دسته: یادداشت روز

  • زیباکلام: حکومت در محدود کردن فضای مجازی سکه یک پول شده است

    زیباکلام: حکومت در محدود کردن فضای مجازی سکه یک پول شده است

     

    سلبریتی در ایران پدیده جدیدی است و حکومت نباید اینقدر نگران این موضوع و به طور کلی فضای مجازی باشد. حکومت باید اجازه دهد این فضا رشد و پیشرفت کند؛ چراکه اگر هم بخواهد مداخله کند، کاری از دستش برنمیاید و تا الان هم هر کاری کرده، سکه یک پول شده است.
    آزادی فضای مجازی، کاهش یا افزایش محدودیت‌ها در رسانه‌های اجتماعی، قانون‌مداری یا آزادی مطلق سلبریتی‌ها در بیان نظراتشان و تبلیغ برخی کالاها و … از جمله مهمترین موضوعاتی است که در نشست «چهره‌های مشهور و تاثیر آنها بر افکار عمومی» به آنها پرداخته شد.

    به گزارش ایسنا، سومین نشست از سلسه‌ نشست‌های «نقد و اندیشه؛ فضای مجازی، سواد رسانه‌ای و ارتباطات اجتماعی از منظر صاحب‌نظران» با موضوع «چهره‌های مشهور و تاثیر آنها بر افکار عمومی» روز چهارشنبه ۱۲ دی ماه با حضور صادق زیباکلام (استاد دانشگاه و فعال فضای مجازی)، جعفر نعناکار (حقوق‌دان و فعال فضای مجازی) و رامبد جوان (هنرمند و فعال فضای مجازی) در وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات برگزار شد.
    در ابتدای این نشست که بدون حضور رامبد جوان آغاز شد، درباره جایگزینی واژه‌ای فارسی برای لغت «سلبریتی» که این روزها به واسطه گسترش روزافزون شبکه‌های اجتماعی بیشتر مورد استفاده قرار می‌گیرد بحث‌ شد.
    زیباکلام در این باره اظهار کرد که سال‌هاست برخی لغت‌ها از زبان‌های خارجی وارد زبان فارسی شده‌ و مورد استفاده قرار گرفته‌اند و شاید بهتر است که مدام دنبال واژه‌ معادل فارسی برای آنها نباشیم. اما نعناکار واژه «ستاره» را جایگزین مناسبی برای «سلبریتی» دانست و با اشاره به افرادی که واژه «دلاوران» را پیشنهاد داده‌اند گفت که این واژه به دلیل عمق معنایی زیادی که دارد نمی‌تواند برای لغت «سلبریتی» جایگزین مناسبی باشد.
    حکومت در محدود کردن فضای مجازی سکه یک پول شده است
    در ادامه زیباکلام در پاسخ به پرسش مجری برنامه مبنی بر اینکه به چه کسی سلبریتی گفته می‌شود؟ گفت: سخت است دقیق بگوییم چه کسی سلبریتی است. گاهی می‌توان سلبریتی شد، بدون اینکه از پیش به آن فکر کرده یا برنامه‌ریزی کرده باشیم. در واقع اینگونه نیست که بخواهیم از پیش تصمیم بگیریم که سلبریتی شویم و بعد از مدتی سلبریتی هم شویم. باید به این نکته توجه کرد که سلبریتی با شهرت و تخصص فرق می‌کند و سلبریتی شدن نیاز به اقبال عمومی دارد.
    او با تاکید بر اینکه «حجم اقبال عمومی در سلبریتی شدن خیلی مهم است»، یادآور شد: تا آنجایی که من می‌دانم افراد شهره حوزه علم و دانشگاه، ادبیات، سیاست نمی‌توانند سلبریتی باشند، مگر اینکه کار خارق‌العاده‌ای انجام داده باشند؛ به عنوان مثال آدلف هیتلر با وجود شهرت جهانی که داشت، سلبریتی نبود اما نلسون ماندلا یا ماهاتما گاندی سلبریتی بودند. ما فوتبالیست‌های زیادی داریم، اما از میان آنها علی دایی سلبریتی شده‌ است. برای اینکه یک استاد دانشگاه، هنرپیشه، فوتبالیست، سیاستمدار و … سلبریتی شود باید در حوزه خودش معروف باشد. من معتقدم قبل از آنکه علی دایی سلبریتی شود یک فوتبالیست موفق بوده است یا پیش از آنکه ماندلا سلبریتی شود یک سیاستمدار خوب بوده است‌. در واقع اگر کسی در حوزه کاری خودش موفق نباشد نمی‌تواند سلبریتی خوبی هم باشد.
    این فعال سیاسی همچنین خاطرنشان کرد: جامعه آمریکا به ترامپ که یک فعال مجازی است به عنوان سلبریتی نگاه نمی‌کند و بیشتر او را به عنوان یک رجل سیاسی می‌شناسد که از منتهی علیه سمت راست حرکت می‌کند و به توجه دسته‌ای از مردم توجه نشان می‌دهد که پیشتر کمتر به آنها توجه شده بود؛ درست همانند کاری که احمدی‌نژاد انجام داد، اما هیچ‌کدام از این دو نفر سلبرینی نبوده‌اند و نیستند. ویژگی اصلی ترامپ این است که توانست صدای بخشی از مردم آمریکا را که اغلب سفیدپوست هستند، وضع مالی خوبی ندارند و از حضور مهاجران و سیاه‌پوستان در کشورشان خوشحال نیستند را بشنود؛ کاری که در گذشته جمهوری‌خواهان و بسیاری از دموکرات‌ها نتوانستند انجام بدهند.
    زیباکلام با بیان اینکه «تاریخ بشر سه انقلاب مهم را پشت سر گذاشته است»، گفت: انقلاب نخست، انقلاب کشاورزی بود که بشر یاد گرفت می‌تواند کار طبیعت را خودش انجام دهد. انقلاب دوم صنعتی بود که بشر متوجه شد نیروی بخار می‌تواند کار بازو را حتی بسیار هم قدرتمندتر انجام دهد و انقلاب سوم هم که الان در آن هستیم انقلاب ارتباطات است که فصای مجازی بخش‌هایی از این انقلاب را تشکیل می‌دهد.
    این فعال سیاسی که از فعالان شبکه‌های اجتماعی نیز محسوب می‌شود، با اعتقاد بر اینکه انقلاب ارتباطات برخی کشورها را به شدت و برخی را کمتر تکان داده است، اظهار کرد: هر جایی که نطام‌ها بسته‌تر و محدودتر بودند تکان‌های شدیدتری را تجربه کردند و در واقع مرکز ثقل این انقلاب جوامع محدود بودند که کشور ایران هم از جمله آنها بود. من معتقدم که فضای مجازی تاثیرات زیادی را در کشور ما داشته است که حتی می‌توان گفت در تاثیرگذاری، چیزی از انقلاب مشروطه کمتر نداشته است. باور کنید که گاهی ابعاد فضای مجازی من را می‌ترساند.
    او ادامه داد: با وجود گذشت حدود ۲۸ سال از جنگ ایران و عراق در این سال‌ها هیچ‌گاه ندیدم که مطلبی درباره جنگ گفته شود و پس گرفته شود. اما الان آقای رضایی بعد از ۳۸ سال مطلبی را درباره جنگ توییت می‌کند و ۴۸ ساعت بعد مجبور می‌شود آن را ‌پس بگیرد. به شخصه معتقدم که این فضای مجازی بود که او را مجبور کرد حرفش را پس بگیرد و نه مجلس، وزارت اطلاعات، دادستانی یا هیچ نهاد حکومتی دیگری.
    زیباکلام یادآور شد: من که فرد معروفی هم نیستم و فقط یک استاد دانشگاه هستم، توانستم ظرف ۴۸ ساعت یک میلیارد برای زلزله کرمانشاه جمع کنم که به خواب هم نمی‌دیدم! این هنر من نبود، بلکه این هنر فضای مجازی بود که توانست ظرف ۴۸ ساعت این حجم از پول را جمع‌آوری کند.
    این استاد دانشگاه با تاکید بر اینکه فضای مجازی را نمی‌توان از بین برد یا آن را فیلتر کرد، خاطرنشان کرد: علت اینکه فضای مجازی در جامعه ما اینقدر مهم شده این است که رادیو و تلویزیون و به طور کلی رسانه‌ها در کشور ما دست بخشی از جامعه بوده که حکومت روی آنها کنترل داشته است و حالا رسانه‌ای آمده که حکومت کنترلی روی آن ندارد و این رسانه دست مردم است. از طرفی هم حکومت می‌خواهد آن را فیلتر کند، ولی نمی‌تواند جلو آن را بگیرد. این در حالی است که در جوامع دیگری همچون فرانسه، انگلیس، هند و … فضای مجازی نتوانست تا این اندازه پررنگ شود، چون رسانه‌های پیش از گسترش فضای مجازی رسانه‌های آزاد دیگری هم در جامعه فعال بودند. اما امروز در کشور ما فضای مجازی تبدیل به رقیب قدرتمندی برای رسانه‌های رسمی شده است.
    زیباکلام همچنین در پاسخ به پرسشی مبنی بر اینکه آیا سلبریتی پدیده‌ای است که از غرب به ایران آمده است، گفت: نزدیک به ۲۰۰ سال است که ما با غرب آشنا شده‌ایم و از آن زمان تاکنون درگیر این بوده‌ایم که آیا موضوعاتی که از غرب می‌آیند خوب هستند یا بد. اما به شخصه مدت‌هاست که از این موضوع گذشته‌ام و فکر می‌کنم چیزی که خوب است، خوب است حالا از هر کجا که آمده است. دموکراسی خوب است، دیگر فرقی نمی‌کند که این مفهوم از کجا آمده است. بر همین اساس هم نمی‌دانم که سلبریتی از کجا آمده است، ولی می‌دانم که امروز در جامعه ما وجود دارند. باور این است که سلبریتی‌ها باید هر کاری می‌خواهند انجام دهند، اگر جامعه آنها را پذیرفت او محبوب‌تر می‌شود و اگر هم نپذیرفت جامعه او را پس می‌زند.
    این فعال سیاسی با بیان اینکه «از فصای مجازی می‌ترسم؛ به خاطر زلزله‌هایی که در جامعه ایجاد کرده است»، افزود: اگر در یک کشور توسعه‌یافته بودم از فضای مجازی نمی‌ترسیدم. اما از آنجایی که جامعه ایران بسته است، فضای مجازی قدرت وحشتناکی پیدا کرده است. باید بپذیریم که جامعه ما از لحاظ سیاسی و اجتماعی پیشرفته نیست و فضای مجازی می‌تواند آن را به هر سمتی که می‌خواهد ببرد. من از مترو خیلی استفاده می‌کنم، اما در این سال‌ها هیچ‌گاه ندیدم کسی در مترو روزنامه بخواند! اما در کشورهای پیشرفته چنین نیست، مردم از زمانی که در مترو دارند برای مطالعه روزنامه یا کتاب بهره می‌برند. این موضوع شاید در ظاهر ساده به نظر برسد، اما نشان از پیشرفته بودن یک جامعه از لحاظ سیاسی و اجتماعی دارد.
    او ادامه داد: اگر امروز جامعه ما در فضای مجازی زیاد حضور پیدا کرده است، نشان از مطالعه مردم آن نیست، بلکه صرفا خواندن مطالبی است که شاید چندان هم پذیرفته و درست نباشند. طبیعی است جامعه‌ای که مطالعه نکند در برابر فصای مجازی آسیب‌پذیر خواهد بود. متاسفانه سرانه مطالعه در کشور ما به شکل هولناکی پایین است. من به هیچ وجه قبول ندارم چون قیمت کتاب گران است مردم مطالعه نمی‌کنند؛ چون اگر بخواهند و اهل مطالعه باشند می‌توانند پول یک پیتزا را برای کتاب صرف کنند.
    این استاد دانشگاه با اشاره به ابعاد ‌منفی فضای مجازی، یادآور شد: گاهی فضای مجازی فکرها و ایده‌های درست را از بین می‌برد. در جامعه ما ایده‌هایی مثل توسعه پایدار و محیط زیست اصلا معنایی ندارد. این نشاندهنده این است که جامعه ایران هنوز از لحاظ اجتماعی توسعه‌یافته نیست. اگر مردم هوای پاک را از حکومت مطالبه نمی‌کنند، یعنی عقب‌ماندگی! من از این می‌ترسم که چون سواد رسانه‌ای در ایران پایین است، فضای مجازی بر افکار عمومی سوار و منجر به نابودی برخی ایده‌ها و موضوعات درست شود. فضای مجازی در ایران یک شمشیر دو لب است که هم می‌تواند خوب و هم می‌تواند بد باشد.
    زیباکلام همچنین در بخش دیگری از سخنان خود درباره اینکه آیا لازم است برای فعالیت سلبریتی‌ها در فضای مجازی محدودیت‌هایی ایجاد شود و به دنبال اشاره مجری نشست به حواشی تبلیغ دارویی توسط به یک بازیگر، اظهار کرد: ما در جامعه‌ای زندگی می‌کردیم که نظام و حکومت برایمان درست یا غلط را تعریف کرده بود و مشخص می‌کرد چه چیزی ارزش است و چه چیزی نیست. اما حالا فضای مجازی خیلی از ارزش‌هایی که حکومت می‌گفت ارزش هستند را زیر سؤال برده است. معتقدم که نباید جلوی کسی که قرص تبلیغ کرد را گرفت تا خود مردم بر اساس عقل و شعورشان فارغ از تصمیم حکومت تصمیم بگیرند که این کار درست است یا نه. ما چاره‌ای نداریم که برای نخستین بار در تاریخ ۲۵۰۰ ساله ایران که همراه حکومت‌ها برای مردم تصمیم می‌گرفتند، به مردم اجازه دهیم خودشان فکر کنند و درباره خوب و بد زندگی‌شان تصمیم بگیرند.
    او در پایان سخنان خود یادآور شد: سلبریتی در ایران پدیده جدیدی است و حکومت نباید اینقدر نگران این موضوع و به طور کلی فضای مجازی باشد. حکومت باید اجازه دهد این فضا رشد و پیشرفت کند؛ چراکه اگر هم بخواهد مداخله کند، کاری از دستش برنمیاید و تا الان هم هر کاری کرده، سکه یک پول شده است. بنابراین بهتر است به مردم اعتماد کند.
    سلبریتی‌ها در مدار قانون حرکت کنند
    همچنین جعفر نعناکار، حقوقدان و فعال فضای مجازی درباره تعریف سلبریتی، اظهار کرد: کسی که در زمینه کاری خودش معروف باشد، متخصص است و نه سلبریتی. اما اگر اقبال توده‌ای که بیشتر هم جوانان باشند به سمت این افراد زیاد باشد، آنگاه آنها سلبریتی می‌شوند.
    او یکی از شاخصه‌های اصلی سلبریتی را اقبال توده دانست و گفت: توده قشر متوسط جامعه است و برای اینکه فردی بخواهد از متخصص و معروف بودن به سلبریتی تبدیل شود باید اقبال توده با اکثریت جوانان را داشته باشد. زیرا جوانان دنبال الگو می‌گردند و فکر می‌کنند رسیدن به برخی از الگوها که امروز سلبریتی هم هستند آسان‌تر است. امروز این باور که درست هم نیست در جامعه ما به وجود آمده است که رسیدن به یک الگوی متخصص علمی کار سختی است و نیاز به سال‌ها مطالعه و فعالیت علمی دارد، اما ستاره سینما شدن در باور آسان‌تر است.
    این حقوقدان با تاکید بر اینکه سواد رسانه‌ای می‌تواند جامعه را از فضای مجازی صیانت کند، اظهار کرد: همان‌طور که می‌دانید یکی از المان‌های توسعه‌یافتگی از بین رفتن مرزها است. فضای مجازی هم پدیده‌ای بدون مرز است که کل عالم را در برگرفته و فرصتی را برای تعامل گسترده فراهم کرده است. در این میان باید دید که سلبریتی‌ها در کجای این منظومه نشسته‌اند.
    نعناکار خاطرنشان کرد: من موافق نیستم که پدیده‌ سلبریتی‌ها از غرب وارد کشور ما شده، اما باور دارم که فضای مجازی به آن دامن زده است. در این میان ما باید بپذیریم که جامعه ایران در تعامل سلبریتی‌ها با توده‌ها هنوز به بلوغ لازم و کافی نرسیده است و به همین خاطر هم باید اجازه دهیم این دوره بگذرد و این بلوغ و فرهنگ به مرور زمان در جامعه شکل بگیرد.
    او با تاکید بر اینکه سلبریتی‌ها باید در مدار قانون حرکت کنند، اظهار کرد: اگر سلبریتی می‌خواهد مبلغی را برای کار خیر تجمیع کند یا کالاهایی را تبلیع کند باید حتما در مدار قانون این کار را انجام دهد. یک سلبریتی مسئولیت اجتماعی دارد و باید حتما در بستر قانونی حرکت کند؛ به عنوان مثال وقتی می‌خواهد کالایی را تبلیع کند باید بداند و تحقیق کند که این کالا به ضرر مردم و غیرقانونی نباشد.
    نعناکار تاکید کرد: در کل دنیا شرایط به اینگونه است که برخی مسائل همچون موضوعات تروریستی و پرنوگرافی خط قرمز و با محدودیت‌های زیادی مواجه هستند. اما در مواردی که خاکستری است حکومت‌ها و جامعه باید سعه صدر داشته باشند. باید بررسی که به عنوان مثال برای ورود کودکان و نوجوانان به این محدوده‌های خاکستری حکومت‌ها چه تصمیمی‌ گرفته‌اند؛ اینکه آیا حکومت‌ها باید جلوی انتشار برخی از محتواها را بگیرند یا این تصمیم بر عهده پدر و مادرها باشد. در ضورتی که بخواهیم الگوی دوم را در پیش بگیریم با افزایش آگاهی‌بخشی خانواده‌ها می‌توانیم این مسیر رو به تعالی پیش ببریم.
    نعناکار که با آزادی کامل در فضای مجازی مخالف است، در این زمینه گفت: اینکه حاکمیت برود کنار و بخواهیم همه چیز را به فضای مجازی و مردم بسپاریم که نمی‌شود. حاکمیت باید از مردم در هر فضایی صیانت کند. این امنیت می‌تواند در جنگ باشد و هم می‌تواند در فضای مجازی باشد. در عین حال حکومت باید صبور باشد اجازه دهد که افکار در فضای مجازی به بلوغ برسد ولی این موضوع اصلا به این معنی نیست که حکومت اجازه دهد که هر کسی هر چیزی خواست را در فضای مجازی تبلیع کند.
    این حقوقدان گفت: من نیز معتقدم که حکومت دانای کل نیست، اما نباید همه هنجارها را به ناگاه شکست، بلکه باید قدم به قدم پیش رفت تا جامعه به بلوغ لازم برسد. بر همین اساس هم می‌گویم که رفتار و عملکرد سلبیرتی‌ها در فضای مجازی باید حتما در مدار قانون باشد. اگر قانون بگوید که توهین ممنوع است و باید حجاب را رعایت کرد باید در فضای مجازی هم در مدار این قوانین حرکت کرد.
    من مخلص سلبریتی‌های فضای مجازی هستم!
    رامبد جوان، هنرمند و فعال فضای مجازی نیز در سخانی کوتاه در تعریف سلبریتی اظهار کرد: کسی را که از منظر جمعی اهمیت داشته و تاثیرگذار باشد، می‌توان سلبریتی گفت‌. این فرد هم بسته به نوع عملکرد و ابزار و رسانه‌ای که در اختیار دارد می‌توان جمعیتی را تحت تاثیر قرار دهد. اصولا سلبرینی معنی مثبتی دارد، اما اخیرا اینگونه شده است که در ساختارهای منفی هم به کار گرفته شود. در صورتی که سلبریتی یک معنای مثبت است و ما سلبریتی بد یا منفی نداریم.
    جوان خاطرنشان کرد: از آنجایی که رسانه‌هایی مثل رادیو و تلویزیون همواره در انحصار حکومت بوده‌اند و هیچ ابزار دیگری در اختیار سایر افراد که ممکن است قابلیت‌های زیادی هم داشته باشند، نبوده است، طبیعی است رسانه‌های اجتماعی مورد اقبال عمومی قرار می‌گیرند. در این میان وقتی سال‌ها این رسانه حکومتی با مواضع و ارزش‌هایی که دارد معیار یک رسانه می‌شود، طبیعی است که وقتی در رسانه‌های اجتماعی به برخی از این مواضع و ارزش‌ها اهمیتی داده نمی‌شود، این افراد مورد انتقاد قرار می‌گیرند. در حالی که معتقدم همه آدم‌ها می‌توانند هر چه می‌خواهند بگویند و افراد می‌توانند انتخاب کنند که دنبال آنها بروند یا نه.
    مجری برنامه «خندوانه» ادامه داد: الان دوره‌ای است که تفکر حکمتی باید عقب‌نشینی کند تا مردم حداقل در فضای مجازی در همه زمینه‌ها تصمیم بگیرند و حکومت فکر نکند که او باید به عنوان یک دانای کل در همه موضوعات ورود کند؛ البته قطعا این موضوع آسیب‌ها و قربانی‌هایی هم خواهد داشت؛ اما باید از این مرحله گذر کرد تا مردم خودشان به اندیشه برسند و پای مسئولیت‌هایشان بیایستند.
    جوان با بیان اینکه «ما به گونه‌ای بزرگ شدیم که همیشه بزرگ‌ترها باید برایمان تصمیم می‌گرفتند»، گفت: این بزرگ‌تر در مراحل مختلف زندگی تغییر می‌کرد و ما همیشه منتظر کسی بودیم که به ما بگوید چه کار کنیم و وقتی هم اوضاع خوب نبود از او طلب‌کار می‌شدیم. اما فضای مجازی فرصتی است برای افراد که در محیطی قرار بگیرند که می‌توانند آزادانه رفتار کنند.
    او خاطرنشان کرد: وقتی آدم‌ها در فضای مجازی محبوب و قدرتمند می‌شوند، حکومت می‌خواهد آنها را بین ببرد، ولی آنها از بین نمی‌روند. من مخلص سلبریتی‌های فضای مجازی هستم و با وجود اینکه گفته می‌شود آنها از آن چیزی که به عرف جامعه نسبت داده می‌شود فاصله گرفته‌اند، به آنها احترام می‌گذارم. این افراد قطعا آدم‌های باهوشی هستند. ما باید قبول کنیم که فضای مجازی برای رشد همه چیز و حتی حکومت خیلی خوب است و باید خسارت بدهیم تا همه چیز در این فضا درست شود.
    جوان همچنین در پاسخ به این پرسش که آیا آزادی فضای مجازی با وجود حواشی که در زندگی خصوصی او به همراه داشته است، برایش آزاردهنده نیست، گفت: من اینها را فضولی می‌دانم، اما این فضولی بخشی از این رابطه است و مشکلی با این موضوع ندارم.

  • از انتشار فهرست ویکی‌پدیا تا فراموش کردن فیلمسازی صدرعاملی/ نگران آبروی رسانه باشیم

    «مسعود ده‌نمکی» و «منوچهر هادی» به درستی تدبیر کرده و فیلم خود را از قرار دادن در موقعیتی که شانسی ندارد بیرون کشیده‌اند.
    عصر ایران ؛ مینا عظیمی‌ – ما مطبوعاتی‌ها اگر با گافی در سخنرانی، حرف و کلام یک مدیر یا یک مجموعه دولتی و خصوصی مواجه شویم معمولا چنان به آن می‌پردازیم که آن مجموعه یا فرد حداقل تا چند وقت نگران گفته‌ها و سخنانش باشد، حالا به نظر می‌رسد لازم است از آن «جوالدوزی» که به دیگران می‌زنیم یک «سوزن» هم به خودمان (اهالی رسانه) بزنیم.
    اگرچه همواره جای نقد بر روند جشنواره فجر وجود دارد اما انصافا این میزان از اشتباه‌های عجیب و غریب در رسانه‌ها در آستانه برگزاری این جشنواره نکته‌ای نیست که بتوان نادیده گرفت. در ادامه به ۳ مورد اشاره می‌شود:
    ۱- تدبیر کارگردانان برای لو نرفتن فیلم یا انصراف از حضور در جشنواره فجر؟
    به نظر می‌رسد برخی از کارگردانان برای آنکه مانع ایجاد جوی پیش از اکران عمومی فیلم‌شان شوند، از حضور در جشنواره انصراف داده‌اند، اما این پیش‌دستی فیلمسازان از سوی برخی رسانه‌ها «انصراف پی در پی…» نام گرفته است؛ این اسم‌گذاری همان تصمیم «دو سر بردی» است که فیلمسازان انصراف داده از فجر شاید به دنبالش بودند.
    شنیده‌ها حکایت از آن دارد که دو فیلمساز یعنی مسعود ده‌نمکی کارگردان «زندانی‌ها» و منوچهر هادی سازنده «رحمان ۱۴۰۰» به ترتیبی از این ماجرا مطلع شده‌اند که ساخته جدیدشان شانس چندانی در فجر نخواهد داشت و راه حل را در کنار کشیدن از این رویداد سینمایی دانسته‌اند. حالا پیش‌دستی این فیلمسازان از سوی برخی رسانه‌ها «انصراف پی در پی…» برداشت شده است.
    این سینماگران که به درستی تدبیر کرده و فیلم خود را از قرار دادن در موقعیتی که شانسی ندارد بیرون کشیده‌اند شاید روی همین جو مطبوعاتی هم حساب کرده بودند که انصراف آنان می‌تواند به نوعی آنان را در شرایط اوپوزسیون قرار دهد و همین ژست کلی به سود فیلم‌شان تمام خواهد شد. برخی رسانه‌ها هم با دمیدن در این تنور آتش را داغ‌تر کرده و ماجرای یک دوراندیشی فیلمساز را به فجر و خودداری کارگردانان و … نسبت داده‌اند.
    نگاهی به پیشینه حضور این دو فیلمساز در فجر هم به خوبی روشن می‌کند اغلب آثار آنان نسبتی با این رویداد نداشته است. ده‌نمکی هرچند با فیلم اول خود «اخراجی‌ها» موفق به کسب جایزه از سوی مخاطبان بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر (جایزه بهترین فیلم از نگاه تماشاگران) شد، اما در سال‌ها بعد از آن هیچ‌گاه آثارش مورد توجه داوران فجر نبوده است.
    هادی هم که فیلمساز موفقی در زمینه ساخت آثار پرفروش شناخته می‌شود، با «یکی می‌خواد باهات حرف بزنه» یک سیمرغ بلورین بازیگری و دیپلم افتخار جایزه بین‌المذاهب را در کارنامه فیلمش ثبت کرد.
    ۲- یادتان رفته رسول صدرعاملی در جشنواره فیلم دارد؟
    یکی دیگر از نکاتی که این روزها در رسانه‌ها بارها به آن اشاره می‌شود این است که اسم تهیه‌کننده فیلم «سونامی» به کارگردانی میلاد صدرعاملی به این دلیل تغییر کرده که قرار است رسول صدرعاملی داور جشنواره فیلم فجر باشد. به وضوح می‌توان گفت نویسنده این خبر چنان ذوقی از پیدا کردن یک داور داشته که فراموش کرده نگاهی به فهرست تولیدات سینمای ایران بیاندازد و ببیند که رسول صدرعاملی امسال فیلمی به نام «سال دوم دانشکده من» ساخته که احتمالا این فیلم یکی از مدعیان این دوره از جشنواره خواهد بود.
    ۳- فهرست عجیب ویکی‌پدیا و رسانه‌های فریب‌خورده!
    اغلب کاربران اینترنت با اندکی سواد به این موضوع آگاه‌اند که ویکی‌پدیا با وجود گستردگی اطلاعاتش، اما چندان قابل استناد نیست آن هم به یک دلیل مشخص: هر کسی می‌تواند اطلاعات موجود در این پایگاه را دست‌کاری و به روز کند و همین درصد مستند بودن اطلاعات آن را بسیار پایین می‌آورد.
    حالا در روزهایی که خبرها نشان می‌دهد هیئت انتخاب در حال دیدن فیلم‌ها هستند و از سوی دیگر خبرنگاران پیگیر حوزه سینما در جریان آن هستند که اصلا برخی فیلم‌ها هنوز از سوی هیات انتخاب دیده نشده‌اند، فهرستی از فیلم‌های حاضر در جشنواره فجر روی ویکی‌پدیا منتشر می‌شود و برخی رسانه‌ها آن را منتشر می‌کنند.
    پرسشی که اینجا مطرح می‌شود آن است که میل بی‌حد و حصر انتشار اولین خبر تا کجا می‌تواند پیش برود که برخی بدیهیات رسانه نادیده گرفته شود. واضح است که هیچ وقت هیئت انتخاب، روابط عمومی و دبیرخانه جشنواره فجر و هر مجموعه دیگر مرتبط با آن که دسترسی به فهرست فیلم‌ها دارد، ویکی‌پدیا را به عنوان محل اعلام اسامی فیلم‌ها انتخاب نمی‌کند و از سوی دیگر پایگاهی که نوشتن در آن برای هر کسی امکان‌پذیر است قطعا نمی‌تواند محل استناد باشد.
  • هشتگ باز / پخش فیلم #صحنه_دار!! اونم تو #کیش؟؟

    #شیطونی #کیش #جکی_چان #مستهجن #صحنه_دار
    وای خدا !!! باورتون میشه؟ سازمان صدا و سیمایی که اونهمه حساسیت ، نظارت و #سانسور داره . سازمانی که حتی از ی تار موی بیرون زده از روسری خانم ها نمی گذره (البته بغیر از مواقع راهپیمایی ها و انتخابات). همین سازمانی که بازیگرای زن رو مجبور می کنه به گوشاشون چسب بزنن تا معلوم نشه و خدایی ناکرده کسی تحریک نشه. همین سازمان سوتی داده در حد لالیگا!! . شما ببین وقتی همه عالم می دونن سحر ولدبیگی و نیما فلاح زن و شوهرند، اینها زیرنویس پخش می کنند که ملت اگر می بینید ی وقت از سر جهالت دست این دوتا به هم میخوره، زن و شوهرن و گناه کبیره ای رخ نداده، دیگه یک در میلیون محاله ی همچین صحنه ای از این رسانه پخش بشه. اون همه ادعا کجا  رفت؟ نظارت مستمر چی شد؟ رسانه ی انقلابی و اسلامی کجا رفت؟
    کجا کجا؟ به همین سادگی از این جریان نباید گذشت؟ یک عمر همین رسانه ملی اشک همه رو دراورده. به نظر من با اخراج چندتا کارمند و مدیر این مساله حل نمیشه. باید دادستان محترم کیش ورود کنه به این جریان و حتماً پیگیری کنه. قطعاً به واسطه جذاب بودن فیلم های رزمی بچه های کیش این صحنه ها رو دیدند. و نباید می شده انچه که شده. صرف عذر خواهی و جابه جایی حل نمیشه. امیدوارم اون آدم فضولای مو از ماست بیرون بکش و اون بخش خبری های متعهد نسبت به این جریان سر در گریبان نباشند و نسبت به این اتفاق خیلی زشت و زننده موضع خودشون رو نشون بدن

  • پخش صحنه رابطه جنسی از شبکه کیش صداوسیما/ برکناری چند کارمند

    متاسفانه به‌دلیل اهمال، کوتاهی و البته عملی ناخواسته از سوی برخی از کارکنان این مرکز، تصاویری نامناسب در بخش کوتاهی از یک فیلم سینمایی پخش شد که در این خصوص بررسی‌ها انجام شده، عوامل دخیل در این اتفاق ناخواسته، به ترتیب از پست‌های سازمانی خود برکنار و توبیخ شده‌اند.
    به دنبال پخش صحنه های رابطه جنسی در یک فیلم سینمایی و عدم حذف آنها، چند کارمند این شبکه برکنار شدند و مدیر شبکه کیش صداوسیما نیز عذرخواهی کرد.
    به گزارش عصرایران، خبرگزاری فارس نوشت: مدیر صدا و سیمای مرکز کیش، از برکناری و توبیخ چند کارمندان این مرکز به دلیل “اهمال و پخش تصاویر ممنوع” در یک فیلم سینمایی خبر داد.
    به‌گزارش فارس از جزیره کیش، در یکی از شب‌های گذشته فیلمی سینمایی از شبکه کیش پخش شد که متأسفانه در بخشی از آن، صحنه‌های مبتذل این فیلم حذف نشده بود.
    انتشار این فیلم اعتراض‌هایی را در فضای مجازی و حقیقی از سوی شهروندان جزیره کیش در پی داشت. در این رابطه از صدا و سیمای کیش خبر می‌رسد که کارمندان خاطی برکنار و توبیخ شده‌اند.
     
    بدین منظور مدیرکل صدا و سیمای مرکز کیش با عذرخواهی از عموم شهروندان و مردم  ایران و به ویژه جزیره کیش به دلیل پخش تصاویر نامناسب از سیمای این مرکز که منجر به جریحه‌دار شدن احساسات عمومی شده است، گفت: متاسفانه به‌دلیل اهمال، کوتاهی و البته عملی ناخواسته از سوی برخی از کارکنان این مرکز، تصاویری نامناسب در بخش کوتاهی از یک فیلم سینمایی پخش شد که در این خصوص بررسی‌ها انجام شده، عوامل دخیل در این اتفاق ناخواسته، به ترتیب از پست‌های سازمانی خود برکنار و توبیخ شده‌اند.
    نجابت با تاکید بر اینکه در نظار‌ت‌های اولیه، تمامی تصاویر نامناسب مشخص و قرار بر حذف آن بوده است، افزود: متاسفانه به دلیل اهمال مدیران و ناظران برنامه، این تصاویر پخش شده است.
    وی بار دیگر با عذرخواهی بابت پخش این تصاویر تاکید کرد: مدیران و کارکنان ولایت‌مدار، ساعی و پرتلاش مرکز کیش همچون گذشته با رویکرد مردم‌مداری، با تولید و پخش برنامه‌های مخاطب‌محور، می‌کوشند رضایت همشهریان و گردشگران جزیره را فراهم کند.
  • ممنون آقای ترامپ حداقل برای این یک مورد

    ممنون آقای ترامپ حداقل برای این یک مورد

    اعلام این فهرست‌ها نشان داده شد که فساد و رانت‌خواری در کشور بیداد می‌کند و سال‌هاست پول این کشور با سواستفاده و عدم مدیریت در حال چپاول است.
    عصر ایران؛ مصطفی داننده- به شدت یک سوال جدی ذهنم را درگیر کرده است؛ در این کشور چه خبر است؟  با دلار ۴۲۰۰ تومانی یک تیم فوتبال تایر خودرو وارد کرده است. به جای دارو بخارشوی وارد شده است. یک شرکت خودرو سازی، چایی وارد کرده یا شرکت وارد کننده پارچه ۱۲۰ هزار یورو لوبیا چیتی وارد کرده است.

    یاللعجب از این سرزمین. کشور با بحران‌های بزرگ و کوچک سرکار دارد و یک عده با سواستفاده از این شرایط در حال چاپیدن مردم و حق آنها هستند.

    در کجای دنیا واردات کاغذ را به شرکتی  که «پرلیت» همان ماده سفید رنگی است که مانند سنگریزه در خاک گلدان دیده می‌شود واگذار می‌کند. حدود ۲۳ شرکت ارز دولتی برای ورود کاغد به کشور گرفته‌اند و روزنامه‌ها در حال خرید کاغذ با ارز ۸ هزارتومانی هستند.

    اینها تازه بخشی از فهرست منتشر شده  و قرار است اسامی جدیدی احتمالا با موارد عجیب و غریب تر در روزهای آینده منتشر شود.

    ممنون آقای ترامپ حداقل برای این یک مورد در این مملکت چه خبر است؟

    مشکل اصلی ما نه تنها در خارج مرزهای ایران بلکه در داخل همین سرزمین است. تکلیف آمریکا، عربستان و اسرائیل که با ما روشن است اما کسانی که در داخل با سرمایه‌های کشور در حال غارت ایران هستند به معنای واقعی کلمه دشمن مردم‌اند.

    اعلام این فهرست و احتمالا فهرست‌های بعدی این سوال را در ذهن ایجاد می‌کند که دولت، مجلس و قوه قضاییه کجا هستند که این افراد می‌توانند به راحتی در اوج مشکلات اقتصادی و اجتماعی هر کاری که دلشان می‌خواهد انجام دهند.

    به مردم توصیه می‌شود که در شرایط بحرانی اقتصادی فعلی، مواظب دخل و خرج خود باشند؛ صرفه جویی کنند و تا جایی که ممکن است ارز را از کشور خارج نکنند بعد یک عده از شرکت‌های دولتی، نیمه دولتی،خصوصی  و «حکومتی شبه خصوصی»با ارز دولتی به جای دارو، بخارشوی وارد می‌کنند.

    نهادهای نظارتی دقیقا کجا هستند؟ دولت دقیقا بر چه اساسی به شرکت‌ها ارز دولتی داده است؟ مجلس چرا قوانینی را تصویب نمی‌کند که اینگونه ارز دولتی خرج واردات لوبیا چیتی نشود.

    ارز دولتی اساسا به شرکت‌هایی داده می‌شود که کالاهای اعلام شده را وارد می‌کنند از جمله کالاهایی که مشکلات مردم مانند دارو را حل کنند. در ایران اما گویی داستان، داستان دیگری است. هرکه پارتی‌اش بیشتر، دلار دولتی‌اش بیشتر.

    الان مهم‌ترین انتظار مردم از دستگاه‌های نظارتی و قضایی پیگیری این فهرست‌های منتشره و برخورد قاطع با این شرکت‌هاست.

    باید پرسیده شود چرا به شرکتی که تابلوهای برق وارد می‌کند، ارز دولتی برای وارد کردن ذرت برای خوراک دام داده شده است؟

    اعلام این فهرست‌ها نشان داده شد که فساد و رانت‌خواری در کشور بیداد می‌کند و سال‌هاست پول این کشور با سواستفاده و عدم مدیریت در حال چپاول است.

    انتظار از دولت این است که فهرست تمام کسانی که ارز دولتی گرفته‌اند را منتشر کند و قوه قضاییه هم به صورت سریع با سواستفاده کنندگان برخورد کنند.

    نه تنها فهرست‌های منتشر شده بلکه می‌شود به لیست‌های سال‌های گذشته نیز ورود کرد و دید آنجا چه بالا و پایین‌های عجیب و غریبی شده است.

    شاید در این یک زمینه باید از ترامپ ممنون باشیم که با اعمال دوباره تحریم‌ها باعث شد فضای اقتصادی ایران به سمت شفافیت حرکت کند. این شفافیت باید به گونه‌ای باشد که فرد و نهادی جرات نکند یک ریال را از آن سو به این سو ببرد.

  • وقتی حتی مهدی دانشمند هم نمی تواند حرف بزند؟!

     

    از چهل سالگی یک نظام حکومتی معمولاً به عنوان سن ثبات و بلوغ عقلی یاد می شود. هم از این روست که وقتی خبر می رسد که یک روحانی غیرسیاسی که صرفاً طرح دین می کند ، ممنوع المنبر شده است، ضربه ای دیگر بر رکن “آزادی” وارد می آید که یکی از ارکان اربعه انقلاب اسلامی مردم ایران (استقلال، آزادی، جمهوریت، اسلام) در سال ۱۳۵۷ بود.
    حجه الاسلام مهدی دانشمند ممنوع المنبر شد!
    تلخی این خبر در آستانه چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، دو چندان است.
    از چهل سالگی یک نظام حکومتی معمولاً به عنوان سن ثبات و بلوغ عقلی یاد می شود. هم از این روست که وقتی خبر می رسد که یک روحانی غیرسیاسی که صرفاً طرح دین می کند ، ممنوع المنبر شده است، ضربه ای دیگر بر رکن “آزادی” وارد می آید که یکی از ارکان اربعه انقلاب اسلامی مردم ایران (استقلال، آزادی، جمهوریت، اسلام) در سال ۱۳۵۷ بود.
    دقت کنید که سخن از ممنوع القلمی فلان نویسنده یا ممنوع الخطابه شدن فلان روشنفکر نیست(که منع آنان نیز منافی شعار آزادی است) بلکه این بار یک روحانی که مروج باورهای دینی و توسعه اخلاقی جامعه است، از رفتن بر منبر ممنوع شده است.
    می گویند که مهدی دانشمند گفته است که مردم دین خود را از مداحان و برخی روحانیون نگیرند. مگر نه این است که برخی مداحان و روحانیون دین را چنان عرضه می کنند که قبل از این که به دینداری مردم بینجامد، سخنان شان مستمسک کانال های ماهواره ای ضددین می شوند به گونه ای که بی هیچ شرحی، فقط فیلم حرف های آنان را پخش می کنند و می خندند؟!
    مگر نه این است که امام خمینی(ره)، بارها از برخی روحانیون انتقاد کرده و در نامه تاریخی شان به روحانیون نوشته اند: “آنقدر که اسلام از این مقدسین روحانی نما ضربه خورده است از هیچ قشر دیگر نخورده است”.
    مگر نه این است که حتی مراجع تقلید شیعه مانند آیت الله مکارم شیرازی از رفتارها و گفتارهای برخی مداحان انتقاد کرده و حتی به واسطه همین انتقادات، مورد اهانت برخی مداحان قرار گرفته اند؟!
    مگر نه این است که یکی از آفت هایی که دغدغه مندان دین مطرح می کنند این است که برخی مداحان، پا از حیطه مداحی برای اهل بیت در پای منبر علما فراتر گذاشته و برای خود مقام وعظ و خطابه و حتی افتاء قائل شده اند و چون سواد دینی شان اندک است، مرتکب نقض غرض می شوند؟
    اما فارغ از این بحث ها که آیا مهدی دانشمند سخن درستی گفته است یا نه، اصل موضوع این است که چرا باید در جمهوری اسلامی ایران، سخن گفتن منع شود؟!
    مگر همین کسانی که او را از سخن گفتن منع کرده اند، بارها با افتخار این روایت تاریخی را نقل نکرده اند که حتی خوارج نیز در میان سخنان حضرت علی(ع) در مسجد، بلند می شدند و علیه او که حاکم جامعه اسلامی بود حرف می زدند و امام علی(ع) نیز می شنید و پیروانش را از هر گونه تعرضی علیه آنان منع می کرد؟!
    مگر بارها به استناد همین رفتار حضرت علی(ع) با مخالفان، حکومت اسلامی را چنین توصیف نکرده اند که در آن، همه آزادند سخن بگویند تا زمانی که دست به شمشیر برده و جنایت نکرده باشند.
    مگر امام خمینی(ره) که بنیانگذار نظام است، تاکید و تصریح نداشتند که حتی مارکسیست ها هم می توانند آزادانه نظرات خود را بیان کنند؟
    از همه این ها بالاتر، مگر خود خداوند در قرآن نفرموده است که بشارت باد بر بندگانی که سخنان را می شنوند و بهترین اش را بر می گزینند؟ (فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ. ۱۷ و ۱۸ الزمر)
    مگر استدلال و مناظره با صاحبان افکار مختلف دستور خداوند در قرآن محمد(ص) نیست؟ (ادعُ إِلىٰ سَبیلِ رَبِّکَ بِالحِکمَهِ وَالمَوعِظَهِ الحَسَنَهِ ۖ وَجادِلهُم بِالَّتی هِیَ أَحسَنُ . ۱۲۵نحل)*
    آیا خداوند گفته جلوی سخنان مردم را بگیرید و ممنوع شان کنید یا دستور صریح داده که حرف های مختلف را بشنوید و بهترین شان را انتخاب کنید؟
    آیا خداوند گفته که صاحبان آرای مختلف را ممنوع البیان کنید یا این که با نیکوترین روش با آنها مناظره کنید؟
    این که بعضی صاحب منصبان به واسطه قدرتی که مردم به امانت به ایشان داده اند، مانع از آزادی بیان شوند، نه با نص صریح قرآن همخوانی دارد، نه منطبق با سیره رسوا خدا(ص) و ائمه اطهار(ع) است و نه با مطالبات مردم و شعارهای انقلاب آنها مطابقت دارد. این کارها، بیش از هر چیزی به بدبین شدن مردم و مشخصاً جوانان به دین و نظام می انجامد.
    نکته تأسف بار این که رئیس سازمان تبلیغات کاشان گفته است: پلیس امنیت این شهر از دو هیأت مذهبی کاشان که از حجت الاسلام دانشمند دعوت کرده بودند درخواست کرد تا دعوت خود را از ایشان پس بگیرند در غیر این صورت مرکز هر دو هیأت در کاشان پلمپ خواهد شد.
    تهدید دو هیأت مذهبی توسط پلیس امنیت جمهوری اسلامی که اگر فلان روحانی را دعوت کنید، پلمپ تان می کنیم؟! اگر رئیس سازمان تبلیغات کاشان خبر را نداده بود و فلان شبکه ماهواره ای ضدنظام مدعی اش می شد، هرگز نمی شد باور داشت ولی به هزار تأسف این خبر را یک منبع رسمی در سازمان تبلیغات اسلامی اعلام کرده است.
    واقعاً با این برخوردهای سلیقه ای (که قطعاً مقامات ارشد نظام هم مخالف چنین روندهایی هستند) دنبال چه چیزی هستند؟
    در آستانه ۱۲ بهمن هستیم و بی مناسبت نیست در پایان این نوشتار، بخشی از سخنرانی تاریخی امام خمینی(ره) در بهشت زهرا را بازخوانی کنیم:
    “خون های جوان های ما برای این جهات ریخته شده، برای اینکه آزادی می خواهیم ما. ما پنجاه سال است که در اختناق به سر بردیم، نه مطبوعات داشتیم، نه رادیوی صحیح داشتیم، نه تلویزیون صحیح داشتیم، نه خطیب توانست حرف بزند، نه اهل منبر می توانستند حرف بزنند، نه امام جماعت می توانست آزاد کار خودش را ادامه بدهد، نه هیچ یک از اقشار ملت کارشان را می توانستند ادامه بدهند… .”
    مسؤولان جمهوری اسلامی ایران در هر رده ای!
    این نظام را که برآمده از مجاهدت ها و رنج های یک ملت بزرگ و خون هزاران شهید است، به اتهاماتی که شایسته رژیم گذشته است، متهم نکنید. شما نیامده اید که استقلال،آزادی و جمهوری اسلامی را محدودتر کنید، شما فقط خادمان و نگهبانان این چهار اصل هستید.
    پی نوشت:
    * تفسیر این آیه توسط رهبر انقلاب: یکی از چیزهائی که ما در تعامل اجتماعی احتیاج داریم، روحیه‌ی بردباری است؛ حلم. اینکه در اسلام و در اخلاق اسلامی اینقدر حلم ذکر شده، به این خاطر است. نبود بردباری، بسیاری از مشکلات را در سطوح پائین و سطوح فردی و سطوح اجتماعی به وجود می‌آورد. اگر گروههای سیاسی ما هم حلیمانه با هم برخورد کنند، کار بهتر خواهد شد. دستجات مختلفِ طرفدار این و طرفدار آن، اگر با حلم با هم برخورد کنند، خیلی اوضاع بهتر خواهد شد. با حلم برخورد کردن، به معنای اغماض کردن از بدی‌ها و زشتی‌ها نیست؛ به معنای بی‌اعتنائی کردن به اصالتها و ارزشهای مورد اعتقادمان نیست؛ نوع برخورد، مورد نظر است؛ «ادع الی سبیل ربّک بالحکمه و الموعظه الحسنه و جادلهم بالّتی هی احسن». مجادله‌ی با دیگری هم که بر سر یک اعتقاد است، بر سر یک مسئله‌ی مهم اتفاق می‌افتد، آن هم «بالّتی هی احسن» باشد.۱۳۹۱/۰۷/۲۰ – لینک منبع)

    منبع : عصر ایران

  • رسا نشر، صدایی رسا برای بیان حقایق جامعه ایرانی

    رسا نشر، صدایی رسا برای بیان حقایق جامعه ایرانی

    رسا نشر- درست از زمانیکه تصمیم به راه اندازی یک رسانه اینترنتی گرفتیم، یک سال و نیم می گذرد. ساعت ها بحث و گفتگو مشاوره گرفتن از اهالی رسانه و خبر، بررسی فعالیت های رسانه های قدیمی و …. ما را برآن داشت که پایگاه خبری تحلیل خود را راه اندازی نماییم. هرچند در ابتدا امیدی به تداوم این ایده نبود اما در اواسط راه، کار برایمان جدی شد. با وجود عقاید مختلف بر سر موضوعات و حتی نام رسانه ، دست اخر نام رسا نشر را برگزیدیم. رسا نشر  برگرفته شده از دو واژه رسانه و انتشار می باشد که پرکاربرد ترین و مرتبط ترین واژه ها در حرفه خبر و مطبوعات است. رسا نشر را برگزیدیم تا رسانه ای باشیم برای بازتاب و نشر رویدادهای جامعه. برای بیان حقایق به زبان ساده و صدایی باشیم برای بیان خواسته ها و مشکلات جامعه.
    رسا نشر، صدایی رسا برای بیان حقایق جامعه ایرانی
    بدین ترتیب پس از گذشت یک سال از ثبت نام و درخواست برای دریافت مجوز فعالیت رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، هیئت محترم نظارت بر مطبوعات به درخواست ما جواب مثبت داد و پایگاه خبری رسا نشر در روزهای پایانی آذرماه ۱۳۹۶ فعالیت رسمی خود را آغاز و با صدایی رسا و سرشار از صداقت و مهر ، رویدادهای جامعه را بازتاب می دهد.
    ما این راه را برای این انتخاب کردیم چون هدف داشته ایم. چون حرف برای گفتم داریم و با عشق و علاقه ای وصف ناشدنی به ایران عزیزمان می خواهیم که سربلندی، شکوه و عظمت بیش از پیش ابرانمان را ببینیم. این را می دانیم که مشکلات و مسائل مختلفی گریبانگیر جامعه ما شده است. و می دانیم که درد و رنج هم زیاد است. از این رو برای عریان ساختن سیاهی ها و مشکلات جامعه و برای زدن زخم های بیشتر نیامده ایم. بلکه آمده ایم که بر اساس رسالت رسانه ای و وظیفه شهروندی خویش کمک حال مسئولین و مردم در جمهوری اسلامی ایران باشیم و با هم در ارتقاء سطح فرهنگ و داشتن یک اجتماع سالم، پویا و هدفمند تلاش کنیم. و به امید اینکه بتوانیم گام های موثری در این راه برداریم.
    رسا نشر تنها یک رسانه نیست، بلکه صدایی است رسا برای بیان هرآنچه که جامعه نیاز به شنیدنش دارد.
    شبنم حاجی اسفندیاری
    مدیرمسئول پایگاه خبری رسانشر
    ۲۷ آذر ۱۳۹۶

  • ترس از دست رفتن آبروی خانوادگی ؛ «به بابات نگو می‌کُشدت»

    ترس از دست رفتن آبروی خانوادگی ؛ «به بابات نگو می‌کُشدت»

    یکی از تهدیدهای آشنای متجاوزین به دختران جوان و حتی پسرها، بردن آبروست. اگر به کسی بگی آبروت رو می‌بریم. حفظ آبرو باعث می‎شود سکوت کنند و به هیچ کس نگویند.
    سکوت
    عصر ایران؛ مصطفی داننده- دختر ۱۵ ساله، یک سال تمام توسط شوهر عمه‌اش که احتمالا عمو خطابش می‌کرد مورد تجاوز قرار گرفته و سکوت کرده است. احتمالا او می‌ترسیده از آبروی خانواده، از رفتار تند احتمالی پدرش.
    «به بابات نگو می‌کشتت» جمله آشنایی برای برخی دخترهایی ایرانی است وقتی کار غیرمعمولی را انجام می‌دهند. بسیاری از خانواده‌های ایرانی به واسطه این سنت غلط که آبرو از همه چیز مهم‌تر از چشم خود را بر روی یک فاجعه می‌بندند و حتی حاضر هستند دختر و پسر خود را با شدیدترین مجازات‌ها روبرو کنند تا آبرویشان نرود.
    «آبرو» باعث شده است بحران‌های اجتماعی در ایران در گوشه پستو در صندوقی هزار قفل خورده باقی بماند. این حفظ آبرو تنها مخصوص خانواده‌های ایرانی نیست. دستگاه‌های حاکمیتی نیز سال‌هاست برای حفظ آبرو و خوب نشان دادن جامعه، چشم خود را بر روی آمارها بسته‌اند و می‌گویند همه چیز خوب است.
    یکی از تهدیدهای آشنای متجاوزین به دختران جوان و حتی پسرها، بردن آبروست. اگر به کسی بگی آبروت رو می‌بریم. حفظ آبرو باعث می‎شود سکوت کنند و به هیچ کس نگویند.
    بسیاری از متجاوزین با خیال راحت کارهای خود را می‌کنند چون مطمئن هستند، «حفظ آبرو» از آنها محافظت می‌کند.
    برخی از این تجاوزها سریالی است و هیچ کس از فرد متجاوز شکایت نمی‌کند چون یاد گرفته‌اند آبرو از همه چیز مهم‌تر است.
    تصور کنید یکی از کسانی که مورد تجاوز قرار گرفت، از فرد متجاوز شکایت می‌کرد شاید تجاوزهای دیگر صورت نمی‌گرفت.
    فرد متجاوز وقتی می‌بیند که تجاوز اول، دوم، سوم و هیچ خبری از شکایت نیست با اطمینان بیشتری دست به عمل شیطانی خود می‌زند.
    باید به خانواده‌ها آموزش داد، دختر و پسری که مورد تجاوز قرار می‌گیرند تقصیری ندارند. آنها به زور مورد تجاوز قرار گرفته‌اند و اولین کسی که با بحران روبرو است خود آنها هستند. خانواده‌ها نباید فکر کنند اگر به پلیس شکایت کنند، دیگر نمی‌توانند در اجتماع سربلند کنند.
    عدم شکایت آنها باعث می‌شود، متجاوزین حریص تر شوند و هر روز شاهد خبرهای زشت تجاوز باشیم. زن، کودک و پسر درگیر بحران تجاوز هستند.
    پدرها باید به گونه‌ای رفتار کنند که فرزندان آنها را اولین و مهم‌ترین پناه‌گاه خود بدانند نه اینکه از مطرح کردن مشکلات خود وحشت داشته باشند.
    صداوسیما و رسانه‌ها می‌توانند کمک بزرگی برای مبارزه با فرهنگ غلط «سکوت برای حفظ آبرو» باشند. به طور مثال به تلویزیون پیشنهاد می‌کنم فیلم سینمایی « هیس! دخترها فریاد نمی‌زنند» را پخش کنند. همین یک فیلم می‌تواند کمک بزرگی به خانواده‌ها برای مواجه با این موضوع باشد.
    بیاییم به جنگ این شیطان صفت‌ها برویم. باور کنید سکوت ما برای حفظ آبرو بزرگ ترین کمک به این متجاوزین است.
  • شهرقدس سنگ بنای تازه می خواهد.

    طی روزهای گذشته مقاله ای را در سایت انتخاب دیدم که به شدت مایه تاسف بود. شهرقدس هنوز قلعه حسن خان است. این عنوانی بود برای مطلبی که شهرقدس را یک شهر عقب افتاده و با مشکلات فراوان معرفی می کرد. هرچند اگر سالیان گذشته تا به امرزو شهرقدس را مورد واکاوی قرار دهیم متوجه خواهیم شد که این شهر به نسبت دهه هفتاد تغییرات بسیار زیادی کرده و از یک شهر نمای آجری به یک شهرستان با نمای سنگی بدل شده است.

    تصویر مرتبط

    از آنجاییکه در دوران پیشرفت و رشد شهرنشینی هستیم و شرایط فعلی شهرقدس با معیارهای اصولی و مهندسی شهری فاصله دارد ، نمی توان به نویسنده خورده گرفت و باید صریح گفت از ماست که بر ماست. متاسفانه عادت بد ما  در این شهر واگذاری مسئولیت به افرادی است که بعضا با نسبت های فامیلی به خدمت گرفته می شوند و رابطه نقش پر رنگ تری در حضور افراد دارد.

    نفر اول شورای شهر را اقوام این شهر انتخاب می کنند و در انتخابات های گذشته از این دست موارد به وفور یافت می شود. هرچند در دوره ی قبل شورا این روند شکسته شد و افراد گمنامی هم بودند که بدون حمایت قومی وارد شواری شهر شدند.

    متاسفانه همانطور که گفته شد جامعه فقط تا زمان انتخابات و انتخاب افراد پای کار است و بعد این جریان را رها می کند و کسی پیگیر عملکرد مسئولین شهری نیست. همین عقب نشینی جامعه در آینده باعث قدرت گرفتن افراد می شود و بجای خدمتگزار بودن ، یکشبه مالک شهر و مردمانش می شوند.
    خوشبختانه جامغه جوان ، قشر تحصیلکرده و فرهنگی در این شهر تحرکات خوبی را آغاز کرده است و مسلما این حرکت و بیداری می تواند به شکوفایی شهر کمک کند. از اینرو انتظار می رود با انتخاب افراد لایق و کاردان و قطعا متخصص در زمینه امور شهری می تواند مشکلات بزرگی را از شهرقدس رفع کند.
    با توجه به زمان باقیمانده تا انتخابات باید دید اهالی شهرقدس مجددا به شورای شهر فعلی که کارنامه متوسطی دارد اعتماد می کند و یا ترجیح می دهد به افراد دیگری اعتماد کند.

  • داوود رشیدی ، یادگار هزاردستان از میان ما رفت..

    داوود رشیدی ، یادگار هزاردستان از میان ما رفت..

    داره از ابر سیاه خون می چکه

    جمعه ها خون جای بارون می چکه …

     
    انگار تلخی و غم انگیزی غروب جمعه ها دارد به صبح هایش هم منتقل می شود.خبر کوتاه بود. کوتاه اما تاثیر گذار و غم انگیز.یادگار هزاردستان، بزرگ مرد سینمای ایران، داوود رشیدی درگذشت…
    داوود رشیدی ، یادگار هزاردستان از میان ما رفت..
    صبح جمعه ۵ شهریور ۱۳۹۵ درحالیکه چشمانمان را از خواب ناز باز کردیم و تلفن همراهمان را برای احوال پرسی با دنیا مقابل چشمانمان گرفتیم ، خبری بیشتر از دیگر اخبار به چشم ها می خورد. هنرمند پیشکسوت داوود رشیدی مرد بزرگ و استاد سینمای ایران دیده از جهان فرو بست. بسیار ناراحت کننده است که یک هنرمند ، کسی که با هنرش و تلاش هایش خاطره داریم از میان ما برود. جامعه ما  تشنه حضور این آدمهاست.آدمهایی که بزرگترین سرمایه شان که هنر و سخاوتشان است را بی پروا در کف دست گرفته و از همه چیز خود برای خدمت به مردم این سرزمین مایه می گذارند.
    داوود رشیدی عزیز یکی از ۵ نفر پیشکسوت و سرمایه بزرگ هنری ایران است که مسلما از این پس خلاء  حضور گرمش احساس خواهد شد. هرچند در این روزهایی که متحجرین و بدخواهان عالم هنر در تلاشند تا هنر را با انزوا بکشانند و هنرمندان را بی ارزش جلوه دهند. اما امثال استاد داودد رشیدی، استاد نصیریان، استاد انتظامی ، استاد مشایخی و استاد کشاورز در این سالها آنقدر از تجربیات خود در روح هنر این سرزمین دمیده اند و شاگردان بسیاری را تربیت نموده اند که در زمان غیابشان صحنه های هنری خالی نخواهد شد و از طرفی مردم هنردوست و قدرشناس ایران نمی گذارند هنر بومی و اصیل سرزمینشان به بهانه های واهی عقب ماندگان ذهنی به حاشیه رانده شود. نمونه تربیت یافتگان این عرصه دختر استاد رشیدی ، لیلی رشیدی است که هنرمندانه و صادقانه در خدمت مردم این سرزمین همت گمارده است. این مصیبت بزرگ را به خانواده محترم رشیدی، لیلی رشیدی عزیز و جامعه هنر و ملت عزیز ایران تسلیت عرض نموده و آرامش ابدی برای ایشان آرزومندیم.
    برای همیشه خداحافظ استاد ….
    شبنم حاجی اسفندیاری
    ۵ شهریور

    ۱۳۹۵