برچسب: سینما

  • همراه با پرکارترین بازیگر جشنواره فیلم فجر/ دورخیزِ بلند و پر هیجان جواد عزتی برای دریافت سیمرغ

    همراه با پرکارترین بازیگر جشنواره فیلم فجر/ دورخیزِ بلند و پر هیجان جواد عزتی برای دریافت سیمرغ

    در این گزارش به بررسی نقش آفرینی‌ جواد عزتی در پنج فیلم حاضر در جشنواره فیلم فجر می‌پردازیم.

    به گزارش رسا نشر – جواد عزتی با بازی در پنج فیلم سینمایی حاضر در سی و هشتمین دوره جشنواره فیلم فجر، پرکارترین بازیگر این دوره است. نکته قابل توجه این است که عزتی در هر پنج فیلم نقش اصلی را ایفا می‌کند. به این ترتیب از همین حالا باید او را یکی از شانس‌های اصلی دریافت سیمرغ بدانیم. اتفاقی که در سه دوره حضور متوالی برای او در جشنواره فیلم فجر رخ نداده است. این فارغ التحصیل رشته تئاتر حالا فرصت دارد، نتیجه سال‌ها اندوخته ذهنی و تجربه بازیگری در نقش‌های متعدد را به ثمر بنشاند.

    در این گزارش به نقش آفرینی‌های این بازیگر در پنج فیلم حاضر در جشنواره و ویژگی‌های آن می‌پردازیم. عزتی امسال ۵ فیلم آتابای، خورشید، دوزیست، شنای پروانه و مغز استخوان را در بخش رقابتی جشنواره فجر دارد.


    «آتابای»؛ بازی با زبان ترکی

    در فیلم آتابای که به نویسندگی هادی حجازی فر و کارگردانی نیکی کریمی ساخته شده است، جواد عزتی نقش یک آذری زبان را بازی می‌کند. باید منتظر یک نقش آفرینی متفاوت از عزتی در این اثر سینمایی باشیم. چراکه علاوه بر لهجه و گویش متفاوت، گریم و در کل کاراکتر عزتی در این فیلم متفاوت است. هادی حجازی فر، سحر دولتشاهی، دانیال نوروش، مه لقا مینوش زاد و یوسف دریادل از دیگر بازیگران حاضر در این اثر هستند.

    سودای درخشش با «خورشید» مجید مجیدی

    در جدیدترین اثر مجید مجیدی عزتی با بازیگران خردسال همبازی می‌شود. او در این فیلم، سناریویی از نیما جاویدی را اجرا می‌کند که روایتگر زندگی کودکان کار است. طبیعتاً همبازی شدن با چند هنرپیشه خردسال و قرار گرفتن این بازیگر در میان چالش‌های جدید از زندگی کودکان، می‌تواند عیار هنرمندی عزتی در بازیگری را نشان دهد. ممکن است بازی در «خورشید» متفاوت‌ترین نقش آفرینی عزتی تا امروز باشد.

    «شنای پروانه» و «مغزِ استخوان»؛ فرصت بازی در دو فیلم اجتماعی

    جواد عزتی در جدیدترین اثر محمد کارت، بازی در یک فیلم اجتماعی را مجدد تجربه می‌کند. شاید بر خلاف دو اثر قبلی، عزتی در فیلمِ «شنای پروانه» تجربه‌های زیادی داشته که می‌تواند به نقش آفرینی او کمک کند. همبازی اصلی عزتی در این فیلم طناز طباطبایی است. در «مغزِ استخوان» عزتی با کارگردانی کار می‌کند که دومین فیلمش را می‌سازد. این اثر هم مضمون اجتماعی دارد.

    «دوزیست»؛ همان همیشگی

    اطلاعات چندانی از فیلم «دوزیست» در دست نیست؛ اما به نظر می‌رسد عزتی در این فیلم نقشی را ایفا کند که چارچوب‌های آن را قبلاً تجربه کرده است؛ چراکه این فیلم یک ملودرام اجتماعی است.

  • برگزاری مراسم تشییع پیکر «شهلا ریاحی» با حضور هنرمندان

    برگزاری مراسم تشییع پیکر «شهلا ریاحی» با حضور هنرمندان

    مراسم تشییع پیکر «شهلا ریاحی» به سمت خانه ابدی با حضور جمعی از اهالی هنر در تالار وحدت برگزار شد.
    به گزارش فارس، مراسم تشییع پیکر «شهلا ریاحی» بازیگر پیشکسوت سینما، تئاتر و تلویزیون در محوطه تالار وحدت برگزار شد.
    بنا بر این گزارش، در این مراسم هنرمندان بسیاری از سینما، تئاتر و تلویزیون حضور داشتند.
    به گزارش فارس، «شهلا ریاحی» بازیگر پیشکسوت سینما، تئاتر و تلویزیون صبح چهارشنبه -۱۱ دی ماه-در ۹۳ سالگی جان به جان آفرین تسلیم کرد.
    بنا بر این گزارش، زنده یاد ریاحی سالها به دلیل کهولت سن و بیماری از بازیگری فاصله گرفته بود. وی متولد ۱۷ بهمن سال ۱۳۰۵ و همسر اسماعیل ریاحی کارگردان و فیلمنامه نویس مطرح کشورمان بود که با تشویق‌های همسرش وارد دنیای هنر شد و با تئاتر کار هنری اش را آغاز کرد و با ساخت مرجان عنوان اولین کارگردان زن سینمای ایران را از آن خود کرد.
    اولین فیلم سینمایی شهلا ریاحی مربوط به سال ۱۳۳۰ است و بازی در فیلم نهنگ عنبر ۲ در سال ۹۵ آخرین تجربه سینمایی این بازیگر پیشکسوت است.
    شهلا ریاحی آخرین بار در سال ۸۱ به ایفای نقش در سریال مهمان پذیر طوبی پرداخت و سال‌ها از دنیای هنر به دور بود.
    شهلا ریاحی ۷۰ سال محرم همه خانه‌هایمان بود
    مراسم تشییع پیکر شهلا ریاحی بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون به سوی خانه ابدی‌اش برگزار شد و هنرمندان حاضر در این مراسم از نقش این بازیگر، در هموار کردن راه حضور زنان در عرصه بازیگری و هنر گفتند.
    به گزارش ایلنا، مراسم تشییع شهلا ریاحی با حضور منوچهر شاهسواری، فاطمه معتمدآریا، شهرام کرمی، حبیب اسماعیلی، محسن امیر یوسفی، ایرج راد، پوری بنایی و برخی دیگر از چهره‌های فرهنگی و هنری در تالار وحدت برگزار شد.
    فاطمه معتمدآریا در این مراسم با بیان اینکه امروز با یکی از بنیان‌گذاران سینمای خود خداحافظی می‌کنیم و می‌دانیم خاطره‌هایی که برایمان ساخته همچنان باقی خواهد ماند، اظهار داشت: تشکر می‌کنم از همکاران قدیمی خانم شهلا ریاحی که بازیگری با آنها شکل گرفته و از پوری بنایی که از همکاران ایشان است، می‌خواهم در این جمع صحبت کنند.
    پوری بنایی در این مراسم با بیان اینکه «خیلی کوچک بودم که از طریق خانواده با ایشان آشنایی داشتیم و بعدها افتخار همکاری با ایشان نصیبم شد» گفت: ایشان بسیار بزرگ و هنرمند بودند و مطمئنم اکنون در حال تماشای ما هستند. از همگی برای حضور در این جمع سپاسگزارم.
    کامران قدکچیان نیز بیان کرد: این بانوی عزیز، ۷۰ سال محرم همه خانه‌های ما بود و عضو خانواده ما شده بود. آدم‌ها یک جور به دنیا می‌آیند اما یک جور از دنیا نمی‌روند. توشه این دنیای شما رزومه برای آخرت است و بر این اساس باید گفت که ایشان زنده است.
    وی ادامه داد: ایشان علاوه بر اینکه اولین کارگردان زن سینمای ایران بودند؛ اولین نفری بودند که روی سن تئاتر رفتند و در بسیاری از موارد دیگر نیز اولین بودند.
    محمد متوسلانی نیز در ادامه این مراسم گفت: متاسفم که برای بانوی بزرگی چون شهلا ریاحی مراسمی این چنین مختصر در نظر گرفته شده است. انتظار بود برای کسی که در بسیاری از موارد اولین بود و الگوی اخلاق به شمار می‌آمد بیشتر مورد توجه قرار می‌گرفت. امیدوارم روزی این خط‌کشی‌ها از بین برود و با هم مهربان‌تر باشیم.
    وی ادامه داد: باید تحقیق بیشتری در زندگی ایشان شود و ایشان را به عنوان الگو برای افرادی که می‌خواهند به این عرصه وارد شوند معرفی کنیم.
    ایرج راد نیز در این مراسم اظهار داشت: افراد با دل و جان به این مراسم آمدند. عاشق بودند و به مراسم عزیزی آمدند که در تاریخ عرصه هنرهای نمایشی نامش جاودانه خواهد بود. جوانان این عرصه باید از خانم شهلا ریاحی سپاسگزار باشند که در بدترین شرایط، راه را هموار کردند و آن را ادامه دادند تا به امروز برسیم.
    وی ادامه داد: ایشان با کارهای ارزشمندی که انجام دادند در تاریخ هنرهای نمایشی زنده خواهند ماند. امیدوارم همه هنرمندانی که در این عرصه زحمت کشیدند عمر طولانی داشته باشند و سایه آنها بالای سر ما باشد.
    حمید قدکچیان نیز در این مراسم بیان کرد: خانم ریاحی جمله قشنگی داشتند و می‌گفتند مردم با صدای ما می‌خوابیدند و بیدار می‌شدند چراکه قبل از تلویزیون رادیو بود و خانم ریاحی در آن فعالیت می‌کردند.
    عروس مرحوم ریاحی نیز در این مراسم گفت: همه خانم ریاحی را با چشمان زیبایش می‌شناسند ولی روح ایشان بسیار والاتر و زیباتر بود. ایشان گوهری بی‌بدیل بودند. او معلم بزرگی بود و اثر آن باقی خواهد ماند.
    منوچهر ریاحی پسر شهلا ریاحی نیز در این مراسم گفت: اینکه توانستم تا رده دکترا تدریس کنم تنها به خاطر حمایت مادرم بود. می‌خواستم از برخی مدیران گلایه کنم ولی سعی کردم اخلاق ایشان را پی بگیرم و از کسی گلایه نکنم. چراکه ایشان با همه افراد خوب برخورد می‌کرد و هیچوقت گلایه نمی‌کرد.
    وی ادامه داد: به من از طرف سلبریتی‌هایی خارج‌نشین ناسزاهایی داده شده که چرا ایشان را به خانه سالمندان بردم ولی به واقع اگر می‌دانستم تا این اندازه خوب به مادرم رسیدگی می‌کنند، ۵ سال زودتر این کار را می‌کردم. چراکه تا قبل از آن ۵۳ پرستار عوض کردیم که هیچ کدام به خوبی از ایشان مراقبت نمی‌کردند. در پایان گلایه می‌کنم از صدا و سیمایی که مادر این همه برای آنها زحمت کشید ولی هیچ سراغی از آن نگرفتند.
    منوچهر شاهسواری نیز در این مراسم گفت: آنچه که شاید مغفول ماند، سپاس از منوچهر ریاحی است که من می‌دانم برای مادرش چه زحماتی کشید. امروز نه آغاز جهان و نه انجام جهان است. خانم ریاحی که زحمات زیادی برای هنر این مملکت کشیدند و آغازگر راهی بودند که اکنون خانم‌ها در عرصه هنر با آسایش بیشتری می‌توانند فعالیت کنند. برهمین اساس و به دلایل بسیار دیگر باید برای ایشان احترام بسیاری قائل بود.
  • «حوا، مریم، عایشه»/ زن، سینما، کابل

    «حوا، مریم، عایشه»/ زن، سینما، کابل

    در سرزمینی می‌خواستیم فیلم بسازیم که ۵ سال طالبان دیدن تلویزیون را هم حرام کرده بود چه برسد به فیلم ساختن، حتی در زمانی بادبادک هوا کردن بچه‌ها هم حرام شده بود.
    عصر ایران ؛ کاوه معین‌فر – سه‌شنبه شب (۱۹ آذر) افتتاحیه شروع اکران فیلم «حوا، مریم، عایشه» در خانه هنرمندان بود. فیلم ساخته صحرا کریمی و به تهیه‌کنندگی کتایون شهابی محصول مشترک ایران و افغانستان است که امسال در جشنواره معتبر “ونیز” حضور داشت.
    فیلم نگاهی انتقادی به مشکلات زندگی زنان در یک جامعه مرد سالار دارد. در ابتدا ذکر کنم این نوشتار در مقوله نقدنویسی فیلم نیست بلکه بیشتر دستمریزادی است به سازندگان فیلم از جانب کسی که به بهانه سینما چند صباحی را در آن کشور زیسته است.
    سال ۱۳۸۱ در طی ساخت ۲ فیلم سینمایی و چند فیلم کوتاه، چند ماهی در شهر کابل بودم، اولین کسانی بودیم که بعد از سقوط طالبان به کابل رفتیم و فیلم سینمایی ساختیم.
    هنوز ترس و رعب ۵ سال حکومت طالبان را در ته چشمان مردم می‌دیدم اما با این وجود ما می‌خواستیم فیلم بسازیم و سختترین کار این بود که برای فیلم بازیگر پیداکنیم علی الخصوص بازیگر زن.
    در سرزمینی می‌خواستیم فیلم بسازیم که ۵ سال طالبان دیدن تلویزیون را هم حرام کرده بود چه برسد به فیلم ساختن، سینما، بازیگری و … شاید باورتان نشود ولی حتی در زمانی بادبادک هوا کردن بچه‌ها هم حرام شده بود یا به زبان مردم افغانستان «گودی پران بازی» هم ممنوع بود.

    در سینما قانونی نانوشته وجود دارد که : «هیچ محالی در سینما محال نیست» با هر سختی و مشقتی بود عاقبت یک کاندید برای بازیگر نقش اول زن از میان مردم عادی پیدا کردیم که هیچ تجربه‌ای هم در زمینه بازیگری نداشت: خانمی جوان حدودا ۲۰ ساله که قرار است در فیلم ما نقش دختری را بازی کند که رویای رئیس جمهور شدن در سر دارد.
    با راهنمایی‌های کارگردان و تست‌های مختلف به این نتیجه رسیدیم که او می‌تواند از عهده بازی در چنین نقشی برآید و خودش هم راغب بود. قرارداد بستیم و همه اتفاقات خوب بود تا ۲ روز بعد به ناگاه گفت من نمی‌توانم در فیلم باشم و منصرف شده‌ام.
    برای ما که با هزاران بدبختی این خانم را پیدا کرده بودیم و قرار بود کل گروه فنی (فیلمبردار، صدابردار، صحنه و …) تا یک هفته دیگر از تهران با تجهیزات سینمایی برسد، چنین خبری در حد شلیک به گیجگاه بود. به ویژه برای من به عنوان دستیار کارگردان، چون می‌دانستم که پیدا کردن یک شخص دیگر شاید بسیار بیشتر از یک هفته طول بکشد و این یعنی به هم خوردن تمام برنامه‌ریزی ما و … حتی شاید تعطیل شدن ساخت فیلم.
    همراه با کارگردان و چند نفر دیگر به خانه خانم بازیگر رفتیم و دلیل انصرافش را پرسیدیم بعد از کمی حاشیه رفتن عاقبت حرف دلش‌ را زد و گفت می‌ترسم، می‌ترسم که طالبان یا کسی از طرفداران آنها یا حتی یک آدم متعصب مرا بکشد.
    حرف او ما را هم ترساند اما نگاه ما به اوضاع افغانستان فرق داشت (سوتفاهم نشود من نگاه ناآگاه خارج از گود داشتیم)، بعد از ساعت‌ها حرف، بحث، خواهش و تمنا با خودش، مادرش، پدرش، برادرش و … عاقبت راضی شد و در فیلم ما بازی کرد و خدا را شکر تا به امروز کسی او را نکشته و حتی بعد از آن تجربه تا همین حالا هم در همین دنیای فیلم و تلویزیون به کار ادامه داده است.
    نگرانی که در تمام زمان فیلمبرداری (حدود ۲ ماه) مانند خوره به مغز و جانم افتاده بود این بود که نکند خانم بازیگر نقش اصلی دوباره نیاید، نکند کسی او را تهدید کند و او از کابل فرار کند، نکند که خدای ناکرده یک جاهل به او آسیبی برساند.
    کتایون شهابی (تهیه کننده)
    هر روز صبح که به سر صحنه فیلمبرداری می‌آمد خدا را شکر می‌کردم که امروز هم سر صحنه است، وقتی که در پایان روز سوار بر ماشین سرویسش می‌رفت، تا فردا صبح درون من غوغایی بپا بود از هزاران دلهره، ترس و تشویش. چون اسپند روی آتش بودم.
    در فیلم دوم هم نقش اصلی را باید دختربچه‌ای حدود ۱۰ یا ۱۱ سال بازی می‌کرد، برای او هم باز همان مراحل را طی کردیم و من همچنان مضطرب، نگران و به قول مردم افغان «وَرخطا» بودم.
    فیلم دوم هم تمام شد و شکر خدا برای دختربچه فیلم هم هیچ مشکلی پیش نیامد و به بازیگری ادامه داد، معروف شد، ازدواج کرد و الان در فرانسه زندگی خوب و آرامی دارد.
    همه اینها را مرور کردم تا برسم به این موضوع که بعد از دیدن فیلم «حوا، مریم، عایشه» مدام یاد آن روزهای کابل هستم، در فیلم صحرا کریمی ۳ بازیگر زن نقش اصلی و چند زن در نقش‌های فرعی حضور دارند و همگی بسیار خوب از ایفای نقش خود برآمده‌اند.
    ۲ زن سینماگر (صحرا کریمی و کتایون شهابی) فیلمی قابل توجه ساخته‌اند که به سادگی موقعیت زنان در یک جامعه مردسالار را به تصویر می‌کشد و البته قابل ذکر است فراتر از مرزهای افغانستان هم شامل این وضعیت می‌شوند و این جای تبریک دارد.
    کارگردان فیلم خانمی افغانستانی است که درس سینما خوانده و از دانشگاه هنر و فیلم جمهوری اسلواکی مدرک دکترای کارگردانی فیلم داستانی گرفته است.
    گذشته از این صحرا کریمی اکنون ریاست “افغان فیلم” را هم برعهده دارد، یعنی ریاست سینمای افغانستان را دارد، “افغان فیلم” بالاترین نهاد متولی سینما در کشور افغانستان است (معادل سازمان سینمایی خودمان).
    صحرا کریمی (فیلمساز)
    با خودم فکر کردم آن روزها که در کابل بودم و اتفاقا به “افغان فیلم” هم زیاد می‌رفتم هیچ‌گاه فکر نمی‌کردم رئیس اینجا یک خانم شود! شاید ایراد از قدرت تصور مغر من است ولی واقعیت را گفتم. انصافا مردم افغانستان گامی بلند و رو به روشنایی برداشته‌اند.
    حال بعد از دیدن فیلم «حوا، مریم، عایشه» و مرور خاطرات یک نوع احساس شعف و خوشحالی برای افغانستان و مردم آن دارم که به چنین روزی رسیده‌‌اند، شاید هنوز مشکلاتی باشد ولی این روزها هم می‌گذرد مهم آن است که قدم در راه داشته باشی.
    این خوشحالی حسی در من زنده کرد که دوست دارم دوباره به کابل بروم و در خیابان‌ها و محله‌های کابل بچرخم، در:
    تایمنی، مندیی، کوچه کاه‌فروشی، کارته سخی، چنداول، وزیر اکبرخان، شهرنو، کوچه مرغ‌ها، دارالامان و …
    “احمد ظاهر” هم بخواند: «خدا بود یارت، سخی نگهدارت، سخی نگهدارت …»
     
    پی نوشت: فیلم اول “پنج عصر” ساخته سمیرا مخملباف و فیلم دوم “اسامه” ساخته صدیق برمک است.
  • «تبهکاران» مسعود جعفری‌جوزانی پروانه ساخت گرفت

    «تبهکاران» مسعود جعفری‌جوزانی پروانه ساخت گرفت

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، فیلمنامه‌های «الماس» به تهیه‌کنندگی رحمان سیفی‌آزاد و کارگردانی و نویسندگی حجت قاسم‌زاده، «هزار دست» به تهیه‌کنندگی آزاده مدنی، کارگردانی سیدعلی مدنی و نویسندگی یونس لطفی، «اویی که می‌شناسمش» به تهیه‌کنندگی، کارگردانی و نویسندگی رهبر قنبری و «بهشت تبهکاران» به تهیه‌کنندگی مشترک فتح الله جعفری جوزانی و علی قائم مقامی، کارگردانی و نویسندگی مسعود جعفری جوزانی موافقت شورای ساخت سازمان سینمایی را اخذ کردند.
  • واکنش علی دهکردی به استفاده از نابازیگرهای سفارشی‌ در سینما

    علی دهکردی این روزها رئیس انجمن بازیگران سینما است و بسیاری از پیشکسوتان از او انتظار دارند جلوی سفارشی‌کاری و رفتارهای غیرهنری برخی از تهیه‌کنندگان را بگیرد
    دهکردی در پاسخ به این سؤال که چرا پیشکسوتان و قدیمی‌های تلویزیون و سینما آنقدر بیکارند و مشکل مالی و حتی درمانی و پزشکی دارند گفت: «من خودم هم به عنوان بازیگر و رئیس انجمن بازیگران سینما از این شرایط و فضایی که برای این کاربلدهای قدیمی ما بوجود آمده شاکی‌ام! همه هنرمندانی که در فعالیت‌های صنفی تلاش می‌کنند متأسفیم که شرایط معیشتی و رفاهی هنرمندان ما در شرایط نامناسبی قرار دارد. دلیل آن عدم وجود قوانین اصلی در ارتباط با وضعیت شغلی بازیگران است؛ و مربوط به خانه تئاتر و خانه سینما هم نمی‌شود؛ این‌ها نهادهایی‌اند که با ظرفیت‌های مالی کم هستند.»

    دهکردی در خصوص اینکه چرا تهیه‌کنندگان آنقدر با این اقشار غیرهنری و صرفاً تجاری برخورد می‌کنند، به آنها نقش نمی‌دهند و افسرده شده‌اند، افزود: «متأسفانه این نوع مسائل وجود دارد؛ اما نمی‌خواهم خیلی از زاویه بدبینی یا اتهام‌زنی به این مسائل نگاه کنم؛ شرایط عمومی کشورمان در بحث اقتصادی در شرایط بحرانی قرار دارد و همه گرفتار معیشت، تنگدستی و مشکلات عمومی زندگی‌شان هستند. واقعاً در این روزگار نمی‌توان انتظار داشت تهیه‌کنندگان همه به فکر دوران رفاه و آرامش این بازیگران باشند؛ از طرفی تلویزیون و سینما هم با تولیدات کم و کاهش تولید مواجهند! اما شاید اینجا تهیه‌کنندگان کاربلد قدیمی‌مان بتوانند امکانی را فراهم کنند از پیشکسوتان و قدیمی‌ها و خانه‌نشین‌هایمان یاد شود.»
    او در پاسخ به این سؤال که کم‌کاری یکسری از بازیگران قدیمی و کاربلد باعث شده تا بازار حضور نابازیگران و اصطلاحاً سفارشی‌ها رونق پیدا کند، افزود: «من خیلی از این زاویه نگاه نمی‌کنم و باید موردی و مصداقی حرف بزنیم؛ به لحاظ فنی به این موارد قائل نیستم؛ برای اینکه فکر می‌کنم مشکل اصلی این است تولید پایین آمده است. وقتی تعداد محدودی فیلم ساخته می‌شود تهیه‌کنندگان هم ترجیح می‌دهند یا چهره‌هایی بگذارند از نظر اقبال عمومی مورد توجه مردم و جامعه قرار بگیرد و بازگشت سرمایه هم رقم بخورد؛ یا توان مالی ندارند ترجیح می‌دهند از هنرپیشه‌های ناشناخته، تئاتری حرفه‌ای و یا هنرپیشه‌های تازه‌کار استفاده کنند. در نگاه ریشه‌ای نمی‌توانیم بگوییم معضل ما این است که ارتباطات است و سفارشی رفتار می‌شود بلکه در همه دنیا حق هر کارگردان و تهیه‌کننده‌ای است که نیروهای دلخواه خودش را انتخاب و از آنها استفاده کند.»
    ۵۷۲۴۳

  • تماشاگران با جواد عزتی قهر کردند

    اکران سینمای ایران در هفته‌ای که گذشت در حالی پیگیری شد که فیلم سینمایی «پیلوت»، تازه‌ترین ساخته ابراهیم ابراهیمیان نتوانست فروش خوبی را تجربه کرده و ناکام بزرگ هفته نام گرفت.

    این فیلم با وجود آنکه در مقایسه با برخی از فیلم‌های روی پرده فروش نزدیکی دارد اما از عنصر ویژه‌ای بهره‌مند است و آن هم حضور چهره‌های محبوب و مطرحی چون جواد عزتی، سعید آقاخانی و حمیدرضا آذرنگ است که البته هنوز برای این فیلم نتوانسته‌اند مخاطبان را به سینما بکشانند. فروش هفته پیش فیلم ابراهیمیان تا جمعه‌ای که گذشت تنها ۱۲۶ میلیون تومان بود که چندان چنگی به دل نمی‌زند.

  • «مسخره باز» ترمز «ماجرای نیمروز: رد خون» را کشید

    مهدی درستی: چهارمین هفته از پاییز در حالی به پایان رسید که برای سینما تجربه نسبتا خوب و جدیدی را در چند هفته اخیر رقم زد و آن هم دو قطبی شدن گیشه و ایجاد فضایی رقابتی پس از مدت‌ها بود.

    در این هفته فیلم جدیدی به چرخه اکران افزوده نشد اما فیلم های روی پرده تمام توان خود را برای جذب مخاطب بیشتر به کار گرفتند و در نتیجه آن شیب فروش این هفته صعودی شد.

    از نکات جالب توجه شروع خوب «مسخره باز» به کارگردانی همایون غنی زاده در نخستین هفته اکران بود که توانست به صدرنشینی «ماجرای نیمروز: رد خون» ساخته محمدحسین مهدویان پایان دهد.

    پرفروش‌ترین‌های روزهای پایانی مهر

    دو فیلم در هفته‌ای که پشت سر گذاشتیم یک میلیارد و ۶۸۹ میلیون تومان از گیشه را به خود اختصاص دادند، «مسخره باز» و «ماجرای نیمروز: رد خون». این دو فیلم با رقابت تنگاتنگی که داشتند هیجان و شوری دوباره به گیشه بخشیدند و فضای رخوت انگیز همیشگی را از بین بردند.

    نخستین ساخته سینمایی همایون غنی‌زاده با ۸۸۲ میلیون و ۲۰۹ هزار تومان فروش توانست در همین هفته اول اکران از مرز یک میلیارد تومان فروش گذر کند و خط و نشانی جدی برای رقبا بکشد. البته اگر این شروع جدی در هفته‌های آینده هم ادامه پیدا کند و واکنش احساسی مخاطبان به یک فیلم جدید و متفاوت نباشد چرا که سینمای ایران بارها و بارها شاهد چنین اتفاقی بوده است و فیلم‌های بسیاری بودند که شروع خوبی داشتند ولی در هفته دوم اکران از عرش به فرش آمدند. «مسخره باز» دو طیف مخاطب در سینما دارد، یا عاشق فیلم می‌شوند یا حسابی از آن متنفر و باید در هفته‌های آینده کدام طیف بیشتر می‌شوند.

    از طرف دیگر «ماجرای نیمروز: رد خون» که شروع خوب و پایداری داشت در این هفته صدر را از دست داد اما افت فروشی را تجربه نکرد و آمار خوب خود را حفظ کرد. فیلم مهدویان با ۸۰۷ میلیون و ۸۳۲ هزار تومان فروش این هفته توانست رکورد کلی خود را به سه میلیارد و ۵۳۲ میلیون تومان برساند آن هم تنها در دو هفته‌ای که از اکرانش گذشته است.

    «پیلوت» ناکام هفته، فروش بد فیلم صدرعاملی

    به سراغ مهمانان دیروز اما هنوز تازه نفس سینما برویم، جایی که «سال دوم دانشکده من» ساخته رسول صدرعاملی در اولین هفت روزی که از اکرانش گذشت نتوانست گیشه پررونقی را برای خود دست و پا کند.

    این فیلم صدرعاملی که مانند آثار پیشینش رویکردی اجتماعی و آسیب شناسانه دارد، ۲۲۶ میلیون و ۲۸۸ هزار تومان در این هفته از گیشه سهم داشت تا فروش کل خود را به ۵۴۰ میلیون و ۷۲۳ هزار تومان برساند.

    اما ناکام هفته «پیلوت» ساخته ابراهیم ابراهیمیان است، چرا که در مقایسه با فیلم صدرعاملی از چهره‌های محبوب و مطرحی چون جواد عزتی، سعید آقاخانی و حمیدرضا آذرنگ بهره برده است اما نتوانسته مخاطب را به سینما بکشاند. فیلم بهرامیان در این هفته تنها ۱۲۶ میلیون تومان فروخت که چندان چنگی به دل نمی‌زند.

    با اکران «مسخره باز» فضای یک قطبی گیشه که متمرکز بر «ماجرای نیمروز: رد خون» بود شکست اما فقط دو قطبی شد ولی فروش سایر فیلم‌ها نشان می‌دهد که فاصله بین دو فیلم صدر گیشه با دو، سه فیلم دیگر بسیار زیاد است.

    شکست خوردگان گیشه

    در این هفته هم به مانند روزهای گذشته عنوان شکست خوردگان را باید به چند فیلم تکراری اتلاق کنیم که به این جایگاه حسابی دل خوش کردند.

    عنوان کم فروش ترین فیلم هفته به «جانان» به کارگردانی کامران قدکچیان می رسد که تنها ۲۵۷ هزار تومان فروخت. «چاقی» به کارگردانی راما قویدل دیگر فیلم شکست خورده گیشه بود که یک میلیون و ۲۳۵ هزار تومان درآمد کسب کرد.

    در نهایت «روسی» ساخته امیرحسین ثقفی با دو میلیون و ۱۳۸ هزار تومان دیگر فیلم کم‌فروش بود.

    نکته جالب توجه اما افت جدی فروش فیلم‌هایی چون «قسم» ساخته محسن تنابنده، «قصر شیرین» به کارگردانی رضا میرکریمی است که به ترتیب ۳۴ میلیون و ۲۹۳ هزار تومان و پنج میلیون و ۳۰۴ هزار تومان فروختند و به نظر می رسد که از تب و تاب هیجان مخاطبان سینما دور شده‌اند.

    گیشه باز هم سه میلیاردی شد

    در نهایت این هفته در حالی به روز پایانی خود رسید که گیشه سینمای ایران بار فروشی بالغ بر سه میلیارد و ۲۹۴ میلیون تومان توانست از کانال دو میلیارد تومان خارج شود و افزایش فروشی ۳۰۰ میلیون تومانی را تجربه کند.

    همچنین ۲۶۹ هزار و ۲۳۵ مخاطب به تماشای فیلم‌های روی پرده نشستند و سهم اهالی تهران در این هفته ۱۵۵ هزار و ۹۳۹ نفر بود.

    ۲۴۱۲۴۳

  • بزرگترین بحران سینمای ایران چیست؟

    مرکز پژوهش‌های مجلس با انجام پژوهشی درباره صنعت سینمای ایران به این جمع‌بندی رسیده است که تولید رانتی، بزرگ‌ترین بحران امروز سینمای ایران است.
    پایگاه خبری رسا نشر – این گزارش اساسی‌ترین بحران را در سینمای ایران، وابستگی سینما به بودجه‌های بیرونی و فقدان بازار سینما عنوان کرده و مدعی است:  «غالب تولیدات سینمایی در ایران با بودجۀ دولتی و یا با بودجه‌های خصوصی (بدون در نظر داشتن نیاز مخاطب و به دلایل عارضی) صورت می‌گیرد. بنابراین در سینمای ایران، عرضه و مصرف محصول سینمایی از قواعدی خارج از قواعد داخلی سینما پیروی می‌کند، در نتیجه بازار سینما کوچک مانده و شکل قدرتمندی پیدا نمی‌کند. همچنین فقدان بازار سینما باعث بروز نوعی نظامی رانتی و فرصت طلبانه (با سود کوتاه مدت و مقطعی) در تولید فیلم ایران شده است.»
    با این طرح مسئله گزارش در فصل‌های متعدد به بررسی ابعاد وضعیت نظام تولید فیلم در ایران و شکل کنونی نظام عرضه و مصرف محصول سینمایی پرداخته است.
    وضعیت بازار سینما در دهه ۹۰
    در توصیف وضعیت اکران فیلم و مخاطب سینما در ایران در بخشی از گزارش آمده: «در فاصلۀ سال‌های ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۷ تعداد سینماروها در ایران از ۱۴ میلیون نفر در سال به ۲۸ میلیون نفر رسید. با وجود افزایش قابل توجه تعداد سالن‌های سینما در ایران طی این سال‌ها، رقم تولید فیلم در ایران افزایش چشم‌گیری نداشته است. در ایران هنوز سالانه کمتر از ۸۰ فیلم فرصت اکران می‌یابند و تعداد تولیدات نیز در همین حدود است. نکته قابل توجه دیگر در اکران سینمایی ایران تعداد پایین فیلم‌های سودده به نسبت کل تعداد فیلم اکران شده است. طبق آمار رسمی در سال ۱۳۹۷، ۷۹ فیلم در سینماها اکران شدند و رقم کل فروش آنها رقمی بیش از ۲۵۰ میلیارد تومان معادل ۵ میلیون ۹۰۰ هزار دلار (با احتساب قیمت کنونی دلار) بوده است. اما از ۷۹ فیلم اکران شده در سال ۱۳۹۷ تنها ۸ فیلم توانستند بیش از یک میلیون تماشاگر و رقم نزدیک به ۵ میلیارد تومان فروش کنند. با توجه به هزینه‌های تولید در سینمای ایران می‌توان گفت؛ تنها همین تعداد فیلم شاید توانسته‌ باشند به سود در فروش برسند.» این استدلال‌ها برخی از نکاتی هستند که  عدم توازن در نظام تولید و مصرف فیلم در ایران را نشان می‌دهند.
    در فصل‌هایی از این گزارش با مقایسۀ وضعیت تولید و عرضۀ فیلم بین اروپا و آمریکا اشاره شده که هالیوود با اتکا به سیستم متشکل و متمرکز سرمایه‌گذاری، تولید و بازاریابی فیلم موفق شده بازار سینمایی جهان را به دست آورد و از منافع سیاسی آن بهره‌مند شود
    در متن این گزارش، عدم توازن در نظام تولید، توزیع و نمایش فیلم در ایران در نتیجۀ شکل تولید رانتی و وابستگی سینما به بودجۀ بیرونی به وجود آمده است، این شکل تولید باعث شده سینمای ایران نحیف و کوچک باقی بماند و در حد فرصتی کوچک برای عده‌ای خاص باقی بماند.
    بر اساس این مسئله، گزارش «چالش‌ها و راهکارهای رونق تولید در سال ۱۳۹۸» (بخش سینما)  معتقد است؛  «تأسیس بازار سینما» باید مهمترین اصل در سیاست‌های سینمایی کشور باشد.
    بازار سینما نیازمند ساختار پایدار تولید فیلم
    در جایی از گزارش در توضیح اهمیت ایجاد ساختار پایدار تولید فیلم در رسیدن به بازار سینما در و قدرت یافتن نظام عرضه و تقاضا آمده است: «آنچه درباره بازار سینما قابل توجه می‌نماید، امکانی است که برای برنامه‌ریزی بلند مدت در کسب و کار فیلمسازی فراهم می‌آورد. کمپانی سینمایی ساز و کار مداوم و طولانی مدت متشکل از سرمایه‌های تجمیع‌شده است که بر کیفیتِ تولید، توزیع و اکران آثار خود نظارت می‌کند. ساختار تولید کمپانی سینمایی به جای توجه به سود کوتاه‌مدت و تولید آثار نازل که در همان لحظه ممکن است مخاطب داشته باشند، به سود و اعتبار بلندمدت خود می‌اندیشد و برای آن برنامه‌ریزی می‌کند. آنچه یک کمپانی با ایجاد برند خود به دست می‌آورد، فروش «ارزش مازاد کیفیت» محصول است. اگر یک برند تجاری نتواند به کیفیت ارائه محصول خود پایبند باشد در طول زمان اعتبار، یعنی سرمایه‌اش را از دست خواهد داد و ضرر خواهد کرد.»
    در فصل‌هایی از این گزارش با مقایسۀ وضعیت تولید و عرضۀ فیلم بین اروپا و آمریکا اشاره شده که هالیوود با اتکا به سیستم متشکل و متمرکز سرمایه‌گذاری، تولید و بازاریابی فیلم موفق شده بازار سینمایی جهان را به دست آورد و از منافع سیاسی آن بهره‌مند شود.
    فصل پایانی این گزارش به جمع‌بندی و ارائه پیشنهاداتی در زمینه بهبود وضعیت اقتصاد سینما در ایران اختصاص دارد. پس از بحث درباره سیاست اصلی که «تأسیس بازار سینما» است، سه راهبرد مهم در ذیل این سیاست پیشنهاد شده‌اند که عبارتند از؛ «تأسیس ساختار پایدار تولید فیلم»، «ساماندهی پول‌های ورودی به سینما» و «گسترش و کشف مخاطب».
    این راهبردهای سه‌گانه همچنین با برخی تصمیمات به صورت کوتاه‌مدت و بلند مدت قابل پی‌گیری هستند که در جدولی در این گزارش طراحی و ارائه شده‌اند.
    گفتنی است گزارش «چالش‌ها و راهکارهای رونق تولید در سال ۱۳۹۸» (بخش سینما) توسط سید باقر نبوی ثالث تهیه و تدوین شده و متن مشروح آن روی وب‌سایت مرکز پژوهش‌های مجلس در دسترس عموم قرار دارد.
    ۲۴۱۲۴۱
  • سینما بدون رده‌بندی سنی بداخلاق‌تر می‌شود

    به دنبال اظهارات مهمانان یک برنامه تلویزیونی در نقد آیین‌نامه رده‌بندی سنی فیلم‌های سینمایی و اعلام ملغی شدن این آیین‌نامه اکنون خلأ قانونی درباره رده‌بندی سنی به وجود آمده است که طولانی شدن آن می‌تواند همه زحمت‌هایی را که برای به ثمر رسیدن مسئله رده‌بندی سنی که یک اقدام فرهنگساز و مؤثر در سالم‌سازی فرهنگی است، به فراموشی بسپارد.
    برخی از اظهارات درباره آیین‌نامه رده‌بندی سنی فیلم‌ها، باعث شد تا سازمان سینمایی به صورت مستقیم به اقدام در راستای اباحه‌گری و ساخت فیلم‌های غیراخلاقی متهم شود؛ موضوعی که در برنامه تلویزیونی «هفت» مطرح شد.
    رده‌بندی سنی راهنمای خانواده‌ها
    سعید الهی کارشناس فرهنگی در برنامه «هفت» که جمعه شب روی آنتن شبکه ۳ سیما رفت، درباره آیین‌نامه رده‌بندی سنی فیلم‌های سینمایی، گفت: «این دستورالعمل با وجود مفید بودن برای برخی آثار سینمایی، متأسفانه به دلیل تضاد با قوانین فرهنگی کشور، مجوز تولید آثاری با موضوعات اباحه‌گری، روابط ناسالم اخلاقی و ترویج خشونت تلقی می‌شود.» سازمان سینمایی نسبت به ادعای این کارشناس فرهنگی واکنشی از خود نشان نداده است و صرفاً روابط عمومی این سازمان از تدوین آیین‌نامه جدید خبر داده که مشخص نیست چه زمانی کار تدوین و تنظیم آن به پایان برسد.
    صرف نظر از اینکه آیین‌نامه ملغی شده چه نقاط ضعف یا قوتی داشت، آیا بودن یک آیین‌نامه، بهتر از نبودن آن نیست؟ آرش خوشخو، روزنامه‌نگار و منتقد سینما در این باره می‌گوید: «نظر من درباره وجود آیین‌نامه رده‌بندی سنی فیلم‌ها شفاف است، به نظرم وجود چنین آیین‌نامه‌ای برای سینما واجب و لازم است. من در اکران فیلم سینمایی «دراکولا» ساخته رضا عطاران که بارها در آن استعمال مواد مخدر نمایش داده می‌شدم، شاهد بودم که پدر و مادرها جلوی چشم بچه‌هایشان را می‌گرفتند تا آن صحنه‌ها را نبینند. «دراکولا» فیلم بدی نیست اتفاقاً فیلم خیلی خوبی هم هست، اما نه برای خانواده‌ها، شاید اگر خانواده‌ها از محتوای این فیلم و داشتن صحنه‌های استعمال مواد مخدر آگاهی داشتند، پیش از آمدن به سینما، تصمیم می‌گرفتند فرزندانشان را برای دیدن آن فیلم نیاورند. نه تنها در دراکولا که نزدیک ۱۰ تا ۱۲ بار استعمال مواد مخدر را به نمایش گذاشت، فیلم‌های دیگری نیز داشتیم که با وجود پرفروش شدن تماشای آن برای بچه‌ها مناسب نبود، مثل فیلم «رحمان ۱۴۰۰» یا فیلم خیلی خوب «مصادره» که در آن شوخی زشتی با «ختنه کردن» می‌شود که در همه جای دنیا پخش آن برای کودکان حتماً ممیزی می‌شود.»
    رده‌بندی سنی بدون اعمال سلیقه باشد
    داشتن یک قانون بد بهتر از بی‌قانونی است. با لغو آیین‌نامه رده‌بندی سنی فیلم‌ها، در فضای بی‌قانونی دوباره اکران فیلم‌ها بدون هشدار درباره محتوا به اکران خواهد رسید. امیررضا مافی، نویسنده و منتقد سینما درباره ریشه‌های فرهنگی رده‌بندی سنی فیلم‌ها می‌گوید: «به لحاظ فرهنگی، در فرهنگی اسلامی و ایرانی به این موضوع تکیه شده است که هر مطلب و هر محتوایی را نباید در اختیار هر کسی قرار داد. این توجه فرهنگی به رده‌بندی سنی به این معنا نیست که در سینما یک رده‌بندی سنی خارجی رو نویسی و کپی کنیم، اما زمانی که فرهنگ‌های مختلف بر رده‌بندی سنی تأکید دارند و تقریبا جمهور ملل به این نتیجه رسیده‌اند که باید رده‌بندی سنی اعمال شود، نمی‌توان گفت که فرهنگ ما مجزا از همه دنیاست و ما نباید آن را اجرا کنیم.»
    این منتقد سینما با ابراز تأسف از لغو آیین‌نامه قبلی رده‌بندی سنی می‌گوید: «به هر حال سینما به یک نظام رده‌بندی سنی نیاز دارد و ای کاش اگر اشکال و ایراداتی در آن وجود داشت حین اجرا اقدام به رفع آن می‌کردند.»
    اکنون باید دید که سازمان سینمایی در تدوین آیین‌نامه جدید تا چه حد جدی خواهد بود و آیین‌نامه جدید آیا با استقبال روبه‌رو می‌شود یا خیر!
  • اولین حضور جهانی «مسخره‌باز» در ورشو لهستان با بازی علی نصیریان

    فیلم «مسخره‌باز» ساخته همایون غنی‌زاده اولین حضور بین‌المللی خود را از سی‌وپنجمین جشنواره ورشو آغاز کرد، این فیلم شب گذشته ساعت ۲۱:۳۰ دقیقه اولین نمایش بین‌المللی‌اش را در سالن سینمای مالتی کینو و با حضور کارگردان فیلم آغاز کرد.
    این فیلم چهار نمایش در روزهای دوشنبه، سه‌شنبه، چهارشنبه و پنج‌شنبه دارد.
    از جمله فیلم‌های مهم حاضر در بخش‌های مختلف جشنواره امسال می‌توان به «تالاسو» ساخته گیوم نیملو با بازی ژرارد دوپا دیو به‌عنوان فیلم اختتامیه، «شهردار ریونه سانیتا» ساخته ماریو مارتونه که در ونیز حضور داشت، دو فیلم مطرح سینمای مکزیک از گائل گارسیا برنال و آرتورو ریپشتاین، «جنگ آتبای» ساخته عادل خان یرژانوف، فیلمساز مطرح قزاقستانی، انیمیشن «من بدنم را از دست دادم» ساخته جرمی کلپین که جایزه بهترین فیلم بخش هفته منتقدین جشنواره کن امسال را دریافت کرد، مستند «۱۴۳ خیابان صحرا» ساخته حسن فرهانی الجزایری که جایزه بهترین فیلمساز جدید را در جشنواره لوکارنو از آن خود کرد، مستند موفق «همشهری ک» ساخته آلکس گیبنی، «بادکنک» ساخته تسدن پما از چین که در جشنواره ونیز حضور داشت، فیلم «عشق اول» ساخته تاکاشی میکه کارگردان صاحب سبک ژاپنی که در کن نمایش داشت و … اشاره کرد.
    سی‌وپنجمین جشنواره بین‌المللی ورشو از ۱۹ تا ۲۸ مهر در لهستان برگزار خواهد شد که این فیلم در بخش مسابقه این رویداد روی پرده می‌رود.
    «مسخره‌باز» در حال حاضر با بازی علی نصیریان، صابر ابر، بابک حمیدیان، رضا کیانیان، داریوش موفق، محسن حسینی و هدیه تهرانی روی پرده سینماست. عرضه و پخش بین‌المللی «مسخره‌باز» به عهده محمد اطبایی (مستقل‌های ایرانی) است.
    ۲۵۸۲۴۳