است.

    به گزارش عصرایران، الجزیره با انتشار این خبر نوشته است به جزئیات این طرح دست یافته است.

    ایران و آمریکا بعد از جنگ ۴۰ روزه، با میانجیگری پاکستان وارد آتش بس شدند و این آتش بس همچنان ادامه دارد.
    با آغاز جنگ اسرائیل و آمریکا علیه ایران در ۹ اسفند گذشته، تهران تنگه هرمز را بست و عبور و مرور کشتی ها و نفتکش ها از این آبراه متوقف شد. آمریکا نیز محاصره دریایی بنادر جنوبی ایران را آغاز کرد و مانع از عبور کشتی ها به مقصد و از مبدا بنادر ایران می شود.

    آمریکا طرح پیشنهادی قبلی ایران را رد کرده بود.

    ایران با ارائه طرحی برای حل اختلافات، به دنبال خروج از مرحله فعلی جنگ است.

    جزئیات طرح جدید ایران

    طرح جدید ایران شامل سه مرحله است.

    مرحله اول شامل بخش های زیر است:

    تبدیل آتش بس به پایان کامل جنگ در مدت حداکثر ۳۰ روز.

    ایجاد مرجعیت بین المللی برای تضمین عدم بازگشت به جنگ

    توقف جنگ و درگیری در کل منطقه و تعهد متبادل ایران و آمریکا به عدم تجاوز علیه یکدیگر

    خروج نیروهای آمریکایی از محیط دریایی ایران و توقف تجمع نظامی 

    اصلاح بند غرامت با یک عبارت جدید و نوآورانه 

    لغو تدریجی محاصره بنادر ایران همزمان با بازگشایی تنگه هرمز 

    طرح 3 مرحله ای ایران برای آمریکا : آمادگی برای بحث تعلیق 15 ساله غنی سازی

    بازگشایی تدریجی تنگه هرمز با این شرط که ایران مسئولیت مین روبی را بر عهده می گیرد و به ارائه پشتیبانی آمریکا اعتراض نمی کند.

    تعهد عدم تجاوز میان ایران و آمریکا، شامل متحدان ایران در منطقه و اسرائیل می‌شود.

    مرحله دوم نیز شامل این موارد است:

    توقف کامل فعالیت‌های غنی‌سازی اورانیوم برای دوره‌ای که می‌تواند به ۱۵ سال برسد، مورد بحث قرار می‌ گیرد.

    ایران بر اساس اصل ذخیره صفر اورانیوم غنی شده، بعد از مدت تعلیق غنی سازی، غنی‌سازی را حداکثر در سطح ۳.۶ درصد انجام می دهد.

     برچیدن زیرساخت‌های هسته‌ای یا تخریب تأسیسات رد می شود.

    بررسی سرنوشت ذخایر اورانیوم غنی شده ایران میان دو گزینه انتقال به خارج از کشور یا رقیق سازی در داخل

    تاکید بر ضرورت وجود سازوکار مشخص برای برداشته شدن تحریم ها در مقابل اقدامات هسته ای ایران

    رفع تحریم ها علیه ایران باید شامل آزاد سازی پول های توقیف شده ایران به صورت تدریجی و بر پایه یک سقف زمانی باشد.

    مرحله سوم:

    در مرحله سوم، ایران وارد مذاکرات استراتژیک با کشورهای عربی و منطقه می شود با هدف ایجاد ساختار امنیتی که شامل همه کشورها باشد.

  • از جنگ ۱۲روزه تا جنگ رمضان؛ آنالیز نقش دولت در همبستگی اجتماعی/ تندروها چگونه مردم را عصبانی کردند؟

    از جنگ ۱۲روزه تا جنگ رمضان؛ آنالیز نقش دولت در همبستگی اجتماعی/ تندروها چگونه مردم را عصبانی کردند؟

    در میان وضعیت خطیری که در کمین ایران است، دولت نقشی مهم را در حفظ و حراست از وحدت ملی در پیش دارد. نقشی که می‌توان با پرداختن و پاسخ دادن به بخشی از مطالبات مهم مردم در حوزه‌های اجتماعی و اقتصادی پاسخ داد؛ چرا که مهم‌ترین قدرت ایران در برابر حملات اسرائیل و آمریکا، صرف‌نظر از پاسخ‌ها و استراتژی‌های نظامی، حفظ همبستگی مردم است.

    از جنگ ۱۲روزه تا جنگ رمضان؛ آنالیز نقش دولت در همبستگی اجتماعی/ تندروها چگونه مردم را عصبانی کردند؟

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، اسفندماه ۱۴۰۴ با یک اتفاق تلخ تمام شد؛ تلخی که هنوز رد آن بر تن مردم ایران نشسته است. ۹ اسفند ماه، هنگامی که هنوز تیم دیپلماسی در بحبوحه مذاکرات غیرمستقیم با آمریکا به سر می‌برد، اسرائیل و آمریکا، تهران و شهرهای ایران را هدف حملات موشکی و پهپادی خود قرار دادند و رهبر انقلاب اسلامی و جمعی از سرداران و نیروهای ارشد نظامی ایران، کودکان و مردم غیرنظامی را به شهادت رساندند و ایرانیان را به سوگ هموطنان خود نشاندند.

    اگرچه نیروهای نظامی ایران به سرعت از همان روزهای ابتدایی جنگ، تنگه هرمز را بستند و جنگ را نامتقارن و منطقه‌ای را شروع کردند، ولی نبرد نظامی ۳۹ روز به درازا کشید و هنوز هم علی‌رغم آتش‌بس دو هفته‌ای میان تهران و واشنگتن، سایه حمله نظامی بر سر کشور سنگینی می‌کند. آتش‌بسی که از همان ابتدا شکننده بوده و پس از شکست مذاکرات اسلام‌آباد، احتمال حمله جنگنده‌های آمریکایی و اسرائیلی در کشور بیش از پیش است.

    با این حال، مسعود پزشکیان علی‌رغم تمام بدشانسی‌ها و رخدادهای غم‌انگیزی که در طول ریاست‌جمهوری‌اش رخ داده، توانست در تمامی جنگ‌ها، ارزاق مردم را تأمین کند، برق و آب و بنزین و نان را در دسترس قرار دهد و همین موضوع به یکی از مهم‌ترین دستاوردهای دولت‌اش تبدیل شده است.

    از انسجام جنگ ۱۲ روزه تا خیز تندورها علیه دولت

    از سوی دیگر، آنچه در هفته‌های اخیر بخش‌های مهم حاکمیت بر آن تأکید کردند، حفظ وحدت و انسجام ملی است. انسجامی که در جنگ ۱۲ روزه به خوبی شکل گرفت و توانست شکاف ایجادشده میان نظام و مردم و سیاسیون را ترمیم کند، اما علی‌رغم تلاش‌های دولت و نظام، خیلی زود از بین رفت و به اعتراضاتی و حوادثی منجر شد.

    اگر کمی به عقب برگردیم، در خرداد ماه سال ۱۴۰۴، تمامی مردم و اهالی سیاست فارغ از چپ یا راست بودنشان، پا به میدان گذاشتند و حمله اسرائیل به کشور را محکوم کردند. در سوی دیگر میدان هم، سیاسیونی که بارها انتقادات تندی را نسبت به رفتار حاکمیت مطرح کردند و شکاف فکری عمیقی با نظام داشته و دارند نیز به حمایت از ایران پرداختند. به بیان دیگر، در جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل، روزنامه‌نگاران، خوانندگان و حتی سیاسیونی که در زندان بوده یا ترک وطن کردند، حمایت از وطن را به اختلافات سیاسی ترجیح دادند.

    همبستگی ملی که به نقطه قوت و قدرت مهمی برای ایران در مقابل حمله تل‌آویو به تهران در بهار ۱۴۰۴ بود، فرصت طلایی را برای انجام برخی اصلاحات در کشور ایجاد کرده بود. اقدامی که دولت با شعار همیشگی وفاق ملی سعی در انجام آن داشت و در تلاش بود تا با پیوستن به FATF و تصویب لوایح پالرمو و CFT، برداشتن فیلترینگ به مطالبات اجتماعی و اقتصادی مردم پاسخ بدهد.

    اما گویی تندورها و افراطیونی که همواره خواهان به دست گرفتن قدرت در کشور بوده و اهمیتی هم به خواست و مطالبات مردمی ندارند، این موضوع چندان به مذاقشان خوش نیامده بود که بلافاصله پس از آتش‌بس ایران و اسرائیل، از همان تیر ماه سال گذشته، شمشیرشان را علیه دولت تیز کردند و طرح عدم کفایت سیاسی رئیس‌جمهور را به راه انداختند.

    در واقع، نمایندگان مجلس که پیش از آغاز جنگ ۱۲ روزه، به دنبال استیضاح رئیس دولت چهاردهم بودند، در پی سفر یک روزه مسعود پزشکیان به آذربایجان برای شرکت در اجلاس سران کشورهای سازمان همکاری‌های اقتصادی (اکو)، فضایی رسانه‌ای علیه او به راه انداختند و با بهانه‌های واهی چون زبان بدن رئیس‌جمهور یا همراهی دخترش در این سفر، او را در کنار ابوالحسن بنی‌صدر قرار دادند.

    زمزمه‌ها درباره بنی‌صدرسازی از مسعود پزشکیان توسط دلواپسان ادامه داشت تا آنکه انتشار مصاحبه رئیس دولت چهاردهم با تاکر کارلسون، خبرنگار آمریکایی تبدیل به جرقه‌ای در انبار باروت شد و مخالفان رئیس‌جمهور با امضای طوماری خواستار استیضاح رئیس‌جمهور شدند. اقدامی که با مخالفت و واکنش صریح مقامات ارشد کشور همراه شد.

    استیضاح و جدال میان دولت و مجلس

    از دیگر اقداماتی که تندروها علیه دولت به راه انداختند، صف طولانی وزرا برای استیضاح بود. فرزانه صادق وزیر راه و شهرسازی، احمد میدری وزیر کار، غلامرضا نوری قزلجه وزیر جهاد کشاورزی، عباس علی‌آبادی وزیر نیرو، ۴ وزیر اصلی بودند که بهارستانی‌ها خیز جدی را برای خروج آنان از دولت برداشته بودند و در این هنگام، وزرای دیگری هم بودند که اگر اقدامی خلاف میل نمایندگان انجام می‌دادند، تهدید به استیضاح می‌شدند. عباس عراقچی وزیر امور خارجه و ستار هاشمی وزیر ارتباطات از همین دست وزرا بودند.

    تهدید وزرا به استیضاح و برکناری با واکنش صریح محمدجعفر قائم‌پناه، معاون اجرایی رئیس‌جمهور همراه شد و به اختلافات پاستور و بهارستان بیشتر دامن زد. او با بیان اینکه هر چه مجلس کمتر در امور اجرایی مداخله کند دولت بیشتر می‌تواند به کار اصلی خود بپردازد، گفته بود: «امیدوارم هماهنگی بین دولت و مجلس بیشتر شود؛ البته در سران قوا، رئیس محترم مجلس و اکثر نمایندگان مجلس با دولت همراه بوده و هماهنگی دارند.»

    اظهارات وی با واکنش تند نمایندگان همراه شد و با وجود اینکه جلسه استیضاحی برای هیچ یک از اعضای کابینه پزشکیان شکل نگرفت، اما تا پیش از آغاز جنگ رمضان، همچنان این ابزار نظارتی مجلس، به عنوان تهدیدی مهم پیش روی دولت قرار داشت.

    اینترنت طبقاتی و حذف ارز ترجیحی 

    جدای از اقدامات تندروها برای دوقطبی سازی و کسب قدرت، دو اقدام دولت پزشکیان در شرایطی که جامعه در فضای ملتهبی قرار داشت، تبدیل به نقطه ضعف آن شد. هرچند که مسعود پزشکیان یکی از مهم‌ترین مخالفان قطعی اینترنت و فیلترینگ بوده و در انتخابات ریاست‌جمهوری آن را به یک قفس تشبیه کرده بود، اما بیشترین زمان قطعی اینترنت در دولت او رقم خورده است؛ ابتدا در ۱۲ روز جنگ ایران و اسرائیل، دوم اعتراضات دی‌ماه و سپس از زمان شروع جنگ رمضان.

    با این حال گمانه‌زنی‌ها و انتشار شایعاتی درباره طبقاتی شدن اینترنت و در کنار لایحه «مقابله با انتشار محتوای خبری خلاف واقع» خشم عمومی را نیز به همراه داشت. هرچند که دولت در پی اعتراضات مردم و کارشناسان این لایحه را مسترد کرد، اما مطالبه وصل شدن اینترنت و رفع فیلترینگ هنوز به سرانجام نرسیده است.

    از دیگر اعتراضات مردم به دولت نیز مربوط به گرانی پی‌درپی طلا و ارز در ماه‌های آذر و دی‌ماه سال گذشته است که منجر به استعفای محمدرضا فرزین، رئیس کل بانک مرکزی و بازگشت عبدالناصر همتی شد. اعتراضاتی که دولت آن را به رسمیت شناخت، اما همزمان با آن، حذف ارز ترجیحی کالاهای اساسی، گرانی را تشدید کرد و در پی فراخوان‌هایی که از سوی خارج از کشور رخ داد، منجر به حوادث تلخ و جان باختن تعدادی از هموطنان کشور گشت.

    جنگ رمضان و انسجام دوباره مردم

    با حمله دوباره آمریکا و اسرائیل به ایران و شهادت رهبر انقلاب اسلامی، بار دیگر انسجام ملی که در سال گذشته خدشه‌دار شده بود، شکل گرفت و حتی تعدادی از کسانی که در پی حوادث دی‌ماه، انتقاداتی فراوانی نسبت به نظام و حاکمیت داشتند، بار دیگر به حمایت از وطن پرداختند. حال، در میان وضعیت خطیری که در کمین ایران است، دولت نقشی مهم را در حفظ و حراست از وحدت ملی در پیش دارد. نقشی که می‌توان با پرداختن و پاسخ دادن به بخشی از مطالبات مهم مردم در حوزه‌های اجتماعی و اقتصادی پاسخ داد؛ چرا که مهم‌ترین قدرت ایران در برابر حملات اسرائیل و آمریکا، صرف‌نظر از پاسخ‌ها و استراتژی‌های نظامی، حفظ همبستگی مردم است.

  • آسمان آبی چندروزه، اعترافی به سال‌ها تصمیم غلط

    آسمان آبی چندروزه، اعترافی به سال‌ها تصمیم غلط

    آسمان آبی روزهای اخیر در کلان‌شهرها، فراتر از یک تغییر جوی، نشان‌دهنده امکان‌پذیر بودن بهبود کیفیت زندگی شهری در صورت اصلاح سیاست‌های مدیریتی است. این وضعیت موقت، پرسش‌های جدی را درباره چرایی استمرار سیاست‌های منجر به آلودگی مزمن و هزینه‌های سلامت شهروندان برانگیخته است.

    آسمان آبی چندروزه، اعترافی به سال‌ها تصمیم غلط

    شهروندان تهرانی و سایر کلان‌شهرها در روزهای اخیر، پس از بارندگی‌های قابل توجه، بار دیگر هوایی پاک و آسمانی آبی را تجربه کردند؛ تجربه‌ای کوتاه اما معنادار که بیش از هر گزارش و آمار رسمی، این واقعیت را یادآوری می‌کند که بخش قابل‌توجهی از آلودگی مزمن هوا، نه یک سرنوشت اجتناب‌ناپذیر، بلکه نتیجه سال‌ها تصمیم‌گیری نادرست در حوزه صنعت، سوخت و مدیریت منابع آلاینده است.آسمان آبی چندروزه، اعترافی به سال‌ها تصمیم غلط

    سال‌هاست که ما شهروندان تهرانی و سایر کلان‌شهرها، آلودگی هوا را نه به‌عنوان یک بحران مقطعی، بلکه به‌مثابه یک وضعیت مزمن و فرساینده تجربه کرده‌ایم؛ وضعیتی که در آن، تعطیلی‌های پی‌درپی مدارس و ادارات، افزایش بیماری‌های تنفسی و کاهش کیفیت زندگی، به بخشی عادی از زیست شهری تبدیل شده است. در این میان، «هوای پاک» به‌جای آنکه یک حق بدیهی باشد، به یک اتفاق نادر و گذرا تقلیل یافته است.

    اما آنچه در روزهای اخیر رخ داد، صرفاً یک تغییر آب‌وهوایی نبود؛ بلکه یک نشانه روشن و قابل تامل از امکان تغییر وضعیت موجود بود. کاهش محسوس آلودگی هوا همزمان با افت یا توقف فعالیت برخی صنایع آلاینده در اطراف کلان‌شهرها و همچنین عدم استفاده از سوخت‌های سنگینی مانند مازوت، این فرض را تقویت می‌کند که ریشه‌های بحران آلودگی، بیش از آنکه طبیعی باشند، به الگوهای نادرست تولید و مصرف بازمی‌گردند.

    این تجربه کوتاه، به‌نوعی یک «آزمایش واقعی» بود؛ آزمایشی که بدون نیاز به پیچیدگی‌های آماری، نشان داد با کاهش منابع آلاینده، کیفیت هوا در مدت زمانی کوتاه به‌طور محسوسی بهبود می‌یابد. چنین نتیجه‌ای، به‌روشنی بیانگر آن است که ادامه وضعیت فعلی، بیش از آنکه ناشی از ناتوانی باشد، به استمرار برخی سیاست‌ها و تصمیمات بازمی‌گردد.

    برای شهروندانی که سال‌هاست هزینه این شرایط را با سلامت خود پرداخته‌اند، این تغییر موقت، نه‌تنها امیدبخش، بلکه مطالبه‌برانگیز است. دیگر نمی‌توان این پرسش را نادیده گرفت که اگر امکان تجربه هوای پاک وجود دارد، چرا این وضعیت نباید پایدار شود؟

    از مسئولان کشور انتظار می‌رود این نشانه روشن را جدی بگیرند و با نگاهی مسئولانه و آینده‌نگر، نسبت به اصلاح سیاست‌های زیست‌محیطی اقدام کنند. انتقال صنایع آلاینده به خارج از حریم شهری، کاهش وابستگی به سوخت‌های پرآلاینده، و تقویت نظارت بر منابع تولید آلودگی، می‌تواند گامی موثر در مسیر بازگرداندن هوای پاک به کلان‌شهرها باشد.

    آسمان آبی این روزها، صرفاً یک اتفاق خوشایند نیست؛ بلکه هشداری است روشن از اینکه مسیر گذشته نیازمند بازنگری جدی است. شهروندان تهرانی و سایر کلان‌شهرها امروز بیش از هر زمان دیگری، انتظار دارند این تجربه کوتاه، به نقطه آغاز یک تغییر ماندگار تبدیل شود.

    مونا ارشادی فر
    فعال رسانه ای

  • شهرداری تهران: ۳۹ هزار واحد مسکونی در جنگ آسیب دیدند

    شهرداری تهران: ۳۹ هزار واحد مسکونی در جنگ آسیب دیدند

    ارائه بن‌کارت ۴۰۰ میلیون تومانی به منظور جبران بخشی از خسارات وارده به لوازم خانگی از دیگر اقدامات شهرداری تهران است.

    شهرداری تهران: ۳۹ هزار واحد مسکونی در جنگ آسیب دیدند

    شهرداری تهران اعلام کرد: ۳۹ هزار و ۵۸۵ واحد در تهران از زمان آغاز جنگ رمضان تا اعلام آتش‌بس آسیب دیده‌اند.

    به گزارش ایرنا، براساس این گزارش، واحدهای آسیب‌دیده برمبنای میزان خسارت به چهار گروه «الف»، «ب»، «جیم» و «دال» تقسیم شده‌اند.

    این گزارش می‌افزاید: گروه الف، واحدهای با خسارت جزئی هستند که شامل شکستگی شیشه و پنجره می‌شود، تعداد واحدهایی که خسارت جزئی دیده‌اند که ۳۲هزار و ۶۴۳ (۳۲۶۴۳) مورد است. ۵۰ درصد واحدها، روند بازسازی را سپری کرده‌اند.

    در این گزارش آمده است: گروه ب، واحدهایی هستند که به تعمیرات متوسط نیاز دارند که شامل پایدارسازی و تعمیر می‌شود. تعداد واحدهای آسیب‌دیده در این گروه پنج هزار و ۱۳۳ مورد است و اسکان اضطراری ساکنان گروه ب در مجموعه‌های اقامتی تا پایان تعمیرات در دستور کار قرار دارد.

    این گزارش می‌افزاید: گروه جیم، واحدهایی هستند که به مقاوم‌سازی نیاز دارند که سازمان نوسازی نسبت به مقاوم‌سازی این واحدهای اقدام می‌کند. بنابر اعلام شهرداری تهران، ۸۲۵ واحد در این گروه قرار دارند.

    همچنین تعداد واحدهای آسیب‌دیده در گروه «دال» ۹۸۴ مورد است که این واحدها تخریب شده و به بازسازی کامل نیاز دارند.

    شهرداری تهران برای گروه‌های «جیم» و «دال» تمهیداتی در نظر گرفته که شامل اجاره مسکن یا پرداخت ودیعه ۲ میلیارد تومانی و ۴۰ میلیون تومان اجاره ماهانه می‌شود.

    ارائه بن‌کارت ۴۰۰ میلیون تومانی به منظور جبران بخشی از خسارات وارده به لوازم خانگی از دیگر اقدامات شهرداری تهران است.

    براساس این گزارش، پرداخت خسارت خودرو و اثاثیه طی چهار مرحله انجام می‌شود، ثبت در ستاد بحران، تایید پلیس، ارجاع به بیمه ایران و در نهایت پرداخت، تمهیدات در نظر گرفته شده برای این حوزه است.

  • توان دفاعی ایران مانع حمله مجدد آمریکا و اسرائیل؟!

    توان دفاعی ایران مانع حمله مجدد آمریکا و اسرائیل؟!

    ایران در دهه گذشته توان بازدارنده‌ای ساخته که به جایِ وعدهٔ پیروزی قطعی در جنگ‌های کلاسیک، امکان تحمیل هزینه‌های سنگین و نامطلوب را به مهاجم می‌دهد؛ همین ویژگی است که دست‌کم تا به امروز، تردیدهای برجسته‌ای را در حلقه‌های قدرتِ ایالات متحده و اسرائیل به وجود آورده است.

    جنگ ایران و آمریکا

    این گزارش سعی دارد با بازخوانی مسیر از «جنگ ۱۲ روزه» تا امروز، ترکیب نیروی نظامی، استراتژی‌های نامتقارن، و محدودیت‌های هر طرف را بررسی کند تا روشن شود آیا ایران واقعاً می‌تواند مانعِ اقدام نظامی مستقیم شود یا فقط سدّی موقت در برابر سیاست‌های فشارِ حداکثری است.

    گزارش اختصاصی رسا نشر در گفت‌وگو با کارشناسان نظامیِ مستقل، تحلیلگران سیاسی و مدارکِ منتشرشده از منابع باز، نشان می‌دهد که جمع‌بندی دربارهٔ «توان دفاعی ایران» باید چندلایه و واقع‌بینانه باشد: نه ایستادگیِ مطلق و نه شکنندگیِ کامل.

    پیش‌زمینه تاریخی؛ از «جنگ ۱۲ روزه» تا تحول در تهدیدها

    وقایع منطقه پس از آنچه در محافل رسانه‌ای به «جنگ ۱۲ روزه» خوانده شد، یک واقعیت را برجسته کرد: تنش‌های کوتاه‌مدت می‌توانند به موتورِ تحول در انتخاب‌های نظامی و راهبردی تبدیل شوند. تجربه‌های میدانی نشان داد که کشورهای منطقه، از جمله ایران، به جای تکیه صرف بر نیروی هوایی و زرهی سنتی، به توسعهٔ مجموعه‌ای از ابزارهای پرهزینه‌ساز برای مهاجم روی آوردند؛ از موشک‌های بالستیک و کروز تا پهپادها و جنگ‌الکترونیک که می‌توانند خطوط تدارکاتی و زیرساخت‌های حیاتی را هدف قرار دهند.

    عناصر کلیدی توان دفاعی ایران

    موشک‌ها و سامانه‌های بالستیک

    یکی از ستون‌های اصلیِ بازدارندگی ایران، توسعهٔ توان موشکی است. طی سال‌های اخیر ایران به برد، دقّت و تعدد موشک‌ها افزوده است؛ از موشک‌های کوتاه‌برد تاکتیکی تا موشک‌های بالستیک میان‌برد که می‌توانند اهدافی در منطقه را پوشش دهند. این مجموعه به همراه توانِ آماده‌سازی سریع برای شلیک، هزینهٔ عملیات نظامی تهاجمی را برای هر مهاجمی افزایش می‌دهد.

    اینفوگرافی موشک های ایرانی

    پهپادها و جنگ غیرمتقارن

    پهپادهای رزمی و شناسایی به ایران امکان می‌دهند تا هم عمق عملیاتی دشمن را ببینند و هم حملات دقیق‌تری را انجام دهند؛ تجربهٔ استفاده از پهپادها در جبهه‌های منطقه‌ای و علیه اهداف دریایی نشان داد که این ابزارها در ترکیب با موشک‌ها بسیار تاثیرگذار هستند.

    نیروی دریایی و تهدید خطوط کشتیرانی

    تهدیدات علیه تردد دریایی در تنگه هرمز و ترافیک نفتی منطقه، یکی از مهم‌ترین اهرم‌های تهران برای فشارگذاری است. وجود قایق‌های تندرو، مین‌های دریایی، و قابلیت حمله به کشتی‌ها می‌تواند هزینهٔ اقتصادی و نظامی را برای مهاجم بالا ببرد و در نتیجه بازدارندگی غیرقابل‌چشم‌پوشی ایجاد کند.

    جنگ الکترونیک، سایبری و پدافند هوایی

    سرمایه‌گذاری در جنگ الکترونیک، شبکه‌های فرماندهی توزیع‌شده، و تلاش برای تقویت پدافند هوایی، چه با سامانه‌های توسعه‌یافته داخلی و چه از طریق تحصیل تجهیزات خارجی بخشی از تلاش ایران برای کاهش اثربخشی حملات دقیقِ دورپرواز است. البته این امکانات محدودیت‌هایی هم دارند و نباید آنها را نشانهٔ مصونیت کامل دانست.

    نیروهای پنهان در منظقه؟

    حمایت ایران از گروه‌های نیابتی در عراق، لبنان، سوریه، یمن و غزه یک بعد فرامنطقه‌ای به توان بازدارنده می‌بخشد. این شبکه‌ها به ایران امکان می‌دهند تا فشار را در نقاط متنوعی اعمال کند و هزینه‌های بین‌المللی و منطقه‌ای برای هر گونه حمله مستقیم را افزایش دهد.

    قیمت لحظه ای طلا، سکه و ارز

    موانع و محدودیت‌های توان دفاعی ایران

    با وجود رشد کیفی و کمی در برخی حوزه‌ها، ایران همچنان با محدودیت‌هایی روبه‌روست که در هر ارزیابی واقع‌بینانه باید لحاظ شوند:

    • نبود برتری هوایی: نیروی هوایی ایران در مقایسه با آمریکا و اسرائیل، به‌ویژه در حوزهٔ فناوری رادارگریز و هواپیماهای نسل جدید، ضعف دارد.
    • زیرساخت‌های حساس: حملات دقیق می‌توانند زیرساخت‌های حیاتی را هدف قرار دهند و ایران را با چالش‌های سنگین اقتصادی روبه‌رو سازند.
    • تحریم‌ها و محدودیت‌های صنعتی: تولید تجهیزات پیشرفته و فراهم‌سازی قطعات کلیدی در شرایط تحریم محدودیت ایجاد کرده است.

    آیا تردیدِ ترامپ و نتانیاهو ناشی از توان دفاعی ایران است؟

    جواب صریح نیست؛ اما تحلیلِ رخدادها نشان می‌دهد که چند عامل در ترکیب با یکدیگر عمل کرده‌اند. از یک سو، توان موشکی، ظرفیت حمله به زیرساخت‌ها، و شبکه‌های نیابتی ایران، سناریوی هزینه‌ساز و پرخطر را برای هر مهاجم متصور می‌کند. از سوی دیگر، ملاحظات سیاسی داخلی، فشار بین‌المللی، محاسبات اقتصادی، و ترس از گسترش منطقه‌ای جنگ که می‌تواند به بهای کارزارهای سیاسی در انتخابات و جامعهٔ بین‌الملل تمام شود، همواره در تصمیم‌گیری رهبران ایالات متحده و اسرائیل اثرگذار بوده‌اند.

    نمونه‌هایی از لحظات تصمیم‌ساز

    وقایع سال‌های اخیر از جمله کشیده شدن ناوهای آمریکایی به خلیج فارس، حملات محدود و هدفمند، و اقداماتی مانند ترور فرماندهانِ میانی یا حملات سایبری نشان داد که واشینگتن تمایل دارد از ورود به جنگ فراگیر اجتناب کند. در همان زمان، اسرائیل نیز دربارهٔ عملیات نظامی مستقیم علیه ایران همواره مجموعه‌ای از سناریوها را مورد سنجش قرار داده؛ سناریوهایی که هزینه‌های سیاسی و نظامی را درنظر می‌گیرند. در چرخشِ قدرتِ بازدارندگی، تواناییِ ایران در وارد آوردن خسارات قابل توجه به هم‌پیمانانِ دشمن، یکی از عوامل مهمی است که به تردید منجر شده است.

    اگر جنگ شود؛ چه اتفاقی ممکن است بیفتد؟

    یک جنگ تمام‌عیار بین ایران از یک سو و آمریکا/اسرائیل از سوی دیگر، سناریویی است که بیشتر تحلیلگران آن را به‌عنوان سناریوی باخت-باخت توصیف می‌کنند. احتمالاتی که باید در نظر گرفت شامل موارد زیر است:

    • آسیب پرهزینه به زیرساخت‌ها و اقتصاد منطقه؛
    • گسترش جنگ به جبهه‌های نیابتی و تبدیل شدن به درگیری فراگیر منطقه‌ای؛
    • استفاده از تاکتیک‌های تهدیدآمیز علیه خطوط حمل‌ونقل انرژی که می‌تواند بازار جهانی نفت را متشنج کند؛
    • عملیات چریکی و سایبری که توازن قوا را به سود جانب غیرمتقارن تغییر می‌دهد اما تضمین‌کنندهٔ پیروزی نظامی نیست.

    در نهایت، آنچه امروز شاهدیم نه یک «پارادوکس شکست‌ناپذیری» ایران و نه یک «ضعف کامل» است؛ بلکه مجموعه‌ای از قابلیت‌ها و محدودیت‌ها که در عمل، بازدارندگیِ کافی برای جلوگیری از آغاز یک جنگ وسیع را فراهم کرده‌اند اما این بدان معنا نیست که ایران می‌تواند در یک رویارویی نظامی تمام‌عیار، آمریکا و اسرائیل را به شکل سنتی شکست دهد. تردیدهایی که در سیاست‌ورزی رهبران خارجی دیده می‌شود، صرفاً ناشی از یک عامل تکی نیست؛ بلکه نتیجهٔ محاسبهٔ ترکیبی از توانایی‌های نظامی ایران، هزینه‌های سیاسی و اقتصادیِ بالقوهٔ جنگ، نگرانی‌های بین‌المللی و محاسبات داخلیِ طرف‌های مهاجم است.

    پیام روشن برای سیاست‌گذاران داخلی و خارجی این است که بازدارندگی مؤثر، آن‌گونه که امروز ایران نشان می‌دهد، مبتنی بر تواناییِ تحمیلِ هزینه است نه وعدهٔ پیروزی قاطع. این وضعیت دوره‌ای از ثبات شکننده به وجود می‌آورد: ثباتی که می‌تواند با اشتباه محاسباتی، حادثه‌ای ناخواسته یا تغییر در معادلات داخلیِ هر یک از طرف‌ها به بحران تبدیل شود. بنابراین گفتگو، کانال‌های ارتباطی و مکانیزم‌های مدیریت بحران برای جلوگیری از تبدیلِ تردید به فاجعه، اهمیت حیاتی دارند.

     

  • لبه تیغ یا میز مذاکره؟ ایران و آمریکا میان جنگ پرهزینه و توافق پرابهام

    لبه تیغ یا میز مذاکره؟ ایران و آمریکا میان جنگ پرهزینه و توافق پرابهام

    گزارش پیشِ‌رو تلاش می‌کند به یک پرسش قدیمی اما همیشه زنده پاسخ بدهد: آیا مسیر روابط ایران و آمریکا به سمت درگیری نظامی می‌رود یا دوباره به اتاق‌های بسته مذاکره ختم می‌شود؟ پاسخ کوتاه این است: هر دو سناریو زنده‌اند، اما احتمال وقوع‌شان یکسان نیست.

    لبه تیغ یا میز مذاکره؟ ایران و آمریکا میان جنگ پرهزینه و توافق پرابهام

    تصویر کلی: تنش مزمن، نه جنگ فوری

    روابط ایران و آمریکا سال‌هاست در وضعیت «نه صلح، نه جنگ» منجمد شده؛ وضعیتی که در علم سیاست به آن تنش کنترل‌شده می‌گویند. یعنی دو طرف دائماً فشار وارد می‌کنند، اما مراقب‌اند فشار از آستانه انفجار عبور نکند. این الگو تصادفی نیست؛ حاصل تجربه‌های پرهزینه در خاورمیانه است.

    چرا جنگ تمام‌عیار بعید است؟

    جنگ مستقیم میان ایران و آمریکا فقط یک درگیری دوجانبه نیست؛ زنجیره‌ای از بحران‌های منطقه‌ای و جهانی را فعال می‌کند:

    • اختلال در انرژی جهانی و شوک به بازار نفت

    • کشیده شدن پای بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای

    • هزینه انسانی و اقتصادی سنگین برای هر دو طرف

    از نگاه واشنگتن، جنگ جدید در خاورمیانه توجیه افکار عمومی و سیاسی ندارد. از نگاه تهران، جنگ مستقیم ریسک بقا و ثبات داخلی را بالا می‌برد. نتیجه؟ بازدارندگی متقابل، حتی در اوج تنش.

    پس این همه تهدید و مانور برای چیست؟

    تهدیدها بیشتر ابزار چانه‌زنی‌اند تا مقدمه جنگ. هر دو طرف از زبان قدرت برای بهبود موقعیت خود پشت میز مذاکره استفاده می‌کنند؛ حتی وقتی مذاکره‌ای در کار نیست. این همان پارادوکس سیاست بین‌الملل است: هرچه فریادها بلندتر، احتمال توافق پشت پرده بیشتر.

    سناریوی توافق: محتمل اما شکننده

    توافق احتمالی ایران و آمریکا، اگر رخ دهد، نه «صلح بزرگ» خواهد بود و نه بازگشت ساده به گذشته. بیشتر شبیه یک توافق حداقلی است:

    • کاهش محدود تحریم‌ها در برابر کنترل یا مدیریت برخی تنش‌ها

    • توافق‌های گام‌به‌گام، قابل بازگشت و بدون اعتماد عمیق

    • تمرکز بر مدیریت بحران، نه حل ریشه‌ای اختلافات

    این نوع توافق برای هر دو طرف قابل فروش‌تر است؛ نه شکست کامل است، نه عقب‌نشینی آشکار.

    نقش متغیرهای پنهان

    چند عامل بیرونی می‌توانند کفه ترازو را جابه‌جا کنند:

    • تحولات منطقه‌ای (از خلیج فارس تا شرق مدیترانه)

    • فشارهای اقتصادی داخلی در هر دو کشور

    • تغییر اولویت‌های قدرت‌های بزرگ دیگر

    این متغیرها معمولاً مسیر را تعیین می‌کنند، نه شعارهای رسمی.

    جمع‌بندی تحلیلی

    اگر بخواهیم واقع‌بین باشیم:

    • جنگ مستقیم: پرهزینه، پرریسک و در کوتاه‌مدت کم‌احتمال

    • توافق محدود: محتمل‌تر، اما ناپایدار و مشروط

    • ادامه وضعیت فعلی: محتمل‌ترین سناریو در کوتاه‌مدت

    روابط ایران و آمریکا شبیه دو صفحه تکتونیکی است؛ فشار دائماً جمع می‌شود، اما زلزله بزرگ معمولاً زمانی رخ می‌دهد که کمتر انتظارش را داریم. تا آن زمان، جهان با لرزش‌های کوچک و توافق‌های نیم‌بند کنار می‌آید.

    این پرونده باز می‌ماند، چون سیاست بین‌الملل هیچ‌وقت «پایان قطعی» ندارد؛ فقط فصل‌های جدید.