بلاگ

  • کنایه عبدالرضا کاهانی به منتقدان فیلمش برای بازداشت ۲۳۰ نفر در پارتی

    عبدالرضا کاهانی با اشاره به خبر بازداشت ۲۳۰ نفر در پارتی مختلط شب یلدا، به منتقدان فیلم‌هایش کنایه زد.
    ایران نوشت: عبدالرضا کاهانی در توییتر نوشت:‌ ««دستگیری ۲۳۰ دختر و پسر در پارتی شب یلدا»، می‌گن سوژه‌ها و آدم‌هایی که تبدیل به فیلم می‌کنی بدآموزی داره و معمولاً واقعی نیست.
    سوال؛ چه‌طور می‌شه آدم‌های خیالی‌رو دستگیر کرد؟!»
    «ارادتمند، نازنین، بهاره و تینا» فیلم توقیف شده عبدالرضا کاهانی است که هنوز سرنوشت اکرانش مشخص نیست.
     

     

  • ترشی فروشی زنی که مدال المپیک دارد

     

    حدود چهار سال است این کار را می‌کنم. گاهی به قشم می‌روم و لباس می‌آورم تا به دوستان و آشنایان بفروشم.
    شاید بسیاری از هواداران، ورزشکاران را افرادی با توان مالی بالا بدانند. همان‌ها که میلیاردی پول می‌گیرند و تصاویرشان در فضای مجازی با خودروها و خانه‌های لوکس دست به دست می‌شود.
    به گزارش روزنامه قانون، برای بسیاری از ورزشکاران البته اوضاع به همین شکل است. آن‌ها روزگار سختی را پشت سر گذاشته و حال به مرحله‌ای رسیده‌اند که از شهرت و استعداد خود استفاده می‌کنند.
    کسب درآمد از ورزش حرفه‌ای راه آسانی نیست، بسیاری از ورزشکاران سال‌ها تلاش و هزینه می‌کنند تا از ورزش درآمدی کسب کنند. برخی از آن‌ها موفق می‌شوند و برخی دیگر نمی‌توانند به جایگاه واقعی خود دست پیدا کنند. این موضوع با عوامل مختلفی در ارتباط است. به عنوان مثال گاه ورزشکاران دچار مصدومیت‌های سنگین می‌شوند و گاه مافیا اجازه نمی‌دهد آن‌ها به آنچه استحقاق آن‌ را دارند ،برسند. برخی ورزشکاران نیز با وجود اینکه به جایگاه خوبی در ورزش می‌رسند اما به واسطه عدم پول‌ساز بودن رشته‌ ورزشی‌شان توان کسب درآمد را ندارند.
    هاجر تکتاز یکی از همین ورزشکاران است، بانوی قهرمان پاراآسیایی که روزگاری در المپیک لندن به مقام پنجم دست پیدا کرد اما سختی‌های زندگی به او فشار آورد و تکتاز را به جایی رسانده که مجبور به ترشی‌فروشی شده است. آنچه در ادامه می‌خوانید روایتی است از یک روز زندگی هاجر تکتاز که از خانه آغاز می‌شود و در محل تمرین به پایان می‌رسد.
    هاجر تکتاز، قهرمان پاراآسیایی و دارنده رتبه پنجم المپیک لندن. این‌ها اطلاعاتی است که ما از شما داریم، خودتان را بیشتر معرفی کنید.
    متولد ۱۳۵۵ هستم، بعد از تولد کم‌بینا بودم و بعد از ۱۸ سالگی نابینا شدم. وارد دانشگاه شدم و سال ۷۶ به اصرار یکی از معلم‌های ورزش‌مان وارد محیط‌های ورزشی شدم. من دختر بازیگوشی بودم اما بعد از نابینایی کمتر هیجان داشتم، بنابراین معلم‌مان یک روز ساعت ۱۱شب با خانه تماس گرفتند و با مادرم صحبت کردند که مرا به محیط‌های ورزشی ببرند. من تمرینات پرتاب وزنه‌ام را آغاز کرده بودم. ما براساس بینایی‌مان کلاس‌بندی می‌شویم، یکی از دختران که هم‌کلاس من بود بیمار شده و نتوانست به مسابقات برود. بنابراین من به جای او به المپیاد ورزشی نابینایان و معلولان رفتم. در آن مسابقات دو مقام در پرتاب دیسک و وزنه کسب کردم. از سال ۷۷ تا این لحظه در پرتاب دیسک نابینایان رکورددار هستم. سال ۸۰ در مسابقات قهرمانی کشور، ۶ مقام کسب کردم و قهرمان قهرمانان شدم. در سال ۸۲ مسابقات جهانی در کانادا برگزار می‌شد ولی مشکل بیماری سارس همه‌گیر شده بود و با حضور ما موافقت نمی‌شد. در نهایت تصمیم به اعزام گرفته شد و یکی دو روز مانده به مسابقات، از من گذرنامه خواستند. سریع برای گذرنامه اقدام کردم و موفق شدم به مسابقات اعزام شوم. در این رقابت‌ها ۱۳ کشور حضور داشتند و نخستین تجربه بانوان ایرانی بود.
    به ما گفته شد جنبه سیاسی حضورتان مهم‌تر است. در نهایت حق من را خوردند و با ادغام کلاس‌بندی‌ها نتوانستم مقام مناسبی کسب کنم. پس از حضور در ایران انگیزه‌ام بیشتر شده بود و تمریناتم را ادامه دادم. سال ۸۴ قرار شد به مسابقات پاراآسیایی کوالالامپور اعزام شویم. در این مسابقات دو مقام نایب قهرمانی آسیایی کسب کردم و پس از آن نیز به ترکیه رفتیم و مقام سوم را کسب کردم. این مقام سبب شد تا سهمیه پاراالمپیک را بگیرم. در واقع نخستین بانوی ایرانی بودم که این سهمیه را کسب می‌کرد. وقتی به تهران رسیدم گفتند رکوردت در مسابقات جهانی مهم نیست و باید رکوردی را در تهران بزنی که ما قبول داریم.
    چرا قبول نکردند؟
    نمی‌دانم. سیاست‌های خاص خودشان بود. من ۲۷ تیرماه پایم شکست و یک ماه در گچ بود. به من فشار آوردند که باید رکورد ۷ متر و ۱۱ سانتی‌متر را بزنم. اول شهریورماه پایم را از گچ در آوردم و ۱۴شهریورماه در رکوردگیری شرکت کردم. آن روز رکورد ۷ متر و ۹۰ سانتیمتر را زدم و حضورم در تیم اعزامی به لندن قطعی شد.
    چطور می‌شود بدون چند هفته تمرین رکورد خودتان را نیز ارتقا بدهید؟
    نمی‌دانم شاید انگیزه خاصی داشتم و می‌خواستم در مسابقات شرکت کنم. البته در تمریناتم رکوردهای ۷ و ۹۰ سانتیمتر و حتی ۸ متر را نیز داشتم. تمرینات المپیک را آغاز کردم و به مسابقات لندن اعزام شدم اما اجازه حضور مربی‌ام را ندادند.
    نگفتند چرا اجازه نمی‌دهیم مربی‌تان با شما بیاید؟
    خیر، گفتند انگلیس ویزای او را صادر نکرده بود.
    در المپیک نیز رتبه پنجم را کسب کردید.
    بله. البته در این مسابقات کلاس‌ها دوباره ادغام شد، به دلیل اینکه رکوردی نبود و امتیاز برای‌شان در اولویت قرار داشت. همان سال یک خانم ایتالیایی که ۶ ماه قبل از مسابقات لندن نابینا شده بود رکورد ۱۷ متر را کسب کرد و قهرمان شد. پس از بازگشت از لندن دعوت‌مان کردند جوایزمان را دریافت کنیم.
    چه مقدار جوایز دریافت کردید؟
    ما که سهمیه المپیک نیز کسب کرده بودیم ۱۰میلیون هدیه نقدی دریافت کردیم و شهرداری نیز حمایت کوچکی از ما کرد.
    و در ادامه به مسابقات اینچئون اعزام ونایب قهرمان شدید.
    بله. چندین سال بود که دیسک کار نمی‌کردم اما دو هفته تمرین کردم و مدال نقره گرفتم. کلاس‌ها دوباره ادغام شد اما تلاش کردم برای کشورم افتخارآفرینی کنم.
    برای این دو مدال چقدر جایزه گرفتید؟
    قرار بود برای هر نقره ۷۰ سکه بگیرم اما برای دو مدال نقره ۷۳ سکه و نیم به من جایزه دادند.
    براساس گفته‌های‌تان دریافتی‌تان کم نبوده، چرا در حال حاضر با مشکل مالی مواجه هستید؟
    فکر می‌کنید با ۷۳ سکه چه کار می‌توان کرد؟ وقتی شما روی کوه طلا نیز باشید و مدام از آن استفاده کنید به هر حال تمام می‌شود. تصور کنید من که درآمدی ندارم قرار است با ۷۳ سکه تمام امورات زندگی‌ام را بگذرانم. من ریالی از خانواده‌ام دریافت نمی‌کنم زیرا پدرم بازنشسته است و نمی‌تواند به من کمک مالی کند. چند روز پیش حساب کردم و گفتم همین پول را می‌توانم خرج کاری کنم که سبب کسب درآمد شود. اما همه این‌ها خرج خودم می‌شود، در واقع من ۶ روز در هفته تمرین می‌کنم. تصور کنید هر هفته که قرار است با آژانس به محل تمرین بروم (اشاره می‌کند که مربی‌اش مرد است و او مجبور شده با مادرش به تمرینات برود بنابراین باید با آژانس تردد کند) حدود ۹۰ هزارتومان هزینه رفت و برگشت را پرداخت می‌کنم. در واقع من ۸-۷ میلیون تومان در یک‌سال بابت آژانس پرداخت می‌کنم. در کنار همه این‌ها هزینه درمان پاهایم را نیز باید پرداخت کنم.
    فدراسیون در پرداخت این هزینه‌ها به شما کمکی نکرد؟
    خیر. هیچ هزینه‌ای پرداخت نشد. نامه زدم و گفتند بعید می‌دانیم این پول را به شما بدهند. تاکنون دریافتی مناسبی از فدراسیون نابینایان نداشته‌ام. فقط در زمان اعزام به مسابقات لندن ۲۰۰ هزارتومان پول کتانی و ۲۰۰ هزارتومان هزینه آژانس پرداخت کردند. پس از کسب مقام پنجم نیز حدود ۱۰۰ پوند به من جایزه دادند. یعنی در تمام این سال‌ها من حدود یک میلیون تومان دریافتی داشتم.
    فدراسیون بودجه حمایت از شما را از وزارت ورزش و جوانان دریافت نمی‌کند؟
    چه بگویم؟ رییس فدراسیون باید ما را درک و حمایت‌مان کند اما کار کردن برای ما بانوان بسیار دشوار است. تصور کنید در مترو به جای اینکه ما را درک کنند گاهی زیر عصای‌مان می‌زنند.
    از سایر هم تیمی‌های‌تان خبری دارید؟ آن‌ها نیز همین مشکلات را دارند؟
    حقیقتش را بخواهید من از آن‌ها اطلاعی ندارم اما می‌دانم بسیاری از بچه‌های نابینا به خاطر مشکلات مالی سر تمرین نمی‌آیند. بارها به دلیل اینکه پول آژانس نداشتم حتی نتوانستم به تمرینات بروم.
    برای حل مشکلات مالی چه کرده‌اید؟
    در حال حاضر با مادرم شور و ترشی درست می‌کنم و به آشنایان می‌فروشم. یک مدت نیز نعناع و شوید خشک می‌کردم و می‌فروختم اما این کار دشوار بود و نتوانستم ادامه بدهم.
    چه مدت است به ترشی فروشی روی آورده‌اید؟
    حدود چهار سال است این کار را می‌کنم. گاهی به قشم می‌روم و لباس می‌آورم تا به دوستان و آشنایان بفروشم. اما به هر حال این کار نیز مشکلاتی دارد. به عنوان مثال جای ثابتی ندارم که آن‌ها را بفروشم. در خانه چقدر می‌توان به غریبه‌ها جنس فروخت؟ با این حال چون خودم دوست دارم که مستقل باشم تمام تلاشم را می‌کنم مشکلات را حل و برای خودم درآمدزایی کنم.
    این اتفاقات دلسردتان نمی‌کند؟
    بارها دلسرد می‌شوم. در اردیبهشت‌ رکوردگیری دارم برای مسابقات جاکارتا و بعد از آن ورزش را کنار می‌گذارم. اگر نخواهم ورزش کنم افسرده می‌شوم اما مجبورم این کار را کنم و به زندگی‌ام بچسبم. در حال حاضر سن من بالا رفته و نمی‌توانم کار زیادی انجام بدهم.
    بعد از اینکه ورزش را کنار گذاشتید تصمیم دارید چه کار کنید؟
    اگر این کار را کنم می خواهم یک جایی را اجاره کنم و مزون لباس تاسیس کنم، شاید سوپرمارکت بزنم و از آنجا گذران زندگی کنم.
    وزارت ورزش در جریان این مشکلات شما هست؟
    بدون شک می‌دانند من چه کار می‌کنم. جالب است بدانید یکی از ورزشکاران معلول زعفران‌فروشی می‌کند و من نیز به او کمک می‌کنم که این کار را انجام بدهد. به ازای هر زعفران هزارتومان سود کسب می‌کنم. این سود را نیز به اصرار او قبول کردم، ما هم‌دردیم و باید به یکدیگر کمک کنیم وگرنه هیچکس به داد ما نمی‌رسد.
    از زعفران فروشی چقدر سود می‌کنید؟
    تا این لحظه ۵۰ بسته زعفران فروخته‌ام و این ماه ۵۰ هزارتومان سود کرده‌ام.
    سایر ورزشکاران نابینا برای کسب درآمد چه می‌کنند؟
    همان‌گونه که گفتم اطلاعاتی از سایرین ندارم. آن‌ها در تهران نیستند و می‌دانم که هیات‌های شهرستان‌ها به ورزشکاران‌شان کمک زیادی می‌کنند. سالی که ما از مسابقات مالزی بازگشتیم قرار گذاشتند به افراد عضو بهزیستی ماهیانه ۹۰هزارتومان کمک مالی شود.
    دو سال پرداخت شد اما در ادامه این حقوق ناچیز را نیز قطع کردند. همان روزها به ما می‌گفتند به هیچکس نگویید این پول را به شما می‌دهیم. من نیز نامردی نکردم و رفتم به تمام ورزشکاران گفتم. در نهایت این پول را قطع کردند.
    هربار که مادرتان را به تمرین می‌برید نگران نیستید اذیت شود؟
    بدون شک این نگرانی را دارم. همواره اصرار می‌کنم برای او آژانس بگیرم اما راضی نمی‌شود. خجالت می‌کشم با وجود بیماری‌اش مجبور است اسیر من باشد. اما چه کار باید بکنم؟
    دنبال چه هدفی هستید که پس از آن ورزش را کنار بگذارید؟
    ابتدا از همه خیرین تشکر می‌کنم که به بهزیستی کمک می‌کنند. من خودم پرونده دارم اما مستمری ۵۰ هزارتومانی را نیز نمی‌توانند به من پرداخت کنند. یعنی به من گفتند باید صبر کنی یکی از معلولین دور از جان‌شان بمیرند و مستمری او را به من بدهند.
    به همین دلیل نمی‌توانم از بهزیستی کمکی بگیرم. من می‌خواهم از یک نفر خیرخواه خواهش کنم مبلغی در حدود ۳۰ میلیون تومان به من کمک مالی کند تا بتوانم با آن کار کنم.
    پس از مدتی این پول را به او باز می‌گردانم و حتی اعلام می‌کنم اگر قرار نیست این پول را پس بگیرند، آن را نمی‌خواهم. من می‌خواهم با این مبلغ جایی را اجاره کنم و با کار کردن و به طور قسطی مبلغ را باز می‌گردانم.
    کمی درباره رفت و آمدتان صحبت کنید. وقتی تنها هستید با مترو به محل تمرین می‌روید و این موضوع برای شما مشکلاتی را ایجاد کرده، درست است؟
    بله، من از متروی ایستگاه نیروی هوایی تردد می‌کنم.
    در این ایستگاه هیچکس به خط ویژه نابینایان توجهی نمی‌کند و وقتی به آن‌ها اعتراض می‌کنم ناراحت می‌شوند و به آن‌ها بر می‌خورد. تردد در مترو برای ما بسیار دشوار است.

  • پلمب ۲۰ سوپرمارکت در شمال تهران به دلیل فروش مشروبات الکلی

    رییس مرکز عملیات پلیس امنیت تهران بزرگ از پلمب ۲۰ سوپرمارکت که اقدام به فروش مشروبات الکلی با برند شرکت‌های تولید دلستر کرده بودند، خبرداد.

    ایسنا نوشت: سرهنگ سعید راستی دراین‌باره گفت: روز گذشته اعضای باندی که در زمینه توزیع مشروبات الکلی فعالیت داشتند پس از انجام اقدامات اطلاعاتی از سوی پلیس دستگیر شدند.
    وی با بیان اینکه این افراد مشروبات الکلی خارجی را در بطری های دلستر خالی کرده و با جعل برند یکی از شرکت های داخلی در سوپر مارکت های شمال تهران توزیع کرده بودند،گفت: در همین راستا ۲۰ فروشگاه شناسایی و در بازرسی از آنها بطری‌های حاوی مشروبات الکلی کشف و ضبط شد.
    راستی با بیان اینکه این فروشگاه ها پلمب شدند، گفت: متصدیان این فروشگاه‌ها نیز بازداشت شده و پرونده‌شان به معاونت اماکن پلیس امنیت ارجاع شد.

  • حرف های شوهر فاطمه معتمدآریا: وقتی ممنوع الفعالیت شد نامه می نوشتم که فلان عکس درمراسم خصوصی بوده و…

    ایران نوشت: دوازدهمین شماره ماهنامه «پاراگراف» به فاطمه معتمد آریا اختصاص دارد.
    در ویژه‌ نامه خانم بازیگر، «احمد حامد» همسر فاطمه معتمد آریا به تهمت‌های علیه این بازیگر پیشکسوت پاسخ داده و دلایل ممنوع‌الفعالیتی این هنرمند در مقاطع مختلف را شرح داده و گفته «در تمام موارد ممنوع‌الفعالیتی، چیزی که بیش از همه مرا آزار می‌داد بی‌عدالتی، دروغ و ظلم در مورد کسی بود که می‌دانستم و می‌دانم روح ظریف و شکننده‌ای دارد و تا چه حد صادقانه برای حضور اندیشمندانه نقش زن در سینما زحمت کشیده است»

    او در بخش دیگری از صحبت‌هایش می‌گوید: «اوایل که در زمینه ممنوع‌الفعالیتی ایشان حرفه‌ای نشده بودم کاغذ و قلم بر می‌داشتم و به نیت این یا آن مسئول نامه می‌نوشتم و سعی می‌کردم اتهامات بی‌اساس و توهین‌های آزار دهنده را جواب دهم و بگویم، مثلاً فلان عکس در فلان جای خصوصی برداشته شده و فلان حرف را ایشان نگفته‌اند و… البته این نامه‌ها غالباً به دست‌شان نمی‌رسید؛ یعنی ارسال نمی‌کردم. بعدتر که حرفه‌ای شدم حس کردم که انگار تعمد و اراده‌ای وجود دارد برای اینکه سینما از تفکر و اندیشه ورزی دور شود و بدتر از این احساس کردم که طرح چنین موضوع‌های بی‌ارزش و تحریف و نسبت دادن حرف‌هایی مثل تأسف معتمدآریا از حذف سکس و خشونت در سینما، از سر دلسوزی برای سینمای متفکر و اصیل نیست؛ شاید تفکری است که دوست دارد امثال ایشان واقعاً حرف‌ها را زده باشند تا او را هم در مجموعه سینمای مورد علاقه خود، یعنی سینمای مبتذل و فاقد تفکر و اندیشه و بی‌اعتبار نزد مردم قرار دهند. البته می‌دانم در مورد ایشان موفق نبودند.»

  • سردرد سینوسی؛ دلایل، علائم و درمان

     

    در شرایطی که استرس می تواند در برخی موارد موجب شکل گیری سردرد شود (سردردهای تنشی را مد نظر قرار دهید)، سردردهای سینوسی معمولا با این محرک در ارتباط نیستند.
    انواع مختلفی از سردرد وجود دارند، اما در مورد سردرد سینوسی ممکن است به اشتباه فکر کنید دچار عفونت سینوس شده اید، زیرا علائم این دو شرایط بسیار شبیه به یکدیگر هستند.
    حتی اگر سینوزیت (عفونت سینوس) در شما تشخیص داده شود، سردرد شما ممکن است هیچ ارتباطی با سینوس ها نداشته باشد. در نتیجه، توانایی تمیز دادن بین این دو شرایط مفید است و بر اساس آن می توانید به بهترین شکل ممکن سردرد را درمان کنید. در ادامه با برخی از دلایل، علائم و درمان های یک سردرد سینوسی بیشتر آشنا می شویم.
    عفونت های سینوس
    در شرایطی که استرس می تواند در برخی موارد موجب شکل گیری سردرد شود (سردردهای تنشی را مد نظر قرار دهید)، سردردهای سینوسی معمولا با این محرک در ارتباط نیستند. سردردهای سینوسی به واسطه گرفتگی و التهاب سینوس در نتیجه یک عفونت، از جمله سرماخوردگی یا آنفلوآنزا، شکل می گیرند.
    از دیگر دلایل ممکن یک سردرد سینوسی می توان به آلرژی های فصلی، مانند تب یونجه، اشاره کرد. اگرچه سرماخوردگی مقصر اصلی محسوب می شود، سینوزیت می تواند به واسطه هر چیزی که از تخلیه سینوس ها جلوگیری کند، شکل بگیرد.
    رابطه با تب
    سردردهای سینوسی می توانند اغلب به تب منجر شوند، که به طور معمول در دیگر انواع سردرد دیده نمی شود. اگر یک سینوس مسدود شده باشد، به عنوان مثال، در نتیجه یک عفونت، احتمال این که به تب مبتلا شوید نیز وجود دارد.
    در شرایطی که میگرن ها و سردردهای عصبی اغلب با سردردهای سینوسی اشتباه گرفته می شوند، برای بررسی دقیق شرایط باید به پزشک مراجعه کنید. اما همانگونه که پیش‌تر نیز اشاره شد، حتی تشخیص یک عفونت سینوسی به معنای آن نیست که سردرد شما از سینوس ها ناش می شود، و در این میان تب می تواند به تشخیص دقیق کمک کند.
    درد در زمان فشار
    احساس درد ناشی از یک سردرد سینوسی احتمالا زمانی که به سمت جلو خم می شوید یا به بدن کشش وارد کنید، مانند زمانی که قصد دارید فرزند خود را از روی زمین بلند کنید یا هنگام باغبانی، تشدید می شود.
    همچنین، ذکر این نکته اهمیت دارد که درد ناشی از سردرد سینوسی در قسمت بالا یا پشت سر شما شکل نمی گیرد. سردرد سینوسی در ناحیه صورت، جایی که حفره های سینوسی قرار دارند، متمرکز است. این به معنای آن است که درد را در قسمت شقیقه ها، پیشانی، یا گونه ها احساس خواهید کرد. حتی ممکن است در دندان های خود نیز احساس درد داشته باشید.
    خستگی
    خستگی یکی از نشانگرهای قوی برای عفونت سینوسی محسوب می شود، که می تواند به شکل گیری یک سردرد سینوسی منجر شود.
    در مقایسه با سردرد و احساس فشار، خستگی حتی می تواند نشانگر بزرگتری برای تشخیص یک عفونت سینوسی باشد. نتایج مطالعه ای که توسط دانشگاه واندربیلت انجام شد، نشان داد که خستگی، انسداد بینی و کاهش حس بویایی نشانگرهای اصلی یک عفونت سینوسی هستند.
    عدم ارتباط با حالت تهوع
    یک فرق مهم بین میگرن و سردرد سینوسی وجود دارد؛ سردردی که از سینوس سرچشمه می گیرد به طور معمول همانند دیگر انواع سردرد به شکل گیری حالت تهوع یا استفراغ منجر نمی شود.
    افرادی که از میگرن رنج می برند، اغلب نسبت به سر و صدای بلند یا نور روشن بسیار حساس می شوند، که این شرایط در زمان ابتلا به یک سردرد سینوسی صدق نمی کند.
    درمان های طبیعی وجود دارند
    افرادی که از سردردهای سینوسی رنج می برند به طور معمول می توانند درد خود را در خانه یا حتی محل کار تسکین دهند.
    از جمله روش های طبیعی که برای تسکین سردرد سینوسی پیشنهاد شده است می توان به موارد زیر اشاره کرد:
    تخلیه مسیرهای بینی با استفاده از اسپری محلول نمک یا شستشو آنها با این محلول
    استفاده از مکمل های بروملین
    استفاده از بخور اُکالیپتوس
    نوشیدن آب فراوان
    استفاده از کمپرس های گرم
    مصرف غذاهای تند برای پاکسازی انسداد در سینوس
    اگر این روش های درمانی در تسکین شرایط موثر نبودند، ممکن است با نوع دیگری از سردرد مواجه باشید و اگر به تسکین سریع درد نیاز دارید استفاده از مسکن های بدون نسخه ایده بدی نیست. با این وجود، برای بررسی دقیق شرایط و در صورت مواجهه با سردردهای عودکننده بهترین گزینه مراجعه به پزشک است.
  • واکنش نماینده تهران به لغو اکران فیلم “عصبانی نیستم”: عصبانی هستم از اینکه مملکت مگر قانون ندارد که عده ای تهدید به سیلی زدن می کنند

    پروانه سلحشوری نماینده تهران در مجلس در مطلبی در کانال تلگرامی اش به لغو اکران فیلم سینمایی ” عصبانی نیستم” واکنش نشان داد.
    به گزارش عصرایران، متن این نوشته که در کانال تلگرامی اش منتشر شده به این شرح است:
    من معمولا کمتر عصبانی میشوم اما امروز خیلی عصبانی هستم. عصبانی هستم از اینکه مملکت مگر قانون ندارد که عده ای دانشجو، دولت برآمده از رأی مردم را تهدید به سیلی زدن می کنند.
    عصبانی هستم چون میبینم دانشگاه که مرکز علم و عقلانیت و قانون است، به مرکز تهدید و ارعاب تبدیل شده است.
    عصبانی هستم که اگر این بی قانونی بیش از این رواج پیدا کند دیگر سنگ روی سنگ بند نمیشود.
    عصبانی هستم چرا که در تحقیقات جامعه شناختی، “عدم پایبندی به قانون” به عنوان یکی از عوامل توسعه نیافتگی کشور ما بوده است.
    عصبانی هستم از اینکه اگر فیلمی مجوز قانونی دارد، اگر از ممیزی ها عبور کرده است، اگر فیلمنامه خوانده شده است، اگر نظارت نهاد متولی که وزارت ارشاد میباشد وجود داشته است، چگونه عده ای به خودشان اجازه میدهند که رأی و نظر نهاد متولی را در نظر نگیرند. شاید این جوانان عزیز فراموش کرده باشند اما اکنون احمدی نژاد دیگر رییس جمهور نیست که در روز روشن بی قانونی رایج باشد. اینجا شهر هرت نیست که هرکس به خود اجازه دهد تا اقتدار دولت و نظام را با نامه تهدیدآمیزی زیرسوال ببرد.
    من فیلم عصبانی نیستم را ندیده ام اما به وزارت ارشاد دولت جمهوری اسلامی ایران ایمان دارم. وزیر را فرد بسیار متدینی میدانم و با این اعتماد و بدون دیدن فیلم، از اکران فیلم حمایت میکنم.
    به جوانانی که فکر میکنند قدرت چنین تهدیدی را دارند مادرانه میگویم که از اکنون که جوان هستید، بذر بی اخلاقی و بی قانونی را در خود نکارید.
    بارها گفته ام که وظیفه دانشجو نقد و نقادی است. انتقاد سازنده و دلسوزانه. فرقی هم نمیکند که انتقاد از سوی چه کسی صورت میگیرد، اصلاحطلب یا اصولگرا و چه انجمن اسلامی باشد یا بسیج دانشجویی. بیشتر در عجبم که چرا دولت و وزارت ارشاد بجای ایستادگی و اجرای قانون، در مقابل این قبیل تهدیدات عقب نشینی میکنند و از طرفی متعجم که چرا دستگاههای امنیتی و قضایی در مقابل اینگونه رفتارهای هنجارشکن همچون حمله به سفارتها که امنیت ملی را به مخاطره می اندازند واکنشی جدی نشان نمی دهند
    و امروز چقدر شرمنده شدم وقتی خواندم که درمیشیان کارگردان فیلم نوشته بود چون به هیچ اردوگاه سیاسی تعلق ندارد به مسلخ کشیده میشود. فارغ از مسائلی که برای فیلم بوجود آمده، این جمله درمیشیان انقدر دردناک است که باید عمیقا تاسف خورد که چه کرده ایم که بجای ترویج امید و نشاط، به یأس و ناامیدی در بین جوانان دامن زده ایم. اما من اصلاح طلب و حاج آقا پژمانفر اصول گرا معتقدیم که فیلم مجوزدار باید پخش شود، چرا که قانون چنین حکم میکند.
    چرا جوانانمان باید به این فکر کنند که در جایی که باید حمایت شوند، تنهای تنهایند.
    در این وانفسای بی اخلاقی، دین و عدالت و آزادی و کرامت انسان را دریابیم
  • زلزله به تهران رسید/ نکاتی که باید در هنگام وقوع زلزله رعایت کنید

    دقایقی قبل زمین لرزه‌ای با قدرت ۵٫۲ ریشتر در تهران احساس شد. کانون این زلزله با قدرت ۵٫۲ ریشتر، مشکین دشت استان البرز بود.

    بر اساس اعلام موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران زمان دقیق وقوع زلزله ساعت ۲۳:۲۷ دقیقه بوده است.

    بر اساس اعلام مرکز اورژانس اعلام کرده است مردم تهران ضمن حفظ خونسردی از تجمع در محل های غیر ایمن خودداری کنند.

    زلزله علاوه بر تهران، در قم، قزوین، گیلان و اراک نیز احساس شده است. قدرت زمین لرزه ۵٫۲ ریشتر اعلام شده است.

    ۰۰٫۱۰/ کولیوند رئیس اورژانس: جای نگرانی وجود ندارد، تمام مراکز درمانی در آماده باش هستند و خوشبختانه تا کنون هیچ خسارت جانی و مالی گزارش نشده است.

    ۰۰٫۰۱/ اما آنچه در زمان زلزله مهم است حفظ خونسردی و رعایت نکات ایمنی است.

    ** چنانچه در آپارتمان زندگی می کنید به طرف درهای خروجی، پله ها و آسانسورندوید و در محل های نسبتا امن ساختمان مانند زیر میز ها، تخت خواب های محکم،خروجی های طاقی مانند چارچوب درها، مکانهای با سقفهای کوچک و راهروهای باریک و یا زیر پله ها پناه بگیرید. به خاطر داشته باشید که در زمان وقوع زلزله های شدید ، جابجایی از مکانی به مکان دیگر بسیارمشکل و تقریبا غیر ممکن است و شما فرصت کافی برای این حرکت را نخواهید داشت.

    ** سعی کنید سر خود را با استفاده از کت، بالش، پتو، کتاب ضخیم و یا با قرار دادن آرنجها در طرفین سر و روی گوشها و پوشاندن پشت گردن با کف دستها، از صدمات احتمالی حفظ کنید.

    چنانچه در آشپزخانه یا موتورخانه شوفاژهستید، فورا خارج شوید.

    از پنجره ها ، درهای شیشه ای، آیینه ها، قفسه های بلند و کتابخانه سریعا دور شوید.

    چنانچه در زمان وقوع زلزله در آسانسورهستید، فورا تمام دکمه های آسانسور را فشار دهید و در اولین توقف از آن خارج شوید.

    چنانچه در پلکان هستید روی پله ها به طرف دیوار (نه به طرف نرده ها) نشسته و با آرنج و کف دست سر و صورت خود را بپوشانید.
    چنانچه در پارکینگ هستید سریعا خارج شوید. وجود مواد سوختی اضافی، روغن موتورو گریس خطرآفرین هستند.

    در حمام و دستشویی مواظب کابینت ها و آیینه ها باشید.

    تا پایان لرزش در همان وضعیت بمانید سپس با در نظر گرفتن مسیر مناسب خروج و خطرات احتمالی در آن مسیر، ساختمان را ترک نمایید.

    موقع تخلیه به دیگر اعضای خانواده نیز کمک کنید.

    در هنگام زلزله چنانچه خارج از خانه هستید:

    در کوچه ها و خیابانها تجمع نکنید و راه عبور وسایل نقلیه امداد رسان را باز نگه دارید.

    از نزدیک شدن به ساختمانهای تخریب شده و ساختمانهای بلند اجتناب کنیدو از کوچه های تنگ و باریک عبور نکنید.

    از دست زدن به سیم و کابل های برق و تیر آهن و قطعات فلزی خودداری نمایید.

    از ایستادن در کنار رودخانه ها،لبه صخره ها،روی ساختمانهای آسیب دیده ، خرابه ها وپل های رو گذر و عابر پیاده خودداری نمایید.
    از راه رفتن و ایستادن در زیر سیمهای برق و نیز مجاور تیر و دکل برق اجتناب کنید.

    از روی آوار عبور نکنید و از جابجا کردن هر گونه مصالح ساختمانی خودداری نمایید.(چون ممکن است موجب ریزش دوباره ساختمان گردد.)

    اگر در حیاط خانه هستید همانجا بمانید.

    از ساختمانها و دیوارها دور شوید و مواظب سقوط اجزای آن باشید.

    اگر در خیابان هستید از ساختمانها و پیاده رو ها و همچنین از تیرها و سیمهای برق فاصله بگیرید.

    اما اگر در اتومبیل هستید، در کنار خیابان به دور از تیرها و سیمهای برق ، ساختمانها و پل های سواره رو و پیاده توقف کنید و همانجا بمانید تا زلزله تمام شود.

     

  • زلزله در تهران / ۲۹ آذر ۹۶

     

    زلزله ۵٫۲ ریشتری امشب تهران را لرزاند.
    رسا نشر – مردم تهران به خیابان ها رفته اند و ترس و نگرانی زیادی میان مردم وجود دارد.
    زلزله در بخش‌هایی از قم، اراک و قزوین هم احساس شد.
    گزارش مقدماتی زمین‌لرزه

    بزرگی: ۵٫۲
    محل وقوع: مرز استانهای تهران و البرز – حوالی ملارد(تهران)
    تاریخ و زمان وقوع به وقت محلی: ۱۳۹۶/۰۹/۲۹ ۲۳:۲۷:۳۷
    طول جغرافیایی: ۵۰٫۹۶
    عرض جغرافیایی: ۳۵٫۶۹
    عمق زمین‌لرزه: ۷ کیلومتر
    نزدیک‌ترین شهرها:
    ۳ کیلومتری ملارد (تهران)
    ۷ کیلومتری مشکین دشت (البرز)
    ۹ کیلومتری شهریار (تهران)
    نزدیکترین مراکز استان:
    ۱۶ کیلومتری کرج
    ۳۹ کیلومتری تهران

  • رسا نشر، صدایی رسا برای بیان حقایق جامعه ایرانی

    رسا نشر، صدایی رسا برای بیان حقایق جامعه ایرانی

    رسا نشر- درست از زمانیکه تصمیم به راه اندازی یک رسانه اینترنتی گرفتیم، یک سال و نیم می گذرد. ساعت ها بحث و گفتگو مشاوره گرفتن از اهالی رسانه و خبر، بررسی فعالیت های رسانه های قدیمی و …. ما را برآن داشت که پایگاه خبری تحلیل خود را راه اندازی نماییم. هرچند در ابتدا امیدی به تداوم این ایده نبود اما در اواسط راه، کار برایمان جدی شد. با وجود عقاید مختلف بر سر موضوعات و حتی نام رسانه ، دست اخر نام رسا نشر را برگزیدیم. رسا نشر  برگرفته شده از دو واژه رسانه و انتشار می باشد که پرکاربرد ترین و مرتبط ترین واژه ها در حرفه خبر و مطبوعات است. رسا نشر را برگزیدیم تا رسانه ای باشیم برای بازتاب و نشر رویدادهای جامعه. برای بیان حقایق به زبان ساده و صدایی باشیم برای بیان خواسته ها و مشکلات جامعه.
    رسا نشر، صدایی رسا برای بیان حقایق جامعه ایرانی
    بدین ترتیب پس از گذشت یک سال از ثبت نام و درخواست برای دریافت مجوز فعالیت رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، هیئت محترم نظارت بر مطبوعات به درخواست ما جواب مثبت داد و پایگاه خبری رسا نشر در روزهای پایانی آذرماه ۱۳۹۶ فعالیت رسمی خود را آغاز و با صدایی رسا و سرشار از صداقت و مهر ، رویدادهای جامعه را بازتاب می دهد.
    ما این راه را برای این انتخاب کردیم چون هدف داشته ایم. چون حرف برای گفتم داریم و با عشق و علاقه ای وصف ناشدنی به ایران عزیزمان می خواهیم که سربلندی، شکوه و عظمت بیش از پیش ابرانمان را ببینیم. این را می دانیم که مشکلات و مسائل مختلفی گریبانگیر جامعه ما شده است. و می دانیم که درد و رنج هم زیاد است. از این رو برای عریان ساختن سیاهی ها و مشکلات جامعه و برای زدن زخم های بیشتر نیامده ایم. بلکه آمده ایم که بر اساس رسالت رسانه ای و وظیفه شهروندی خویش کمک حال مسئولین و مردم در جمهوری اسلامی ایران باشیم و با هم در ارتقاء سطح فرهنگ و داشتن یک اجتماع سالم، پویا و هدفمند تلاش کنیم. و به امید اینکه بتوانیم گام های موثری در این راه برداریم.
    رسا نشر تنها یک رسانه نیست، بلکه صدایی است رسا برای بیان هرآنچه که جامعه نیاز به شنیدنش دارد.
    شبنم حاجی اسفندیاری
    مدیرمسئول پایگاه خبری رسانشر
    ۲۷ آذر ۱۳۹۶

  • فائزه هاشمی: شورای عالی امنیت ملی اعلام کرد در بدن پدر ۱۰ برابر حد مجاز رادیواکتیو بوده است

    فائزه هاشمی: شورای عالی امنیت ملی اعلام کرد در بدن پدر ۱۰ برابر حد مجاز رادیواکتیو بوده است

     

    فائزه هاشمی گفت: جلسه ای با حضور همه اعضای خانواده و برخی از اعضای شورای عالی امنیت برگزار شد که در این جلسه به ما اعلام کردند بررسی نشان می دهد که در بدن پدر ۱۰ برابر حد مجاز رادیواکتیو بوده است.
    اعتمادآنلاین نوشت: «پرونده فوت آیت الله هاشمی رفسنجانی در شورای عالی امنیت ملی شورای در حال بررسی است»؛ این خبری بود که محسن هاشمی سال گذشته در حالی که حدود دو ماه از فوت ناگهانی آیت الله می گذشت به هفته نامه صدا داد. پرونده ای که به گفته او علی شمخانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی و رضا سیف اللهی، معاونش آن را بررسی می کردند.
    اکنون با نزدیک شدن به سالگرد فوت آیت الله هاشمی، فائزه هاشمی درباره سرنوشت این پرونده توضیح می‌دهد.
    او با بیان اینکه جلسه ای با حضور همه اعضای خانواده و برخی از اعضای شورای عالی امنیت برگزار شد گفت: «در این جلسه به ما اعلام کردند که بررسی نشان می دهد که در بدن پدر ۱۰ برابر حد مجاز رادیواکتیو بوده است.»
    او افزود: «البته اعلام کردند که در بدن مادر ۳برابر حد مجاز و در بدن خواهرم فاطمه نیز ۱ برابر حد مجاز رادیواکتیو بوده است.»
    فائزه هاشمی با بیان اینکه «البته به ما اعلام کردند که دلیل فوت این نبوده است» گفت: «آنها گفتند نمی دانند منشأ رادیواکتیو کجا بوده است.»
    فرزند آیت الله هاشمی در پاسخ به این سوال که آیا این پرونده در شورای عالی امنیت ملی بسته شد گفت: «درباره اینکه این پرونده در شورای عالی امنیت ملی بسته شده است یا خیر اطلاعی به ما ندادند اما از صحبت های اعضای شورای عالی امنیت ملی در آن جلسه اینطور بر می آمد که پرونده از نظر آنان مختومه شده است.»