برچسب: مهدی سوری

  • استفاده از اینستاگرام برای کسب درآمد بیشتر

    استفاده از اینستاگرام برای کسب درآمد بیشتر

    وجود شبکه های اجتماعی قدرتمندی همچون فیسبوک، توییتر، لینکدین و اینستاگرام باعث شده است تا ابر بازارهای بزرگی در سرتاسر دنیا شکل بگیرد. بازارهایی به وسعت یک گوشی تلفن همراه!

     

    پایگاه خبری تحلیلی رسا نشر ،  مهدی سوری: اینستاگرام طی دهه گذشته تبدیل به یک پلتفرم بازاریابی و کسب درآمد شده است. شما می توانید در این برنامه کالاهایتان را عرضه کنید. برندتان را به همه معرفی و کنید. خدمات و محصولاتتان را به فروش برسانید.

    فرقی نمی کند که چه کسب و کاری دارید. پزشک هستید؟ تولید کننده یا فروشنده لباس هستید ؟ و یا یک واسطه فروش محصول؟ شما یک مرکز بزرگ ارائه خدمات و فروش محصول رایگان با ابزارهای متنوعی دارید. پس زمان را از دست ندهید.

    سلام به دوران بازاریابی الکترونیک

    اگرچه شاخه های مختلفی برای بازاریابی و فروش محصول مانند بازاریابی فیزیکی، تبلیغاتی شامل ( آگهی تبلیغاتی، ایمیل مارکتینگ و …) و رسانه های اطلاع رسانی مانند روزنامه ها یا آگهی نامه ها وجود دارد، اما بازاریابی الکترونیک یک دنیای بی نهایت است که با انواع روش های مختلف به شما این امکان را می دهد تا با صرف کمترین هزینه و بدون استفاده از نیروی کاری ، با کمی تفکر و خلاقیت یک سامانه فروش عالی محصول و خدمات داشته باشید.

    وجود شبکه های اجتماعی قدرتمندی همچون فیسبوک، توییتر، لینکدین و اینستاگرام باعث شده است تا ابر بازارهای بزرگی در سرتاسر دنیا شکل بگیرد. بازارهایی به وسعت یک گوشی تلفن همراه! شما ممکن است از یک یا همه این برنامه ها برای سرگرمی یا کار استفاده کرده باشید. هرکدام ازاین برنامه ها جذابیت های خودشان را دارند. اما بررسی نشان می دهد اینستاگرام دیگر تنها وسیله سرگرمی و اشتراک لحظات و داستان ها نیست. بلکه با اهداف از پیش برنامه ریزی شده مالکان آن، این پلتفرم به بزرگترین شبکه بازاریابی و فروشگاهی در جهان مجازی تبدیل شده است.

    اگر شما هنوز در اینستاگرام به دنبال گرفتن فالوور و لایک بیشتر هستید؛ باید بدانید که دوستان و حتی رقبای شما اکنون به دنبال فروش بیشتر در این شبکه هستند. آنها استراتژی خود را همگام با اینستاگرام پیش برده اند و به این برنامه دیگر به چشم اپلیکیشن سرگرمی نگاه نمی کنند. پس تا به اینجای کار شما ضرر کرده اید.

    اما چرا و چگونه می توان از اینستاگرام درآمد کسب کرد؟؟

    اگر همین حالا به ماهیت بزرگ این شبکه اجتماعی پی برده اید و فکر می کنید که دیر شده است، باید بگویم که نه! هنوز هم برای کار و فعالیت در این بازار بزرگ دیر نیست. خوبی این ابر بازار این است که برای همه جا دارد. هرکسی به اندازه بزرگی فکر و برنامه اش می تواند از مزایای این برنامه سود ببرد. قبل از اینکه بخواهم در رابطه با روش های داشتن یک کانال قوی درآمدزایی صحبت کنم خیلی کوتاه در رابطه با چرایی کسب درآمد از اینستاگرام توضیح می دهم.

    اینستاگرام به شما این امکان و فرصت را می دهد بدون برقراری تماس و صرف هزینه و وقت، یک محصول و خدمات را به بی نهایت مشتری در دنیا معرفی کنید و آن را عرضه و به فروش برسانید. تنها با انتشار پست و استوری تبلیغاتی، یعنی همان محتوای مناسب بدون پرداخت هزینه برای تبلیغات، بدون صرف زمان برای بازاریابی و پیدا کردن مشتری و اقناع آنان برای خرید، یک رسانه برای معرفی، یک مرکز خرید برای ارائه و یک فروشگاه رای فروختن محصول و خدمات خود ایجاد کرده اید. اگر کارتان را درست انجام داده باشید، کسب و کار شما در معرض دید بیش از ۴۰ میلیون ایرانی ساکن اینستاگرام قرار می گیرد. و اگر محصول شما امکان فروش جهانی داشته باشد خریداران شما به تعداد اعضای این شبکه قابل افزایش است. پس چرا از ظرفیت های این بازار بزرگ استفاده نکنیم؟

    قدم اول

    ۱- ایجاد یک حساب در اینستاگرام

    تقریبا هرکسی که گوشی هوشمند دارد، اینستاگرام را در گوشی خود نصب دارد. و همه کار کردن با آن را بلد هستند. اما ایجاد یک اکانت تجاری با یک اکانت شخصی تفاوت های عدیده ای دارد که در زیر به اختصار به آن می پردازم.

     

    ۱- اکانت خود را با نام برند محصول یا خدمات خود بسازید. سعی کنید نام کاربری و نام صفحه ساده و روان و قابل جستجو باشد. حتی المقدور از علائم اضافی  (!_-.) استفاده نکنید.

    ۲- تصویر لوگو در پروفایل خیلی مهم است. از همان ابتدا لوگوی خود را در آواتار پروفایلتان درج کنید و از تغییرهای پیاپی خودداری کنید.

    ۳- اطلاعات بیو خود را کامل کنید. در کوتاهترین جمله خدمات خود را توضیح دهید. از #هشتگ های تخصصی در بیو استفاده کنید.

    ۴- لینک وب سایت یا فروشگاه اینترنتی خود را حتماً درج کنید. اگر سایت ندارید حتما با کمک یک مشاور سایت خود را سریعتر راه اندازی کنید. بهتر است فروشگاه اینترنتی با امکان سفارش دهی و پرداخت آنلاین داشته باشید. اگر ندارید ، این موضوع را در اولویت کاری خود قرار دهید.

    ۲- صفحه خود را به اکانت بیزینس تبدیل کنید.

    تبدیل اکانت بیزینس در اینستاگرام یکی از پله های موفقیت برای یک صفحه تجاری و ارائه دهنده محصول است. انتخاب شیوه صفحه پرسونال که  قابلیت پرایوت هم دارد ، شیوه مورد علاقه فعالان تجاری فیک فروش، ممنوعه فروش و کلاهبردار است که میخواهند ریسک لو رفتن یا رسوایی بواسطه ریپورت و کامنت را تا حد امکان پایین بیاورند. پس اگر کسب و کاری هستید که فعالیت سالم دارید.  دارای مجوز هستید و اهداف و برنامه بلند مدتی را دنبال می کنید و از همه مهمتر اگر برند هستید، قطعاً باید صفحه  خود را به بیزینس اکانت تبدیل کنید.

    بیزینیس اکانت یک امکان است که اینستاگرام برای اعضای تجاری خود و تمایز این حساب ها از حسابهای شخصی در نظر گرفته است. ابزارها و امکانات بسیار خوبی هم برای این دسته از کاربرانش فراهم کرده است.  برخی از این امکانات و ابزارها اینها هستند:

    ۱- آمارگیری و آنالیز صفحه  ۲- امکان درج لینک در استوری ها  ۳- ایجاد دکمه تماس تلفنی ۴- ایجاد دکمه ایمیل ۵- ایجاد دکمه دسترسی به لوکیشن ۶- ارائه شاپینگ تگ و دسترسی به فروشگاه اینترنتی فیس بوک ۶- استفاده از ابزار بیزینس پارتنر (شریک تجاری) و…

    ۳-معرفی صفحه اینستاگرام

    اگرچه قبل از معرفی صفحه باید کارهای بسیاری را انجام دهید و یک صفحه کامل و اماده داشته باشید؛ اما در همین قدم اول به این بخش می پردازم. از هر ابزاری برای معرفی صفحه اینستاگرامتان استفاده کنید. با هر روشی که می توانید مشتریان قدیمی خود را نسبت به راه اندازی صفحه آگاه کنید. مشتریان قدیمی می توانند دنبال کنندگان وفادار شما باشند و اعتبار صفحه شما را بالا ببرند. پس از همه زودتر به آنان خبر دهید. برای معرفی صفحه به مشتریان و همکاران جدید راهکار بیابید. از ارسال پیامک، چاپ کارت ویزیت، نصب اطلاعیه در فروشگاه و حتی روی درب ورود. این کار باعث می شود اگر یک روز فروشگاه شما تعطیل بود مراجعین با دیدن اطلاعات صفحه شما، وارد صفحه شده و دست کم از محصولات و خدمات شما دیدن کنند و حتی از همین راه با شما ارتباط بگیرند و بخاطر تعطیلی یک یا چند ساعته اجباری، از دست نروند!

    برای اینکه مخاطبان خود را افزایش دهید از هر روش درستی که می توانید استفاده کنید. آی دی صفحه تجاری خود را در صفحات شخصی دیگر خود معرفی کنید. از بستگان و دوستانتان بخواهید در این کار به شما کمک کنند. همین ابتدای امر اگر بتوانید از طریق بستگان و وابستگانی که به شما علاقه دارند دنبال کنندگانی وفادار جذب کنید، قدرت صفحه شما و نرخ بازدید آن بالا خواهد رفت. در ادامه از صفحات همکاران علی الخصوص کسب و کارهای مشابه هم بخواهید که به شما کمک کنند و با مِنشِن کردن شما در استوری ها ، صفحه شما را معرفی کنند.

    یادتان باشد ارزش صفحه ای که کمتر از ۱۰۰۰ فالوور واقعی و پیگیر دارد ، ده برابر بیشتر از صفحه ایست که 100k دنبال کننده فیک یا بی تفاوت دارد. به مرور زمان اینستاگرام با افزودن معیارهای دیگری برای سنجش کیفیت صفحه، تعداد فالوور، میزان لایک و کامنت را از اولویت های خود دور کرد. پس سعی کنید هرگز سراغ دنبال کننده فیک و لایک و ویو غیر واقعی نروید!

     

    قدم دوم

    پس از ایجاد یک صفحه تجاری متناسب با نیازها و هماهنگ با برند و محصولات، اکنون باید با انتشار محتواهای متنوع ابتدا مخاطب را جذب نموده و سپس کار بازاریابی و فروش خود را پیش ببریم. از این رو در ادامه با چند توصیه که بر اساس تجربه و بررسی صفحات مختلف گرداوردی کرده ام؛ مرحله مهم محتوا سازی را ادامه می دهیم.

    ۱- تبیین استراتژی و برنامه ریزی

    استراتژی بازاریابی و فروش یک مقوله بزرگ است که قطعاً با چند سطر نمی توان به رموز آن پی برد. توصیه می کنم که حتماً مطالب و مقالات مرتبط با این مبحث و دیجیتال مارکتینگ را مطالعه نموده و یا از متخصیصین این شاخه مشاوره بگیرید. اما آنچه که به اختصار می توان در این رابطه گفت این است. قبل از انتشار هرگونه محتوا و معرفی محصول باید یک استراتژی برای کسب و کار خودتان طراحی کنید. لازم نیست حتما یک چیدمان بزرگ که مملو از اهداف و برنامه ها در بلند مدت است را طراحی کنید. مدل اقتصادی خود را بسازید . همین که به این چند سوال پاسخ دهید می توانید یک نقشه راه برای خودتان ایجاد کنید و بر اساس آن برنامه ریزی کنید.

    سوالات:

    ۱- من چه خدمات و چه محصولاتی ارائه می دهم؟

    ۲- محدوده جغرافیایی من کجاست؟ محدوده جنسیتی و سِنی مخاطب چه کسانی هستند؟

    ۳- روش های ارائه خدمات و محصول من چیست؟ و چگونه می توانم آن را به مشتری ارائه دهم؟

    ۴- مشتری چگونه با من در تماس باشد؟ چه روشهای جایگزین دیگری دارم؟

    ۵- نقاط قوت خدمات و محصولات من نسبت به رقبا چیست؟ چه نقاط ضعفی دارم؟

    ۶- انتخاب من چه مزیت هایی برای مشتریان دارد؟ چه امتیازهایی را به دست می آورند؟

    ۷-از چه ابزارهایی می توانم برای بازاریابی و فروش استفاده کنم؟

    ۸-چه نوع محتوایی در رسته کاری من کاربرد داد؟

    ۹- ابزارهای من برای تولید محتوا چیست؟

    و احتمالاَ سوالات کوتاه دیگری که در ادامه این سوالات برای شما پیش خواهد آمد.

    یادتان باشد در دادن این پاسخ ها با خودتان صادق باشید. خودتان را دست کم نگیرید. اما بیش از توانتان هم بلند پروازی نکنید. هر اشتباه و یا کم کاری در ارائه خدمات یا محصول در این فضا منجر به از دست رفتن تعدادی مشتریان بیشتری به نسبت فضای فیزیکی خواهد شد. چرا که در این فضا یک مشتری راضی می‌تواند خود یک مبلغ عینی برای شما باشد و دهها مشتری دیگر را به سمت شما روانه کند.

    پس از نوشتن پاسخ ها اکنون زمان برنامه ریزی و تعیین مسئولیت هاست. اگر در توانتان هست حتماً از نیروهای متخصص و کمکی بهره بگیرید. تجربه ثابت کرده است که مدیریت یک صفحه فروش اینستاگرامی در ابتدا شاید با یک یا دو نفر به خوبی شروع شده باشد اما با افزایش مراجعین و مشتریان ، کیفیت سرویس دهی و پشتیبانی پایین می آید.

    ۲- ایجاد محتوا (کاربردی و جذاب)

    اگرچه اکنون این گفته را باور نمی کنید. اما سخت ترین کار یک صفحه تجاری اینستاگرام ساخت محتوا است. محتوا مهمترین عامل موفقیت و یا شکست یک بیزینس اینستاگرامی است. اگر محتوای شما مخاطب را جذب نکند، فروشی هم در کار نخواهد بود. شاید بتوانید در یک زمان مشخص دنبال کننده زیادی به دست بیاورید. اما تداوم انتشار محتوای بی کیفیت و غیر جذاب علاوه بر مبتلا کردن صفحه به بیماری ریزش فالوور، عدم فروش و شکست روحی را برای مالک آن به ارمغان خواهد آورد.

    اما یک محتوای مناسب برای  یک صفحه تجاری چگونه محتوایی است؟

    هر محتوای قابل انتشار شامل تصویر یا ویدیو که به صورت مستقیم یا غیر مستقیم معرف محصول و خدمات یک برند باشد که ویژگی هایی همچون جذابیت، زمان مناسب، مخاطب پسند بودن و با توصیف ساده و روان برای همه بینندگان را در خود جای داده باشد محتوای مناسبی خواهد بود.

    یک محتوای مناسب می تواند این ویژگی ها را داشته باشد:

    ۱- با ایده پردازی و فکر ساخته شده باشد.

    ۲- با استراتژی برند همسو باشد. با محصولات و خدمات هماهنگ باشد.

    ۳- از جذابیت های بصری روز در آن استفاده شده باشد.

    ۴- اطلاعات کاملی را به بیننده بدهد

    ۵- مناسب زمان حال ساخته و طراحی شده باشد.

    ۶- از گرافیک و ظاهر خوبی برخوردار باشد.

    ۷- اگر تصویر است رنگبندی خوبی داشته باشد. فونت های خوانا و مناسبی داشته باشد.

    ۸- اگر ویدیو است زمان مناسبی داشته باشد. سرعت نمایش متون متناسب باشد.

     

    همچین در این محتوا موارد زیر نباید وجود داشته باشند و یا دست کم کمتر استفاده شوند:

    ۱- محتوا تکراری و کپی کاری نباشد.

    ۲- زمان ویدیو در صورتی که جذابیت آن کاسته می شود نباید زیاد باشد.

    ۳- از دروغگویی و اغراق در محتوا پرهیز کنید.

    ۴- از موسیقی و اصوات بی کیفیت و بد استفاده نکنید.

    ۵- از ساخت محتواهای شلوغ و پر جمعیت بپرهیزید.

    ۶- بیان مطالب بگونه ای بیان شود که در آن  دستوری بودن یا تحقیر کردن دیگران استنباط نشود.

    ۷-رقبا ، محصولات و برندهای دیگران را تخریب نکنید. این کار شما را هم از چشم مخاطب می اندازد.

    ۸- وعده الکی در محتواها ندهید. مسابقه های دروغین و قرعه کشی های کذب برگزار نکنید.

    ۳- تعامل با مخاطب

    بهترین روش جذب مخاطب برقراری ارتباط دو سویه با مخاطبان است. برای آنکه یک مخاطب وفادار داشته باشید بهتر است آنها را در بازی خود شریک کنید. روش های متعددی برای ارتباط گیری و درخواست از مخاطب برای همراهی وجود دارد. ساده ترین آن نظرخواهی و نظر دادن کاربران است. اجازه بدهید کاربران زیر پست های شما نظر بدهند. به آنها جواب بدهید و حتی از آنان نظر بخواهید. هیچ ایرادی ندارد که هر چند وقت یکبار درباره کیفیت محصول و خدمات و حتی محتواها نظرسنجی برگزاری کنید. یا حتی از آنان بخواهید که برای شما ویدیو و عکس بفرستند. شرکت رانی، آیسی مانکی و … از جمله برندهایی هستند که از همین طریق کاربرانشان را با صفحه درگیر می کنند.

    ۴- برنامه زمانی برای ارسال پست

    سعی کنید همیشه دستتان برای پست گذاری و اشتراک محتوا پر باشد. از قبل با توجه به برنامه ها، مناسبت ها و جشنواره های خریدتان محتواها را آماده کنید. استورهایتان را روزانه منتشر کنید. برای استوری ها یک روند بسازید. داستان هایتان را هدفمند با دیگران به اشتراک بگذارید. از همه امکانات اینستاگرام استفاده کنید. پست، استوری، آی جی تی وی، رل و حتی پخش زنده!

    ۵- آنالیز مداوم

    یکی از مزایای مهم بیزینس اکانت آنالیز و بررسی صفحه است. بصورت مداوم اطلاعات آماری صفحه را آنالیز کنید. رشد مثبت و منفی بخش های مختلف را بررسی کنید. و با پوشش نقاط ضعف رشد خود را بیشتر کنید. مثلاً مدام بررسی کنید که کاربران شما در چه ساعتی بیشتر مطالب شما را دیده اند. پس انتشار مطالب را در آن ساعت ها انجام دهید.  یا آنالیز پست ها را بررسی کنید و دریابید کاربران شما از کدام محتوا بیشتر خوششان آمده و بالعکس! کدام محتوا بیشتر به اشتراک گذاشته شده است؟ کدام محتوا بیشترین بحث را در بین کاربران شما داشته است؟ با بررسی هریک از این موارد می توانید به یک نتیجه بزرگ برسید که آیا نقشه راه شما منطبق با خواست کاربرانتان است یا خیر؟ که اگر مسیر را اشتباه میروید برگردید و از روش دیگری استفاده کنید.

    ۶- جذابیت لاکچری!

    شخصیت برند شما، نشان دهنده قدرت شماست. صفحه برند تولید کننده آدامسی که شخصیت بالایی در نگاه دنبال کنندگانش دارد با ارزش تر از صفحه برند خودروی لوکسی است که کاربران آن صرفاً برای تماشای محتواهای سرگرم کننده یا خنده دار به آن مراجعه می کنند. همین است که بین صفحات تمایز ایجاد می کند. شخصیت برند!

    برای یک برند ایجاب می کند از ویدیوهای طنز و کمدین ها استفاده کند. اما یک برند که محصولات خاص مانند جواهرات گرانقیمت تولید می کند نمی تواند برای جذب مخاطب و لایک پست و استوری فان بگذارد. پس شخصیت برندتان را طوری بسازید که برازنده شماست. حتی برای تبلیغات هم به هر اینفلوئنسری مراجعه نکنید. هیچوقت بنده لایک و بازدید بیشتر نباشید. کلاس کاری تان را حفظ کنید. حتی اگر باعث شود دیر تر و با سرعت کمتری معروف شوید!

    ۷- تبلیغات

    مسلماً بدون تبلیغات راه سخت تری دارید. شما باید برای معرفی صفحه تان هزینه کنید. اما در این رابطه هم باید محتاط باشید. برای اینکه کمتر پول بدهید به هر صفحه و شخصی آگهی ندهید. صفحات زیادی هستند که با لایک و ویو و فالور فیک، خودشان را موفق نشان می دهند. و تبلیغات بسیاری می گذارند. شما فریب نخورید. البته از آنطرف بام هم نیفتید. لازم نیست برای محتوایی که با گوشی موبایل درست کرده اید یا استوری تبلیغاتی یک اینفلوئنسر با فالوور میلیونی، پول هنگفت خود را دور بریزید. مسلماً چیز زیادی عادیتان نمی شود. اگر قصد یک تبلیغات بزرگ دارید ابتدا از کامل بودن صفحه و موجود بودن محصولتان مطمئن شوید. یک کمپین یا یک جشنواره خرید راه اندازی کنید. و با ساخت یک تیزر ارزشمند اطلاع رسانی کنید. ویدیو را به صفحات و اینفلوئنسرهایی که مرتبط با کار شما هستند بدهید. تا یک نتیجه درست بگیرید. استوری گذاشتن و تبلیغ کلامی توسط شاخ های مجازی مزخرف ترین شیوه تبلیغات اینستاگرامی است که فقط جز هدر رفت پول چیز دیگری عاید شما نخواهد شد.

    ۸- فروش محصول

    تا رسیدن به فروش محصول موارد دیگری هم وجود دارد . اما همینکه این چند مورد را انجام دهید یک صفحه عالی را ایجاد کرده اید. شما تمام این مراحل را سپری کرده اید که محصولتان را به فروش برسانید. خیلی هم خوب! شما اجناسی برای فروش دارید. محتوای آنها را هم منتشر کرده اید. حالا مشتری آنها را می بیند و در صورت تمایل با شما از طریق دایرکت یا شماره و روش های دیگر تماس میگیرد. احتمالاً شما مجبورید دوباره درباره جنس توضیح بدهید ، شرایط ارسال و جزئیات دیگر را بصورت چت یا مکالمه با مشتری مطرح کنید. و در نهایت اگر مشتری هنوز طالب کالای شما باشد باید شماره کارت بدهید تا مبلغ را واریز کند. به شما اطلاع دهد و نشانی، کد پستی و اطلاعات شخصی خود را برای شما ارسال کند. و این ارتباط مسلماً تا رسیدن محصول به دست مشتری ادامه دارد. این پروسه علاوه بر تعدد مراحل، زمانبر هم هست. و تجربه نشان داده رضایت مشتری را جلب نمی کند. چرا که باید همیشه دردسترس باشید و به او پاسخ بدهید. در هر مرحله مشتری با شما ارتباط می گیرد. و این مستلزم وقت گذاشتن شما یا استحدام یک یا چند نیروی فروش و پشتیبانی است!

    این شیوه فروش قدیمی و پر اشکال است. یک راه حل بسیار ساده وجود دارد تا هرگز به مشکلات این شیوه بر نخوریم . و این را مرحله گذار از فروش سنتی به فروش آنلاین می نامیم که ما از آن به عنوان قدم سوم نام می بریم. توجه داشته باشید اگرچه روش فروش فعلی شما در یک فضای مجازی و غیر فیزیکی رخ می دهد، اما نمی توان از آن بعنوان یک تجارت تمام الکترونیک یاد کرد. فروش آنلاین روشی است که تمام پروسه آن از ارائه اطلاعات محصول، تا سفارش، پرداخت هزینه ها و دریافت اطلاعات خریدار بصورت یکپارچه و با چند کلیک  توسط مشتری صورت می گیرد و محصول بدون حتی یک تماس و صرف زمان، فروخته شده و ارسال می شود.

    قدم سوم

    فروش اینترنتی

    این روزها دیگر فرقی نمی کند که یک برند بزرگ هستید که محصولات متنوعی را تولید می کنید. یا یک فروشگاه معمولی با تعداد محدودی کالا. بنا بر دلایلی که در بالا گفته شد، شرایط ایجاب می کند که در اسرع وقت فروشگاه اینترنتی خود را راه اندازی کنید. برای اینکه تجارت شما در اینستاگرام کامل شود و حتی در زمانیکه شما موفق به دریافت شاپینگ تگ اینستاگرام شوید و بخواهید از آن استفاده کنید باید محصولات را به یک لینک فروش متصل کنید. داشتن فروشگاه اینترنتی دیگر مانند گذشته سخت نیست. روش های زیادی برای ایجاد فروشگاه وجود دارد. از فروشگاههای اشتراکی گرفته تا فروشگاه سازهای آنلاین و فروشگاه های اختصاصی. شما در کمترین زمان ممکن می توانید صاحب یک فروشگاه شوید و مخاطبان اینستاگرامی خود را به فروشگاه هدایت کرده تا خرید خود را با سفارش و پرداخت انلاین در کمتر از یک دقیقه انجام دهند. واقعاً لذت بخش است.

    در صورت تمایل برای ایجاد و مدیریت صفحه تجاری اینستاگرام و همینطور طراحی و اجرای فروشگاه اینترنتی می توانید با کارشناسان ما با شماره 02191307857 تماس بگیرید.

     

     

     

  • داداگاه وجدان – دو پدر

    داداگاه وجدان – دو پدر

    نویسنده این قسمت: مهدی سوری

    من براش دریا بودم. اما اون اقیانوس میخواست! من همه چیزم رو به پاش ریختم اما باز هم به چشم اون کم بود. من بخاطرش از همه کَس و همه چیز دست کشیدم. اما اون حتی حاضر نشد از یکی از خواسته هاش بگذره. من هیچوقت نخواستم در موردش فکر بد کنم. با اینکه خیلی چیزها ازش دیدم. با اینکه بهم ثابت شد به من خیانت کرده ولی هیچ کجا حتی تو دادگاه هم این رو مطرح نکردم. الان چون شما گفتی به زبون آوردم. وگرنه ناهید همیشه عشق من بود. عشق من کجا و خیانت! من اونروزها گفتم من رو نمیخواد. دوستم نداره و نمیخواد با من زیر یک سقف زندگی کنه قبول کردم از هم جدا بشیم. آقای انوری ! ۵ سال از این روزها گذشته. الان اومدین چی میخواین؟ تو این ۵ سال حتی یک بار هم برای دیدن تنها نوه تون نیامدین. شما که هیچ، مادرش نیومد. الان چی شده که یک هو یاد ما افتادین؟

    چشمهاش پر از اشک شده بود. سرش رو پایین انداخته بود. شرمندگی اولین حرفی بود که زد و گفت من خودم شخصاً به تو بدی کردم. تو رو نمی شناختم. ناهید هم به تو بدی کرده. چیزی که عیانِ دیگه گفتن نداره. مهرداد جان! ما در مورد تو اشتباه کردیم. به تو بدی کردیم. نمی دونم. شاید فکر می کردیم داریم در حق دخترمون خوبی می کنیم. البته مادرش از همون اول مخالف بود. اون بارها با ناهید صحبت کرد. حتی با هم دعوا کردند. اما انگار ناهید جادو شده بود. میگفت باید جدا بشم. من نمیخوام با مهرداد زندگی کنم. وگرنه خودم رو می کشم. پسرم به کلام الله قسم من تا چند ماه بعد اصلاً از ماجرای اون مرتیکه بی شرف خبر نداشتم. حتی مادرش هم نمی دونست که دختر ما توسط اون بی همه چیز نامرد اغوا شده. تو باید ما رو ببخشی. اصلاً هرکاری دوست داری با ما بکن. اما الان من بخاطر خودم اینجا نیستم. ناهید چند صباح دیگه اعدام میشه. دوبار تو زندان خودکشی کرده و الان هم حال و روز خوبی نداره. من رو که نگذاشتم ببینمش. فقط تلفنی با حال خراب از من خواست بیام پیدات کنم. بگم حلالش کنی. میگه عذاب وجدان دارم. میگه قبل از اینکه طناب دار نفسم رو ببره، بدی هایی که در حق مهرداد کردم داره خفه ام می کنه. پسرم ، من از روزی که دخترم با اون شارلاتان ازدواج کرد باهاش قطع رابطه کرده بودم. تا روزی که از آگاهی زنگ زدن و گفتند دخترتون به جرم قتل شوهرش دستگیر شده. می دونم بهت خیانت کرده. می دونم در حق تو و دخترش بدی کرده. اما دخترمه. نتونستم تنهاش بگذارم. ازت خواهش می کنم بیا باهاش حرف بزن. حلالش کن. و بگذار دخترش رو ببینه.

    من فقط نگاهش می کردم. دروغ چرا. من همه چیز رو می دونستم. مادر ناهید تنها کسی بود که در این ۵ سال من و سورنا رو تنها نگذاشت و کنارمون بود. وگرنه من چطوری از پسِ یک بچه ۱ ساله بر می اومدم. با وجود خیانت ناهید و این بی مهریش نسبت به من و دخترش، اما هربار مادرش می اومد مخفیانه بهمون سر بزنه احوالش رو جویا می شدم. همیشه منتظر بودم که یک بار بگه ناهید دلش میخواد سورنا رو ببینه. یا بگه دلش برای ما تنگ شده. اما هیچ وقت نشنیدم. اون ما رو خیلی زود از یاد برد. چطور تو ۵ سال گذشته به فکر ما نبود و یادی از ما نکرد. حالا چی شده پای مرگ عذاب وجدان گرفته؟ دلم اصلاً به حالش نمی سوزه. اون کاشانه من رو خراب کرد. خدا هم اینطوری عذابش داد. وقتی شنیدم با شوهرش خوشبخت نیست خوشحال شدم. دلم خنک شد. وقتی برام خبر آوردن که شوهرش ورشکسته شده و مجبور شدند همه دارو ندارشون رو بفروشن کِیف کردم. اون لحظه که خبر قتل حمیدرضا رو توسط ناهید در فضای مجازی دیدم، صحنه های قتل و لحظات دستگیری ناهید رو تماشا می کردم احساس می کردم به حقم رسیدم. من در حق کسی بدی نکردم. اما اون مرد و زن  با خیانتی که به من کردند یک بچه رو بی مادر کردند. من اگر از حق خودم بگذرم از ۵ سال بی مادری سورنا نمی گذرم. برای همین گفتم نه آقای انوری. متاسفم ما ناهید رو فراموش کردیم. کاری از دست ما برای دختر خانم شما بر نمی یاد. انشالله خدا کمکشون کنه. من دوست ندارم با این شرایطی که از دخترتون تعریف کردین، بیشتر باعث ناراحتیش بشم. بهش بگین پیدامون نکردین. بگین رفتن خارج از کشور و …. ولی از من نخواین که دخترم رو در این شرایط قرار بدم. داستان حلالیت یک چیزیه بین من و خدا . من همون موقع ناهید رو به خدا واگذار کردم. ولی از حق دخترم نمی گذرم. و دوست ندارم بعد از ۵ سال با مادری روبرو بشه که بزودی قراره اعدام بشه. و این حتما توی روحیه اش اثر بد میگذاره.

    نمی دونم چی شد تا این حرفها رو زدم دیدم پیر مرد از روی صندلی خودش رو به زمین انداخت و افتاد به دست و پای من. گریه می کرد و با التماس ازم میخواست به دخترش رحم کنم. تلاش می کردم بلندش کنم و آرومش کنم اما اصرار داشت تا من رو راضی کنه. من اگرچه اجازه دادم ناهید به آسونی بره اما هرگز، از جفایی که در حق ما کرد نگذشتم. اون اوایل دلم میخواست برگرده و حتی با اینکه می دونستم گناهکاره ، اما دلم میخواست ببخشمش. همیشه دلم میخواست برگرده کنارمون. اما اون ما رو انتخاب نکرد. برای همین احساسم کم کم به نفرت بدل شد و من از دختر این مرد که الان به دست و پام افتاده متنفرم. وانگهی الان مساله دیگه من نیستم . دختریه که ۵ سال بدون مادر بوده. حالا یک دفعه مادرش پیدا بشه و اون رو ببینه و بعد مادر رو اعدام کنند. دختر من بمونه و غم دوباره بی مادری. نه من نمی تونم اجازه بدم .

    هر طوری بود پدر ناهید رو آروم کردم. نتونستم بهش امید بدم. نا امید شده بود و وقتی داشت میرفت باز هم از من حلالیت خواست. گفتم پدر جان شما من رو ببخش. من گذشته رو فراموش کردم و هیچ دینی به من ندارین. امیدوارم یک دری به روی دخترتون باز بشه. که انگار همون موقع در باز شد. دخترم سورنا از مهد برگشته بود. تا پدربزرگش رو دید شناخت. عکس پدر بزرگش رو مامان جونش ، مادر ناهید نشونش داده بود. بی اختیار پرید بقل پدر بزرگش. آقاجون آقاجون شده بود ورد زبونش. پدر ناهید فقط گریه می کرد و قربون صدقه نوه کوچیکش می رفت.

    نوه ای که به هر دلیل بعد از ۵ سال اولین بار بود که می دید. سورنا رو غرق در بوسه کرده بود . دختر بوی مادرش رو می داد. و پدر انگار با آغوش کشیدن دختر ۶ ساله احساس می کرد دخترش رو در آغوش گرفته. وسط شیرین زبونی های دخترونه سورنا، به ناگاه از پدر بزرگش پرسید آقاجون ، اومدی من رو ببری پیش مامانم؟ پیر مرد یک آن خشکش زد. برگشت و به من نگاه کرد. نمی دونست چی بگه. برای لحظه ای چشمهامون به هم افتاد. من در اون نگاه اوج نگرانی های دو پدر رو دیدم که یکی نگران حال دختری بود که بزودی اعدام می شد و دیگری یعنی من، نگران آینده دختر کوچکش. مغزم فرمان نداد. دلم انگار به رحم اومد . انگار وجدانم بیدار شد و گفت گذشت کن. تو مثل اونها نباش. الان وقت خوبی برای انتقام نیست. نگذار این پدر دلشکسته، نا امید از این خونه بره بیرون. برای همین روبه دخترم کردم و گفتم. آره دختر قشنگم. آقاجون اومده خبر آورده که مامانیت چند روز دیگه از مسافرت بر میگرده و تو رو می بریم پیشش که اون رو ببینی. آقای انوری که دخترش بزودی به جرم قتل قرار است اعدام شود، در آن لحظه خوشبخت ترین مرد روی زمین شد. او پدری بود که توانسته بود آخرین خواسته دخترش را اجابت کند. پدرِ دیگر همچنان که شادی دختر کوچکش را از شوق دیدار مادر نظاره گر بود به این فکر می کرد که مرگ ناهید برایش چه سودی دارد؟ ناهید هرچه که باشد و با هر گناهی اولاً مادر دختر اوست. وهیچکس حق ندارد دختری را از مادرش جدا سازد. ناهید انوری تقاص گناهش را داده است. و روا نیست اگر قرار باشد اعدام شود دخترش را ندیده، چشم از دنیا فرو بندد. او به من بدی کرد. من بدی اش را با بدی پاسخ نمی دهم …

    پایان

  • مجموعه داستانی “دادگاه وجدان”

    همه ما تو وجودمون یک دادگاه داریم. من اسمش رو “دادگاه وجدان” می گذارم. دادگاهی که قاضی، دادستان، هیئت منصفه اش خودمونیم. دادگاهی که متهم، شاکی و شاهدش هم خودمون هستیم.

    پایگاه خبری رسا نشر – همه ما آدمها داستانهایی داریم. داستانهای تلخ و شیرین.اتفاقاتی که زندگی ما رو متحول کردند و بعد از اون آدم دیگه ای شدیم. همه ما در ارتباطاتمون وقایعی رو تجربه کردیم که گاهی خوشایندمون نبودن. در محیط اطرافمون چیزهایی رو دیدیم که با خودمون می گیم کاش در اون لحظه اونجا نبودم و نمی دیدم. و همه ما در تمام این اتفاقات سه تا نقش متفاوت داریم. یا عامل اون اتفاق هستیم ، یا کسی هستیم که اتفاق بد برامون رخ می ده و یا اینکه شاهد این رخداد هستیم …


    صرفنظر از وجود آگاه و ناظر خداوند متعال، ممکنه هیچکس از ظلمی که می کنیم یا حقی که ازمون خورده میشه خبردار نشه. و شاید ما تنها شاهد داستان باشیم. اینطور وقتها چیکار می کنیم؟ چشمهامون رو می بندیم و ازش میگذریم یا نه؟

    همه ما تو وجودمون یک دادگاه داریم. من اسمش رو “دادگاه وجدان” می گذارم. دادگاهی که قاضی، دادستان، هیئت منصفه اش خودمونیم. دادگاهی که متهم، شاکی و شاهدش هم خودمون هستیم. عدالتخانه ای که شاید حکم هاش جنبه اجرایی نداره و کسی ازش با خبر نمیشه. اما بعضی وقتها حکم هایی می ده که زندگی ما رو به جهنم تبدیل می کنه. وجدان ما همون قاضیه که رشوه نمی گیره. و مدام چکش عدالت رو بر روح و روان ما می کوبه که اگر اونروز چشم بر حقیقت بستیم ، تا وقتی زنده ایم حتی یک شب هم نمیتونیم خواب راحت داشته باشیم.
    همراه ما باشید با مجموعه داستان کوتاه عبرت آموز “دادگاه وجدان”
    کاش بشه به هم بدی نکنیم …

     

    مهدی سوری

  • پرسپولیس نباخت، ورزش ایران باخت

    پرسپولیس نباخت، ورزش ایران باخت

    پرسپولیس امروز می توانست برنده بازی باشد اگر پنالتی ها گل نمی شد. اما بازی داور دارد و var دو پنالتی برای کره ای ها دراورد. چه به حق و چه با پارتی بازی در ای اف سی، قهرمانی هیوندای کره نوش جانشان. حقشان است . همه چیز در کشورشان درست است. اقتصاد، ورزش و … .باشگاههایشان حساب و کتاب دارد.

    عجب روز بدی بود برای فوتبال ایران! عجب روز تلخی بود برای میلیونها هوادار پرسپولیس!. پرسپولیسی که با سختی و مشکلات فراوان توانست خودش رابه فینال جام باشگاههای آسیا برساند. و چه خوب بازی کرد پرسپولیس. چه گل زیبایی مهدی عبدی زد. و نفرین بر VAR ! . تنها دو اشتباه بازیکنان جوان پرسپولیس باعث شد که از دو پنالتی، دو گل نصیب کره ای ها شود و باز هم حسرت قهرمانی برای ما باقی بماند.
    پرسپولیس نباحت، ورزش ایران باخت
    حالا که مسابقات تمام شده است راحت می توانم بگویم. این پرسپولیس نیست که قهرمان نشده است و باخته است. اتفاقاً همان روزی که شاگردان یحیی گل محمدی به فینال رسیدند پرسپولیس قهرمان شد! بازنده بزرگ این مسابقات و هر مسابقه دیگر، ورزش ایران و مدیریت ورزش ملی است! از وزارت ورزش گرفته تا فدراسیون فوتبال ایران که هیچ کاری برای ورزشکارانش نمی تواند بکند. دست و پا بسته فقط سِمَت مدیریت را یدک می کشند!

    پرسپولیس مظلوم

    تیمی که دو دوره پیاپی با تلاش و همت فقط و فقط بازیکنانش به فینال می رسد، در سایه بی تدبیری و عدم حمایت های لازم نمی تواند قهرمان شود. دوره قبل با پنجره بسته، این دوره با حواشی های فراوان و بی پولی که عامل همه آنها هم مدیریت بچگانه وزارت ورزش بر پرسپولیس و استقلال است. هر چند ماه یکی می آید و می رود. مربی های خوب پرسپولیس بخاطر بی پولی رفتند. بازیکنان خوبش را از دست داد. و حالا هم مشکل آل کثیر! وقتی نمی توانیم یک حق پخش ساده را برای کشوری که تیمش در وسط زمین بازی می کند بگیریم، بهتر نیست در ورزش را تخته کنیم و به زندگی مان برسیم؟ تا به کی ورزشکاران و هواداران تیم ها باید چوب بی تدبیری مسئولان ورزش این کشور را بخورند؟ کفاشیان که بود خنده تحویلمان می داد. تاج که آمد وعده های وعید می داد. حالا هم که فدراسیون فوتبال ایران حتی یک رئیس مشخص ندارد!

    دلهای شکسته هواداران

    امروز علاوه بر بازیکنان و کادر پرسپولیس دل میلیون ها هوادار شکست و باز هم آرزو بر دل ماندیم که جام قهرمانی آسیا را بالای سر ورزشکاران ایرانی ببینیم. باز هم رویای احتزاز پرچم سه رنگ ایران به حقیقت مبدل نشد. ما باختیم. بد هم باختیم. و به نظر می رسد با این شیوه مدیریت ورزش و حضور مدیران بی دغدغه باز هم خواهیم باخت. شما باز هم پرسپولیس را در فینال آسیا خواهید دید. اما تا این سیستم و سازمان دولتی اصرار به مدیریت دارد نه این تیم و نه هیچ تیم دیگری در آسیا قهرمان نخواهد شد. ده سال است میخواهند سرخابی ها را واگذار کنند. هر روز یک وعده ، یک قیمت و یک دستورالعمل جدید. مردم که مسخره شما نیستند آقای وزیر! نمیخواهید واگذار کنید چرا هر روز یک زمان اعلام می کنید؟ فردا آذر هم تمام می شود. سهام پرسپولیس و استقلال در بازار بورس چند؟ از کجا و چگونه بخریم؟

    امان از var

    پرسپولیس امروز می توانست برنده بازی باشد اگر پنالتی ها گل نمی شد. اما بازی داور دارد و var دو پنالتی برای کره ای ها دراورد. چه به حق و چه با پارتی بازی در ای اف سی، قهرمانی هیوندای کره نوش جانشان. حقشان است . همه چیز در کشورشان درست است. اقتصاد، ورزش و … .باشگاههایشان حساب و کتاب دارد. مدیران لایق دارد. بازیکنان حقوقشان را کامل و به موقع می گیرند و در زمین فقط بازی می کنند. مانند پرسپولیسی ها دغدغه مالی ندارند. بزودی بشار رسن را بخاطر پول بیشتری که به او می دهند از دست می دهیم و باز دست یحیی برای بازی های لیگ خالی تر می شود. علی پروین راست می گوید. چرا باید به مهدی شیری توهین کنیم. او که بهمراه سایر بازیکنان و کادر فنی تمام تلاشش را کرد. اما کاش خارج بازی هم VAR بود و می رفتیم و بازنگری می کردیم در تمام تصمیات غلط مدیریتی کشور . خصوصاً در ورزش که روز به روز ضعیف تر می شود.
    پرسپولیس نباحت، ورزش ایران باخت

    شخصیت تیم برنده

    می خواهم خسته نباشید بگویم به بازیکنان پرسپولیس و یحیی گل محمدی که تمام تلاششان را کردند. اما زورشان نرسید. در دوران مدرن ورزش پیروزی بیشتر از اینکه در زمین بازی به دست آید، با هدفگذاری و برنامه ریزی بزرگتری در خارج از زمین بازی شکل می گیرد. تیم برنده از ماهیت مجموعه اش قبل از بازی مشخص است. تیم پرسپولیس برای هواداران ارتش سرخ قهرمان است. اما این تیم مدیران ورزشی را شامل نمی شود آنها هیچ کاری نکرده اند و حتی لایق خسته نباشید هم نیستند. اما یازده مرد دیدار امروز به همراه نیمکت نشین هایش برای رسدن به این مسابقه آخر دست مریزاد دارند. دم همتون گرم.
    یا علی
    مهدی سوری
     

  • اصرار شبکه ایران اینترنشنال در علاقه مند نشان دادن ایرانیان به انتخاب دوباره ترامپ در انتخابات آمریکا

    اصرار شبکه ایران اینترنشنال در علاقه مند نشان دادن ایرانیان به انتخاب دوباره ترامپ در انتخابات آمریکا

    توییت های یک سویه و آمار نظرسنجی فیک ایران اینتر نشنال در زمان پخش زنده مناظره دو نامزد دموکرات و جمهوری خواه آمریکا در نوع خود بی نظیر بود.

    پایگاه خبری رسانشر سه شب پیش و در زمان پخش زنده مناظره بین دوناد ترامپ و جو بایدن ، شبکه ایران اینترنشنال با انتشار هدفمندانه توییت ها در زیر پست های خود، و همچنین یک نظر سنجی واتساپی تلاش کرد تا نشان دهد اکثریت ایرانیان تمایل به انتخاب دوباره دونالد ترامپ دارند و تمایلی به انتخاب جو بایدن به عنوان رئیس جمهور آمریکا از خود نشان نمی دهند!
    توییت های یک سویه و آمار نظرسنجی فیک ایران اینتر نشنال در زمان پخش زنده مناظره دو نامزد دموکرات و جمهوری خواه آمریکا در نوع خود بی نظیر بود. این شبکه با انتشار این توییت ها به نفع ترامپ و نظرسنجی به ضرر بایدن به گونه ای وانمود می کرد که ایرانیان تمایل دارند ترامپ در قدرت باقی بماند!

    نظرسنجی و توییت های فیک!

    در حالیکه ایرانیان داخل کشور و حتی هموطنان ساکن آمریکا از حضور ترامپ در کاخ سفید طی سالهای گذشته ضربه های بدی خورده اند و تحریم های ظالمانه او مشکلات عدیده ای را برای مردم ایران به وجود آورده است؛ این جانبداری شبکه سعودی ایران اینترنشال، نمایشی  مزحک و ساده لوحانه بنظر می رسد. عموم مردم ایران به شدت از ترامپ و سیاست های او که فقط باعث افزایش مشکلات برای آنان شده متنفرند و حتی خارج نشینان ضد انقلاب هم که اوایل سنگ او را به سینه می زدند نیز اکنون ازوی به عنوان شیاد و بیمار روانی نام می برند.
    البته که انتخاب بایدن نیز هم خیریتی برای ایرانیان نخواهد داشت، مگر آنکه او دیدگاه آمریکایی ضدیت با نظام و مردم ایران را تغییر دهد. اما این القاء تمایل مردم ایران به حضور مجدد ترامپ توسط شبکه ایران اینترنشنال نشان دهنده ضدیت و عناد گردانندگان این شبکه با منافع مردم ایران است. چراکه انتخاب مجدد ترامپ قطعاً مساویست با فشارهای بیشتر به ایران که درنهایت باعث افزایش مشکلات برای مردم، خصوصاً قشر آسیب پذیر جامعه می شود.

    توییت هایی که درزیر میبینید نمونه ای است از دهها توییت که فقط به نفع ترامپ منتشر شده است!


    همچنین در لابلای پخش این مناظره زنده ازاین شبکه ، رأی کاربران به ترامپ همیشه در اکثریت و بالای ۸۰ درصد بوده. و آراء مردمی به جو بایدن در حد چند دهم درصد جابجا شده است. چیزی که در نظرسنجی های زنده در شبکه های دیگر مانند س ان ان کاملاً متفاوت و مغایر با این نظر سنجی بوده و مخاطبین جو بایدن را برنده نهایی آخرین مناظره می دانستند!

    تصاویری از نظرسنجی مناظره ترامپ و بایدن


    اینکه شبکه هایی نظیر ایران اینترنشنال با چه هدفی تاسیس و ازجیب چه کسانی تغذیه می شوند بر کسی پوشیده نیست. اما رسانه های حرفه ای حتی با داشتن پشتوانه حمایتی و وابسته به تفکرات خاص نیزدر چنین شرایطی تلاش می کنند خود را بی طرف نشان دهند. همین یک مورد حمایت آشکار این شبکه ازترامپ و سیاست های ضد حقوق بشری او بر علیه مردم ایران، نشان می دهد که داعیه مردمی بودن و دفاع از حقوق ملت ایران چیزی جز شعار تبلیغاتی نیست و این شبکه هم نمی تواند صدای مردم ایران باشد!
    مهدی سوری
     
     
     

  • وقتی همه می نالیم …

    وقتی همه می نالیم …

    مشکلات اقتصادی کمرشکن در پسِ تحریم ها و خروج دولت دونالد ترامپ از برجام کم بود، کرونا هم که آمد و نقاط سالم مانده اقتصاد کشور که می شد از آن به نانِ بخور و نمیر یاد کرد، هدف قرار داد. اقتصاد واکر به دست ایران کم کم ویلچر نشین شد و اکنون هم به مرز بستری در سی سی یو رسیده است. اگر ماسک اکسیژنش را هم برای لحظه ای برداریم ، الفتاحه ….

    پایگاه خبری رسا نشر-مهدی سوری :مشکلات اقتصادی کمرشکن در پسِ تحریم ها و خروج دولت دونالد ترامپ از برجام کم بود، کرونا هم که آمد و نقاط سالم مانده اقتصاد کشور که می شد از آن به نانِ بخور و نمیر یاد کرد، هدف قرار داد. اقتصاد واکر به دست ایران کم کم ویلچر نشین شد و اکنون هم به مرز بستری در سی سی یو رسیده است. اگر ماسک اکسیژنش را هم برای لحظه ای برداریم ، الفتاحه ….
    اینکه چقدر تحریم ها می توانست و توانسته برروی اقتصاد ما تاثیر مستقیم بگذارد را باید کارشناسان اقتصادی موشکافی کنند. اما اگر میدانستیم تحریم ها و حتی مشکلات ناخواسته مانند کرونا تا این حد مردم را زیر فشار قرار می دهد و اجازه دادیم اوضاع به سمتی برود که صدای شکسته شدن استخوان های قشر ضعیف جامعه به گوش برسد؛ مقصر ماییم و نه هیچ کس دیگر.  و این موضوع ارتباط مستقیم مدیریت غلط  اقتصادی دارد. در کشوری که مسئولینش دلشان نمی خواهد جایشان را به کسی بدهند! و ازاین سِمَت به سِمَتِ دیگر و از سازمانی به سازمان دیگری می روند بی آنکه فکر کنند که سابقه حضورما در این پست چقدر بر بهتر شدن کشور و اوضاع زندگی مردم تاثیر داشته است، نمی توان توقع بهتر از این را هم داشت !

    واقعاً اگر هنوز نمی دانید و فکر می کنید که کار کرده اید ، برای یک ساعت در سطح شهر قدم بزنید. در مترو و تاکسی با گلایه های مردم همراه شوید تا درک کنید که هیچ کاری نکرده اید!

    چون کاررا آن کرد که تمام کرد. گرانی و تورم روز افزون در زمینه مسکن، مایحتاج زندگی و اقلام خوراکی نشان دهنده این است که دولت و سازمان های نظارتی در کنترل قیمت ها و تامین اجناس ناتوان بوده اند. وقتی یک کالای تولید داخل در طول ۷ ماه گذشته بیش از ۴ مرتبه تغییر قیمت می دهد، عملاً خرید آن کالا برای کارگری که حقوقش فقط یکبار و درابتدای سال افزایش داشته سخت خواهد بود.
    خانواده ای که تا سال گذشته بخش عمده ی درآمدش صرف هزینه های اجاره و اقساط وام می شد، امسال همه درآمدش را بالاجباربه این موارد اختصاص داده است. ته مانده حقوقی هم که اگر بماند با این گرانی به خرید مواد غذایی نخواهد رسید. از صدقه سر اداره کنندگان دولت، سفره مردم کوچک شده بود. اما امسال به کلی خودِ سفره از زندگی مردم حذف شده است. چراکه دیگرچیزی نیست که در آن بگذارند.

    این روزها همه می نالند. البته که کار دیگری از دستشان برنمی آید. این کار را هم نکنند غمباد می گیرند!

    حتی رئیس جمهور کشور هم به نوعی ناله سر داده است. جمله معروف آدرس لعن و نفرین بزرگترین ناله ایست که نشان از نا امیدی رئیس جمهور در این شرایط برای بهتر شدن اوضاع دارد. و احتمالاً با این نیت که شاید کمی با ناله و نفرین بتوان حال مردم را بهتر کنیم. حال مردم اصلاً خوب نیست. و لعن و نفرین هم دیگر جواب نمی دهد. همانطور که تحمل و صبر چندساله جواب نداد. اکنون باید از معاونین و سخنگویان دولت پرسید: شما که مردم را به سمت صبر، استقامت و تحمل این شرایط سوق می دهید، خودتان هم در شرایط آنان زندگی می کنید و مرغ، ارزانترین ماده پروتئینی که تا سال گذشته کم و بیش در سبد همه خانواده های ایرانی یافت می شد هم به دلیل گرانی از سفره های شما هم حذف شده است یا خیر؟؟

  • طلاق | پایان تلخ داستان زندگی

    طلاق | پایان تلخ داستان زندگی

    صدای تق تق پاشنه های کفشش آزارم می داد. مدام از این طرف اتاق به اون طرف می رفت. و زیر لب غر می زد. کلافم کرده بود . گفتم چیکار می کنی؟ چی میخوای بگو من بت بگم کجاست. صداش انگار از توی آشپرخونه می اومد. خنده کنان گفت تو؟ تو میخوای بگی چی کجاست؟ گفتم درسته چشمام جایی رو نمی بینه. اما چیزی نیست که ندونم جاش کجاست. نیش خندی زدم و گفتم مثلاً زن این خونه تو بودی. اما من بیشتر از تو اینجا بودم. هیچوقت نفهمیدی جای وسایل کجاست. نبایدم می فهمیدی.اصلاً مگر خونه هم بودی؟ همینطور داشتم گلایه می کردم که احساس کردم روبروم ایستاده و بهم خیره شده. گفت باشه بابا آدم خوبه این زندگی تو بودی. دیگه نمیخواد اعصابت رو خورد کنی. می بینی که . دارم وسایلم رو جمع می کنم و برای همیشه از این خونه می رم. نفس راحت بکش. بشین و از زندگیت بدون من لذت ببر..

    خیلی دلم میخواست چشمام می دیدن. می تونستم ببینمش. ببینم خوشحاله یا ناراحت. از صداش نمی شد بفهمی چه حالی داره. ولی معلوم بود کلافه است. چرا باید ناراحت باشه. مسلماً خوشحاله. از دست من و غر زدنای من خلاص میشه. بقول خودش زندگی با من مثل جهنمه براش. باشه. بره. بره تو بهشت زندگی کنه با اون معشوقه عوضیش! حتماً الان پایین منتظر وایساده خانم با وسایلش بره و با هم برن سر خونه زندگی جدیدشون. برای همینم اصرار داشت موقعی که میاد وسایلش رو ببره من خونه نباشم. کلافگی الانشم برای همینه که طرف نتونسته بیاد بالا کمکش کنه . خیلی ساده بودم من. خیلی اشتباه کردم. همه گفتن این دختربه درد زندگی نمی خوره. نگذاشت کارای طلاق تموم بشه بعد اون ذات کثیفش رو نشون بده. برداشته پسره ی بی ناموس رو با خودش اورده بود دادگاه! عجب آدمایی پیدا می شن. ناموس دزد عوضی. اگر چشمام می دید و قیافه لجنت رو دیده بودم. هرجا به پستم می خوردی خفت می کردم. شانس آوردین که کور شدم. وگرنه عشق کثیفتون رو به خون می کشیدم…

    نیم ساعتی در حال جمع کردن بود و انگار کارش تموم شده بود. اومد جلوم نشست و گفت حبیب، من خیلی تلاش کردم که کار به اینجا نرسه. ولی انگار قسمت اینه. خودتم می دونی که خیلی تلاش کردیم و نشد. مشاوره، توصیه و صبر هم جواب نداد.اما با این حال من آخرین روز تو دادگاه هم بهت گفتم برام مهم نیست که نظرت چیه در مورد من. چی فکر می کنی. اگر تو بخوای می مونم. تحت هر شرایطی و با نظرت می مونم. می مونم تا زندگیمون خراب نشه. اما تو اصرار به جدایی داری انگار. الانم دارم وسایلام و می برم. بازم بهت می گم . باشه. من و نمیخوای. ازم خسته شدی. قبول. حداقل بگذار تا وقتی عمل چشمات و انجام میدی و بیناییت بر میگرده کنارت باشم. فرض کن پرستارم. نه. اصلاً دوستتم.

    خندیدم و گفتم سارا بخوای نخوای زنی. همه زنها موقع طلاق احساساتی میشن . اما بعدش زود فراموش می کنن. ما با هم این تصمبم رو گرفتیم. البته که اولش تو اصرار کردی. ولی بعدش نمی دونم چرا پشیمون شدی. ولی بهتره بری. من نه به کمک تو و نه به دلسوزی هیچکسی احتیاج ندارم. میخوام تنها باشم. الانشم تنهام. دنیای من سیاه و پر از سکوته. بودن و نبودن تو هم فرقی نمی کنه. همونطور که قرار گذاشتیم خونه تهرانپارس به نامت زده شده. مهریه ات رو هم که بخشیدی. اما من کاری به دادگاه و اینا ندارم. هرچی حقت از زندگی با منه رو بهت می دم که بعدا نگی حقم خورده شد. انگار عصبانی شد. گفت کی مهریه خواست. من چی میگم. این چی میگه. حقته تنها بمونی. بلند شد و رفت. گفتم آره برو. نمایش تموم شد. عشقت پایین منتظرته. ی آدم کور بدون تعادل به چه درد می خوره؟ برو …

    [better-ads type=”banner” banner=”224411″ campaign=”none” count=”2″ columns=”1″ orderby=”rand” order=”ASC” align=”right” show-caption=”1″ lazy-load=”enable”][/better-ads]

    رفت. اما انگار طاقت نیاورد و برگشت که جوابم و بده. صداش می لرزید. بغض گلوش رو گرفته بود. گفت آره . پایین منتظرمه. چیه؟ به تو چه؟ بدبخت بمون تو تنهایی خودت. داشت می رفت. اما برگشت و گفت هیچوقت نفهمیدی کی خوبت رو میخواد و کی بدت رو. بیچاره حرف رفیقت رو گوش کردی که اینطوری کور شدی و خونه نشین. تو که ندیدی کی به کیه. اما اونی که برات تعریف کردن نه دوست پسر منه، نه عشق منه و نه هیچ مزخرف دیگه ای. اون آدمی که اون پایین وایساده شوهر سمیراست. با اصرار سمیرا تو دادگاهها می اومدن که تنها نباشم.  و انقدر مرد هست . انقدر عاشق زن و زندگیش هست که صد تا مثل من براش مهم نیستن. این رو هم بهت گفتم تا برای خودت قصه چینی نکنی و بری تو فکر و خیال. دکترت گفت که تا قبل از عمل نباید استرس وناراحتی داشته باشی. بیخیال. حبیب فکر می کردم لحظه ی آخر این زندگی ی جور دیگه تموم میشه. فکر می کردم با خوبی و خوشی… اما باز تو دل من و شکوندی. با چشم گریون از خونت رفتم. این و یادت باشه حبیب. و رفت. جدی جدی این بار برای همیشه رفت.

    اون رفت. روز طلاق هم تو محضر اومد . اما حتی یک کلمه هم با من حرف نزد. یک ماه بعد رفتم برای عمل جراحی. بینایی چشمام بر نگشت و دکترها هم قطع امید کردند. بعد از دوسال نابینایی دیگه بهش عادت کرده بودم. حسرت دیدن خیلی چیرها رو داشتم. اما سعی می کردم عادت کنم به این زندگی. تنهاتر از گذشته شده بودم. ارتباطم با آدمها در حد خریدهای روزانه و پرسیدن قیمت کالا و یا سوال از عابرین پیاده که آقا اینجا پل هست؟ خانم این خیابون داروخانه داره و … بود. تنها مونسم عصای سفیدم بود. اون هم بعضی وقتها راهنمای خوبی نبود و زمینم می زد. همیشه روی زانوهام جای زخم بود. الان که ۵ سال از جدایی از سارا میگذره، جای خالیش رو حس می کنم. روزای اول نابیناییم با اینکه به زمین و زمان بد و بیراه می گفتم و تحمل هیچکس و نداشتم اما مثل یک پرستار ازم مراقبت می کرد. دستاش رو کم دارم. اون که بود هرجا که میخواستم می رفتم. بدون اینکه بترسم. ترس از سقوط …

    کاش میشد برگردی سارا!. کاش اونروز لال می شدم و نمی گفتم برو. کاش جلوی رفتنت رو می گرفتم. می گفتم نه بمون. نرو . بهت احتیاج دارم. احتیاج نه. اصلاً دوستت دارم. بدون تو نمی تونم. کاش! کاش سارا نمی رفتی. ای کاش … اما اون برای همیشه رفته. مسعود، شوهر سمیرا هر چند وقت یکبار میاد بهم سر میزنه. یکبار که داشتم درد و دل می کردم و ازش کمک خواستم که ی کاری کنه سارا رو پیدا کنم گفت آقا حبیب می دونم سخته. اما این و باید قبول کنی. سارا رفته. یکسال اول خیلی منتظر بود که باهاش تماس بگیری و ازش بخوای برگرده . اما آخرش اون هم خسته شد و رفت. الان دو ساله از ایران رفته. با پسرعموش تو آمستردام زندگی می کنه و چند ماه دیگه فرزندشون به دنیا میاد. آقا حبیب قصه تو و سارا خیلی وقته تموم شده. و چه بد که با تخلی و جدایی تموم شد …

    پایان

    مهدی سوری

  • حسادت یا منفعت شخصی در مخالفت با کارگردانی محمد امین کریم پور؟!

    حسادت یا منفعت شخصی در مخالفت با کارگردانی محمد امین کریم پور؟!

    کریم پور با هر مدرک، پیشینه و تجربه ای اکنون می خواهد فیلم بسازد. بهتر است صبر کنید تا فیلمش را بسازد! و مردم آن را ببینند و آن وقت درباره او و کارگردانی اش نظر بدهید.
    پایگاه خبری رسا نشر – مهدی سوری : چقدر برایتان سخت است که یک نفر دیگر به بدنه سینمای ایران اضافه شود؟ شاخ کدام غول را شکسته اید که توقع دارید تعداد کارگردانان سینمای ایران محدود بماند و کسی به این لیست اضافه نشود؟ مگر غیر از تعداد معدود کارگردانان بزرگ و نامی که همانها هم بر اثر تجربه و کسب مهارت توانسته اند آثار پر بیننده و ماندگار را در سینمای ایران خلق کنند، مابقی این لیست بلند بالا چه گلی بر سر سینما زده اند؟
    محمد امین کریم پور هواداری یادتون برگشتن دوستان بالاخره لایک ... موضوع محمد امین کریم پور، سلبریتی بودن و شاخ مجازی بودنش نیست. محمد امین یک نام است و یک فرد ایرانی که می تواند مانند همه علاقمندان به سینما درخواست بدهد و مجوز فیلمسازی بگیرد. ضمن اینکه همین نام با صفحه پر بیننده اش به قدری رضایت مردم را کسب کرده است و عدد زمانیکه مردم را سرگرم کرده خیلی بزرگتر از خروجی های برخی از کارگردانان است که حتی فیلمهای گیشه ای شان هم نفروخته! سلبریتی هایی مانند امین کریم پور، علی صبوری و جواد خواجوی خیلی وقت است جور کم کاری و بی توجهی امثال صدا و سیماها و مراکز فرهنگی کشور را می کشند.
    کریم پور با هر مدرک، پیشینه و تجربه ای اکنون می خواهد فیلم بسازد. بهتر است صبر کنید تا فیلمش را بسازد! و مردم آن را ببینند و آن وقت درباره او و کارگردانی اش نظر بدهید. مگر روزی که سعید روستایی اولین فیملش را می ساخت کسی فکر می کرد که تا این حد با استعداد، مخاطب شناس و موفق باشد؟ به عقیده من اینگونه اعتراضات فقط از دهان مافیای سینما و کسانی بیرون می آید که منفعتشان به خطر افتاده است. چراکه امثال کریم پور ها از طریق کانال آنها و بدون پرداخت شیتیل و بصورت مستقل وارد سینما شده اند. قشر بدبین دیگری هم هستند که با حسد ورزی تاب حضور چهره های جوان و حرفه ای را ندارند و از همان اول تلاش می کنند زیر پای تازه کاران را خالی کنند. اتفاقی نمی افتد اگر اجازه بدهیم محمد امین کریم پور فیلمش را بسازد.از کجا می دانید؟ شاید اثر خوبی از آب درآمد. خوب نیست این رفتارها. حسادت نکنید!

  • #هشتگ_باز ضرورت #آموزش_نمایندگی_مجلس

    #هشتگ_باز ضرورت #آموزش_نمایندگی_مجلس

    ضرورت #آموزش_نمایندگی
    با ابنکه حدود ۲ ماه از افتتاح مجلس یازدهم می گذره اما رفتارهای تامل برانگیز و حرفهای زده شده توسط برخی نمایندگان ، از میانگین یک ساله دوره های قبلی بیشتره. از تلاوت قرآن صبحگاهی در مجلس گرفته تا توهین و دشنام به وزیر امور خارجه و … . حالا هم که تمام ارکان نظام در تلاشِ تا شایعه واگذاری جزایر جنوبی ایران به چینی ها را تکذیب کنه و وجود چنین مساله ای رو در قرارداد با چینی ها رد کنه، آقای نماینده خیلی علنی گفته بله چنین چیزی وجود داشت. هشیاری مردم انقلابی و ما در مجلس جلوگیری کرد از این جریان! همین گفتگو باعث شد تا این مساله بر سر زبون شبکه های معاند و فضای مجازی بیفته که دیدین ما راست می گفتیم. اینم شاهدش!
    گزارش تصویری ۳: نمایندگان مجلس یازدهم در قاب دوربین | خبرگزاری بین ...
    البته با تکذیب وزرات امور خارجه و احتمالاً برخورد مجلسی ها با آقای نماینده، ایشون کلاً حرفش رو پس گرفت و تکذیب در تکذیب کرد و گفت اصلاً اسمی از جزیره بر زبون نیاورده. باشه. قبول.
    با این وضع موجود به نظرم بعد از هر انتخابات مجلس تا زمان شروع دور جدید مجلس، نمایندگان محترم رو به حال خودشون نباید رها کرد. با یک برنامه ریزی براشون کلاس های آمادگی نمایندگی گذاشته بشه تا وقتی پا به مجلس می گذارند درست رفتار کرده و از همون اول کارشون رو حرفه ای جلو ببرند. یک نماینده باید وظایفش رو نه فقط بر اساس قانون بلکه در چهارچوب اخلاق، مصلحت اندیشی و منافع ملی بشناسه و براش ترسیم بشه. برای این موضوع هم می تونند از نمایندگان قبلی و با تجربه استفاده کنند. صد البته به غیر از آقای قاضی زاده. ایشون اگر مربی نماینده ها بشن احتمالا بعد از خوردن گلابی و خربزه در صحن مجلس،  کار را به پاک کردن سبزی در پشت میز هیئت رئیسه می کشونن. دیگه خودتون می دونین …
    مهدی سوری

  • خواب خوش محسن رضایی برای اقتدار ریال در منطقه

    خواب خوش محسن رضایی برای اقتدار ریال در منطقه

    درست در شرایطی که کشور در بدترین بحران های اقتصادی و به ویژه بیماری کرونا قرار دارد. محسن رضایی و همفکرانشان دست از سیاسی بازی و شعار بر نمی دارند.

    پایگاه خبری رسا نشر- مهدی سوری: گاهی اوقات چیزهایی را می شنویم که بیشتر شبیه یک شوخی است. و در برخی شرایط شوخی خوبی نیست. و به حکم نمکی است که بر روی زخم می پاشند. نمونه اش جمله اخیر محسن رضایی که گفته است بزودی ریال قدرتمند ترین واحد پول در منطقه می شود! بنظر می رسد باز هم ایشان سودای انتخابات ریاست جمهوری بر سر دارند که با تشبیه دولت به هوادار آمریکا و مدیریت محفلی دولت غیر محفلی خودشان را وعده می دهند.  به این جمله دقت کنید:

    مردم مطمئن باشند با کنار زدن هواداران آمریکا و مدیریت محفلی و وارداتی در اقتصاد، پول ملی ما قوی‌ترین پول منطقه خواهد شد.

    درست در شرایطی که کشور در بدترین بحران های اقتصادی و به ویژه بیماری کرونا قرار دارد. محسن رضایی و همفکرانشان دست از سیاسی بازی و شعار بر نمی دارند. پشتوانه این حرف چه چیزی می تواند باشد جز تعهد به تفکرات سیاسی و شعار . محسن خان رضایی جوری صحبت می کند که انگار کشور دست یک پیمانکار بوده و حالا اگر برود تحول شگرفی حاصل می شود. اینگونه نیست. ۴ دهه است که مدیریت به همین شکل بوده و دولت فعلی هم از عوامل و نیروهای دولت های قبل هستند. کار اقتصادی ، برنامه، مدیریت و کاردان اقتصادی می خواهد. و این اتفاق نخواهد افتاد مگر اینکه مدیران جوان و خبره، خارج از دایره شما، بستگان و هم حزبی هایتان وارد کار شوند. امروز با همین شعار قشنگ شما مرغ ۲۰ هزار تومان، تخم مرغ ۱۲۰۰ تومان، سکه بالای هشت میلیون و دلار بالای ۱۸ هزار تومان است. بنظرم خواب های قشنگتان را برای ما تعریف نکنید. مردم از شما و دیگر مسئولان کار خواستند و  عمل. شعار دادن را همه بلدند. سعادت مردم را از این دولت به دولت دیگری وعده ندهید که مطمئنند دیگر  از سیستم اقتصادی و تفکری معیوب همفکران شما و هم حزبی هایتان کاری بر نمی آید! والسلام