دسته: یادداشت روز

  • آلترناتیو، بخش اول: سرنوشت اعتراضات در ایران

    آلترناتیو، بخش اول: سرنوشت اعتراضات در ایران

    در این سلسله‌نوشتار با عنوان اصلی «آلترناتیو»، تحلیلی بر رویدادهای دهه‌های اخیر در مبارزات مدنی و سیاسی می‌پردازم و عوامل حاشیه‌ای و بیرونی را مورد بررسی قرار می‌دهم.

    نکته مهم: برخی از داده‌ها و تحلیل‌ها در این نوشته، با تکیه بر داده‌های هوش مصنوعی و اطلاعات منتشرشده در اینترنت به کار رفته است.

     مهدی سوری، رسا نشر: دهه هفتاد را به خاطر می‌آورم. از سال ۷۶ که با آمدن دولت اصلاحات، به‌یکباره تغییرات بزرگی که شاید حاکمیت و جامعه آمادگی‌اش را نداشت، صحبت می‌کنیم. دو تفکر در مقابل هم قرار می‌گیرند و گروهی تازه‌نفس تصوّر می‌کند با آمدن دولتی نو، می‌شود تغییرات بزرگی در سیاست، اقتصاد و فرهنگ به وجود آورد. رویایی که اصلاح‌طلبان در پررنگ نشان دادن آن بسیار نقش دارند. گذر از فاز انقلابی‌گری دهه ۵۰ و ۶۰ و حال و هوای جنگ و جبهه، برای خیلی‌ها یک تحوّل بزرگ به نظر می‌آمد. نسل جوانی که اشتیاق عجیبی برای اصلاحات ساختاری داشتند و دانشگاه بلافاصله تبدیل به میدان مبارزه و خواستگاه تغییرات بنیادین در حاکمیت و تفکری شد که به شدت انقلابی و مذهبی بود.

    اعتراضات و بحران‌های دهه ۷۰

    • ماجرای حمله به کوی دانشگاه
    • تعطیلی فله‌ای روزنامه‌ها و اعتراضات
    • ترور روشنفکران در قتل‌های زنجیره‌ای
    • درگیری‌ها و اعتراضات دانشجویی
    • مجلس ششم و ماجرای تحصن نمایندگان
      و …..

    آلترناتیو، بخش اول: سرنوشت اعتراضات در ایران

    همان‌طور که می‌دانید تمامی این درگیری‌ها، اعتراضات و بحران‌ها بیشتر در محور سیاسی و فرهنگی هستند و به تقابل دو جناح و حامیانشان برای اثبات خود و ردّ دیگری برمی‌گردد. از این دست اعتراضاتی که در هر کشوری امکان دارد روی دهد. در پایان دولت خاتمی اعلام شد که این دولت هر ۹ روز یک بحران را پشت سر گذاشته است. رویای شیرین تغییر و اصلاح در ابتدای دولت، در انتها به یأس و ناامیدی جامعه منجر می‌شود که جامعه را ناخواسته به سمت بدی هدایت می‌کند. سرخوردگی جامعه از اصلاح‌طلبان، کش‌و قوس‌های سیاسی، بانی تمایل جامعه به پدیده‌ای شد به نام محمود احمدی‌نژاد.

    تا اینجا همه چیز هنوز خوب است. کمتر کسی به بن‌بست و تقابل با اصل نظام فکر می‌کند. البته به جز ضد انقلاب و اپوزیسیون و معدود طرفداران داخلی‌شان. اختلاف هست، اما بر سر شیوه اداره کشور. بررسی اسناد و روزنامه‌های آن دوران، این موارد را برای ما روشن می‌کند:

    1. رهبری و هدایت تمامی اعتراضات در این دهه توسط خود دانشجویان و مردم، بدون تعیین یک لیدر و رهبر مشخص داخلی و خارجی بوده و حتی فشارها باعث شد بدنه اصلاحات نیز در ادامه از این ماجرا فاصله بگیرند.
    2.  سازمان مجاهدین تلاش‌های بسیار ناچیزی برای تأثیرگذاری و به‌دست‌گرفتن جریان از خود بروز داده، اما به دلیل عدم مقبولیت نتوانسته نقش پررنگی در هدایت اعتراضات داشته باشد.
    3. اپوزیسیون خارج‌نشین نیز که در این دوران نه شخصیت شاخص و نه قدرت مداخله داشته و اصولاً در بین مردم هم جایگاهی نداشتند.
    4. رضا پهلوی فرزند شاه مخلوع ایران اگرچه واکنش‌هایی به این حوادث داشته، اما هرگز به عنوان یک لیدر یا یک فرد جریان‌ساز در این اعتراضات نقشی نداشته و اصلاً نگاه خاصی به پسر شاه سابق چه در درون کشور و چه اپوزیسیون خارج به عنوان یک فرد دارای آلترناتیو برای مخالفت و اعتراض وجود نداشته است. تنها نکته خاص در مورد پهلوی در این برهه این است که به نظر می‌رسد، شروع توهمات این فرد درست در این بزنگاه بوده است. چرا که او از این فرصت برای سخن گفتن استفاده کرد و از طریق تلویزیون و وب‌سایتش پیام خود را به کشور منتقل ساخته است.

    دهه هشتاد، دهه عجایب!

    دولت احمدی‌نژاد در دهه هشتاد را می‌توان نقطه عطفی در ایجاد بسیاری از بحران‌های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در ایران دانست. هرآنچه دولت اصلاحات برای بهبود اوضاع و شرایط کوشید، احمدی‌نژاد به‌یکباره همه را نابود کرد. احمدی‌نژاد که با وعده ساده‌زیستی و با حمایت از قشر روستایی، معمولی و ضعیف جامعه بر صندلی ریاست‌جمهوری تکیه کرد، در طول ۸ سال دولتش، جامعه را با انبوهی از مشکلات فرهنگی، اقتصادی و سیاست خارجی مواجه کرد. بزرگترین بحران تاریخ ایران پس از انقلاب در دولت وی رقم خورده است. اعتراضات گسترده به نتایج انتخابات ۸۸، موسوم به فتنه ۸۸ که برای اولین بار منجر به برهم خوردن شرایط کشور و ایجاد آشوب و بی‌نظمی به مدت ۹ ماه شد. از کشته شدن معترضان گرفته تا دستگیری فعالان سیاسی و رسانه‌ای و دست آخر دستگیری سران اصلاحات و حصر میرحسین موسوی، زهرا رهنورد، مهدی کروبی و حصر محدود سید محمد خاتمی.

    از بحران‌ها و اعتراضات این دهه می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

    • اعتراضات جنبش سبز خرداد ۸۸ پس از انتخابات
    • اعتراضات تیر ۸۸ در پی مراسم ترحیم کشته‌شدگان خرداد
    • ماجرای فاجعه تلخ بازداشتگاه کهریزک
    • ماجرای ۹ دی ۸۸ در روز عاشورا
    • اعتراضات ۲۵ بهمن ۸۸ و حصر میرحسین موسوی و کروبی
    • اعتراضات پراکنده در اسفند ۸۸
    • اعتراضات مقطعی در ۸۹ و ۹۰ در تداوم جنبش سبز

    سکوت

    وقایع سال ۸۸ به قدری تلخ است که یادآوری آن برای من که در آن سال‌ها در سرآغاز جوانی و شوق فعالیت‌های سیاسی بودم، دردآور است. اما می‌خواهم به شکل خلاصه نقش افراد و میزان تأثیرگذاری آن را در هدایت و شکل‌گیری این اعتراضات بررسی کنم:

    1. به طور قطع لیدر و رهبر اعتراضات ۸۸ میرحسین موسوی است و اصل دعوا بر سر عدم اعلام نام وی به عنوان برنده انتخابات شکل گرفته است. طیف اصلاح‌طلبان و مهدی کروبی نیز در شکل‌گیری جریان نقش دارند. معترضان خیابانی در سراسر کشور همگی رأی‌دهندگانی بودند که نتیجه انتخابات را قبول نداشته و مدعی تقلب در انتخابات بودند. این جمعیت از طیف‌های مختلف مردمی، دانشجویی، هنری و حتی روحانیت همسو با اصلاحات بودند. در واقع می‌خواهم به اینجا برسم که هنوز هم اعتراضات شکل‌گرفته حول یک محور سیاسی بدون قصد و نیت قبلی برای براندازی و تغییر حکومت است!
    2. مجاهدین و در رأس آن مریم رجوی در این برهه تلاش کردند که خودشان را لیدر و معترضین را حامیان خود جا بزنند که در پی براندازی هستند و از ابتدا هم با این نیت به خیابان آمده‌اند. کمتر کسی است که نداند مجاهدین یک گروهک از هم‌پاشیده است و حتی محبوبیتی حداقلی در میان جامعه ایران ندارد. اگرچه از تلاش‌های این گروهک تروریستی برای ایجاد آشوب و ترور با عوامل نفوذی به درون جمعیت معترضین اسناد و ادعاهایی وجود دارد، اما ادعای رهبری جنبش سبز توسط مریم رجوی یک دروغ مضحک است.
    3. رضا پهلوی اما گویی در گوشه‌ای نشسته و منتظر بروز چنین اتفاقی بود تا به بهترین شکل از آن بهره‌برداری کند. او نیز تلاش کرد تا از این آب آلوده ماهی خودش را بگیرد، اما هرگز در این مقطع ادعای لیدری نکرد و برعکس تلاش کرد تا با حمایت از جنبش سبز، خود را در کنار و همراه معترضین نشان دهد. گزارش یک کمیته پارلمانی بریتانیا نیز به صراحت اشاره کرده که با بالا گرفتن این جنبش، افرادی مانند رضا پهلوی برای بهره‌برداری از آن ناگهان به «جنبش سبز» پیوستند.

    من این مقطع را بسیار مهم می‌دانم. ماجرای جنبش سبز، فتنه ۸۸ یا هر نام دیگری که بر آن بگذارند، و تجربه زیستن در دوران احمدی‌نژاد، سرآغاز یک شکست پنهان برای حاکمیت است. رنگ باختن اتحاد و همدلی، بی‌اعتمادی به حاکمیت و شروع بحران‌های سیاسی، سیاست خارجی و تحریم‌های بین‌المللی به دلیل مسائل هسته‌ای و به تبع آن بحران اقتصادی، گرانی دلار، افزایش قیمت‌ها و … سیستم عامل حاکمیت را دچار یک باگ کرد. حفره ای که آن‌هایی که باید می‌دیدند، به دلیل دعواهای سیاسی و ذوق‌مرگی برای پیروزی در انتخابات‌ ندیدند. و آن‌هایی که کیلومترها از این خاک دورتر بودند، آن را دیدند و صدایش را درنیاوردند. تا به وقتش از این حفره نفوذ کنند.

    در خارج از مرزهای ایران دشمنان به شکلی پنهانی با هم متحد شدند و سال‌ها برنامه‌ریزی کردند. آنها فهمیدند که به انقلاب ایران چگونه می‌توانند ضربه بزنند. دریافتند که با اعمال تحریم و فشار، با ایجاد تفرقه به راحتی می‌توانند آرامش و امنیت کشور را تحت‌الشعاع قرار دهند. و برای این کار بهترین راه این است که مردمی که خودشان این انقلاب را آورده‌اند، مقابل انقلاب قرار دهند. برای همین است که دهه ۸۰ را یک به‌روزرسانی خراب و معیوب در سیستم عامل جمهوری اسلامی می‌دانم. اینکه رضا پهلوی در طول ۲۰ سال به‌یکباره جرئت می‌کند خود را لیدر و رهبر بداند از این دوران می‌آید. اینکه اسرائیل و موساد دست به نفوذ و ترور می‌زنند و به راحتی اسناد محرمانه ما را به سرقت می‌برند، از همین جا می‌آید. و اینکه آمریکا و اروپا می‌فهمند که جمهوری اسلامی افغانستان و عراق نیست که با یک جنگ از بین برود و بهترین راه تحریم همه‌جانبه اقتصادی است را شیوه کشورداری احمدی‌نژاد به آنان نشان داد.

    دهه نود، رویاهای بر باد رفته

    سال نود و دو، رفتن احمدی‌نژاد و جایگزینی دولتی ناکارآمد با دولتی مدعی میانه‌روی. دولتی با ادعای صداقت و با وعده رفع مشکلات اقتصادی و تحریم، برای ملت خسته از دولت بهار (زمستان سخت) و دولت پرالتهاب اصلاحات، گزینه جذاب و امیدوارکننده‌ای بود. برای همین حماسه ۹۲ با انتخاب حسن روحانی رقم خورد و در آن‌طرف هرچه تلاش کردند به گرد پای شیخ حسن هم نرسیده‌اند. دولت روحانی شروعی طوفانی و پایانی غم‌انگیز داشت. در سال ۹۲ همه ما با امید دوباره زنده شدیم و در سال ۹۷، ۹۸ با یک همه‌گیری به نام سرخوردگی مردیم. همه‌گیری‌ای بدتر از کووید ۱۹. روحانی تلاش بسیاری کرد تا مجموعه نظام را به مذاکره قانع کند. سنگ‌اندازها بسیار بودند، اما پشتوانه قوی و اراده و خواست مردمی باعث شد تا بتواند در کنار محمدجواد ظریف، برجام را برای مردم به ارمغان بیاورد. برجامی که جشن امضایش به مثابه حضور در جام جهانی شیرین و دلچسب بود. خیابان‌ها پر شد از مردمانی که امید داشتند به بهبود اوضاع و رهایی از فقر، گرانی و بی‌عدالتی.

    خوشحالی‌مان زود به یأس بدل شد. حسین اوباما که رفت، جایش را به مردکی زبان‌نفهم داد که همین اندک امید و آرزوهایمان را برنتافت و برجام‌مان را پاره‌اش کرد. تجربه زیسته اعتراضی در دولت روحانی هم مانند احمدی‌نژاد بسیار تلخ و دردناک است.

    بحران‌ها و اعتراضات دهه ۹۰

    • اعتراضات معیشتی تیر ۹۶
    • اعتراضات معیشتی دی ۹۶
    • اعتراضات تلخ بنزینی آبان ۹۸

    معترضان ایرانی در سالگرد اعتراضات آبان 98 به خیابان‌ها ریختند

    آبان ۹۸ یکی از تلخ‌ترین پاییزهای عمر هر ایرانی است. اعتراضاتی که به بهانه افزایش ناگهانی قیمت بنزین در سراسر ایران شکل گرفت و به طور گسترده برای اولین بار منجر به مجروح و کشته شدن عده بسیاری شد. اعتراضاتی که صبح مسالمت‌آمیز بود و شب به خشونت و اغتشاش کشیده شد. بانک‌ها، ادارات دولتی، مساجد و بسیاری از ساختمان‌های دولتی به آتش کشیده شدند. عصبانیت غیرقابل وصفی که منجر به مقابله نیروهای امنیتی با معترضان خشن و عصبانی شد. بر اساس گزارشات افراد زیادی نیز پس از این ماجرا دستگیر و محاکمه شدند.

    اینجاست که جنس اعتراضات تغییر می‌کند. از همین زمان است که دیگر درگیری سیاسی و بر سر آرمان و آمال نیست. تقابل، زد و خورد و باتوم و اشک‌آور و تفابل های انسانی محدود به‌یکباره با خشم عمومی به فاجعه‌ای بدل می‌شود که مدت‌ها کشور را درگیر خود می‌کند. بی‌تدبیری دولت تدبیر و امید، غافل‌گیری حاکمیت، افزایش فشارهای اقتصادی – سیاسی و تحریم‌ها، مجال استفاده به سوءاستفاده‌گران را از حفره کوچک پیدا شده می‌دهد. و حالا نوبت آنان است که وارد میدان شوند و با تعریف و تقسیم نقش به بازیگران این بازی خطرناک تبدیل شوند.

    اگر بخواهیم عامل اصلی منجر به اعتراضات آبان ۹۸ را معرفی کنیم به یک فرد یا یک عامل نمی‌توان اشاره کرد، مجموعه‌ای از اقدامات، عملکرد و تصمیمات که دولت را مجبور به افزایش قیمت بنزین کرد، این حادثه را خلق کرد. شایعاتی وجود دارد که اعتراضات دی‌ماه ۹۶ توسط برخی از مخالفین داخلی روحانی و در مشهد برنامه‌ریزی شده، اما در مورد آبان ۹۸ نمی‌توان چنین تعبیری به کار برد، اگرچه مشهد هم جزء اولین شهرهای شروع‌کننده اعتراضات بود، اما همزمان در شهرهای تهران، اهواز، کرمانشاه و … حلقه‌های اولیه شکل گرفتند. در اینجا باز هم بررسی خواهیم کرد:

    1. همان‌گونه که گفته شد اعتراضات آبان ۹۸ همچون سایر اعتراضات قبلی به صورت خودجوش و مردمی شکل گرفته است و هیچ حزب، فرد و گروهی نمی‌تواند ادعای شکل‌گیری، لیدری و هدایت آن را داشته باشد.
    2. مجاهدین خلق که این‌بار بر خلاف گذشته از درگیری‌ها و آوارگی کمپ اشرف رهایی یافته و در آلبانی و فرانسه استقرار یافته‌اند، با استفاده از شکاف اجتماعی و سیاسی به وجود آمده توانسته‌اند، عده‌ای را که عمدتاً از نیروهای قدیمی سازمان، نوجوانان و جوانان ناآگاه به ماهیت منافقین بودند را با برنامه‌ریزی‌ها و آموزش‌های قبلی وارد میدان کنند. عمده تخریب‌ها و آتش زدن ادارات و بانک‌ها، منتسب به اقدامات مجاهدین است. این رویه را بعداً نیز با آتش زدن پایگاه‌های بسیج و درب مساجد ادامه دادند. مجاهدین در این زمان با وجود گسترش فناوری ارتباطی و اینترنت تلاش کرده است تا پایگاه خود را گسترش دهد و وانمود کند که حامیان بسیاری دارد و اعتراضات را در واقع آنها هدایت و رهبری می‌کنند. گزارش‌های مستندی از فعالیت واحدهای مقاومت این گروه در داخل ایران وجود دارد. بر اساس این گزارش‌ها، اعضای این گروه در روزها و هفته‌های پس از اعتراضات، اقدام به نصب بنرها و پلاکاردهایی با تصاویر و پیام‌های مریم و مسعود رجوی در نقاط مختلف تهران و شهرهای دیگر مانند کرج، مشهد، تبریز و اصفهان کردند. این اقدامات با هدف بزرگداشت «شهدای قیام آبان» و تشویق به ادامه اعتراضات انجام شده است.
    3. رضا پهلوی دیگر یک اپوزیسیون فعال و منتظر نیست. او نیز تلاش می‌کند تا خود را به شدت فعال و همراه با معترضین نشان دهد. تلاش برای هدایت جریان اعتراضی اقتصادی – معیشتی به سمت براندازی نشان‌دهنده یک تغییر رویه و اراده پهلوی برای بازگشت و رهبری اپوزیسیون است. پیام‌ها و توییت‌های پهلوی متفاوت‌تر از قبل است. او حتی در پیامی از نیروهای انتظامی می‌خواهد که به مردم بپیوندند. با این حال هنوز به صورت رسمی ادعای لیدری ندارد و بیشتر در نقش یک همراه و حامی است تا یک فرد تأثیرگذار جریان‌ساز.
    4. دشمن پنهان دیگری این‌بار به میدان آمده است. گزارش‌هایی وجود دارد که در اعتراضات آبان ۹۸ و پس از آن عوامل موساد نقش‌آفرینی کرده‌اند و تلاش برای خارج کردن اعتراضات از حالت مسالمت‌آمیز و اغتشاشات گسترده با هدف شورش و براندازی. بر اساس مستندات، وزیر خارجه وقت ترکیه آشکارا مدعی شد که موساد در تلاش است از اعتراضات برای بی‌ثبات‌سازی ایران استفاده کند و این کار را از طریق حساب‌های توییتری و فراخوان‌های اینترنتی انجام می‌دهد. یک تحلیلگر نظامی اسرائیلی نیز به حساب‌های وابسته به موساد اشاره کرده که در شبکه‌های اجتماعی فارسی‌زبان، از معترضان حمایت کرده‌اند.
    5. برای اولین بار کانال‌های تلگرامی، اکانت‌های توییتری و صفحات اینستاگرامی و به طور کلی فضای مجازی مهم‌ترین عامل و لیدر اصلی مجازی هدایت اعتراضات هستند که نقششان از هر رهبر و لیدر انسانی، پررنگ‌تر و تأثیرگذارتر است. اگرچه کانال‌ها و افرادی نظیر آمدنیوز روح‌الله زم، وحید آنلاین، مملکه و … نقش پررنگی دارند، اما با انتشار و اشتراک یک خبر، یک ویدیو و یا یک پیام هماهنگی برای محل و زمان تجمع، موج بزرگی پدید می‌آید. برای نمونه قرار حضور ساعت ۸ شب در تهران، به‌یکباره به برنامه جمعی حضور در همان ساعت در سایر شهرهای ایران تبدیل می‌شود. پدیده‌ای نوظهور که زمبن بازی را به نفع معترضان و ضد انقلاب تغییر داد و دولت برای کنترل این جریان مجبور به قطع شبانه و سراسری اینترنت در ۲۵ آبان ۹۸ شد.

    ادامه دارد.

  • این متن اگر دقیق باشد ترامپ قافیه را به جمهوری اسلامی باخته است

    این متن اگر دقیق باشد ترامپ قافیه را به جمهوری اسلامی باخته است

    افشای مفاد یادداشت‌تفاهم راهبردی میان تهران و واشینگتن

    این متن اگر دقیق باشد ترامپ قافیه را به جمهوری اسلامی باخته است

    گزارش‌های اخیر و انتشار نسخه‌ای از یادداشت‌تفاهم میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا توسط جاش بلاک، پژوهشگر بنیاد هادسون، ابعاد تازه‌ای از دیپلماسی پشت‌پرده را نمایان کرده است. بر اساس این مستندات، تهران آغاز هرگونه مذاکره رسمی پیرامون توافق نهایی را به دریافت تضمین‌های قطعی در خصوص اجرای عملی تعهدات واشینگتن، به‌ویژه در حوزه‌های مالی و دریانوردی منوط کرده است.

    محورهای کلیدی و تعهدات الزامی طرفین

    بر اساس بند ۱۳ این تفاهم‌نامه، ورود به مذاکرات نهایی تنها پس از امضای سند و تایید اجرای مفاد ۴، ۵، ۱۰ و ۱۱ امکان‌پذیر خواهد بود. این مفاد استراتژیک شامل موارد زیر است:

    • لغو کامل محاصره دریایی و بازگشت تردد کشتی‌ها به شرایط عادی در منطقه.
    • بازگشایی ایمن مسیرهای کشتیرانی در خلیج فارس و تنگه هرمز.
    • صدور معافیت‌های رسمی از سوی وزارت خزانه‌داری آمریکا برای صادرات نفت و محصولات پتروشیمی ایران.
    • آزادسازی فوری دارایی‌های ارزی و منابع مالی مسدودشده ایران در بانک‌های بین‌المللی.

    سازوکار اجرایی و بازه زمانی ۶۰ روزه

    مطابق با این فرمول عملیاتی، اجرای تعهدات اقتصادی و مالی از سوی ایالات متحده، پیش‌شرط ورود به مذاکرات درباره سایر موضوعات باقیمانده، از جمله جزییات فنی توافق نهایی است. جالب توجه است که طبق ماده ۸ این متن، موضوع ذخایر اورانیوم غنی‌سازی شده و سایر چالش‌های هسته‌ای به توافق نهایی آینده موکول شده و در این مرحله حل‌وفصل نمی‌شود.

    در متن این تفاهم‌نامه تصریح شده است که دو کشور ظرف حداکثر ۶۰ روز برای دستیابی به توافق نهایی مذاکره خواهند کرد؛ سندی که در نهایت باید از طریق یک قطعنامه الزام‌آور در شورای امنیت سازمان ملل متحد به تصویب برسد. همچنین، این طرح شامل پایان فوری تنش‌ها در تمامی جبهه‌ها از جمله لبنان، حفظ وضعیت موجود هسته‌ای و تدوین یک برنامه کلان اقتصادی برای بازسازی ایران با تأمین مالی حداقل ۳۰۰ میلیارد دلار است.

    احمد صمدی
    کانال تحلیل زمانه

  • رشیدی‌کوچی: بی‌اعتمادی به آمریکا منطقی است، اما خروج از دیپلماسی به سود کشور نیست

    رشیدی‌کوچی: بی‌اعتمادی به آمریکا منطقی است، اما خروج از دیپلماسی به سود کشور نیست

    اظهارات جلال رشیدی‌کوچی درباره مذاکرات و حاشیه‌های سیاسی

    رشیدی‌کوچی: بی‌اعتمادی به آمریکا منطقی است، اما خروج از دیپلماسی به سود کشور نیست

    جلال رشیدی‌کوچی، فعال سیاسی و نماینده سابق مجلس، در گفت‌وگو با خبرگزاری خبرآنلاین، با اشاره به موجی از انتقادهای تند نسبت به روند مذاکرات، گفت: «به نظر من تنها جریانی که در این شرایط انتقادهای نزدیک به تخریب را دنبال می‌کند؛ چه از طریق سخنرانی در میادین اصلی شهرها، چه از طریق نمایندگانش در مجلس و چه از طریق رسانه‌هایش، از جمله بخشی از صداوسیما و برخی بخش‌های رسانه‌ای دیگر، جبهه پایداری است. امروز این موضوع به‌وضوح مشخص شده که تنها گروهی که چنین رفتاری را دنبال می‌کند، همین جریان است.»

    رشیدی‌کوچی: تنها جریانی که همچنان ساز خودش را می‌زند، جبهه پایداری است

    به روایت ایلنا، رشیدی‌کوچی در ادامه با ترسیم فضای سیاسی کشور پس از بحران اخیر، افزود: «اگر جریانات منتسب به اصلاح‌طلبی و جریانات منتسب به اصولگرایی را در نظر بگیرید، تقریباً همه حول محور وحدت، اختلافات سیاسی را کنار گذاشته‌اند و به‌شکلی واحد برای عبور از این بحران و این جنگ عمل می‌کنند. تنها جریانی که همچنان ساز خودش را می‌زند، جبهه پایداری است.»

    او دلیل نخست این رویکرد را «تندروی در تحلیل و تصمیم‌سازی» دانست و تأکید کرد: این طیف، به‌گفته او، «بدون در نظر گرفتن همه جوانب، از خسارت‌های واردشده تا شرایط اقتصادی و نارضایتی‌های اجتماعی و بسیاری از واقعیت‌های موجود»، صرفاً بر اجرای دیدگاه‌های خود اصرار می‌کند و به‌گونه‌ای رفتار می‌کند که گویی «جز آنان کسی دغدغه ایران، کشور، اسلام، دین و ارزش‌های دینی را ندارد».

    رشیدی‌کوچی گفت: «نکته دوم این است که به نظر می‌رسد این بزرگواران به این نتیجه رسیده‌اند که آرام‌آرام قرار است از برخی تصمیمات کلان کشور کنار گذاشته شوند و همین موضوع باعث شده واکنش‌های تند و بعضاً همراه با دلخوری نشان دهند. تا جایی که اطلاع دارم، البته جزئیات را نمی‌دانم و صرفاً در اخبار خوانده‌ام، نماینده این جریان یعنی آقای جلیلی از شورای عالی امنیت ملی کنار گذاشته شده است. اگر این موضوع صحت داشته باشد، طبیعی است که آن را برنتابند و همین مسئله هم مزید بر علت شده است.»

    او در ادامه «بقای سیاسی مبتنی بر دوقطبی‌سازی» را عامل سومی دانست که به‌زعم وی در پسِ این رفتارها قرار دارد و گفت: این جریان «همواره تلاش کرده در کشور دوقطبی ایجاد کند و این دوقطبی‌ها برای آن منافع سیاسی داشته است»، اما تحولات اخیر موجب شده «بسیاری از این دوقطبی‌ها کمرنگ یا از بین برود».

    دوقطبی‌های کاذب؛ از روایت‌های فرهنگی تا آثار اجتماعی

    رشیدی‌کوچی با اشاره به تجربه‌های سال‌های گذشته تصریح کرد: «این جریان سال‌ها چنین القا می‌کرد که اگر حجاب افراد مطابق میل و سلیقه آنان نباشد، آن افراد منافق، دشمن خدا و دشمن کشور هستند.» به گفته او، چنین نگاهی «باعث شد بخشی از جوانان از حاکمیت فاصله بگیرند»، اما در جنگ اخیر مشاهده شد «بسیاری از همان افراد، با وجود تفاوت ظاهری از نگاه برخی منتقدان، در میدان حاضر شدند و پای کار کشور ایستادند».

    وی با اشاره به مضمون برخی بیانات رهبر انقلاب افزود: ممکن است ظاهر افراد از منظر برخی مطلوب نباشد، اما «دلشان با انقلاب است و پای کار نظام و کشور می‌ایستند».

    این نماینده سابق مجلس ادامه داد: «برخی جریان‌ها همواره در فضای دوقطبی‌ها زنده مانده‌اند. اکنون که نوعی اتحاد شکل گرفته و پرده‌ها کنار رفته، مشخص شده بسیاری از دوقطبی‌هایی که ایجاد می‌شد مبنای درستی نداشته است؛ طبیعی است که ناراحت شوند و تلاش کنند خود را در همان فضا حفظ کنند.» او همچنین این وضعیت را در کنار «اختلافات سیاسی با اشخاصی همچون آقای قالیباف و آقای پزشکیان» و نیز «ماندن در فضای انتخابات گذشته» ارزیابی کرد.

    رشیدی‌کوچی هشدار داد ادامه این روند «نمی‌تواند بدون واکنش بماند» و افزود: «باور من این است که برخورد قاطعی با این جماعت صورت خواهد گرفت.» او همچنین نوشت که یکی از دستاوردهای جنگ اخیر می‌تواند «پایان دادن به دوقطبی‌های کاذب در برخی فضاهای سیاسی کشور» باشد.

    دشمن روی اختلافات داخلی حساب می‌کند

    رشیدی‌کوچی در پاسخ به پرسشی درباره اثر اظهارنظرهای تند برخی نمایندگان و چهره‌های تریبون‌دار بر اراده ملی در مواجهه با مسائل کلان کشور گفت: «قطعاً تأثیر می‌گذارد؛ نمی‌توان گفت هیچ تأثیری ندارد.» او افزود: حتی اگر برخی موضع‌گیری‌ها در داخل جدی تلقی نشود، «برای طرف مقابل مهم است و رصد می‌شود».

    به گفته این فعال سیاسی، نمونه‌های این بهره‌برداری در «رسانه‌های معاند»، از جمله «شبکه‌های صهیونیستی» و نیز در برخی مواضع منتسب به دونالد ترامپ قابل مشاهده بوده است؛ جایی که از وجود اختلافات سیاسی در ایران ابراز خرسندی شده بود. رشیدی‌کوچی نتیجه گرفت: «وقتی دشمنان با صدای بلند درباره این اختلافات صحبت می‌کنند، یعنی برایشان اهمیت دارد؛ بنابراین باید با دقت بیشتری سخن گفت.»

    او همچنین تأکید کرد: «همان افرادی که میدان جنگ را مدیریت کردند، امروز هم در میدان مذاکره حضور داشته‌اند و دارند. میدان جنگ و میدان مذاکره در امتداد یکدیگر است.» از نگاه او، این گزاره که «شما جنگ را خوب اداره کردید، اما برای مذاکره مناسب نیستید»، سخن دقیقی نیست و دشمن تلاش می‌کند از همین شکاف‌ها بهره‌برداری کند.

    لزوم رعایت چارچوب‌ها؛ نقد با اطلاعات، نه تخریب

    رشیدی‌کوچی درباره امکان تدوین چارچوب مشخص‌تر برای اظهارنظرها، به‌ویژه در سیاست خارجی، گفت: «الان هم چارچوب‌هایی وجود دارد؛ مشکل اینجاست که برخی از افرادی که انتقاد یا حتی تخریب می‌کنند، خود را مقید به این چارچوب‌ها نمی‌دانند.»

    وی با اشاره به منطق محرمانه‌ماندن جزئیات مذاکرات تا پیش از نهایی‌شدن افزود: «تا زمانی که موضوعی نهایی نشده، نباید رسانه‌ای شود. باید اجازه داد کسانی که مسئولیت هدایت میدان مذاکره و دیپلماسی را بر عهده دارند، کارشان را انجام دهند.»

    این نماینده سابق مجلس با بیان اینکه «دلسوزتر از مسئولان و مذاکره‌کنندگان نیست»، گفت: این افراد «جان خود را کف دست گرفته‌اند» و هم در میدان نبرد و هم در میدان دیپلماسی برای کشور تلاش می‌کنند. او با اشاره به سفرهای اخیر محمدباقر قالیباف به قطر و پاکستان، احتمال مخاطرات امنیتی برای چنین مأموریت‌هایی را یادآور شد و نتیجه گرفت: «انصاف نیست بدون اطلاع کافی، درباره عملکرد تیم مذاکره‌کننده قضاوت شود یا تخریبی صورت گیرد.»

    بی‌اعتمادی به آمریکا؛ منطقی، اما دیپلماسی تعطیل‌بردار نیست

    رشیدی‌کوچی در بخش دیگری از این گفت‌وگو، درباره ماهیت مذاکرات با آمریکا گفت: «هیچ‌کس به مذاکرات با آمریکا اعتماد کامل ندارد؛ زیرا طرف مقابل ما فردی غیرقابل پیش‌بینی است و با یک آدم عاقل سر و کار نداریم.» با این حال، او افزود: «نمی‌توان از میدان دیپلماسی فاصله گرفت؛ چرا که هر جنگی در نهایت باید در نقطه‌ای پایان یابد. بهتر بود در شرایطی که دست برتر را داریم، امتیازات لازم را کسب کنیم که الحمدلله این اتفاق هم افتاد.»

    وی در پایان با تأکید بر تداوم بی‌اعتمادی نسبت به طرف مقابل گفت: طرف مقابل «بارها نشان داده رفتاری غیرقابل پیش‌بینی دارد» و حتی با وجود تفاهم‌نامه اولیه که به گفته او «به‌زودی امضا خواهد شد»، تردیدها همچنان پابرجاست؛ تردیدهایی که به اعتقاد رشیدی‌کوچی «کاملاً منطقی» است و تصمیم‌گیران کشور نیز نسبت به آن آگاه‌اند.

  • زیدآبادی: استبداد و زورگویی، عامل اصلی کوچ مردم از وطن است

    زیدآبادی: استبداد و زورگویی، عامل اصلی کوچ مردم از وطن است

    احمد زیدآبادی در یادداشتی تامل‌برانگیز، به بررسی جایگاه آموزه‌های حضرت علی (ع) در مناسبات سیاسی و اجتماعی می‌پردازد و هشدار می‌دهد که تحریف مفاهیم عدالت و جایگزینی آن با رویکردهای قدرت‌محور، پیامدهای ناگواری برای جامعه به همراه داشته است.

    زیدآبادی: استبداد و زورگویی، عامل اصلی کوچ مردم از وطن است

    سقوط از تبیین عقلانی به غلوهای خردسوز

    نویسنده با یادآوری دوران سیدمحمود طالقانی، اشاره می‌کند که در آن برهه، تبیین سیاست‌ورزی علی (ع) بر پایه تعادل و میانه‌روی استوار بود. طالقانی با تکیه بر آموزه «الطریق الوُسطی هِی الجادَه»، بر لزوم پرهیز از افراط و تفریط تأکید داشت. اما متأسفانه پس از ایشان، تبیین عقلانی جای خود را به رویکردهای سطحی واعظانی داد که بدون شناخت واقعی، حضرت علی (ع) را دستمایه غلوهای خردسوز و تصفیه‌حساب‌های سیاسی کردند.

    تحریف مفاهیم و پیامدهای اجتماعی

    این روند تحریف، نه تنها منجر به فراموشی حقیقت آموزه‌های علوی شد، بلکه بستری را فراهم آورد تا اسلام‌ستیزان از این تناقضات برای تخریب چهره حضرت علی (ع) و آلوده کردن ذهن مخاطبان به بهتان‌ها استفاده کنند. این وضعیت، داستانی دردناک است که نیازمند بازخوانی دقیق و تبیین فوری برای بازگشت به حقیقت است.

    هشدار علی (ع) درباره استبداد و آوارگی مردم

    در بخشی از این تحلیل، به یکی از اندرزهای ژرف و عبرت‌آموز حضرت علی (ع) در نامه‌ای به فرماندار خود اشاره شده است که در آن صراحتاً هشدار می‌دهد: «اِسْتَعْمِلِ اَلْعَدْلَ وَ اِحْذَرِ اَلْعَسْفَ وَ اَلْحَیْفَ». ترجمه این کلام گهربار چنین است: با عدالت رفتار کن و از استبداد و ستم بپرهیز؛ زیرا زورگویی منجر به آوارگی و کوچ مردم از وطن می‌شود و بیدادگری، شمشیر و خشونت را به میان می‌آورد.

    این توصیه که در کلمات قصار نهج‌البلاغه (شماره ۴۷۶) ثبت شده است، حقیقتی بنیادین را آشکار می‌کند: هرگاه عدالت جای خود را به زورگویی بدهد، نتیجه حتمی آن، از دست رفتن سرمایه‌های انسانی و بروز ناآرامی‌های اجتماعی خواهد بود.

  • اینترنت را وصل کنید

    اینترنت را وصل کنید

    اگر فرضا جنگ ۸ سال طول بکشد اینترنت را هم ۸ سال قطع می کنید؟ / شبکه داخلی راه اندازی شد تا اگر زمانی دشمن، اینترنت اینترنت را قطع کرد خدمت رسانی به مدت در شرکت ها و وب سایت های داخلی، قطع نشود نه اینکه مسوولان کشور، دست به خودزنی بزنند و خود، اینترنت کشور را برای مدت زمان طولانی قطع کنند.

    اینترنت را وصل کنید

    عصرایران ؛ رضا غبیشاوی – بیش از ۸۰ روز از قطع اینترنت در ایران گذشته است. سوال اینجاست این وضعیت تا کی قرار است ادامه پیدا کند؟ قطع اینترنت تا چه زمانی ادامه دارد؟ جنگ تمام شده اما اینترنت وصل نشده است. چرا زمان مشخص اعلام نمی شود؟

    فرض کنیم در زمان جنگ عراق – ایران که ۸ سال طول کشید اینترنت وجود داشت. در این صورت آیا اینترنت را برای ۸ سال قطع می کردند؟ اگر جنگ فعلی ۸ سال طول کشید چطور؟ باز هم اینترنت برای ۸ سال قطع می ماند؟

    چرا در دیگر کشورهای جهان که با جنگ روبه رو هستند اینترنت را قطع نمی کنند؟ از اوکراین تا غزه، اینترنت برقرار است. اگر دشمن از شبکه تلفن ثابت و موبایل کشور استفاده کرد آیا این دو را در سراسر کشور برای بیش از ۸۰ روز قطع می کنند؟ اگر دشمن از شبکه جاده ای کشور بهره برد همه راه های زمینی ایران بسته می شوند؟

    قطع اینترنت بیش از آنکه امنیت کشور را حفظ کند به ضرر امنیت ملی است. از آسیب به کسب و کارهای خرد و کلان تا ایجاد بی اعتمادی و عصبانیت در توده های مردم. از آسیب به روند اطلاع رسانی کشور تا کاهش سرمایه اجتماعی دولت نزد مردم تنها بخش هایی از خسارت هایی است که قطع اینترنت وارد می کند.

    اگر بحث امنیت مطرح باشد پس “اینترنت پرو” چیست که اینترنت عادی را با هزینه بیشتر برای بخش هایی از جامعه باز می کنند و اکثریت مردم از این حق بدیهی و امکان ساده و عادی در سراسر جهان محروم می ماند؟

    قطع اینترنت، مصداق خودزنی است. قرار بود بابت قطع اینترنت از سوی دشمن نگران باشیم و به همین دلیل شبکه داخلی معروف به “اینترنت داخلی” طراحی و اجرا شد تا در صورت قطع اینترنت از سوی دشمن، بخش هایی از خدمات اساسی اینترنتی در داخل برقرار باشد.

    سوال اینجاست: دشمن در قبل، هنگام و بعد از جنگ، در شرایط اتصال اینترنت چه کاری می توانست انجام دهد که در شرایط قطع اینترنت نتوانسته انجام دهد؟ و آیا خسارت قطع اینترنت برای کشور بیشتر از خسارت هایی نیست که دشمن احتمالا می تواند وارد کند؟

    علاوه بر این، به نظر می رسد قطع اینترنت برای مسوولان به کاری سهل و بدیهی تبدیل شده است. تا حادثه و بحرانی رخ می دهد مسوولان به سرعت سراغ قطع اینترنت می روند تا این اتفاق، از حادثه ای غیرعادی و استثنایی، می رود که به وضعیتی دائمی و عادی تبدیل شود. چنین ذهنیتی از اصل قطع اینترنت، خطرناک تر و آسیب زاتر است.

    حال که برنامه های دشمن در جنگ به نتیجه نرسیده و مردم نیز به جنگ طلبان نه گفته اند و از همراهی با آنان سرباز زده اند بر حکومت و دولت است که ضمن احترام به حقوق ملت، اینترنت را دوباره روشن کند؛ مانع از ادامه آسیب و خشم عمومی در این زمینه شود و کشور را با بحران جدیدی روبه رو نسازد.

    جا دارد ستاد ویژه ساماندهی که با حکم رییس جمهوری مأمور گشایش شده بی ملاحظه نهادهای موازی خواست مردم را محقق کند.

  • ماله کشی اینترنشنال بر جنایت آمریکایی ها در میناب

    ماله کشی اینترنشنال بر جنایت آمریکایی ها در میناب

    چیزی که کارشناس وقیح این شبکه مزدور به آن اشاره نمی کند این است که این دشمن متجاوز است که به این مناطق که اکثرا غیرنظامی بوده و یا در کنار مناطق مسکونی حمله کرده و کشتار به راه انداخته، نه جمهوری اسلامی!.

    ماله کشی اینترنشنال بر جنایت آمریکایی ها در میناب

    شبکه صهیونیستی اینترنشنال با تحلیلی بر خبر گزارش وزیر جنگ آمریکا در رابطه با شهادت بیش از ۱۶۰ نفر در مدرسه شجره طبیه میناب، باز هم به ماله‌کشی و دفاع از کارگزاران خود روی آورد و در تلاشی مذبوحانه، جمهوری اسلامی را مقصر این حادثه تلخ اعلام کرد!

    در اصل این گزارش آمده که آمریکایی‌ها تلویحاً پذیرفته اند که عامل این حمله بوده‌اند، اما پس از ۷۰ روز هنوز در حال بررسی هستند. کارشناس مزدور اینترنشنال اما با تحلیلی مقرضانه به جهت رضایت اربابانش، جمهوری اسلامی را مقصر جلوه داد و گفت: جمهوری اسلامی ادعا می‌کند بیش از ۱۶۰ نفر در این حمله کشته شده است. اجازه بررسی و مستقل را به خبرنگاران مستقل و گروه بررسی حادثه نداده است. مشخص است که حاکمیت از این کودکان به عنوان سپر انسانی استفاده کرده است!

    صرف نظر از وجدان کاری یک کارشناس و متخصص رسانه که باید ضمن بی‌طرفی و رعایت حقیفت و عدالت، موضوعی را تحلیل کند؛ یک انسان در قامت تحلیل گر تا چه حد می تواند بی شرف باشد که جنایت جنگی به این بزرگی را که به کشتار  ۱۲۰ کودک بی‌گناه انجامیده را نادیده گرفته و آن را صرفاً ادعای حاکمیت تلقی کند؟ فیلم لحظه اصابت به مدرسه را ندیده‌اید؟ تصاویر دلخراش استیصال خانواده ها در میان آوارهای مدرسه شجره طبیه را ندیده‌اید؟ مراسم تشیعع پیکر این کودکان و تابوت‌های کوچک به چشمتان نیامد؟ تصاویر هوایی قبرهای کنده شده کوچک در کنار هم دلتان را به درد نیاورد؟ تردید دارید که این تعداد کودک کشته شده؟ واقعیت میناب بسیار واقعی تر از آمارساری و کشته‌سازی‌ دی ماه شماست که از ۱۲ هزار شروع کردید و تا ۵۰ هزار نفر پیش رفتید و هرگز یک لیست قابل اعتنا ارائه ندادید!!

    در جای دیگری این فرد ادعا می‌کند جمهوری اسلامی از این مدرسه و کودکانش به عنوان سپر انسانی استفاده کرده است. و از هواپیمای اوکراینی یاد می‌کند. من که ارتباطی بین این دو حادثه ندیدم. هواپیمای اوکراینی را پدافند ایران زد و آن موضوع اگرچه فاجعه ای درد‌آور و یک خطای راهبردی غیرقابل انکار در پرونده دفاعی کشور است، اما مقایسه‌اش با حمله بی‌رحمانه دشمن آمریکایی با موشک تاماهاوک به یک فضای آموزشی غیر‌نظامی بر اساس تصاویر ثبت شده، مغرضانه و اوج رذالت است.

    این کارشناس در ادامه می‌گوید “جمهوری اسلامی با اینکه می‌دانست شرایط جنگی است باید مدرسه را تعطیل می‌کرد و اساساً نباید کنار فضای نظامی مدرسه‌ای وجود می داشت که دشمن به آن حمله کند!”. این تلاش برای محکوم کردن بک کشور با دلایلی واهی و احمقانه، سطح نازل این شبکه و کارشناسان بی‌سواد آن را نشان می‌دهد. ساختار سکونتی در ایران بسیار متقاوت و خاص است. ساختار متمرکز و بافت قدیمی شهرهای ایران به این آسانی ها امکان جداسازی مراکز را نمی‌دهد که بتوان نظر کارشناس اینترنشنال را جلب کرد. هزاران نمونه می‌شود آورد که در شهرهای ایران وجود دارند که مراکز اداری، فرهنگی، تجاری و مسکونی با هم تنیده شده اند. به عنوان نمونه:

    در امامزاده حسن تهران یک مرکز بسیج در طرفین آن ساختمان‌های مسکونی وجود دارد.(مورد اصابت قرار گرفت)

    در شهرقدس تهران، در کنار فرماندهی سپاه پاسدارن پمپ‌گاز و کمی آنطرف‌تر دانشگاه آزاد قرارد داد.(مورد اصابت قرار گرفت)

    کلانتری های یوسف آباد، جنت آباد، پلیس دیپلماتیک و … همگی در خیابان های تهران و در کنار مناطق مسکونی بودند  مورد اصابت قرار گرفتند.

    آسیب به بیمارستان گاندی به خاطر هدف قرار دادن آنتن شبکه ۲ سیما

    وجود بانک ها در کنار پادگان‌ها، وجود شرکت‌ها و کارخانجات در کنار مراکز نظامی

    و …

    چیزی که کارشناس وقیح این شبکه مزدور به آن اشاره نمی کند این است که این دشمن متجاوز است که به این مناطق که اکثرا غیرنظامی بوده و یا در کنار مناطق مسکونی حمله کرده و کشتار به راه انداخته، نه جمهوری‌اسلامی!. ما می‌دانیم جنگ واژه‌ای خشن و بی‌منطق است. هر چیزی در آن ممکن است. هر لحظه ممکن است جایی مورد اصابت قرار بگیرد، اما اینکه چون امریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی در عنادی ۴۰ ساله‌اند، و چون مدرسه‌ای را هدف قرار داده‌اند، پس جمهوری اسلامی مقصر کشته شدن کودکان به دلیل قرار گرفتن مدرسه در آن محل است، از آن خزعبلاتی است که فقط از تیم تحریریه اینترنشنال بر می‌آید. با این منطق کلانتری‌ها، بیمارستان‌ها، باشگاههای ورزشی، مدارس، بانک ها و احتمالاً کافی‌شاپ‌ها را هم باید در خارج از شهر و دور از محل های مسکونی ساخت، چرا که ممکن است اسرائیل قصد ترور یک مسئول جمهوری اسلامی که اتفاقاً علاقه ی زیادی به نوشیدن اسپرسو دارد را در یک کافی‌شاپ داشته باشد، و اگر در آن محل افراد غیر‌نظامی کشته شوند، اینترنشنالی‌ها خواهند گفت حکومت از کافی‌شاپ به عنوان سپر انسانی استفاده کرده!

    اما نکته آخر؛ چرا مدرسه تعطیل نبود؟ اگر این حادثه در روز دوم جنگ اتفاق می‌افتاد، حتی در ظهر اولین روز جنگ، حق با این کارشناس بود. اما اولین حملات در حدود ساعت ۹:۴۵ صبح شنبه رخ داده و مدرسه شجره طیبه حوالی ساعت ۱۱ مورد اصابت قرار گرفته است. اگر نمی‌دانید شنبه در ایران اولین روز هفته است و بچه‌ها به مدرسه می روند. نکته جالبش این است که هیچ جنگِ در جریانی هم وجود نداشته! اما به خوبی می‌دانیم که به محض شروع جنگ مدارس شهرهای بزرگ و مورد اصابت قرار گرفته، بلافاصله تعطیل و تحلیه شدند. این دشمن بزدل آمریکایی است که باید پاسخ دهد چرا اولین جنایتش در میناب را از یک مدرسه ابتدایی آغاز کرده است و نه حاکمیت که چرا مدرسه باز بوده و یا به چه دلیل در اولین ساعت جنگ تخلیه نشده؟ مگر قرار بوده به مدرسه حمله شود؟ یا مدرسه ها هم از دید شماها جزء اهداف نظامی هستند؟

    عدوات اینترنشنال با ایران بر کسی پوشیده نیست. ما عیار شرافت و انسانیت این شبکه و خارج‌نشینان حراف و مغرض را در مفاطع بسیاری سنچیده‌ایم. اینان درد ایران و ایرانی را ندارند. وگرنه با حمایت از جنگ و تشکر از ترامپ قاتل، نان خود را در خون شهدا و کشته های دی ماه و جنگ رمضان نمی زدند. تمام کسانی که به هر نحوی از این جنگ حمایت و از ترامپ درخواست حمله کردند، در کشتار این کودکان و سایر شهدای جنگ شریک هستند و باید روزی پاسخگوی مشارکت در این جنایت و خیانتی را که به ایران کرده و به نامشان نوشته شده باشند.

    والسلام

    شبنم حاجی اسفندیاری

  • روایت اعتماد از زمان احتمالی وصل شدن اینترنت

    روایت اعتماد از زمان احتمالی وصل شدن اینترنت

    پس از انتصاب محمدرضا عارف به عنوان رییس ستاد ویژه ساماندهی و راهبری فضای مجازی کشور چه تحولاتی قرار است در فرآیند دسترسی شهروندان به اینترنت بین‌المللی به وقوع بپیوندد؟

    روایت اعتماد از زمان احتمالی وصل شدن اینترنت

    به گزارش خبرآنلاین، به نقل از اعتماد، این پرسش برای اکثریت ایرانیان در روزهایی که مدت زمان انسداد ارتباطی و قطعی اینترنت در ایران به بیش از ۷۶ روز رسیده یک پرسش کلیدی است. توزیع اینترنت پرو  هم که برخی آن را اینترنت طبقاتی یا اینترنت پولدارها می‌نامند، ابهامات را افزایش داد. کار به جایی رسید که وزیر ارتباطات و دادستان کل کشور، رسما از تخلفات گسترده در توزیع اینترنت پرو پرده‌برداری کرده و اعلام کردند که جزییات این پرونده تخلفات را طی یک هفته آینده رسانه‌ای می‌کنند. رییس‌جمهور هم رسما با انتشار توییت‌های پی در پی و صحبت‌های مداوم از این تبعیض آشکار برائت جست و اعلام کرد از همه ظرفیت‌های قانونی دولت استفاده می‌کند تا رویکردی عادلانه برای تمام ایرانیان در زمینه استفاده از اینترنت بین‌المللی فراهم سازد.

    در کشاکش این رخدادها، خبری منتشر شد که از منظر بسیاری از تحلیلگران چشم‌انداز متفاوتی را برای رفع این محدودیت ایجاد کرده است. انتصاب عارف به عنوان ریاست ستاد ویژه ساماندهی و راهبری فضای مجازی بخشی از پازلی است که مسعود پزشکیان طی یک هفته اخیر ترتیب داده تا از بطن آن به یکی از طولانی‌ترین محدودیت‌های ارتباطی ایرانیان پایان دهد. پزشکیان از عارف خواسته ساختاری چابک برای اتصال دوباره، روزآوری و بهینه‌سازی فضای مجازی و اینترنتی را فراهم سازد. پزشکیان همچنین «تدوین و اجرای نقشه راه جامع تحول در حکمرانی فضای مجازی»، «بازآرایی ساختارهای تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری از جمله ساماندهی و ارتقای کارآمدی دبیرخانه شورای عالی و مرکز ملی فضای مجازی» و نیز «استقرار نظام نظارت راهبردی و پایش مستمر عملکرد دستگاه‌ها در این حوزه» را از جمله ماموریت‌های محوله به محمدرضا عارف در این سمت برشمرده است.

    پیگیری‌های ما نشان می‌دهد که نخستین نشست این ستاد قرار است طی هفته آینده به ریاست عارف برگزار شود. ضمن اینکه این ستاد قرار است زمینه‌های لازم برای رفع انسداد اینترنتی را فراهم کرده تا حداکثر تا میانه‌های خردادماه زمینه اتصال شهروندان به اینترنت بین‌المللی فراهم شود. برای این منظور محمدرضا عارف از یک سو تلاش خواهد کرد اساتید ارتباطات، نخبگان و تشکل‌های مدنی را به کار گرفته و از سوی دیگر زمینه‌های هم‌افزایی نهادهای حاکمیتی را برای سرویس‌دهی به شهروندان فراهم سازد. نام برخی استادان دانشگاهی مهم ارتباطات مانند هادی خانیکی، علی ربیعی و… برای مشورت در این ستاد شنیده می‌شود. 

    اساسا یکی از وعده‌های روشن مسعود پزشکیان در ایام انتخابات ریاست‌جمهوری چهاردهم، بهبود کیفیت اینترنت و رفع محدودیت‌هایی بود که در فضای سایبری و شبکه‌های اجتماعی جریان دارد. رییس‌جمهور و یاران نزدیکش بلافاصله پس از تشکیل کابینه تلاش برای روان‌سازی مناسبات ارتباطی ایرانیان در پهنه فضای مجازی را در دستور کار قرار دادند. ماحصل این تلاش‌ها در جریان رفع فیلتر واتس‌اپ ظهور و بروز پیدا کرد. روایت‌های جالب توجهی از استدلال‌های رییس‌جمهور در جلسه رفع فیلتر واتس‌اپ در نشستی با عنوان بازنگری در «سیاست‌های مسدودسازی» نقل شده که نشان‌دهنده دیدگاه او در مواجهه با چنین محدودیت‌هایی است. رییس‌جمهور در این نشست در مواجهه با برخی نمایندگان مجلس و موافقان تداوم فیلترینگ عنوان می‌کند که تداوم سیاست‌های محدودسازی یا انسداد رسانه‌ای نه تنها در راستای منافع ملی کشور نیست، بلکه باعث افزایش نارضایتی‌های عمومی و مشکلات فزاینده برای نظام حکمرانی می‌شود.

  • مانیفست فیلترگشایی دولت/ چرا مسعود پزشکیان، «محمدرضا عارف» را مسئول پیگیری رفع فیلتر اینترنت کرد و چرا این انتصاب مهم است؟

    مانیفست فیلترگشایی دولت/ چرا مسعود پزشکیان، «محمدرضا عارف» را مسئول پیگیری رفع فیلتر اینترنت کرد و چرا این انتصاب مهم است؟

    این که رییس دولت نخستین قدرت اجرایی بعد از خود یعنی معاون اول را مسئول رسیدگی به وضعیت این روزهای اینترنت در کشور کرده، یک پیام روشن می دهد؛ دولت پزشکیان نمیخواهد از وعده رفع فیلتر خود کوتاه بیاید؛ حتی در شرایط سخت و حتی در روزگار جنگ.

    مانیفست فیلترگشایی دولت/ چرا مسعود پزشکیان، «محمدرضا عارف» را مسئول پیگیری رفع فیلتر اینترنت کرد و چرا این انتصاب مهم است؟

    انتصاب محمدرضا عارف به عنوان رئیس ستاد ویژه ساماندهی و راهبری فضای مجازی کشور با حکم مستقیم رییس جمهور در ساعات گذشته باب تازه ای را در مساله حکمرانی اینترنت باز کرد. بابی که توسط دولت بسته نشده اما حالا دولت پزشکیان سعی دارد تا با الگوریتم تازه ای از اختیارات اجرایی و البته وظایف قانون اساسی برای پیگیری مهمترین مطالبه مردمی در این روزها پیگیری آن را انجام دهد.

    در خود متن حکم چند نکته بسیار مهم وجود دارد. متن منتشر شده در رسانه ها اگرچه بر محور ماموریت پزشکیان به عارف خوانده می شود اما نوید دیگری نیز در خود دارد:«استقرار حکمرانی یکپارچه، منسجم و کارآمد در فضای مجازی». اما چرا رییس دولت «محمدرضا عارف» را مسئول پیگیری بازگشایی اینترنت کرد؟ چرا این انتصاب مهم است و دست اندازهای این مسیر در کدامین مختصات حکمرانی قرار دارد؟

    به نظر می‌رسد در یک نگاه کلان، این که رییس دولت نخستین قدرت اجرایی بعد از خود یعنی معاون اول را مسئول رسیدگی به وضعیت این روزهای اینترنت در کشور کرده، یک پیام روشن می دهد؛ دولت پزشکیان نمیخواهد از وعده رفع فیلتر خود کوتاه بیاید؛ حتی در شرایط سخت و حتی در روزگار جنگ.

    چرا انتصاب عارف مهم است؟

     انتصاب عارف نیز دو نکته مهم در دل خود دارد؛ نخست این که پزشکیان بالاترین فرد بعد از خود از منظر قدرت اجرایی و اختیارات را مسئول این ستاد کرده تا دست این ستاد از منظر قدرت های پیگیری باز باشد و به صورت مستقیم «معاون اول رییس جمهور کار هدایت این ستاد و پیگیری وضعیت عادی سازی اینترنت و حرکت به سمت رفع فیلترینگ را پیگیری کند . دومین نکته درباره انتصاب شخص محمدرضا عارف در این سمت است. انتصابی که باید فراتر از مساله دستور « رییس دولت به معاون اول» آن را مورد توجه قرار داد. محمد رضا عارف در سال ۱۳۵۹ مدرک دکترای خود را در مهندسی برق از دانشگاه استنفورد گرفته است .

    او پس از بازگشت به ایران، بین سال‌های ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۰ معاونت و از ۱۳۶۱ تا ۱۳۶۲ سرپرستی شرکت مخابرات ایران را عهده‌دار بود. بعد از آن در دولت سید محمد خاتمی وزیر پست و تلگراف بود. بنابراین در نخستین نهادها و ساختارهایی که توسعه ارتباطات را در کشور در دهه ۶۰ بر عهده داشتند این محمدرضا عارف بود که کار فنی و فکری را در بالاترین سطح پیگیری کرده است. حالا بعد از گذشت نزدیک به ۴ دهه از آن زمان اگرچه ساختار اداری و اجرایی دولت صاحب وزارتخانه ارتباطات و دارای شورای عالی فضا مجازی شده اما بدون شک تجربه محمدرضا عارف در راه سازی ارتباطی چه از منظر سیاسی و چه از محور فنی میتواند راهگشا باشد.

    سیاست گذاری جدید دولت پزشکیان برای باز کردن یک گره کهنه

    در متن حکم پزشکیان برای عارف مشخصا تنها ادبیات مرسوم اداری به کار نرفته است. به این معنی که انتخاب واژگان برای این حکم مشخصا هم آسیب شناسی از وضعیت فعلی را ترسیم کرده و هم اولویت های دولت را برای حل این مشکل قدیمی تشریح کرده است.

    این که پزشکیان بعد از وعده های خود در تیرماه سال ۱۴۰۳ برای حل بحران فیلترینگ در عبارت «استقرار حکمرانی یکپارچه، منسجم و کارآمد» خلاصه کرده است نشان‌دهنده چرخشی راهبردی در مدیریت فضای دیجیتال در دولت است. این عبارت فراتر از یک شعار اداری، حامل مفاهیم پیچیده فنی، حقوقی و سیاسی است

    در شرایط فعلی کشور که هم وضعیت «نه جنگ و نه صلح روند حرکت چرخ دهنده های کشور را کند کرده و هم ادامه وضعیت فیلترینگ گسترده از قبل به عنوان اصلی ترین دغدغه فعلی جامعه شنیده می شود و بدتر از همه قائله اینترنت پرو ، کلاف سردرگم فیلترینگ را بدتر از قبل گره زده، یکبار دیگر هسته اصلی این مشکل در کشور بروز و ظهور پیدا کرده است: مساله جزیره ای عمل کردن در ساختار تصمیم گیری فیلترینگ.

    در شرایطی که دولت قانونی و مستقر نزدیک به دو سال است که به دنبال رفع فیلتر است، شورای عالی فضای مجازی مشخصا سنگر حفظ و تداوم وضعیت فیلترینگ شده است. پیش از آغاز دور جدید حملات آمریکا و اسراییل به ایران در اسفند ماه سال گذشته، دولت نظرسنجی درباره اصلی ترین مطالبه مردم از نهاد دولت را منتشر کرد. پاسخ و نظر مردم قابل پیش بینی بود: رفع فیلترینگ

    نکته قابل توجه این که اگر تا پیش از این مسائلی از قبیل مساله حجاب و یا موضوعاتی دیگری از قبیل گشت ارشاد مطالبه گروه خاصی از جامعه تلقی می شد ، حالا موضوع رفع فیلتر از تقسیم بندی های سیاسی و اجتماعی عبور کرده و فرمی از مطالبه عمومی جامعه- به مفهوم واقعی عمومی– تبدیل شده است.

    با این وجود عدم تمرکز اختیار واحد و کامل برای رفع فیلتر در نهاد دولت منجر به این شده که اگرچه پیگیری توسط دولت در حال انجام است اما مشخصا هنوز به نتیجه مطلوب نرسیده باشد. با مرور رخدادهای ماه های اخیر می بینیم که بعد از حوادث ۱۸ و ۱۹ دی ماه سال گذشته که قطعی اینترنت را به دنبال داشت، مسعود پزشکیان در نامه ای به دبیر شهید شورای عالی امنیت ملی نیز دستور پیگیری رفع محدودیت اینترنت را داده بود.

    اظهارات روسای قوا نیز در ماه های اخیر نشان میدهد که قوای سه گانه و روسای آن ها نیز بر لزوم عادی سازی اینترنت در شرایط فعلی کشور تاکید دارند و گزارش های مختلف از وضعیت فروش اینترنت پرو حتی با انتقادهای تندی از جانب قاضی القضات نیز همراه شده است.

    در چنین شرایطی دولت پزشکیان یک راهبرد مشخص را در دستورکار قرار داده: ایجاد یک ستاد به منظور تثبیت «یکپارچگی در مقابل جزیره‌ای عمل کردن». در سال‌های اخیر، مدیریت فضای مجازی در ایران میان نهادهای متعددی (شورای عالی فضای مجازی، وزارت ارتباطات، سازمان پدافند غیرعامل و نهادهای امنیتی) تقسیم شده بود. این پراکندگی منجر به موازی‌کاری و گاه تضاد در تصمیم‌گیری‌ها شده است. «حکمرانی یکپارچه» ابداعی پزشکیان به معنای ایجاد یک فرماندهی واحد است که بتواند تمام ابعاد فنی، محتوایی و امنیتی را تحت یک راهبرد مشترک درآورد. در واقع، هدف این است که دولت به عنوان مجری و شورای عالی به عنوان سیاست‌گذار، در یک مسیر حرکت کنند تا از اتلاف منابع جلوگیری شود.
    علاوه بر این شاید کلیدی‌ترین بخش این حکم، واژه «کارآمدی» باشد. وضعیت فعلی فضای مجازی (بازار سیاه فیلترشکن‌ها، کاهش کیفیت اینترنت و نارضایتی عمومی) نشان از عدم کارآمدی مدل‌های پیشین دارد. حکمرانی کارآمد یعنی مدلی که در آن دولت بتواند بدون تخریب تجربه کاربری و آسیب به کسب‌وکارها، نظارت قانونی خود را اعمال کند. این یعنی گذار از مدیریت «سلبی» (صرفاً مسدودسازی) به مدیریت «ایجابی» (توسعه پلتفرم‌ها، تنظیم‌گری هوشمند و حفظ حقوق کاربران).

    پزشکیان و رفع فیلتر از اینترنت؛ از وعده بهار ۱۴۰۳ تا برنامه بهار ۱۴۰۵

    دولت مسعود پزشکیان دو سال پیش با وعده های مشخصی توانست مردمی که تصمیمی برای مشارکت در انتخابات نداشتند را به پای صندوق رای بیاورد. یکی از اصلی ترین این موضوعات وعده رفع فیلتر بود. وعده ای که در نخستین گام دولت یعنی رفع فیلتر واتس آپ با فشارهای مختلف به حالت تعلیق در آمد. جنگ ۱۲ روزه، رخدادهای دی ماه سال گذشته و حملات مجدد آمریکا و اسراییل در اسفندماه سال گذشته به ایران در کنار خسارات متعدد روند پیگیری رفع فیلتر را متوقف و عملا دولت را درگیر بحرانی بزرگتر ساخت؛ بازگرداندن اینترنت با فیلتر به زندگی مردم.

    حالا در شرایطی که با توجیه «ملاحظات امنیتی» بساط اینترنت از زندگی روزمره و کسب و کارهای مردم جمع شده ، بسیاری از فروشندگان و آنلاین شاپ ها به دلیل عدم دسترسی به اینترنت و عدم توان مالی خرید کانفینگ ها و اینترنت پرو با ارقام نجومی، به دستفروش‌های کنار خیابان که بساط می‌کنند، تبدیل شدند.

    بهمن ماه سال گذشته بعد از هفته ها قطعی اینترنت پس از حوادث دی ماه، وزیر ارتباطات درباره آثار قطعی اینترنت بر کسب‌وکارهای اقتصاد دیجیتال گفت که قطعی‌های اخیر روزانه حدود ۵۰۰ میلیارد تومان به هسته اقتصاد دیجیتال و نزدیک به ۵ هزار میلیارد تومان به ‌اقتصاد کلان کشور خسارت وارد کرده و با توجه به اشتغال مستقیم و غیرمستقیم حدود ۱۰ میلیون نفر در حوزه اقتصاد دیجیتال و محدود بودن تاب‌آوری شرکت‌های فعال در این حوزه باید برای کاهش این آسیب‌ها اقدام فوری کرد.

    تردیدی نیست که این ارقام در شرایط فعلی رشد غیرقابل انکاری نیز داشته اند. در میانه این بحران ها و در یک سالی که اینترنت در وضعیت قطع و وصل مجدد قرار داشت حالا پای اینترنت پرو و اینترنت طبقاتی نیز به عرصه اجتماعی باز شده است.

    دولت پزشکیان عملا با مقوله ای به نام اینترنت پرو رو به رو شده که نه تنها خلاف وعده انتخاباتی اش که از اساس با رویکرد و فلسفه فکری این دولت و شخص رییس دولت نیز در تضاد است. بنا به برخی اظهارنظرها اینترنت پرو یادگار و دستپخت یک کمیته فرعی در شورای عالی امنیت ملی است که از اساس پیش از جنگ درباره آن تصمیم سازی شده بود و چند نکته مهم نیز در این مصوبه وجود داشت؛ نخست این که این اینترنت قرار نیست محل درآمد باشد یعنی نباید به عنوان مقوله ای فروشی عرضه شود و دوم این که منحصر به افراد خاص است نه عموم جامعه. بنابراین آنچه امروز ذیل مفهوم اینترنت طبقاتی با عنوان اینترنت پرو در حال فروش به عموم مردم است انحراف از هر دو ملاحظه ای است که در این مصوبه در نظر گرفته شده بوده است.

    پارادوکس تلخ اینترنت پرو ملاحظه ای است که برای قطع اینترنت برای مردم بیان می شود؛ اینترنت باید قطع بماند چون شرایط کشور امنیتی است. آیا واقعا مردم حق ندارند این سوال را مطرح کنند که اگر اینترنت با قیمت نجومی فروخته شود و از آن به عنوان محل درآمدزایی استفاده شود، مساله امنیتی حل می شود؟ یعنی اینترنت عمومی برای مردم می تواند بحران ساز باشد اما اگر برای فروش و با قیمت های نجومی باشد دیگر دغدغه امنیتی وجود ندارد؟

    حالا دولت پزشکیان در مقابل هیولای اینترنت پرو در حال جاده سازی است. جاده ای که مهندسی آن به محمدرضا عارف سپرده شده و قرار است از مسیر تازه ای بحران تعدد مراکز تصمیم گیری و باز کردن کلاف سردرگم اینترنت را پیگیری کند.

    سپردن این مسئولیت به معاون اول رئیس‌جمهور، وزن سیاسی این ستاد را افزایش می‌دهد. استقرار این نوع حکمرانی به معنای تلاش برای پایان دادن به بلاتکلیفی در فضای مجازی است؛ به طوری که حاکمیت بتواند اقتدار خود را حفظ کند، کسب‌وکارها ثبات داشته باشند و شهروندان از خدماتی با کیفیت و ایمن بهره‌مند شوند. تحقق این هدف، بزرگترین آزمون تیم جدید در حوزه فناوری اطلاعات خواهد بود.

    منبع: خبرآنلاین

  • دولت: اینترنت حقّ مردم است امّا!!

    دولت: اینترنت حقّ مردم است امّا!!

    درست از زمان قطع اینترنت در دی ماه ۴۰۴  و پس از آن در جنگ رمضان، تمامی اعضای هیئت دولت به اتفاق معتقدند اینترنت حقّ مردم است. باید اینترنت وصل شود و قطعی آن خسارت زیادی به همراه دارد و نارضایتی عمومی به وجود می آورد!

    دولت: اینترنت حق مردم است اما

    تصور من از جلسات هیئت دولت و بیان موضوع قطع اینترنت در جلسه های تشکیل شده پس از آتش‌بس:

    وزیر ارتباطات: آقای دکتر اینترنت هنوز قطعه و خسارت زیادی به کسب و کارها وارد شده، باید پیگیری کنیم که وصل بشه برای همه مردم. اینترنت حقّ مردمه!

    سخنگوی دولت: ما معتقدیم که اینترنت حقّ مردمه و آقای رئیس جمهور از همون ابتدا پیگیر وصل اینترنت برای مردم بودند و هستند، اما اینترنت توسط شورای امنیت که رئیسش اتفاقاً خود رئیس جمهور هست قطع شده. ما در دولت پیگیر وصل اینترنت هستیم!

    وزیر اقتصاد: بله ولی می دونید خسارتی که قطعی اینترنت زده بیش از ۱۸ همت براورد می شه؟

    سخنگوی دولت: بله متوجهم، امّا آقای رئیس جمهور از همون ابتدا پیگیر وصل اینترنت برای مردم بودند و هستند، اما اینترنت توسط شورای امنیت که رئیسش اتفاقاً خود رئیس جمهور هست قطع شده. ما در دولت پیگیر وصل اینترنت هستیم! اینترنت حقّ مردمه.

    وزیر ارتباطات: آقای رئیس جمهور، مردم می‌گن الان شرایط عادی تر شده و حتی پروازها هم برقراره، از این امن تر؟؟ چرا اینترنت رو باز نمی‌کنیم؟

    رئیس جمهور: آقای عارف!! من که به شما دستور دادم حقّ مردم رو پیگیر باشید و وصل اینترنت رو دنبال کنید. چیکار کردین؟ به مردم گزارش دادید؟

    معاون رئیس جمهور: 

    سخنگوی دولت: در تکمیل عرائض جناب معاون باید تاکید کنم که اینترنت توسط شورای امنیت که رئیسش اتفاقاً خود رئیس جمهور هست قطع شده. ما در دولت پیگیر وصل اینترنت هستیم! و مردم عزیزمون باید بدونن که داشتن اینترنت حقّ همه مردمه!

    وزیر ارتباطات: ما در وزارتخونه از این ماجرای اینترنت پرو راضی نیستیم. کلی تخلّف شده در ارائه اون و اختلاف طبقاتی ایجاد کرده. بنده ۲ ساله دارم می‌گم اینترنت طبقاتی موضوعیتی نداره. چرا باید به این شکل اقدام می‌شد؟

    سخنگوی دولت: بله، خدمتتون عرض کردم که این قطعی توسط شورای امنیت که رئیسش اتفاقاً خود رئیس جمهور هست اتفاق افتاده و در همون شورا اینترنت پرو برای کسب‌و‌کارها تعریف شده و مصوبه شورا رو داره، حتما اینترنت برای مردم عادی در زمان مناسب وصل خواهد شد!!

    رئیس شورای اطلاع رسانی: اینترنت حق مردمه و باید بهشون داده بشه . کسی منکر این نیست، اما الان وسط جنگیم و امنیت مردم از همه چیز مهم تره، بنابراین بیاید به مردم شریف این وعده رو بدیم که هروقت چنگ تموم شد، اینترنت به حالت قبل بر می گرده!

    معاون وزیر ارتباطات: بله این رو هم اضافه کنید که نه تنها به حالت قبل، بلکه بهتر از قبل و با کیفیتی بهتر!!

    وزیر ارتباطات: یعنی قرار شده فیلتر اپلیکیشن‌ها رو برداریم که بهتر از قبل می‌شه؟  چرا من خبر ندارم؟

    معاون وزیر: نه خیر قربان! منظورم همون اینترنت بین الملله دیگه که وصل میشه. الان ۴ تا سایت و باز می‌کنه، اون موقع مثلا ۵۰۰ تا سایت بازه

    سخنگوی دولت: چه خوب! می خواین من این رو هم در ادامه نطقی که باید بکنم اضافه کنم؟ مثلاً بعد از قطعی و … رئیس جمهور رئیس شوراست و پیگیره … اینم اضافه کنم که قراره بهتر از قبل بشه؟!!

    رئیس جمهور {با عصبانیت}: بسه بابا! همش گیر دادین به ی موضوع. مگه ما دفعه قبلی که قطعش کرده بودن بازش نکردیم؟ چی شد؟؟ الان اگر بازش کنیم، دوباره میاد می بندتش! این که نشد که ….

    معاون رئیس جمهور:

    سخنگوی دولت: پس بریم سراغ موضوع بعدی، اما در عین حال این رو هم بگم که آقای رئیس جمهور از همون ابتدا پیگیر وصل اینترنت برای مردم بودند و هستند، اما اینترنت توسط شورای امنیت که رئیسش اتفاقاً خود رئیس جمهور هست قطع شده. ما در دولت پیگیر وصل اینترنت هستیم! حتی بهتر از قبل!!!

    و همه دولت به اتفاق معتقده که اینترنت حقّ مردمه ….

     

    مهدی سوی

  • محمود نبویان؛ نماینده‌ای برای مخالفت در همه فصول/ معمای حضور «نبویان» در سفر پاکستان

    محمود نبویان؛ نماینده‌ای برای مخالفت در همه فصول/ معمای حضور «نبویان» در سفر پاکستان

    سیدمحمود نبویان نماینده جبهه پایداری که او را به عنوان یکی از اعضای هیئت دیپلماتیک ایران به مذاکرات پاکستان برده بودند، در مطلبی سرگشاده از محمدباقر قالیباف خواسته است اصحاب برجام را از تیم مذاکره‌کننده حذف کند.

    محمود نبویان؛ نماینده‌ای برای مخالفت در همه فصول/ معمای حضور «نبویان» در سفر پاکستان

    خبرآنلاین: در روزهایی که کشور در برزخ جنگ و صلح به سر می‌برد، تحرکات جریان‌های رادیکال علیه دستگاه دیپلماسی شدت گرفته است. سیدمحمود نبویان، شاگرد مصباح یزدی و نماینده پایداری در مجلس، در تازه‌ترین جنجال خود، از محمدباقر قالیباف خواستار حذف «اصحاب برجام» از تیم مذاکره‌کننده ایران شده است. این تعیین تکلیف آشکار و تهدیدات او علیه حاکمان کشورهای عربی، در حالی مطرح می‌شود که یک ماه پیش، حضور نبویان در هیئت دیپلماتیک اعزامی به پاکستان سوال‌برانگیز شده بود. موضوعی که برخی آن را با هدف کنترل و جلوگیری از هزینه‌تراشی تندروها می‌دانستند؛ حربه‌ای که به نظر می‌رسد نتیجه معکوس داده و تیغ دلواپسان را تیزتر کرده است.

    اظهار نظری که ظریف آن را شرم‌آور خواند

    نبویان  از اعضای جبهه پایداری در مجلس، جزو چهره‌هایی است که در همه این سال‌ها خود را به داشتن مواضع تند و ضدبرجامی نشان داده است. در آغاز دولت روحانی، زمانی که مذاکرات هسته‌ای تازه شکل گرفته بود و هنوز هم خبری از توافق نبود، گروهی از مخالفان دولت جدید، با حضور در محل سابق لانه جاسوسی آمریکا در تهران، هویت جدیدی برای خود ساختند و نام خود را «دلواپسان» گذاشتند. محمود نبویان هم یکی از این افراد بود که گاهی زمان‌بندی موضع‌گیری‌هایش عجیب و غریب می‌نماید؛ چه آن زمان که در دولت ابراهیم رئیسی به انتقاد از مذاکره‌کنندگان می‌پرداخت، چه زمانی که در دولت پزشکیان تصمیم‌ گرفت جلو مذاکرات مواضع تندی نگیرد و چه حالا که بعد از حضور در هیئت دیپلماتیک ایران خواسته عراقچی از تیم مذاکره حذف شود.

    در زمان حسن روحانی مواضعش به‌قدری شدید و با اظهاراتی عجیب همراه می‌شد که واکنش دیپلمات‌ها را به دنبال داشت؛ هرچند او آن زمان یکه‌تاز این میدان نبود و امثال سیدجواد کریمی قدوسی، حمید رسایی و مهدی کوچک‌زاده هم با همین دست‌فرمان حرکت می‌کردند. معروف‌ترین اظهار نظر خارج از عرف نبویان آنجا بود که او مدعی شده بود که محمدجواد ظریف در کسوت وزیر خارجه جمهوری اسلامی به آمریکایی‌ها تعهد داده که در ازای برداشتن موانع بانکی سردار قاسم سلیمانی را به آن‌ها تحویل دهد. هرچند دولت وقت و دستگاه دیپلماسی به موضع‌گیری‌هایی اعضای جبهه پایداری واکسینه شده بودند، ظریف آن را «شرم‌آور» خواند و گفت که این موضوع را پیگیری حقوقی می‌کند، مگر اینکه گوینده عذرخواهی کند.

    تیغی که باقری هم از آن در امان نماند

    با پایان دولت روحانی و رفتن ظریف از وزارت خارجه، زمانی که دولت هم‌سوی ابراهیم رئیسی و بر سرکار آمده بود به نظر می‌رسید جبهه پایداری دیگر به مقصود خود رسیده است. هم حسین امیرعبدالهیان وزیر خارجه‌ای مطلوب آن‌ها بود و هم علی باقری کنی چهره نزدیک به سعید جلیلی و جبهه پایداری مسئول تیم مذاکرات هسته‌ای شده بود. اما به فاصله چندماه از روی کار آمدن دولت سیزدهم، محمود نبویان در اسفند ۱۴۰۰ به موضع‌گیری علیه خودی‌ها پرداخت و به تعبیر امیرحسین ثابتی، نماینده هم‌طیفش، یک‌تنه جلوی احیای برجام را گرفت. ثابتی روایت کرده وقتی دولت رئیسی در یک راهبرد خطا می‌خواست برجام را امضا کند، نبویان نگذاشت.

    ماجرا از این قرار بود که محمود نبویان در نشستی تحت عنوان «همایش دفتر ارتباطات فرهنگی» در قم، با انتقاد از دولت رئیسی به دلیل مفادی از توافق احیای برجام گفت: «در توافق جدید هیچ چیز لغو نمی‌شود؛ آقایان دارند روی همین هم توافق می‌کنند. امیرعبداللهیان در مجلس گفت آیسا، کاتسا و یوترن لغو نمی‌شود؛ آمریکا حتی حاضر نشده معافیت دهد. آمریکا قوی ظاهر شده اما دوستان ما بسیار ضعیف ظاهر شده‌اند. کار به جایی رسیده که باقری به بچه‌های انقلابی گفته تند هستید.»

    این روایت نبویان علاوه بر آنکه ضدیت او حتی با مذاکره‌ تیم خودی‌ها را نشان می‌دهد، حاکی از آن است که مسئولانی مثل باقری کنی هم از تیغ تیز این طیف سیاسی در امان نبوده‌اند چه برسد به دولت‌های غیرهم‌سو.

    او  پزشکیان را به کذب‌گویی متهم کرد

    اما در دولت مسعود پزشکیان آتش توپخانه‌ نبویان تشدید شد. او که در کانون مخالفت با وزیر شدن برخی از نزدیکان پزشکیان در دولت قرار گرفته بود، حتی وقتی مسعود پزشکیان اعلام کرد که همه وزرایش را با هماهنگی رهبری انتخاب کرده، سخنان او را کذب محض خواند و دوباره اتهاماتی را متوجه محمدجواد ظریف کرد و علیه وزیر سابق خارجه نوشت: «برای بزرگ‌شده‌ آمریکا که پوست و گوشت و خونش در دیار کفر شکل گرفته، بدیهی است که شیعه بودن یا مسلمان بودن در نظرش امتیازی محسوب نشود، بلکه شاید به تبع اربابان آمریکایی، یهودی بودن برای این‌ها مهم‌ترین امتیاز باشد.»

    عجیب آنکه نبویان فقط یک‌بار ضدیت خود با مذاکرات را نشان نداد و آن هم در زمان اولین مذاکرات عراقچی و ویتکاف بود. او سعی می‌کرد راه خود را از دیگر پایداری‌چی‌ها جدا کند. او در مطلبی نوشت که محل مذاکرات را کشور بزرگ ایران تعیین کرده است؛ اما در همین نوشته هم به برجام و دیپلماسی تاخت.

    از شورش علیه جبهه پایداری تا بازگشت به تنظیمات کارخانه

    در نوشته او آمده بود: «اگرچه محور شرارت دنیا یعنی رژیم شرور و تروریست آمریکا خواهان مذاکره مستقیم با ایران بوده است، اما نوع مذاکره (غیرمستقیم)، موضوع مذاکره (فقط هسته‌ای) و محل مذاکره (کشور عمان) از سوی ملت بزرگ ایران تعیین شده است؛ توافق عبرت‌آموز برجام نشان داده است که هیچ‌گاه آمریکا به توافق خود عمل نخواهد کرد.» در آن زمان همین اظهارنظر شاگرد مصباح یزدی، شورشی علیه طیف دیگر جبهه پایداری و جریان انقلاب تلقی شد. هرچند که بسیاری فروکشی کردن آتش نبویان را ناشی از تذکری می‌دانستند که به برخی تندروها داده شده بود. اما همین همراهی تاکتیکی هم دوام نیاورد و نبویان باز هم به تنظیمات کارخانه برگشت.

    نبویان: کاخ کشورهای عربی را با خاک یکسان می‌کنیم

    نبویان در روزها و هفته‌های اخیر هم بار دیگر با حرف‌های جنجالی‌اش خود را در کانون توجه رسانه‌ها قرار داده است. او در یکی از تجمعات شبانه قم در مورد احتمال حمله مجدد دشمن گفت که اگر تعرضی به کشور و بزرگان انجام شود، هیچ‌یک از پادشاهان کشورهای عربی و کاخ‌هایشان در منطقه سالم نخواهد ماند و همه به درک واصل خواهند شد. حاکمان کشورهای منطقه باید جلوی تعرض به ایران از پایگاه‌هایی را که به آمریکا داده‌اند بگیرند، وگرنه دیگر زنده نخواهند بود.

    او در مطلبی هم نوشته است: «مذاکره با آمریکا نه موجب رفع تحریم‌ها خواهد شد (تجربه برجام) و نه مانع جنگ علیه ایران (تجربه مذاکرات قبل از جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان).»

    همزمان، موضع‌گیری‌های او خودی‌ها را هم بی‌نصیب نگذاشته است؛ البته خودی‌هایی که برای او و جبهه پایداری غیرخودی محسوب می‌شوند. سیدمحمود نبویان در آخرین مطلب خود در شبکه اجتماعی «ایکس» خطاب به محمدباقر قالیباف نوشت: «با وجود سابقه بدعهدی آمریکا و به‌ویژه حضور اصحاب توافق ذلت‌بار برجام به همراه آقای قالیباف در مذاکرات، هیچ امیدی به مذاکره و توافق مطلوب برای ایران وجود ندارد. لازم است آقای قالیباف اصحاب توافق خسارت‌بار برجام را از تیم مذاکره‌کننده کاملاً حذف نماید.»

    و اینک تعیین تکلیف برای ترکیب تیم مذاکره کننده

    نبویان اسمی از کسی نبرده، اما به نظر می‌رسد منظور او کسی جز وزیر امور خارجه نیست. سیدعباس عراقچی که عهده‌دار وزارت خارجه در دولت چهاردهم است، در مذاکرات هسته‌ای دولت حسن روحانی معاون محمدجواد ظریف بود و برخی مذاکرات از جمله گفت‌وگوهای احیای برجام را مستقیماً هدایت می‌کرد؛ شخصی که البته خود می‌گفت عضو حلقه‌ نیویورکی‌ها نبوده و این نیز که خاستگاه وزیر خارجه به سپاه قدس برمی‌گردد بارها در فضای سیاسی مطرح شده است.

    باج‌دهی به دلواپسان جواب نداد

    این اظهارات علاوه‌بر اینکه در مقطع برگزاری مذاکرات و قرار گرفتن کشور در برزخ جنگ و صلح، در حالی مطرح می‌شود که نبویان را ماه گذشته در قامت یکی از اعضای هیئت دیپلماتیک ایران به پاکستان برده بودند. اما فقط همراه هیئت مذاکره‌کننده به پاکستان رفته بود و در تیم مذاکره‌کننده جایی نداشت. به همین دلیل، علت همراه کردن او در این سفر هنوز مشخص نشده است. اما برخی معتقدند علت اینکه هیئت دیپلماتیک ایران با همراه کردن نبویان هزینه سفر خود را بالا برده، این بوده که بتوانند جلوی هزینه‌تراشی‌های بیش‌تر تندروها را بگیرد. اقدامی که البته نتیجه معکوس داده از آن زمان تندروها مجال بیش‌تری برای خودنمایی پیدا کرده‌اند؛ از علی خضریان دیگر عضو جبهه پایداری که به کارشناس همیشگی صداوسیما تبدیل شده و اعلام می‌کند هرگونه مذاکره و انتقال پیام دیپلماتیک باید متوقف شود تا خود نبویان که حالا برای ترکیب تیم مذاکره تعیین تکلیف می‌کنند؛ موضوعی که اساساً در حیطه اختیارات هیچ‌یک از نمایندگان نیست.