نویسنده: مهدی سوری

  • گرانی و تورم در محرم امسال کاهش ایستگاه‌های صلواتی و نذری را رقم زد اما عزاداری امام حسین همچنان پرشور است

    گرانی و تورم در محرم امسال کاهش ایستگاه‌های صلواتی و نذری را رقم زد اما عزاداری امام حسین همچنان پرشور است

    مگر می‌شود یادم برود در این چهل‌وچند سال، محرم و عزای حسین(ع) و آن شور و حال عمومی جامعه را؟ هر کسی هر کاری از دستش برمی‌آمد انجام می‌داد تا در عزای حسین‌بن‌علی، حتی نقشی کوچک داشته باشد.

    نذزی محرم

    پایگاه خبری رسا نشر-مهدی سوری، هنوز هم شوق حضور در عزای امام شهید را می‌شود دید. برخلاف آنچه بدخواهان ایران دوست دارند القا کنند، ایرانیان داخل کشور همچنان حسینی‌اند و حسینی می‌مانند. این شب‌ها در هر کوی و برزن، پرچم عزای حسین(ع) برافراشته است. شباهنگام خیل جمعیت سیاه‌پوش را می‌بینی که به سمت تکیه‌ها می‌روند یا در دسته‌های عزاداری، نام حسین(ع) را فریاد می‌زنند. این اعتقاد قلبی ایرانیان است؛ چیزی که هیچ قدرتی توان گرفتنش را از ما ندارد.

    با این حال، چیزی که امسال بیشتر از سال‌های گذشته به چشمم آمد، کاهش محسوس تعداد ایستگاه‌های صلواتی و محل‌های پخش نذری بود؛ کاهشی که عمده دلیلش افزایش سرسام‌آور قیمت اقلام خوراکی است. گرانی و تورم اگرچه بار سنگینی بر دوش مردم ایران گذاشته، اما باز هم هر کس هر آنچه در توان داشته، به میدان آورده است؛ همان روایت قدیمیِ محرم: هر کسی هر کاری از دستش برمی‌آمد انجام می‌داد تا در عزای حسین‌بن‌علی، حتی نقشی کوچک داشته باشد.

    پیرزن همسایه وقتی نذری را دمِ در آورد، با صدایی که انگار شرمندگی در آن می‌لرزید گفت: «شرمنده شما و امام حسین شدم؛ امسال نتوانستم همان نذرِ چهل‌ساله را ادا کنم… این ناقابل را بپذیرید.» گفتم: «مادر، همین هم خوب است؛ مهم نیت است. این ازخودگذشتگیِ شما، آن هم وقتی خودتان در مضیقه‌اید، ستودنی است. نذرتان قبول.»

    همسایه دیگرمان سال‌ها بود روز تاسوعا جلوی هیئت‌شان گوساله‌ای قربانی می‌کرد. پسرش می‌گفت: «بابا گفته امسال شرمنده‌ام؛ در توانم نیست.» بعد هم پول داده بود و گفته بود: «یک گوسفند بخر و جلوی دسته قربانی کن.» خودش هم رفته بود روستا؛ گفته بود: «دلم نمی‌خواهد اینجا بمانم، شرمندگی اجازه نمی‌دهد.»

    هر قاشقی که از نذری پیرزن همسایه بر دهان می بردم، در دلم دعا می‌کردم خدا کند اوضاع اقتصادی این مردم شریف و مظلوم به شرایط قبل برگردد. با بغضی که در گلویم گیر کرده بود، آرزو کردم سالِ دیگر از این مصائب تلخ عبور کرده باشیم؛ آن‌قدر فراوانی و رفاه داشته باشیم که دوباره در دهه اول محرم، سرِ هر کوچه بساط ایستگاه صلواتی را ببینم: دودِ اسپند، استکان‌های چای و شربت، و مردمی که می‌نوشند و «یا حسینِ عطشان» می‌گویند. دوست دارم هر که را می‌بینم، در دستش یک غذای نذری باشد که می‌برد کنار خانواده میل می‌کند؛ و به حق حسین(ع) و شهدای کربلا، بیمه سلامتی‌شان می‌شود.

  • دولت: اینترنت حقّ مردم است امّا!!

    دولت: اینترنت حقّ مردم است امّا!!

    درست از زمان قطع اینترنت در دی ماه ۴۰۴  و پس از آن در جنگ رمضان، تمامی اعضای هیئت دولت به اتفاق معتقدند اینترنت حقّ مردم است. باید اینترنت وصل شود و قطعی آن خسارت زیادی به همراه دارد و نارضایتی عمومی به وجود می آورد!

    دولت: اینترنت حق مردم است اما

    تصور من از جلسات هیئت دولت و بیان موضوع قطع اینترنت در جلسه های تشکیل شده پس از آتش‌بس:

    وزیر ارتباطات: آقای دکتر اینترنت هنوز قطعه و خسارت زیادی به کسب و کارها وارد شده، باید پیگیری کنیم که وصل بشه برای همه مردم. اینترنت حقّ مردمه!

    سخنگوی دولت: ما معتقدیم که اینترنت حقّ مردمه و آقای رئیس جمهور از همون ابتدا پیگیر وصل اینترنت برای مردم بودند و هستند، اما اینترنت توسط شورای امنیت که رئیسش اتفاقاً خود رئیس جمهور هست قطع شده. ما در دولت پیگیر وصل اینترنت هستیم!

    وزیر اقتصاد: بله ولی می دونید خسارتی که قطعی اینترنت زده بیش از ۱۸ همت براورد می شه؟

    سخنگوی دولت: بله متوجهم، امّا آقای رئیس جمهور از همون ابتدا پیگیر وصل اینترنت برای مردم بودند و هستند، اما اینترنت توسط شورای امنیت که رئیسش اتفاقاً خود رئیس جمهور هست قطع شده. ما در دولت پیگیر وصل اینترنت هستیم! اینترنت حقّ مردمه.

    وزیر ارتباطات: آقای رئیس جمهور، مردم می‌گن الان شرایط عادی تر شده و حتی پروازها هم برقراره، از این امن تر؟؟ چرا اینترنت رو باز نمی‌کنیم؟

    رئیس جمهور: آقای عارف!! من که به شما دستور دادم حقّ مردم رو پیگیر باشید و وصل اینترنت رو دنبال کنید. چیکار کردین؟ به مردم گزارش دادید؟

    معاون رئیس جمهور: 

    سخنگوی دولت: در تکمیل عرائض جناب معاون باید تاکید کنم که اینترنت توسط شورای امنیت که رئیسش اتفاقاً خود رئیس جمهور هست قطع شده. ما در دولت پیگیر وصل اینترنت هستیم! و مردم عزیزمون باید بدونن که داشتن اینترنت حقّ همه مردمه!

    وزیر ارتباطات: ما در وزارتخونه از این ماجرای اینترنت پرو راضی نیستیم. کلی تخلّف شده در ارائه اون و اختلاف طبقاتی ایجاد کرده. بنده ۲ ساله دارم می‌گم اینترنت طبقاتی موضوعیتی نداره. چرا باید به این شکل اقدام می‌شد؟

    سخنگوی دولت: بله، خدمتتون عرض کردم که این قطعی توسط شورای امنیت که رئیسش اتفاقاً خود رئیس جمهور هست اتفاق افتاده و در همون شورا اینترنت پرو برای کسب‌و‌کارها تعریف شده و مصوبه شورا رو داره، حتما اینترنت برای مردم عادی در زمان مناسب وصل خواهد شد!!

    رئیس شورای اطلاع رسانی: اینترنت حق مردمه و باید بهشون داده بشه . کسی منکر این نیست، اما الان وسط جنگیم و امنیت مردم از همه چیز مهم تره، بنابراین بیاید به مردم شریف این وعده رو بدیم که هروقت چنگ تموم شد، اینترنت به حالت قبل بر می گرده!

    معاون وزیر ارتباطات: بله این رو هم اضافه کنید که نه تنها به حالت قبل، بلکه بهتر از قبل و با کیفیتی بهتر!!

    وزیر ارتباطات: یعنی قرار شده فیلتر اپلیکیشن‌ها رو برداریم که بهتر از قبل می‌شه؟  چرا من خبر ندارم؟

    معاون وزیر: نه خیر قربان! منظورم همون اینترنت بین الملله دیگه که وصل میشه. الان ۴ تا سایت و باز می‌کنه، اون موقع مثلا ۵۰۰ تا سایت بازه

    سخنگوی دولت: چه خوب! می خواین من این رو هم در ادامه نطقی که باید بکنم اضافه کنم؟ مثلاً بعد از قطعی و … رئیس جمهور رئیس شوراست و پیگیره … اینم اضافه کنم که قراره بهتر از قبل بشه؟!!

    رئیس جمهور {با عصبانیت}: بسه بابا! همش گیر دادین به ی موضوع. مگه ما دفعه قبلی که قطعش کرده بودن بازش نکردیم؟ چی شد؟؟ الان اگر بازش کنیم، دوباره میاد می بندتش! این که نشد که ….

    معاون رئیس جمهور:

    سخنگوی دولت: پس بریم سراغ موضوع بعدی، اما در عین حال این رو هم بگم که آقای رئیس جمهور از همون ابتدا پیگیر وصل اینترنت برای مردم بودند و هستند، اما اینترنت توسط شورای امنیت که رئیسش اتفاقاً خود رئیس جمهور هست قطع شده. ما در دولت پیگیر وصل اینترنت هستیم! حتی بهتر از قبل!!!

    و همه دولت به اتفاق معتقده که اینترنت حقّ مردمه ….

     

    مهدی سوی

  • ما هم همینطور رفیق! ما هم اینترنت نداریم!!

    ما هم همینطور رفیق! ما هم اینترنت نداریم!!

    دقایقی قبل یکی از دوستان قدیمی با من تماس گرفت و گفت به سختی شماره‌ات رو پیدا کردم. شنیده‌ام خبرنگاران و رسانه‌ها اینترنت دارن. من یک کار حیاتی دارم و باید به اینترنت وصل شم. کسب و کارم در خطره! هرچی کانفیگ می خرم یا کنده، یا زود قطع می‌شه. چندبار هم سرم کلاه گذاشتد و پول رو گرفتن و بلاکم کردند. اگر می شه بیام پیشت و  فقط برای چند دقیقه به من اینترنت بده!!

    لبخند تلخی زدم و گفتم دوست عزیز! واقعاً شرمنده‌ام که نمی‌تونم کمکی بهت بکنم. الان درست ۶۷ روزه که ما هم اینترنت نداریم! دغدغه‌ات رو درک می‌کنم، اما متاسفم کاری از من بر نمی‌یاد…

    گفت مگر مجوز ندارید؟ مگر به شما اینترنت بدون فیلتر نمی‌دن؟ گفتم بله مجوز داریم. اما فقط مجوز داریم!!

    اینترنت و سیمکارت سفید و بدون فیلتر برای از ما بهترون است انگار …

    البته از این بابت خدا رو شاکریم که اینگونه است و نیازی به رانت و گوش‌چشم حضرات نداریم. خودمان را عشق است …

    مهدی سوری

     

    [twitter_box id="951712"]

  • ممنون آقای ثابتی که خیالمان را راحت کردی!

    ممنون آقای ثابتی که خیالمان را راحت کردی!

    امیر حسین ثابتی نماینده تهران در مجلس شوای اسلامی اعلام کرد به دلیل قرارگیری کشور در شرایط جنگ، اینترنت بین الملل به این زودی ها برای مردم عادی وصل نخواهد شد!

    ثابتی

    ممنون آقای ثابتی که خیالمان را راحت کردی!. پس از ۶۵ روز از قطعی اینترنت برای ۹۰ میلیون ایرانی، در پی جنگ تحمیلی دشمن آمریکایی – صهیونیستی، شما اولین نفری بودی که با این صراحت، خیال یک ملت را از باز نشدن اینترنت برای ما مردم معمولی آسوده ساختی، تا دیگر چشم انتظار نباشیم. وگرنه ما همچنان با تست وی‌پی‌ان‌های مختلف و تایپ آدرس‌های اینترنتی در گوگل باز هم خودمان را سرکار می‌گذاشتیم که شاید فرجی شود.

    بر خلاف گفته های سایر مسئولین، خصوصاً وزیر ارتباطات و سایر افزاد دولتی و غیر دولتی مرتبط و غیر مرتبط با مقوله امنیت و ارتباطات که وعده می‌دادند، تنها یک نفر پیدا شد و با این صراحت کلام، به ما فهماند که این دفعه با دفعات قبل فرق می‌کند و باید با اینترانت ملی بی‌محتوا و کند داخلی خو بگیریم و یا پولدار باشیم تا از رانت اینترنت پرو بهره ببریم!

    فقط چند سوال وجود دارد که سوال همه مردم است و بهتر است به آن پاسخ دهید:

    اول– چگونه است که اینترنت درست از ساعات اولیه جنگ قطع شد، اما آمار لحظه ای و فیلم اصابت‌ها در شهرهای ایران، تا آخرین روز در رسانه های معاند پخش و منتشر شد؟ چه کسانی فیلترشکن‌های فعال را با وجود برقراری اینترنت قطره‌چکانی ارائه دادند و می‌فروختند؟ اگر اینترنت برای افراد خاص و سیمکارت‌های مشخصی فعال بوده و مابقی مسیر فایروال و پورت‌ها مسدود شده، چگونه فیلترشکن‌ها و کانفیگ‌هایی وجود داشته که کار می‌کرده؟ کدام دیتاسنترها اینترنت بین‌الملل در اختیار داشتند و احتمالاً تونلینگ اتفاق افتاد؟

    دوم– چگونه اینترنت قطع شد، اما خیلی ها هرگز دسترسی‌شان قطع نشد و اینترنت پر‌سرعت در اختیار داشتند؟ چه کسی و با چه انگیزه‌ای اجازه داد، جز سران و مسئولین مرتبط با اداره جنگ و دیپلماسی، دیگرانی که حتی هیچ مسئولیتی ندارند و صرفاً از آنان به فعال رسانه‌ای، مذهبی و یا سیاسی یاد می‌شود، اینترنت سفید داشته باشند و آزادانه توییت بزنند؟ توییت‌های به زبان فارسی افراد ناشناس و مجهول الهویه چه دردی از ما کم می‌کند؟چقدر در سرنوشت جنگ و دفاع از کشور تاثیر داشته است؟  حقیقتاً جز توییت‌های وزیر امور خارجه و دکتر قالیباف و فرماندهان نظامی همچون سردار موسی و …، کدامیک از توییت‌های افراد غیر در نمایش قدرت نظامی، دفاع از کشور و محکومیت جنگ تحمیلی و کشنار ناجوانمردانه مردم ایران تاثیر گذار بودند؟

    سوم – مگر جنگ فقط برای ایران رخ داده و جنگ داحلی است که در بین دست کم ۱۰ کشور درگیر در جنگ تنها اینترنت بین‌الملل در داخل ایران قطع می‌شود؟ چرا مردم این کشورها جز محدودیت های مقطعی و یا برخورد با متخلفین (منتشرکنندگان فیلم و عکس) با قطعی کامل اینترنت مواجه نمی شوند؟و اگر بنا به مصلحت‌های امنیتی و نظامی بوده که همین هم هست، چرا پس از پایان جنگ و برقراری آتش‌بس و با گذشت بیش از ۲۵ روز هنوز اینترنت قطع است؟

    چهارم–  بله، امنیت کشور در دوران جنگی از هرچیز دیگری مهم‌تر است و حتماً در زمان حملات به کشور لازم بوده که اینترنت کنترل شود. نه فقط من، بلکه آحاد جامعه این را می‌داند و می‌پذیرد، اما ما تنها کشور جنگ زده عالم نیستیم، در روسیه، اوکراین، لبنان، غزه و … جنگ وجود دارد. اما اینترنت هم برقرار است! حتی اگر در برخی کشورها اینترنت را به صورت مقطعی قطع کنند، زمان به این طولانی و بی‌هدف نبوده است. صادقانه بگویید حال که کشور در عادی‌ترین حالت پس از جنگ قرار دارد، زندگی در جریان است، آسمان کشور امن است و پرواز‌ها برقرار!، چه دلیلی وجود دارد که باز هم با این غلظت از عدم باز کردن اینترنت سخن می‌گویید؟

    پنجم– همانگونه که گفته شده، اینترنت قطع شده تا دشمن سوء استفاده نکند. بگذریم که آنطرف حتی در زمان قطعی اینترنت تمام بهره‌برداری‌اش را کرد. حال با فروش میلیونی اینترنت طبقاتی به نام اینترنت پرو، چگونه ضمانت می‌کنید افرادی که اکنون به اینترنت سفارشی بدون فیلتر وصلند، سوء استفاده نکنند؟ مگر نمی گویید شرایط جنگی است؟ چگونه اینترنت‌سفیدِ فروشی را مجاز کردید؟ الان که آشکار شد اپراتورها و یا عاملان آنها در فروش این نوع اینترنت تخلف کردند و هرکسی پول داده به اینترنت جهانی وصل شده، امنیت به خطر نیفتاده است؟ از کجا می‌دانید و چگونه تشخیص می‌دهید چه کسانی و چگونه از این رانت ناخواسته بهره می‌برند؟ اگر یک نفر در زمان جنگ فیلم و عکس تهیه کرده باشد و حالا آنها را بفرستد، چگونه تشخیص می‌دهید؟

    بپذیریذ که خطا کردید! اینترنت یا برای همه یا برای هیچکس، اصل عدالتی بود که نادیده گرفته شد. فروش اینترنت بی‌فیلتر به نام تجارت،تحقیق و … عملاً یک طرح اشتباه و مفسده خیز بود که رئیس قوه قضائیه نیز به درستی به آن واکنش نشان دادند. از کافی‌نت گرفته تا باشگاه ورزشی و مزون این مدل اینترنت را به پولدار‌ها می‌فروشند و ما آدم‌های معمولی جامعه،  انگشت حیرت بر دهان گرفته و تنها نظاره می‌کنیم. نظرتان در این مورد چیست؟

    ششم– به خوبی می دانید تمام دولت‌های اخیر در بحث کسب و کار و ایجاد شغل ناتوان و فشل بودند. حتی دولت مرحوم رئیسی هم که وعده یک میلیون شغل در سال را داده بود، نتوانست در این امر موفق باشد!. حال که مردم این کشور با تکیه بر توان خود و با استفاده از ابزارهای موجود و با تکیه بر اینترنت کسب و کار خودشان را راه انداخته‌اند و با قطعی نزدیک به ۳ ماه در طول یک سال گذشته کسب و کارشان نابود شده و درامدشان به صقر رسیده، شما به عنوان نماینده مجلس و همکارانتان چه تدبیری برای جبران خسارت این افراد اندیشیده‌اید؟ خیلی‌ها ضررهای میلیونی دیده‌اند و اکنون به قرض و نزول گرفتن رسیده‌اند. شما چی؟ از دی ماه تا به امروز حقوقتان را گرفته‌اید؟ کم و کسری که ندارید انشالله؟

    هفتم– وارد اعداد و ارقام خسارت‌های روزانه قطع اینترنت و نفرات بیکار شده از این بحران نمی‌شوم، اما به عنوان آخرین بخش، به نظر شما جنگ چه زمانی تمام می‌شود؟ توافق می‌شود؟ درگیری ادامه پیدا می‌کند؟ و یا در این وضعیت بلاتکلیف می‌مانیم؟ می‌خواهم بدانم اگر هر سناریویی جز پایان جنگ پیش رویمان بود، برنامه حاکمیت و نهادهای امنیتی برای ادامه زندگی و معیشت صدها هزار نفر که به صورت مستقیم و غیر‌مستقیم به اینترنت گره خورده، چیست؟ قرار است به همه اینترنت پرو بدهیم؟ به آن زن سرپرست خانوار که صنایع دستی تولید می‌کرد و می‌فروخت و الان حتی پول کرایه خانه را هم تدارد، اینترنت پرو ۲ میلیون تومانی (تازه اگر بخت یارش باشد) بفروشیم؟ شاید این روند تا ۶ ماه دیگر ادامه داشت؟ باید ۶ ماه دیگر به اسم اینترنت بین‌الملل بسته بخرند و به صورت تمام بها در روبیکا فیلم‌های تکراری و مزخرفات زرد بازنشر شده اینستاگرامی را ببینند و سرگرم شوند؟ این برایشان نان و آب می‌شود؟

     

    پ ن: 

    حتماً صلاح کشور و ملت بر این امر استوار است که در برابر تجاوزات دشمن خبیث و خونخوار آمریکایی – اسرائیلی، از حاکمیت و کیان کشور حمایت کنیم. در خیابان و در هر فضای دیگری پشتیبان و حامی قوای نظامی، امنیتی و سربازان و ایثارگران اسلام و انقلاب باشیم. و در این برهه حساس اگر سخت می‌گذرد که حتماً چنین است، زبان بر دهان گرفته و خدایی ناکرده با نقد نابجا و ناصواب امنیت ملی را خدشه دار نکنیم و سکوت کنیم. من نیز سکوت کرده‌ام. مدت‌های بسیاری است که سکوت کرده‌ام. رسانه ما هم مانند خیلی از کسب و کارها آسیب و خسارت بسیاری دیده است. خدا را شکر که از هیچگونه رانت و تبعیضی هم برخوردار نیستیم. هرگاه که مردم معمولی جامعه اینترنت داشتند، ماهم از همان بهره بردیم و به هیچ کجا درخواستی ندادیم. می‌توانستیم، اما نکردیم و نخواهیم کرد. خسارت‌هایی که به این رسانه وارد شده است، شاید با بازگشت شرایط به حالت عادی، ماهها و سالها زمان ببرد تا جبران شود، در برابر امنیت و آرامش کشورمان ایران چیز مهمی نیست. بنابراین هرگز دغذغه شخصی برای نوشتن این گزارش مطرح نیست.

    اما این موضوعات، سوال همه مردم است. پرسش‌هاییکه کسی تا به حال به آن نپرداخته و شوربختانه مسئول و سخنگوی مشخصی نیست که به آنان پاسخ درست و قانع کننده بدهد. وزیر ارتباطات و بدنه دولت مخالف قطعی اینترنت است، نماینده مجلس نظر غیر فنی و ناقص می‌دهد. مجریان و کارشناسان سیما که خود را همه کاره کشور می‌دانند و نظرات متناقض می‌دهند. ای‌کاش! کسی پیدا شود و در یک گفتگوی صریح به سوالات مردم پاسخ دهد و اگر دلیل منطقی و برنامه جبرانی برای رفع دغدغه و مشکلات مردم در این زمینه وجود دارد، کاملاً شفاف توضیح دهد و جامعه را اقناع کند که اکنون بودن اینترنت بین‌الملل با خسارت‌ها و مضراتی همراه است و صلاح مردم در این است. اینکه مردم را به اینترنت‌ملی و شبکه‌های اجتماعی بی‌کیفیت و کند داخلی حواله بدهیم، هم مسئولان آگاه و متخصص و هم آقای ثابتی می دانند نه چاره کار است و نه برای مردم خوشایند.

    خداوند به همه امور واقف است

    مهدی سوری

  • توان دفاعی ایران مانع حمله مجدد آمریکا و اسرائیل؟!

    توان دفاعی ایران مانع حمله مجدد آمریکا و اسرائیل؟!

    ایران در دهه گذشته توان بازدارنده‌ای ساخته که به جایِ وعدهٔ پیروزی قطعی در جنگ‌های کلاسیک، امکان تحمیل هزینه‌های سنگین و نامطلوب را به مهاجم می‌دهد؛ همین ویژگی است که دست‌کم تا به امروز، تردیدهای برجسته‌ای را در حلقه‌های قدرتِ ایالات متحده و اسرائیل به وجود آورده است.

    جنگ ایران و آمریکا

    این گزارش سعی دارد با بازخوانی مسیر از «جنگ ۱۲ روزه» تا امروز، ترکیب نیروی نظامی، استراتژی‌های نامتقارن، و محدودیت‌های هر طرف را بررسی کند تا روشن شود آیا ایران واقعاً می‌تواند مانعِ اقدام نظامی مستقیم شود یا فقط سدّی موقت در برابر سیاست‌های فشارِ حداکثری است.

    گزارش اختصاصی رسا نشر در گفت‌وگو با کارشناسان نظامیِ مستقل، تحلیلگران سیاسی و مدارکِ منتشرشده از منابع باز، نشان می‌دهد که جمع‌بندی دربارهٔ «توان دفاعی ایران» باید چندلایه و واقع‌بینانه باشد: نه ایستادگیِ مطلق و نه شکنندگیِ کامل.

    پیش‌زمینه تاریخی؛ از «جنگ ۱۲ روزه» تا تحول در تهدیدها

    وقایع منطقه پس از آنچه در محافل رسانه‌ای به «جنگ ۱۲ روزه» خوانده شد، یک واقعیت را برجسته کرد: تنش‌های کوتاه‌مدت می‌توانند به موتورِ تحول در انتخاب‌های نظامی و راهبردی تبدیل شوند. تجربه‌های میدانی نشان داد که کشورهای منطقه، از جمله ایران، به جای تکیه صرف بر نیروی هوایی و زرهی سنتی، به توسعهٔ مجموعه‌ای از ابزارهای پرهزینه‌ساز برای مهاجم روی آوردند؛ از موشک‌های بالستیک و کروز تا پهپادها و جنگ‌الکترونیک که می‌توانند خطوط تدارکاتی و زیرساخت‌های حیاتی را هدف قرار دهند.

    عناصر کلیدی توان دفاعی ایران

    موشک‌ها و سامانه‌های بالستیک

    یکی از ستون‌های اصلیِ بازدارندگی ایران، توسعهٔ توان موشکی است. طی سال‌های اخیر ایران به برد، دقّت و تعدد موشک‌ها افزوده است؛ از موشک‌های کوتاه‌برد تاکتیکی تا موشک‌های بالستیک میان‌برد که می‌توانند اهدافی در منطقه را پوشش دهند. این مجموعه به همراه توانِ آماده‌سازی سریع برای شلیک، هزینهٔ عملیات نظامی تهاجمی را برای هر مهاجمی افزایش می‌دهد.

    اینفوگرافی موشک های ایرانی

    پهپادها و جنگ غیرمتقارن

    پهپادهای رزمی و شناسایی به ایران امکان می‌دهند تا هم عمق عملیاتی دشمن را ببینند و هم حملات دقیق‌تری را انجام دهند؛ تجربهٔ استفاده از پهپادها در جبهه‌های منطقه‌ای و علیه اهداف دریایی نشان داد که این ابزارها در ترکیب با موشک‌ها بسیار تاثیرگذار هستند.

    نیروی دریایی و تهدید خطوط کشتیرانی

    تهدیدات علیه تردد دریایی در تنگه هرمز و ترافیک نفتی منطقه، یکی از مهم‌ترین اهرم‌های تهران برای فشارگذاری است. وجود قایق‌های تندرو، مین‌های دریایی، و قابلیت حمله به کشتی‌ها می‌تواند هزینهٔ اقتصادی و نظامی را برای مهاجم بالا ببرد و در نتیجه بازدارندگی غیرقابل‌چشم‌پوشی ایجاد کند.

    جنگ الکترونیک، سایبری و پدافند هوایی

    سرمایه‌گذاری در جنگ الکترونیک، شبکه‌های فرماندهی توزیع‌شده، و تلاش برای تقویت پدافند هوایی، چه با سامانه‌های توسعه‌یافته داخلی و چه از طریق تحصیل تجهیزات خارجی بخشی از تلاش ایران برای کاهش اثربخشی حملات دقیقِ دورپرواز است. البته این امکانات محدودیت‌هایی هم دارند و نباید آنها را نشانهٔ مصونیت کامل دانست.

    نیروهای پنهان در منظقه؟

    حمایت ایران از گروه‌های نیابتی در عراق، لبنان، سوریه، یمن و غزه یک بعد فرامنطقه‌ای به توان بازدارنده می‌بخشد. این شبکه‌ها به ایران امکان می‌دهند تا فشار را در نقاط متنوعی اعمال کند و هزینه‌های بین‌المللی و منطقه‌ای برای هر گونه حمله مستقیم را افزایش دهد.

    قیمت لحظه ای طلا، سکه و ارز

    موانع و محدودیت‌های توان دفاعی ایران

    با وجود رشد کیفی و کمی در برخی حوزه‌ها، ایران همچنان با محدودیت‌هایی روبه‌روست که در هر ارزیابی واقع‌بینانه باید لحاظ شوند:

    • نبود برتری هوایی: نیروی هوایی ایران در مقایسه با آمریکا و اسرائیل، به‌ویژه در حوزهٔ فناوری رادارگریز و هواپیماهای نسل جدید، ضعف دارد.
    • زیرساخت‌های حساس: حملات دقیق می‌توانند زیرساخت‌های حیاتی را هدف قرار دهند و ایران را با چالش‌های سنگین اقتصادی روبه‌رو سازند.
    • تحریم‌ها و محدودیت‌های صنعتی: تولید تجهیزات پیشرفته و فراهم‌سازی قطعات کلیدی در شرایط تحریم محدودیت ایجاد کرده است.

    آیا تردیدِ ترامپ و نتانیاهو ناشی از توان دفاعی ایران است؟

    جواب صریح نیست؛ اما تحلیلِ رخدادها نشان می‌دهد که چند عامل در ترکیب با یکدیگر عمل کرده‌اند. از یک سو، توان موشکی، ظرفیت حمله به زیرساخت‌ها، و شبکه‌های نیابتی ایران، سناریوی هزینه‌ساز و پرخطر را برای هر مهاجم متصور می‌کند. از سوی دیگر، ملاحظات سیاسی داخلی، فشار بین‌المللی، محاسبات اقتصادی، و ترس از گسترش منطقه‌ای جنگ که می‌تواند به بهای کارزارهای سیاسی در انتخابات و جامعهٔ بین‌الملل تمام شود، همواره در تصمیم‌گیری رهبران ایالات متحده و اسرائیل اثرگذار بوده‌اند.

    نمونه‌هایی از لحظات تصمیم‌ساز

    وقایع سال‌های اخیر از جمله کشیده شدن ناوهای آمریکایی به خلیج فارس، حملات محدود و هدفمند، و اقداماتی مانند ترور فرماندهانِ میانی یا حملات سایبری نشان داد که واشینگتن تمایل دارد از ورود به جنگ فراگیر اجتناب کند. در همان زمان، اسرائیل نیز دربارهٔ عملیات نظامی مستقیم علیه ایران همواره مجموعه‌ای از سناریوها را مورد سنجش قرار داده؛ سناریوهایی که هزینه‌های سیاسی و نظامی را درنظر می‌گیرند. در چرخشِ قدرتِ بازدارندگی، تواناییِ ایران در وارد آوردن خسارات قابل توجه به هم‌پیمانانِ دشمن، یکی از عوامل مهمی است که به تردید منجر شده است.

    اگر جنگ شود؛ چه اتفاقی ممکن است بیفتد؟

    یک جنگ تمام‌عیار بین ایران از یک سو و آمریکا/اسرائیل از سوی دیگر، سناریویی است که بیشتر تحلیلگران آن را به‌عنوان سناریوی باخت-باخت توصیف می‌کنند. احتمالاتی که باید در نظر گرفت شامل موارد زیر است:

    • آسیب پرهزینه به زیرساخت‌ها و اقتصاد منطقه؛
    • گسترش جنگ به جبهه‌های نیابتی و تبدیل شدن به درگیری فراگیر منطقه‌ای؛
    • استفاده از تاکتیک‌های تهدیدآمیز علیه خطوط حمل‌ونقل انرژی که می‌تواند بازار جهانی نفت را متشنج کند؛
    • عملیات چریکی و سایبری که توازن قوا را به سود جانب غیرمتقارن تغییر می‌دهد اما تضمین‌کنندهٔ پیروزی نظامی نیست.

    در نهایت، آنچه امروز شاهدیم نه یک «پارادوکس شکست‌ناپذیری» ایران و نه یک «ضعف کامل» است؛ بلکه مجموعه‌ای از قابلیت‌ها و محدودیت‌ها که در عمل، بازدارندگیِ کافی برای جلوگیری از آغاز یک جنگ وسیع را فراهم کرده‌اند اما این بدان معنا نیست که ایران می‌تواند در یک رویارویی نظامی تمام‌عیار، آمریکا و اسرائیل را به شکل سنتی شکست دهد. تردیدهایی که در سیاست‌ورزی رهبران خارجی دیده می‌شود، صرفاً ناشی از یک عامل تکی نیست؛ بلکه نتیجهٔ محاسبهٔ ترکیبی از توانایی‌های نظامی ایران، هزینه‌های سیاسی و اقتصادیِ بالقوهٔ جنگ، نگرانی‌های بین‌المللی و محاسبات داخلیِ طرف‌های مهاجم است.

    پیام روشن برای سیاست‌گذاران داخلی و خارجی این است که بازدارندگی مؤثر، آن‌گونه که امروز ایران نشان می‌دهد، مبتنی بر تواناییِ تحمیلِ هزینه است نه وعدهٔ پیروزی قاطع. این وضعیت دوره‌ای از ثبات شکننده به وجود می‌آورد: ثباتی که می‌تواند با اشتباه محاسباتی، حادثه‌ای ناخواسته یا تغییر در معادلات داخلیِ هر یک از طرف‌ها به بحران تبدیل شود. بنابراین گفتگو، کانال‌های ارتباطی و مکانیزم‌های مدیریت بحران برای جلوگیری از تبدیلِ تردید به فاجعه، اهمیت حیاتی دارند.

     

  • این تیم ملی در جام جهانی آبرویمان را می برد!

    این تیم ملی در جام جهانی آبرویمان را می برد!

    هرگز قصد نداشتم و ندارم در مورد تیم ملی امیر قلعه نویی که ساخته دست یک رئیس سالخورده با تفکرات قدیمی است، چیزی بنویسم. اما امشب پس از افتضاح دوباره باخت مقابل ازبکستان ۱۰ نفره، آن هم در یک بازی ضعیف و بدون برنامه، قطعاً از همین امروز به شما می گویم که در تاریخ ثبت شود:

    این تیم ملی در جام جهانی آمریکا آبرویمان را می برد!

    این تیم ملی در جام جهانی آبرویمان را می برد!

    کمی به عقب برگردیم و به یاد سخنان ساده لوحانه مدافع تیم ملی و کاپیتان تراکتور بیفتیم که در دیدار با پزشکیان، هم قول صعود داد و هم چون این بازی ها در آمریکا برگزار می شود جو را سیاسی کرد و از اعتلای نام ایران و ایرانی در کشور متخاصم دم زد. شوخی می کنی پسر جان!؟ شما در یک تورنمنت خیلی معمولی یک بازی را با پنالتی بردید و یک بازی را با پنالتی آن هم مقابل تیمی ده نفره باختید! شما حتی توان زدن ۱ گل، فقط ۱ گل را نداشتید. آن هم در مقابل تیمی که بازی قبل را با ۲ گل از تیم مصر برده بود. شک نکنید که قهرمانی در این رقابت ها حتماً حق ازبکستانی ها بود.

    بدون شک صدای طرفداران فوتبال در این کشور به گوش بسته فدراسیون فوتبال نخواهد رسید. اما ما این تیم ملی از سرمربی گرفته تا بازیکنان مصدوم و پیرش را که توان یک پاس ساده و بازی سازی را ندارند، نمی خواهیم. چرا باید سعید عزت اللهی که نه تیم دارد، و نه در شرایط ایده آلی به سر می برد را باز به تیم دعوت کنید؟ تیم ملی ایران ارث پدر چه کسانیست که حتی اگر در حالت کما هم باشند باید به تیم ملی دعوت شوند؟ سردار آزمون عصا به دست چه کمکی به تیم ملی در این مسابقات کرد؟ جز مسخره بازی و شوخی های سخفیف در برنامه مبتذل میثاقی که مشخص نشد چرا باید برای ۲ بازی سطح پایین صدا و سیما این همه مجری و تجهیزات روانه کند!

    ممکن است بگویید اینقدر هم اوضاع خراب نیست و نباید به امیرخان تاخت! چرا اتفاقا اوضاع حتی از چیزهایی که من گفتم هم خراب تر است! به آمار گل ها و بردهای تیم ملی تان در ۱۰ بازی اخیر مراجعه کنید.

     

  • مجموعه روایت داستانی تنهاییم، بخش اول

    مجموعه روایت داستانی تنهاییم، بخش اول

    روایت داستانی تنهاییم، مجموعه ای از رویدادها و وقایعی است که شاید به این شکل اتفاق نیفتاده، احتمالاً اتفاق افتاده و بعید نیست در آینده اتفاق بیفتد. من راوی داستانهایی هستم که ممکن است شما روزگاری و در جایی شاهد عینی آن بوده باشید.

     

    مجموعه داستان تنهاییم

    بخش اول

    حوالی ساعت ۱۰ شب بود که با صدای زنگ در، به خودم اومدم. از وقتی برگشتم خونه، از شدت ناراحتی کپیدم تو اتاقم و بیرون نرفتم. دلم می‌خواست زمان متوقف بشه. دلم میخواست همه چیز از یادم بره. اما مگه می‌شه؟ مگه می‌گذارند!

    زنگ که زده شد، یلدا در رو باز کرده بود و با شنیدن صداش که بلند داد می‌زد امیر مهدی، امیر مهدی بیا دم دره. چیکار کردی؟ این چرا باز اومده در خونه؟ مگه نگفتی …. به خودم اومدم. یک هو سرتا پام به لرزه افتاد. ترس وجودم رو گرفته بود. نزول‌خور حروم‌زاده اومده جلوی در. خدایا چیکار کنم؟ این پولش رو می‌خواد. ساعت ۴ که زنگ زد و تهدیدم کرد، فکر نمی‌کردم پاشه بیاد واقعاً!. بعنی ۶ ساعت از اون تماس گذشته؟ من چرا هیچ کاری نکردم؟ چرا چرا؟

    کار از کار گذشته بود و ماجرا از یک بدهی ساده گذشته بود. نمی تونستم به هیچ وجه پولش رو پس بدم و از طرفی به خاطر آزارها و توهین هاش ازش متنفر بودم. می دونستم با رفتنم به جلوی در حتماً خون به پا میشه.آررره! اگر خونی هم به پا بشه، خون من بدبخته دیگه. تو خودت چی دیدی بی‌عرضه که می خوای خون هم به پا کنی؟! بهترین راه پیچیدنه، البته که کورسوی امیدی نیست. اما اگر این سری رو قِسِر در بریم شاید فرجی شد.

    تا اومدم به یلدا بگم برو بگو نیستش. اصلاً چرا جواب دادی و در رو باز کردی؟ دیدم صنوبری شارلاتان جلوی در واحد داره به من نگاه می‌کنه و نفس نفس می‌زنه. چیکار باید می‌کردم؟ حتماً خون به پا خواهد شد، اما نه جلوی در، بلکه همین جا وسط پذیرایی! از چشماش خون می‌بارید. چیکار کنم؟ چی باید بهش بگم؟ اصلاً چجوری بهش بگم که از پول خبری نیست. کاش حداقل یکم پول ردیف می‌کردم. صداش و می‌خوابوندم تا برای بقیه پولش یک فکری بکنم. اما از کجا؟

    نمی‌دونم چرا تو اون لحظه دلم می‌خواست از حرفهایی که تو این چند ماه بهش زده بودم تاثیر گرفته باشه و شرخری و گذاشته باشه کنار. خداکنه اصلاً برای یک کار دیگه اومده باشه! چه می‌دونم؟ مثلاً گوشیش خراب شده باشه و بخواد درستش کنم! دلم می‌خواست قبل از اینکه من چیزی بگم به حرف بیاد و بگه اومدم بهت بگم وقت داری تا پولم و بدی. عجله نکن داداش! کاش قبل اینکه من بخوام چیزی بگم، اون خودش اینا رو بگه! که گفت. گفت آقا امیر مهدی قربون خدا برم. نمی دونی چه اتفاقی افتاد برام؟ یکی دو ساعت قبل از خونه زنگ زدن که بچم از پله‌ها افتاده. گفتن مُرده. تا من رفتم بیمارستان هزار بار مُردم و زنده شدم. تو راه کلّی به خودم لعنت فرستادم. گفتم دیدی آخرش آه مَردم دامنت و گرفت صنوبری! توبه کردم. با چشم گریون از خدا خواستم از گناهام بگذره و بچّم و بهم برگردونه. آقا امیرعلی، به خدا گفتم آدم می‌شم. می‌گذارم کنار. تو فقط پسرم و ازم نگیر.

    رسیدم بیمارستان دیدم اورژانس شلوغه. قیامتِ آقا، قیامت. صدای شیون و ناله زنم و دختر بزرگم و می‌شنیدم، اما تو جمعیت پیداشون نمی‌کردم. گفتم تمومه دیگه. به زحمت از بین جمعیت رد شدم و در همین حین می‌شنیدم مردم می‌گفتن کار خدا رو ببین. معجزه شده. حتماً خدا به دل پدر و مادرش نگاه کرده. نمی‌فهمیدم چی می‌گن. جلوتر که رفتم دیدم دور یک تخت خیلی شلوغه. به یکی از پرستارا گفتم خانم من صنوبری‌ام. پسرم از پله افتاده، گفتن آوردنش اینجا. پسرم خانم. پسرم کجاست؟ پرستاره لبخندی زد و گفت آقا شما پدرشی؟ بیا ببین پسرتُ . ما همه نا امید شده بودیم. پسرت رفته بود. اما ی معجزه شد و پسرت بعد از ۵ دقیقه دوباره برگشت. برو، برو اون تخت که شلوغه تخت پسرته.

    باورم نمی‌شد. خدایا چی می‌بینم. رفتم جلو دیدم پسرم با سر شکسته و خونی ولی زنده داره می‌خنده و با مامانش حرف می‌زنه. پریدم تو بقلش و کلی گریه کردم. گفتم بابا بمیره برات پسرم. چرا اینطوری شدی عزیزم؟ کسی هُلت داد؟ خدایا شکرت. خدایا من از تو دارمش… که پسرم یک دفعه با شنیدن اسم خدا لبهاش و نزدیک گوشم آورد و گفت بابا! خدا من و برگردوند. گفت به بابات بگو این یک تلنگر بود برات که غرورت بشکنه. که از آزار آدمای بی گناه دست برداری! خدا گفته اگر میخوای توبه‌ات رو قبول کنم، امروز دل یک نفر رو بَد شکوندی. برو ازش حلالیت بگیر. من به عهدم وفا کردم. تو هم توبه کن و عهدت رو به جا بیار…

    و از چارچوب در اومد به سمت من و به سمت دستم خم شد. انگار می خواست دستم رو ببوسه و حلالیت بگیره. متعجب بودم. بی اونکه حرف برنم فقط نگاهش می‌کردم و گوش می‌دادم. دستم و گرفت و کشید. تا اومدم جلوی دست‌بوسیش و بگیرم و بگم آقا صنوبری این کارا چیه داداش، من کی باشم که حلالت کنم. من بهت بدهکارم می دونم. به خدا پولت و می دم… که نفهمیدم چی شد و یک آن شَتَرَق…! سنگینی دستش رو روی صورتم احساس کردم. طوری که برق از چشمام پرید. به خودم اومدم دیدم داره فحش میده و میگه مرتیکه لالی؟ نمی‌خوای پول من و بدی؟ دو ساعته دارم باهات خرف می‌زنم. اوسکول گیر اوردی؟ آدمت می کنم عوضی!!

    اینجا بود که به خودم اومدم و فهمیدم دلم می‌خواسته این اتفاق بیفته. دلم می‌خواست مثل فیلما آدم بدا سرشون به سنگ بخوره. تقصیر منم نیست. انقدر که تو این تلویزیون وامونده از این فیلما و سریال‌های رحمان – رحیمی دیدیم، باورمون شده آخرش قراره اتفاق خوبه بیفته. مظلوم به حقش می‌رسه. ظالم یا از بین می‌ره و یا توبه می کنه و سر به راه می شه. آره آخرش باید اینطوری می‌شد. اما نشد که هیچ، بدترم شد. چون بعد از چکی که زد و مُشتی که وسط سینم کوبید، به سمت دیوار هلم داد، بعد با صدای بلند داد زد، سرکار بیا تو دیگه! پَ چرا نمیای؟ میخوای خودم ببرمش تا کلانتری؟! اینجا همون جای بدشه. حکم جلبم رو ۳ روزه گرفته بود. اما صداش و در نیاورده بود تا شاید به پولش برسه.بنده خدا! سه روز چیه؟ بگو ۳۰ روز دیگه. از کجا می‌خواستم پول و جور کنم و بدم که شرش کم شه. مأموره اومد داخل و ی چیزایی گفت که نفهمیدم. فقط وقتی گفت دستات و بیار جلو، بی‌اختیار دو دستم رو به علامت تسلیم بردم سمتش و دستبند و زد به دستم…

    و یلدا، آخ یلدای من. در تمام این مدت بیچاره یلدا یک گوشه پذیرایی ایستاده بود و فقط نگاه می‌کرد. فقط نگاه می‌کرد و اشک می‌ریخت. فقط نگاه می‌کرد و از ترس می‌لرزید. فقط نگاه می‌کرد و … . آخ یلدا جانم. نشد. بِبَخش. نشد آنچه که آن روزها در حیاط دانشگاه وقتی داشتم مخت رو می‌زدم برایت تعریف می‌کردم. نشد به اون وعده‌ها، به اون قول‌ها، به اون آروزها و رویاها وعده عمل بپوشونم. تو همه جوره پای من بودی و موندی. تو همه جوره پای من بودی و ایستادی. درست مثل همین حالا که دستبند به دست دارند می برندم، ایستادی و فقط نگاه می‌کنی. فقط نگاه می کنی و اشک می‌ریزی. فقط نگاه می‌کنی و از ترس می‌لرزی. به خودت بیا دختر! من رو بازداشت کردن، دارن می بَرَن.نمی خوای هیچ کاری بکنی؟ حداقل التماسش کن، حداقل یکم این اشکها رو خرج نجات من بدبخت بکن و برو جلوش بهش بگو صنوبری بهمون وقت بده. پولت رو می‌دیم. چه می‌دونم، یک کاری بکن دیگه! اَه …

    حقیقتش، یلدایی که من میشناختم، حتماً همین کار رو می‌کرد. حتماً پشتم در می‌اومد. حتماً هرطوری شده اون مرتیکه نزول‌خور رو راضی می‌کرد که حداقل امشب من رو بازداشت نکنن. تا صبح خدا بزرگه. فرصت می‌گرفت که از اینور و اونور ی پولی جور می‌کردیم و بهش می‌دادیم. حتماً اون موقع که اون بی‌شرف دست روی من بلند کرد، فریاد می‌زد و می گفت دستت بشکنه! چرا می‌زنیش؟ آره! یلدایی که من می‌شناختم حتماً همه این کارها رو می‌کرد. اما مسأله اینه که انگار من این یلدا رو نمی‌شناسم. این یلدا کجا، اون یلدا که به خاطرش … بگذریم. این یلدا فقط نگاه می‌کنه و اشک می‌ریزه. فقط نگاه می‌کنه و از ترس می‌لرزه. فقط نگاه می کنه. فقط نگاه می‌کنه. حرف نمی‌زنه. سکوت، سکوت، سکوت…

    من رو که بازداشت کردن اون هم بدون هیچ مقاومتی. یعنی اصلاً نه روش رو داشتم و نه حس چنین کاری رو. بدهکاری ام که اصل بدهی رو که نداده هیچ، ۲ برابر اصلش باید پول زور برگردونم. ولی خُب شعورم خوب چیزیه! حتی اجازه ندادن لباسم رو عوض کنم. دارن من رو می‌برن. خدا کنه کسی از همسایه ها در راه‌پله یا آسانسور باشه و من و تو این وضع ببینه، برعکسِ شرایط معمول! خدا کنه ببینه و به یکی از نزدیکانم خبر بده. لحظه آخری برگشتم سمت یلدا و بهش گفتم در و ببند. قاعدتاً باید ی چیزای دیگه می‌گفتم. باید بهش می‌گفتم سریع به داداشم میثم زنگ بزن. قربونت برم، غصه نخوری‌ها ! چیزی نیست. درست می‌شه. تو هم اینجا نمون. برو خونه مامان-بابات. و با دیدن اشکاش و ترساش باید بهش می‌گفتم یلدا جانم! چیزی نشده که خانمم! گریه نکنی‌ها! نترسی‌ها! چیزی نیست. خدا بزرگه و درست میشه. بله! خدا واقعاً بزرگه. اما نه، قرار نیست چیزی درست بشه. پس، یلدا جانم همونطور که داری نگاه می‌کنی، اشک می‌ریزی و از ترس می‌لرزی، فقط می‌تونم به خدا بسپارمت. چون من و تو کسی رو نداریم و هر دو تنهاییم!

    از یلدا جدا شدم. از خونه اومدم بیرون. تو آسانسور، راه پله ها، پارکینگ و حتی جلوی درِ ساختمون هم هیچکس نبود. نبود و ندید. نبود و ندید که شاید بخواد به کسی خبر بده. کسی که، حقیقتش ما بعد از اون مشکل بزرگ و بدهی هایی که داریم کسی دور و برمون نمونده. گرفتار که باشی همه دورت خط می‌کشن. بدبخت که باشی همه دورت خط می‌کشن. بدهکار که باشی همه دورت خط می‌کشن. به خودت که میای می‌بینی اصلا دیگه تو لیستشون نیستی که بخوان دورت خط بکشن. تو لیستشون نیستی. تو کانتکت موبایلشون هم نیستی. اولاش شاید اسمت تو جلسه‌ها و دورهمی‌هاشون بارها شنیده بشه. سوژه بحثاشون بشی. ازت به عنوان یک لوزر نام ببرن، شایدم برات در ظاهر دلسوزی هم بکنن، اما ته دلشون از زمین خوردنت خوشالن. بازی‌‌شون که با داستانت و بدبختی‌هات تموم شد، فراموشت می‌کنن و حتی دیگه تو ذهنشون هم نیستی. ی جور نیستی که انگار از اول نبودی.

    به نظرم ولش کنید. ذهنتون رو درگیرش نکنید. میثم، برادرم رو می‌گم. اگه یکی از همسایه‌ها می دید، یا حتی اگه یلدا، که بخوان به میثم زنگ بزنن؛ به فرض که تلفنش رو جواب می داد و ایران بود … اصلاً چرا باید بقیه‌اش رو بگم. همینکه بدونید این دستبند که به دستم خورده، این بدهکاری و نزول ۳ برابری که به خاطرش با یک شارلاتان درگیر شدم، برای دادن پول میثم بوده. برادرم! برادری که برادرش رو، تنها بازمانده خانواده کوچیک اما پرمهرش رو به یک زن ترجیح داد. چرا من از صنوبری بدم میاد؟ چرا ازش بدم میاد وقتی برادر تنی خودم به من وقت نداد تا چکم رو پاس کنم؟ برادری که تهدیدم کرد و دقیقاً عین همین کار و باهام کرد. حکم جلب! پلیس، دستبند، بازداشتگاه… فقط تفاوتش در این بود که اون از جلوی مغازم من رو برد، صنوبری از توی خونه. بین این دو تا هیچ فرقی نیست. هرچند صنوبری هزار بار بهتر از برادرِ خودمه. این روزا انگار هرکاری رو که می‌شد فقط از غریبه توقع داشته‌باشی، حتماً برادرت باهات می‌کنه.

    چقدر این دستبند رو سفت بستی جناب سروان! خدا خیرت بده، یِکَم شُلش کن…

    خندید و گفت من این رو برات شُل می‌کنم. قیافت ولی خیلی خسته و داغونه. خیلی پریشونی. با این رقمی که بدهکاری و بعیدم می‌دونم بتونی پاس کنی، خودت و اذیت نکن و تو هم یِکَم شُلش کن ….

    {ادامه دارد، بخش دوم}

    مهدی سوری

  • جای خالی ایرانیان در توییتر برای دفاع از حقانیت ملت

    جای خالی ایرانیان در توییتر برای دفاع از حقانیت ملت

    آقا یا خانم مسئول فیلترینگ! آیا این همیت، این یک‌دلی، این غیرت و انسانیت سزاوار دیده‌شدن و مخابره به جهانیان نبود؟ آیا هر نوشتار، تصویر و ویدیو از این شجاعت و رشادت ملت ایران، یک تیر به قلب دشمنان و بدخواهان و آنانکه کفتار‌صفت منتظر زمین‌خوردنمان و پاره‌پاره کردن وطنمان بودند، نیست؟

    ایرانیان توییتر در جنگ 12 روزه

    شبکه اجتماعی ایکس یا همان توییتر سابق، مهم‌ترین و بزرگترین جامعه نوشتاری دنیاست که از نظر سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و … بیشترین تاثیرات لحظه‌ای را گاه در سرتاسر دنیا به همراه دارد. یک توییت می‌تواند قیمت‌ها را در مارکت جهانی جابجا کند. یک خط نوشته از سران یکی از کشورها می‌تواند تحولات بزرگی را رقم بزند. فضای بسیار پرمخاطب و تاثیرگذاری که متاسفانه سیاست‌های غلط حاکمیتی، ایرانیان را از حضور در این فضا منع کرده است و باز هم دچار خودتحریمی شده‌ایم.

    ایرانیان در کف توییتر

    با وجود فیلترینگ، عدم آشنایی اکثر ایرانیان با این فضا و شاید هم محدودیت‌های نوشتاری و بصری در گذشته‌ی توییتر، پلتفرم ایکس اما با ایرانیان غریبه نیست. به طور دقیق نمی‌توان گفت چه تعداد ایرانی در ایکس حضور دارند. برخی آمارها این تعداد را از ۱ تا ۲ میلیون کاربر تخمین زده‌اند. افراد محبوب ایرانی در توییتر هم زیاد نیستند و صفحات رسمی حاکمیتی نیز دنبال کننده زیادی ندارند.

    انقلابی و ضد انقلابی

    در میان افراد با بالاترین دنبال کننده می‌توان به محمد جواد ظریف وزیر امورخارجه دولت روحانی، نازنین بنیادی و چند سیاست‌مدار داخل و خارج کشور اشاره کرد. مابقی حساب‌های پر‌مخاطب متاسفانه به افراد و یا سازمان‌های ضد انقلاب و مخالف حکومت تعلق دارد. البته در میان این صفحات، افراد و شخصیت‌های تاثیرگذار هم هستند که نوشتارشان در راستای صیانت از حقوق ملت ایران است. اما همانگونه که گفته شد خلاء مخاطب به شدت در این فضا مشهود است. درست مانند یک بازار بزرگ مدرن و پر از کالا که هیچ مشتری و خریداری ندارد.

    در ترند فارسی اکثر هشتگ‌ها نیز در اختیار مخالفان جمهوری اسلانی ایران است و اگر هشتگ مهسا امینی را که پر استفاده‌ترین هشتگ تاریخ توییتر فارسی است را به دلیل مسائل اجتماعی و نه سیاسی کنار بگذاریم، مابقی هشتگ‌های ترند بیشتر از سمت مخالفان است. خود این امر گواه بر این است که حاکمیت فضای مهم ایکس را به دلیل سیاست‌های غلط دولت‌ها به دشمن واگذار کرده است.

     

    ضد انقلابیِ اسرائیل‌دوست

    مخالفان نظام، سلطنت طلب‌ها و اخیراً هم حساب‌های فیک فارسی هوادار اسرائیل این روزها بیشترین جولان را در کف توییتر می دهند. در طرف مقابل اکانت‌های طرفداران انقلاب که بیشتر منتسب به جریان های فکری پایداری‌ها (جلیلیسم)، قالیبافی‌ها و عده معدودی هم مستقل هستند حضور دارند.به این جمع طیف معتدلیون و اصلاح‌طلبان را هم اضافه کنید. این ۲ گروه از آغاز پیدایش توییتر همیشه در حال نزاع و تخریب یکدیگر بوده‌اند و اساساً میدان بازی‌شان جای دیگری است. چیزی به نام ایران، دفاع از ایران و وفاق ملی در بین توییت‌نویس‌های داخلی هرگز مشاهده نمی کنید. حتی در همین روزهای جنگ تحمیلی که توییتر فارسی شده بود محل عرض اندام صهیونیست ها و ساده لوحانه جشن پیروزی و سرنگونی سر می دادند، باز هم این دو طیف مشغول تخریب یکدیگر بودند. اگر بی انصافی نکنیم در طول ۱۲ روز جنگ توسط برخی از شخصیت ها و کاربران این گروه توییت‌های خوبی زده در محکومیت حمله مذبوحانه رژیم تروریست صهیونیستی زده می‌شد، اما به محض اعلام آتش‌بس، جنگ میان این دو باز شروع شد و آتش تخریب، تحقیر و توهین را به سمت هم گشودند.

    بازار سید اسماعیل شعبه توییتر

    در بین ایرانیان مستقر در ایکس یک جماعت دیگر هم هستند بسیار معدود اما متحد در کنار هم که یک کلونی تشکیل داده‌اند. دختران و پسرانی که متعلق به نسل زد هستند. نوع نگارششان و دیدگاهشان، لایف استایل و  سبک مراوداتشان کاملاً متفاوت است با آدم های معمولی که می‌شناسیم. در بین این جماعت دختران و پسران عاشق هستند،خیانت‌دیده و خیانت‌کرده. آدمهای کلافه و بلاتکلیف حضور دارند، فلسفی نویسان چِت داریم، فضانوردان بنگی داریم. حتی آدم موفق‌های الکی و پیکج فروش، دانشجویان بی‌هدف، چقدر پرستار و دکتر روزمره‌نویس از بدبختی مریض‌ها داریم، مدیران میانی اچ آر، مدیران روابط عمومی‌ها و منتورهای شرکت‌های خصوصی و استارتاپی، کمی تا قسمتی هم هنرمند و سلبریتی داریم. خلاصه همه جوره داریم. حتی متقاضیان دریافت و فرستندگان نود [۹۰ نیست ها]!

    در توییتر فارسی همه چیز داریم، اما آدم معمولی نه! نداریم.

    جای خالی ایرانیان در توییتر فارسی

    محمد جواد آذری جهرمی در روزهای اول جنگ درخواست کرده بود توییتر در ایران بلافاصله رفع فیلتر شود. توییتر در زمان جنگِ نابرابرِ تحمیلی می‌توانست بزرگترین سنگر ایرانیان برای دفاع از ایران، و نشان دادن چهره پلید متخاصم صهیونیستِ کودک کُش باشد. می‌توانست نمایش دهنده اقتدار ایرانیان و اوج همدلی و حمایت از نظام حاکم باشد. تصور کنید حداقل  ۲۰ میلیون ایرانی در یک روز نام مقدس #ایران را تِرند جهان می‌کردند. تصور کنید صدها کمپین و هزاران توییت محکومیت علیه حملات دشمن به خاک وطن منتشر می‌شد، آیا فردای آن نتانیاهو جرأت می‌کرد در پیام خودش از مردم ایران نام ببرد؟ آیا پس‌مانده متعفنِ سلطنت پهلوی با دیدن تنفر ایرانیان از اسرائیل و حملاتش به خاک ایران، جرأت می‌کرد توییت دیگری در دفاع از حمله به خاکمان بزند؟

    من حداقل در جامعه محدود اطرافم یقین دارم جمعیت قابل توجهی از شرایط فعلی ناراضی‌اند و مخصوصاً عملکرد ضعیف دولت سیزدهم را باعث مشکلات امروزشان می‌دانند، اما همه آنها با حمله نظامی اسرائیل به خاک کشورمان مخالفند. و بر تغییر رژیم توسط یک اشغالگر که آن همه جنایت در سرزمین‌های اشغالی مرتکب شده، باور ندارند. جای دردناکش برای اپوزیسیون پا منقلی اینجاست؛ آنانی هم که تا قبل از جنگ بازگشت پهلوی را آرزو می‌کردند، و گمان می‌کردند با براندازی و آمدن فرزند ناخلف پهلوی‌ها می‌توان کشور را نجات داد، بسیار از او خشمگین هستند و او را به خیانت به میهن و حتی پدر و پدربزرگش متهم می کنند.

    جای مردم عادی در توییتر خالی است. حساب‌هایی که در بالا از آنان یاد کردم نمی‌توانند نماینده خوبی در توییتر فارسی باشند. برای امثال محمدجواد های لاریجانی و همفکرانش مجبورم با مثالی ساده توضیح دهم: تصور کنید در یک محل زندگی می‌کنید. با یک نفر به مشکل خورده اید. او اصلا از شما بدش می‌آید و پشت سرتان صفحه گذاشته است. در این مساله حق هم با شماست، طرف مقابل فردی بد، دروغگو  و شیر ناپاک خورده است. شما تودار هستید و نمی‌خواهید کسی از مساله آگاه شود. اما در مقابل، طرف موضوع را عمومی کرده و هرکجا رفته و هرکس را دیده، بد شما را گفته است. چه می کنید؟ می خواهید تودار بمایند و به خدا واگذارش کنید؟ شما را چهره بدی معرفی کرده‌اند و پای آبرویتان در میان است. باز هم سکوت می‌کنید؟ خودتان به کنار! این موضوع به خانواده و عزیزانتان آسیب نمی‌زند؟ ممکن نیست که در محل انگشت نما شوید؟ حتماً به عنوان یک انسان عاقل و صاحب حق بایست که از خودتان دفاع کنید. به شما باشد می‌خواهید جلوی همسایگانتان را بگیرید و توضیح دهید. به چند نفر می توانید بگویید؟ چگونه باورتان می‌کنند؟ برای دفاع از خود چه دارید بگویید؟

    من به شما می گویم به جای گفتن حقیقت به یک یا چند نفر، تلاش کنید افراد بیشتری را در محل‌های تجمع اهالی مثل نانوایی، صف شیر و حتی مسجد محل جمع کنید و توضیح دهید. خودتان را و حقیقت خودتان را با دلیل آشکار کنید. حتماً در بین آن همه آدم اگر شما راست‌کردار باشید پشت شما در می‌آیند و از شما دفاع می کنند. حتی آنها برای دفاع از حقانیت شما دیگرانی را هم که در جمع حضور نداشته‌اند آگاه می‌کنند و اینگونه شما تبرئه و طرف مقابل رسوا می‌شود. این خیلی خوب است. شما مدافعانی پیدا کرده‌اید که اگر فردا روز، مشکل مشابهی پیش بیاید، شما را می‌شناسند و نتنها از طرف مقابل نمی‌پذیرند، بلکه از شما حمایت هم می‌کنند.

    پیرو مثال فوق شما ایران و مردم ایرانید. آن فرد بد و دشمن شما اسرائیل و آمریکاست. و آن تجمعات به مثابه توییتر و شبکه‌های اجتماعی بزرگی است که حرف شما و حقیقت شما در آن شنیده شد. از این داستان نتیجه می گیریم که در دنیای پر از فرکانس، سیگنال و ترافیک داده‌ها، باید حضور پرقدرت و موثر داشت. برادر و خواهر مسئول عزیز، صدا و سیما با دهها شبکه درون و برون مرزی‌اش نمی‌تواند نماینده همه مردم ایران باشد! تا همین قبل از جنگش هم خانه امن گروهی معدود بود و غیر از این اقلیت مأنوس با خود، مابقی را داخل آدم حساب نمی کرد! و کاش که به همین سادگی بود، حتی بارها آب پاکی را روی دستانمان ریختند که اگر نمی خواهید جمع کنید و ازاین کشور بروید. ایران فقط مال ماست. تلویزیون هم مال ما حزب اللهی هاست و بقیه‌تان کلهم اجمعین ول معطلید. با این صدا و سیما نه می‌شود وفاق کرد و نه اطمینان داشت که امانتدار باشد و صدای ایران و ایرانی جماعت!
    ایرانی باید از خودش دفاع کند. همانگونه که ما موشک ساختیم و در مقابل کشتار مردم بی دفاعمان ، پر‌قدرت بر سرشان موشک ریختیم! باید برای دفاع و حتی حمله در فضای سایبر آماده باشیم و حضور حداکثری داشته باشیم. موشک دفاع از ایران در فضای مجازی، توییت‌ها و هشتگ‌های #ایران است که باید میلیونی بر سرشان فرود آوریم و جهاد روشنگری در برابر سلطه امپریالیسم تروریست‌پرور راه بیاندازیم. نتانیاهو، همفکرانش و عمله‌های فارسی‌زبان بی‌وطنش در طول جنگ ۱۲ روزه می‌خواستند ایرانمان را ناامن و ضعیف نشان دهند. می‌خواستند با هر حمله امید مردمانمان را نا‌امید کنند و ترس به وجود زنان و مردانمان بیاندازند تا یا فرار کنند و یا به خیابان بیایند. اما آیا اینگونه شد؟ نه!. ولی جهان باید این را می‌دید. باید می‌دید که نه‌تنها فرار نکردیم، بلکه استوار ایستادیم. اعتماد کردیم و شب‌ها بدون دغدغه درست دز همان اتاقی که همیشه به خواب می‌رفتیم خوابیدیم و صبح روز بعد بیدار شدیم. قفسه فروشگاه هایمان خالی نشد. همدیگر را زیر دست و پا له نکردیم. تازه با هم دوست‌تر و هموطن‌تر هم شدیم. به هم کمک کردیم. به آنان که نیاز داشتند، جای سکونت دادیم. فروشگاه و خدماتمان را تعطیل نکردیم. سودجو نبودیم و حتی از سودمان هم گذشتیم.

    آقا یا خانم مسئول فیلترینگ! آیا این همیت، این یک‌دلی، این غیرت و انسانیت سزاوار دیده‌شدن و مخابره به جهانیان نبود؟ آیا هر نوشتار، تصویر و ویدیو از این شجاعت و رشادت ملت ایران، یک تیر به قلب دشمنان و بدخواهان و آنانکه کفتار‌صفت منتظر زمین‌خوردنمان و پاره‌پاره کردن وطنمان بودند، نیست؟

    حتماً معتقدم به حفظ امنیت، به ممانعت از نفوذ و ضربه زدن به زیرساخت‌ها و شبکه‌ها. اما به نظرم از چند ده حساب سرخورده اسرائیلی به فارسی و ضد انقلاب درمانده نترسید. اجازه بدهید هر ایرانی با حضور در این فضا یک سنگر برای دفاع از آب و خاکش بزند. از انتقاد از خودمان و خودتان هم نترسید. ایرانی ممکن است گلایه‌مند باشد. حتما که منتقد هم هست، اما وطن‌فروش نیست. بروید و کنکاش کنید، همان اندک کاربران فعلی مانند شیر در روزهای جنگ کارشان را یکسره کردند. منشن‌ها و کامنت‌های زیر هر توییتی که می‌زدند را اگر بخوانید متوجه می‌شوید از چه مردمانی حرف می‌زنم. ما که اینترنت نداشتیم، اما فدای هموطن خارج نشینم شوم که با اقتدار جواب یاوه‌گویی‌هایشان را آنچنان کوبنده می‌دادند که از حجم پیام‌ها متحیر مانده بودند.بدبخت‌ها انتظار حمایت داشتند اما خراب شدند. آنها نمی‌دانستند ایرانی حتی اگر از حکومتش هم بریده باشد، اگر آواره غربت هم که باشد، باز هم خاک وطنش را به غریبه نمی‌دهد. نمی‌تواند ببیند هموطنش، عزیزان و خانواده‌اش در داخل خاک کشور، جانشان در خطز باشد.

    یکی از دوستانم که ساکن هلند است و با یک خانم هلندی ازدواج کرده تعریف می کرد که همسرش یکبار گفته

    “در مورد ایران و جایی که در آن به دنیا آمدی دچار تردید و سردرگمی هستم. خودت یک چیزهایی از کودکی، تحصیل و شرایط زندگی تعریف کرده‌ای. اما ایرانِ داخل فضاهای مختلف مجازی برایم متفاوت است. ایرانیان اینستاگرام به نظرم حتی بیشتر از چیزی که تو گفته‌ای، همه شاد و سرزنده هستند، زندگی و روزمرگی‌هایی مثل ما و حتی لاکچری دارند. می‌خندند. می رقصند. کنسرت می‌روند. مسافرت می‌روند، شخصیت‌های مهم هنری، ورزشی و … دارید. شهرهایتان مدرن و فرهنگ و آداب و سنن گسترده‌ای دارید. اما در توییتر یک ایران به من نشان داده شده که یک کشور عقب‌مانده، ترسناک و دارک است. یک ملت اسیر و دربند، فقیر و بدون تکنولوژی و هیچ امکاناتی هستند و چند گروه هستند که برای تغییر حکومت دارند با هم می جنگند.”

    بله! ما نیاز داریم که در این فضا حضور حداکثری داشته باشیم، دشمن تلاش کرده تا می‌تواند یک ایران غیر‌واقعی را به دنیا نمایش دهد. ایرانی که خیلی بد است و تازه می‌خواهد بمب اتم هم بسازد و دنیا را نابود کند. اگرچه به فضل خدای متعال تاکنون نقشه‌های شومشان با شکست مواجه شده و هستند انسان‌های شریفی در سرتاسر دنیا که فریب قصه‌های دروغین را نخوردند و در همین جنگ ۱۲ روزه به حمایت از ایران و مقاومت برخواستند. اما ما نیاز داریم که به همه جهان خودمان را، سرشت نیک مردمانمان را بهتر و بیشتر بشناسانیم. و نقشه شوم دشمنان و بدخواهان ایران را بیشتر از پیش برملا کنیم. از اینرو از همه تصمیم‌گیران در این زمینه مجدداً و عاجزانه درخواست می‌کنم با بررسی دقیق و کارشناسانه، فضاهای بسته شده را که می‌تواند در پیشبرد اهداف و برنامه‌های ملی و مذهبی، علمی و آموزشی و حتی سرگرمی اثرگذار باشد را به روی ایرانیان باز کنید. تهاجم فرهنگی و چیزهای بد در این فضاها کم است، کسی که دنبال چیز باشد، آدرس چیزهاب را بلد است و مستقیم سراغ همان می‌رود، براندازی از طریق فضای‌مجازی با وجود گستردگی ایران و تنوع اقوام و تفکرات به طور قطع محال بوده و حتماً در این فضا شکل نخواهد گرفت،کما اینکه دهها هزار صفحه و کانال سالیان سال است که بیانیه و فراخوان می‌دهند، اما جز اتلاف وقت و هزینه عایدی برایشان نداشته است. از این چیزها نترسید، خیالتان راحت، ایکس و یویتیوب را رفع فیلتر کنید.

     

     

     

  • کلاهبرداری که روح شد، اما همچنان به نام برنده شدن از رادیو صبا کلاهبرداری می کند

    کلاهبرداری که روح شد، اما همچنان به نام برنده شدن از رادیو صبا کلاهبرداری می کند

    مگر می‌شود یک نفر با مستندات مشخصی که اتفاقاً قابل ردیابی است، ادعای اخاذی و کلاهبرداری داشته باشد، و مرجع رسیدگی‌کننده بدون بررسی حساب مقصد و اخذ دفاعیه طرف دریافت‌کننده وجه، پرونده‌ای را با یک جلسه مختومه کند

    کلاهبرداریپایگاه خبری رسا نشر -مهدی سوری: اخیراً یکی از نزدیکانم با سادگیِ تمام به یک تماس تلفنی کلاهبرداری پاسخ داده، و بدون آنکه متوجه باشد فریب تماس‌گیرنده را خورده است. و بی آنکه کمی تامل کند به امید برنده شدن جایزه ۳۰ میلیونی از رادیو صبا، رمز پویای خود را در اختیار فرد قرار داده و در آن طرف خط با نصب اپلیکیشن بانک حدود ۶۰ میلیون تومان از حساب وی برداشت شده است.

    اینکه چگونه تماس‌گیرنده به تمام اطلاعات هویتی و کارت‌های بانکی و حتی موجودی حساب وی دسترسی و اطلاع دقیق داشته، بماند. حتی این موضوع که مالباخته با توجه به تمام هشدارهای رسانه‌ای و آموزش‌های پیشگیرانه پلیس فتا، چگونه باز هم فریب خورده و از او کلاهبرداری شده است، هم باشد برای بعد. موضوع مهم این است که علی‌رغم شکایت مالباخته از صاحبان حساب‌هایی که پول‌ها به آنها واریز شده، دادیار محترم شکایت مالباخته را نپذیرفته و بدون بررسی فنی و اخذ توضیح و بررسی تماس‌ها و پیام‌های رد و بدل شده، در یک انشاء ۳ صفحه‌ای، خالی کردن حساب این فرد را مصداق کلاهبرداری نمی‌داند، عجیب اندر عجیب است!

    هرچه در حکم نگارش شده کنکاش می‌کنم نمی‌فهمم چگونه برای دادیار محترم سرقت و کلاهبرداری آشکار در این پرونده محرز نشده است؟ مالباخته می‌گوید من هیچ اطلاعاتی از کارت بانکی شامل شماره کارت، تاریخ و CVV2 به فرد نداده‌ام. به من گفت دو بار کد احراز هویت برایت می‌آید، بده. تنها با دادن همین دو کد متوجه شدم که مبالغ زیادی از حسابم در حال کسر شدن است! اگر این سرقت و کلاهبرداری نیست، پس چیست؟ اینکه فرد را تطمیع کنند و بگویند جایزه برنده شده‌ای و با چرب‌زبانی و دروغ حسابش را خالی کنند، کلاهبرداری نیست؟ اینکه بدون نیت قبلی و بدون رد و بدل شدن مال و صورت گرفتن معامله‌ای پول به حساب دیگری واریز شود، امری خودخواسته است؟ مالباخته جنون آنی داشته و تصمیم گرفته پول را به یک حساب تصادفی واریز کند؟ حتماً باید چاقو زیر گلوی فرد بگذارند تا مصداق دزدی باشد؟ حتماً باید تلفن همراهش را هک کنند تا بگوییم کلاهبرداری صورت گرفته است؟ آیا در ساده‌ترین حالت برای اثبات ادعای مالباخته نباید صاحب حساب مقصد را احضار و از وی توضیحات اخذ شود که به چه دلیل و بر چه اساسی پول به حساب شما آمده است؟

    واقعاً هنوز فکر می‌کنم دادیار مستقر در دادسرا قصد شوخی داشته، یا اینکه موضوع کلاهبرداری تلفنی و اینترنتی در حوزه تخصصی ایشان نبوده است. مگر می‌شود یک نفر با مستندات مشخصی که اتفاقاً قابل ردیابی است، ادعای اخاذی و کلاهبرداری داشته باشد، و مرجع رسیدگی‌کننده بدون بررسی حساب مقصد و اخذ دفاعیه طرف دریافت‌کننده وجه، پرونده‌ای را با یک جلسه مختومه کند؟ آیا آخر سال بوده و خواسته‌اند حجم پرونده‌ها را سبک کنند؟ یا ۶۰ میلیون تومان پولِ به زحمت درآمده از مسافرکشی به چشمشان کم و ناچیز به نظر رسیده است؟

    منطق حکم می‌کند شماره تلفن همراه تماس‌گیرنده بررسی شود، مالک شناسایی و احضار گردد. حساب فرد دریافت‌کننده بررسی شده و فرد احضار شود. این یک رویه مشخص در پرونده‌های این‌چنینی است. ضمن اینکه با توجه به روایت مالباخته از تماس و فرد تماس‌گیرنده، به نظر نمی‌رسد طرف پشت خط یک جوجه هکر زیر ۲۰ سال بوده باشد که برای سرگرمی ۶۰ میلیون تومان یک نفر را بالا کشیده باشد. حتماً با در دست داشتنِ این حجم از اطلاعات کامل هویتی و بانکی  و نحوه تطمیع و سرعت عمل در فریب مالباخته، پشت این جریان یک تیم کلاهبرداری حرفه‌ای حضور دارد. و اتفاقاً رسیدگی به این پرونده می‌تواند رمزگشای پرونده‌های مشابه و کلاهبرداری‌هایی باشد که به راحتی در این کشور در حال انجام است.

    به هر حال، یک ادعایی مطرح شده است. آیا مرجع رسیدگی‌کننده نباید رویه اثبات یا رد ادعا را پیش گیرد؟ نوشتن چند خط حکم بر اساس چند بند و تبصره قانونی، بدون توجه به خسارت مادی و معنوی تحمیل شده بر مالباخته و مختومه کردن پرونده، آن هم به این دلیل که خودش کد را به طرف داده، با عدالت همخوانی ندارد. در کدام معامله مرسوم است که خریدار رمز پویایش را تلفنی به فروشنده بدهد تا او از آن طرف خط پروسه پرداخت آنلاین را تکمیل کند؟

    اینکه دادیار محترم ضرورت رسیدگی به این ماجرا را درک نکرده، بسیار تأسف‌آور است. شاید اگر به جای سرعت بخشیدن به مختومه کردن پرونده‌ها، کمی خود را جای مالباخته قرار می‌داد و به خسارتی که به فرد وارد آمده، فکر می‌کرد، شاید روند این پرونده به سمت کشف حقیقت و دستگیری کلاهبردارانی که همین الان آزادانه دنبال خالی کردن حساب یک فرد ساده‌لوح دیگر هستند، منجر شده بود. بر اساس دیده‌ها و شنیده‌های بسیاری احساس می‌کنم در دادسراهای شهرستان‌های غرب استان تهران، شاید به دلیل حجم بالای پرونده‌ها و کمبود نیرو، رسیدگی به پرونده‌ها آن‌چنان حرفه‌ای نیست. امیدوارم که ریاست محترم قوه قضائیه اهتمام ویژه‌ای به این مناطق داشته باشند و برای افزایش کیفیت خدمات قضایی و برخورداری شهروندان این شهرستان‌ها از عدالت تدبیری بیاندیشند. شاکی پرونده تا قبل از دریافت این حکم، امید بسیاری به عدالت دستگاه قضا برای پیگیری و احقاق حقوقش داشت. اگرچه خودش هم بسیار تقصیرکار است؛ اما آنچه از انشای این رأی برمی‌آید، مالباخته محکوم شده و کلاهبرداران بی‌گناه هستند. فکر می‌کنم آنها هم به خوبی رویه را می‌دانند و با شیوه‌ای مشخص کلاهبرداری می‌کنند و یقین دارند که قرار نیست پایشان به دادسرا و زندان باز شود!

    پ ن : رأی صادره تسط دادیار محترم به رویت چند نفر از وکلای خبره و متخصص در همین زمینه رسیده و همگی این عزیزان اذعان بر اشتباه دادیار در نگارش حکم داشته و معتقد هستند که در موضوع فوق کلاهبرداری آشکارا صورت گرفته و دادگاه باید علاوه بر احضار مالک خط همراه، فرد یا افرادی را که وجوه نقدی به حسابشان واریز شده است را احضار و توضیحات لازم از ایشان اخذ می شده و سپس اقدام به دادن حکم می کرده است.علی ایها الحال شاکی پرونده نسبت به این حکم در زمان مقرر اعتراض خود را پس از مشورت با وکلا تسلیم نموده است و همچنان امیدوار به رسیدگی عادلانه به این پرونده است. ۶۰ میلیون تومان برای ما مردم معمولی که با زحمت به دست می آید پول کمی نیست!

    به روز رسانی و ادامه پیگیری این پرونده {۳۰ تیر ۱۴۰۳}

    اکنون که حدود ۵ ماه از این کلاهبرداری می گذرد، پیگیری این پرونده همچنان توسط قوه قضائیه ادامه دارد. اما به جهت سرعت لاک پشت وار درپیگری و شناسایی و دستگیری کلاهبردار یا کلاهبرداران، هیچ اتفاق خاصی در این پرونده رخ نداده است. حدود یک ماه پیش با استعلام شماره تلفن همراه تماس گیرنده، آدرس کلاهبردار مشخص گردیده و با نیابت قضایی مشخص شد که مالک سیمکارت در محل اعلامی سکونت ندارد و تنها روند مثبت پس از ۵ ماه بی نتیجه ماند.

    نمی دانم دادایار شعبه منتظر چه چیزی بوده است؟ مشخص است کسی که کلاهبرداری می کند، آدرس ثبتی در سامانه اپراتور تلفن همراه و بانک یک نشانی غلط و سوخته است. و به فرض دادن اطلاعات درست در زمان خرید سیمکارت، حتماً پس از کلاهبرداری در نشانی اعلامی منتظر نمی نشیند تا یک روز پلیس او را دستگیر کند. پس نتیجه می گیریم رویه و روش شناسایی و احضار متهم به کلاهبرداری اشتباه است. اگر به جای تلف کردن وقت آن هم به مدت خدود ۵ ماه از شکایت مالباخته، حساب مورد نظر مسدود و یا رد زنی از سایر خطوط این فرد صورت می گرفت، امروز این پرونده مختومه شده بود و شاکی به حقش رسیده بود. چه بسا این روند کند و طاقت فرسای رسیدگی به این شکایت، فرد کلاهبردار از همین روش برای خالی کردن حساب چندین نفر دیگر هم اقدام کرده باشد. واقعاً گمان نمی کنم اگر نیت بر رسیدگی عاجل به چنین پرونده هایی باشد، دسترسی به شخص کلاهبردار خیلی هم سخت باشد.

    در نهایت با عدم حضور کلاهبردار در محل اعلامی توسط اپراتور، این پرونده در بلاتکلیفی قرار گرفت. و مشخص نیست اقدام بعدی دستگاه قضایی برای پیگیری از طریق روش های دیگر چقدر زمان خواهد برد. اصلاً آیا مالباخته در نهایت به پولش می رسد؟ و یا اینکه اگر شانس داشته باشد کلاهبردار طعمه های بیشتری را به دام بیندازد، و شکات پرونده زیاد شوند و پلیس آگاهی مجیور شود به طور ویژه به این پرونده رسیدگی کند.

    احتمالاٌ بعد از مطالعه این پرونده متوجه شده اید که اگر از این روشها سر شما کلاه بگذارند، باید بی خیال پولتان شوید. نمی گوییم شکایت نکنید و یا امیدی نداشته باشید، فقط زیادی روی کمک پلیس و قوه فضائیه حساب باز نکنید. منتظر نباشید به این زودی ها کلاهبردار به دام بیفتد و شما به اموالتان برسید. پس بهتر است حواستان را جمع کنید و در دام شیادان نیفتید. شما آنقدرها هم آدم مهم و خوش شانسی نیستید که از صدا و سیما به شما زنگ بزنند و برنده جایزه شوید. امروز اگر به هشدار ها توجه نکنید و فریب بخورید شما هم مانند شاکی این پرونده ساده نباشید که م. صادقی و یا فرد ناشناس دیگری که از خط تلفن و حساب بانکی او استفاده می کند، به سادگی تمام پول را از حسابش برداشت کرد و یک لیوان آب خنک نوشید و اکنون گوشه ای از این مملکت به کلاهبرداری مشغول است، باید حسرت آن روز را بخورید که به آن تماس پاسخ دادید و طمع کردید که قرار است به حسابتان پول بریزند. اما برعکس، حسابتان را طوری خالی می کنند که برای پس گرفتن آن ماهها از این دادسرا، به آن اداره آگهی بروید و دست آخر پولتان که برنمی گردد هیچ، کلی هزینه اضافی هم خرج کردید و از همه بدتر اعصاب و روانتان آسیب خواهد دید.

    بعید می دانم در این پرونده اتفاق خاصی که به نفع مالباخته باشد رقم بخورد. اما اگر فرجی شد، در به روز رسانی بعدی اسناد و احکام صادره در این پرونده را منتشر خواهیم کرد. در آخر باز هم هشدار می دهیم که به هیچ عنوان به تماس های مشکوک پاسخ ندهید و اگر کسی از هر طریقی با انواع وعده‌ها از شما درخواست اطلاعات بانکی و مخصوصاً کد رمز پویای پیامک شده به تلفن تان را کرد، همان جا مکالمه را قطع کنید و شماره را به پلیس فتا گزارش دهید.

    به روز رسانی پرونده پس از ۱ سال { تیر ۱۴۰۴}

    یک سال از ماجرای این کلاهبرداری تلفنی گذشته و شاید برای شما مهم باشد بدانید که ماجرای این کلاهبرداری در نهایت به کجا رسید؟ پس از کلی دوندگی شاکی، بالاخره حکم جلب سیار  متهم م. صادقی صادر شد و مشخص شد که مالباخته تنها شاکی پرونده نیست و افراد زیادی با عناوین مجرمانه متفاوت برای جلب متهم به درب خانه ثبت شده وی رفت و آمد کرده‌اند. حال این متهم کجاست؟ خدا می داند. بررسی‌ها نشان می‌دهد که این فرد همچنان داخل کشور است چراکه بر خلاف تصور ما و روش‌های مشابه و مرسوم، این کلاهبرداری از داخل زندان نبوده، و از آنجایی که م. صادقی در لیست زندان های کشور هم نیست و از کشور هم خارج نشده، قطع به یقین در همین تهران، یا شهرهای اطراف آن مخفی شده است. تا جایی که می دانیم، هر چند وقت یکبار پیدایش می شود، کلاه عده ای را بر می‌دارد و برای مدتی ناپدید می شود.

  • حماقتی به نام اینترنت طبقاتی

    حماقتی به نام اینترنت طبقاتی

    اینترنت طبقاتی در نهایت چیزی جز ایجاد رانت، فساد، گسترش نفوذ و از همه بدتر دور شدن مردم از حکومت و نا‌امیدی و سرخوردگی به واسطه تبعیض و بی عدالتی نخواهد داشت.

    پایگاه خبری رسا نشر – مهدی سوری: حتی استفاده از این لفظ بسیار خجالت‌آور و شرم‌آور است. فکر کردن و مطرح کردن آن هم جز حماقت چیز دیگری نیست. و مسلماً واژه «اینترنت طبقاتی» از دهان همان‌هایی بیرون آمده است که در طول سالهای گذشته با افکار پوسیده و مغزهای تهی تلاش کردند آزادی مردم را به مسلخ اسارت ببرند. همانهایی که نفوذی وار اینترنت را محدود کردند و با فیلترینگ گسترده خسارت‌های جبران ناپذیری را به کشور زدند!

    حماقتی به نام اینترنت طبقاتی

    مگر دوران بربر و عصر خان و رأیت است که در یک حکومت انقلابی – اسلامی که آن هم با اراده مردمانش و اتفاقاً با هدف ایجاد برابری و عدالت تشکیل شده، حرف از طبقاتی کردن یک امکانات عمومی را به زبان می آورید؟ در کدام اندیشه اسلام، کدام کلام امام خمینی (ره) و بیانات رهبر انقلاب شنیده اید که جایی از دو دستگی و ایجاد محدودیت برای افرادی از جامعه و دادن امکاناتی برای خواص حرفی به میان آمده باشد؟ و کدام ماده و بند از قانون اساسی ایران به برخی افراد جامعه با هر هدف و توجیحی برتری و مزیت نسبی هبه شده است که ما خبر نداریم؟ بعضی حرف‌ها به زبان آوردنشان هم بد است؛ چه برسد به اجرایی کردنشان. من نمی‌دانم این کار شنیع از کجا و توسط چه کسانی مطرح شده است. اما اول خودم، آنها و همه را توصیه می کنم به تقوای الهی و از این دوستان می خواهم که توبه کنند. و دیگر حتی حرفش را به زبان نیاورند اگر وجدان دارند. اگر انسانند و برای انسانها شأن و حرمت قائلند. اینترنت و هر چیزی که بخواهد برای افراد یک جامعه خط کشی های نامتعارف ایجاد کند، در نهایت بلای جان آزادی و امنیت است. مردم را از هم جدا نکنید. ما همه در یک کشور و در یک مسیر هستیم. ما ایرانی هستیم.

    از تجربه فیلترینگ که دست آخر بلای جانمان شد، عبرت بگیرید. از رانت ایجاد شده به واسطه فروش فیلترشکن، از خسارت‌های امنیتی اپ‌های نا امن، از خسارت‌های مادی به مردم برای تهیه وی‌پی‌ان، از آسیب‌های مادی و معنوی گسترده به صاحبان کسب و کارهای آنلاین و … ، دهها دلیل منطقی که با فیلتر و محدود کردن اینترنت، درس بگیرید. از همان آغاز، راه را اشتباه رفتید و در مقابل تحلیل‌ها و گلایه‌های به حق هم جبهه گرفتید. سالها بر این کار اشتباه اصرار کردید و جالب است که اکنون از درون حاکمیت خیلی ها اذعان می‌کنند که فیلترینگ اشتباه بود. طبقاتی کردن اینترنت هم اشتباه است. چرا برخی به تکرار اشتباه اصرار دارند؟ اینترنت طبقاتی در نهایت چیزی جز ایجاد رانت، فساد، گسترش نفوذ و از همه بدتر دور شدن مردم از حکومت و نا‌امیدی و سرخوردگی به واسطه تبعیض و بی عدالتی نخواهد داشت. در آخر دودش در چشم خودتان می رود.

    مسئول گرامی، نماینده محترم، متخصص و کارشناس عزیز، اینترنت مانند آب است. و آب راهش را بالاخره پیدا می‌کند. اعمال محدودیت‌های بیشتر، تداوم فیلترینگ و طبقه‌ای کردن اینترنت باعث رواج استفاده مردم از اینترنت ماهواره‌ای و بسترهای جدیدی که در حال بروز و ظهور هستند خواهد شد. برای ماهواره و ویدیو هم جرم‌انگاری کردید، تهش چه شد؟ استارلینک هم به سرنوشت همانها دچار خواهد شد. جلوی تمایلات جامعه را نمی‌توان گرفت، محدودترش کنید بی آنکه به جریمه و زندان فکر کند، استارلینک را هم تهیه می کند و به اینترنت آزاد وصل می شود. می گویید نه! این گوی و این میدان …