برچسب: پژمان جمشیدی

  • حق با کیست/ «پروندۀ پژمان جمشیدی» و «ملیکا پارسادوست» در دادگاه افکار عمومی

    حق با کیست/ «پروندۀ پژمان جمشیدی» و «ملیکا پارسادوست» در دادگاه افکار عمومی

    قرار نیست محکمۀ موازی تشکیل شود. کار جامعۀ مدنی، شنیدن، پرسش‌گری و بسط موضوع است. تشخیص مسئولیت کیفری را باید به نظام قضایی سپرد. ضرورت شنیدنِ روایت زنان با ضرورت صدور حکم به جای دادگاه یکی نیست

    یلدا آذرپی در عصر ایران نوشت: پروندۀ «پژمان جمشیدی» و «ملیکا پارسادوست» بار دیگر به مباحث عمومی راه یافته است؛ این بار نه به دلیل اتفاقی تازه‌ در روند قضایی، که به‌ خاطر انتشار بخش‌هایی از میزگردِ «زنان امروز»، با حضور فعالانِ حقوق زن از جمله «ترانه علیدوستی»، «الهه محمدی»، «زهرا مینوی» و «آتنا کامل».

    نشستِ پرسروصدای فعالان اجتماعی پس از تأیید رأی «دیوان عالی کشور» منتشر شد و به نحوۀ دادرسی پرداخت.

    دادگاه اتهامِ تجاوز به عُنف را احراز نکرد و با این حال، متهم را به خاطر رابطۀ نامشروع به ۹۹ ضربه شلاق محکوم کرد.

    پارسادوست در این نشست بار دیگر از آنچه بر او گذشته، تجربۀ تعرض و خشونت جنسی، دشواری‌های مراجعه به پزشکی قانونی و تجربۀ حضور در دادگاه سخن گفت.

    در ادامه با ورود زن‌ستیزانۀ «نورا هاشمی» و حرف‌های جانب‌دارانۀ «ماهک جمشیدی» (خواهر پژمان) مواجه شدیم. ماهک برای شاکی و برگزارکنندگانِ میزگرد خط و نشان کشید، به دفاع از برادرش برخاست و به ترانه و سایرین تاخت.

    ماجرا جنجالی و پیچیده است و حامل پرسش‌هایی اساسی: آیا ثابت‌نشدنِ تجاوز به‌معنای دروغ‌بودنِ روایت شاکی است؟ آیا محکومیت به رابطۀ نامشروع، همۀ جزئیاتِ روایت اولیه را تأیید می‌کند؟ آیا رفتار زن، پیش و پس از حادثه، حاکی از رضایت است؟

    آیا از خشم انباشته، ملاحظات اجتماعی و خلأهای قانونی حرف می‌زنیم؟ و چرا چُنین پرونده‌هایی خیلی زود از دادگاهِ رسمی به محکمۀ افکار عمومی منتقل می‌شوند؟

    شاید نخستین ضرورت در فهمِ این پرونده، تفکیک سه موضعِ جداگانه باشد: موضع شاکی، موضع متهم و موضعِ رسمی دادگاه که براساس ادله و معیارهای حقوقی به آن رسیده است. این سه موضع لزوماً با هم انطباق ندارند و در پرونده‌های آزارجنسی، توجه به این تفکیک اهمیت دارد؛ چون خیلی از این اتفاقات در خلوت رخ می‌دهند و معمولاً شاهد مستقیمی وجود ندارد. درنتیجه، اثباتِ قضایی پیچیده است و همین پیچیدگی فضای زیادی برای گمانه‌زنی عمومی ایجاد می‌کند.

    با این حال باید توجه کرد در غالبِ نظام‌های حقوقی، وقوع آزار یا تعرض جنسی در خلوت، به‌خودی‌خود موجبِ ابهام حقوقی یا غیرقابل‌رسیدگی‌شدنِ پرونده نمی‌شود. قانون‌گذار می‌داند بسیاری از جرایم جنسی بدون شاهد مستقیم رخ می‌دهند، بنابراین نبودِ شاهد، مانعِ اثبات جرم نیست. شهادتِ شاکی می‌تواند یکی از ادلۀ اصلی پرونده باشد و الزام عمومی به وجودِ شاهد یا مدرک مستقل برای تأیید خشونت جنسی وجود ندارد.

    یکی از بحث‌برانگیزترین بخش‌های ماجرا هم واکنش‌ها به رفتار ملیکا، قبل و بعد از حادثه است. نورا معتقد است رفتار مقدماتیِ ملیکا یعنی دیدار شبانگاهی با مردی معروف و تمایل به تنها بودن با او، کیفیتِ رفتارهای بعدی‌اش را تعیین می‌کند، ولی چنین گزاره‌ای را باید با احتیاط مطرح کرد. اینکه در این پروندۀ مشخص چه اتفاقی افتاده، موضوعی است که باید با شواهدِ همین پرونده سنجیده شود. نمی‌توان صرفاً از به خانۀ دیگری رفتن در هر ساعت از شبانه‌روز نتیجه گرفت فرد به هر رفتار ممکن رضایت داده است. از سوی دیگر، همین اصل نباید به پذیرشِ بی‌چون‌و‌چرای ادعای شاکی منجر شود. هر دو سوی ماجرا نیازمند بررسی و دلیل‌اند.

    اثباتِ چنین جرمی معمولاً بر اساس مجموعه‌ای از شواهد انجام می‌شود. دادگاه به انسجام و اعتبار روایت شاکی، اظهارات متهم، تناقض‌های احتمالی، پیام‌ها و مکالمات، داده‌های تلفن همراه، شهادت افرادی که شاکی پس از حادثه با آن‌ها صحبت کرده، آثار پزشکی و جسمانی، تصاویر دوربین‌های اطراف و سایر قرائن رفتاری تکیه می‌کند و مسلم است که بررسی فرایند، به معنای پذیرشِ خودکار ادعای شاکی نیست. «اصل برائت» همچنان برقرار است و برای محکومیت کیفری باید ادله به کفایت قانونی برسد که در بسیاری از نظام‌ها، «فراتر از تردید معقول» است. بنابراین خلوت‌بودنِ محل حادثه، مسئله‌ای اثبات‌شدنی است، نه دلیلی برای بی‌اعتبار دانستنِ ادعا. دادگاه باید ادعای شاکی و متهم را بر اساسِ شواهد موجود ارزیابی کند.

    حرف‌های نورا از این جهت زن‌ستیزانه و قابل نقد است که مسئولیت رفتار جنسی را تا حد زیادی متوجه زن می‌کند و حضور در خانۀ مرد را مترادف با وضعیتی مشخص می‌داند. پیش‌فرضِ استدلالش این است که وقتی زنی وارد فضای خصوصیِ مرد می‌شود، پیشاپیش به هر اتفاقی رضایت داده است، حال آنکه رفتن به خانۀ دیگری به قصد دیدار یا رضایت به بخشی از رابطه، به معنای رضایتِ دائم و بی‌قیدو‌شرط نسبت به هر نوع رفتار ممکن نیست. این نگاه به جای بررسی رفتار متهم و واکاویِ مفهوم رضایت، از آغاز زن را در مظان اتهام قرار می‌دهد.

    حرف‌های ماهک هم خشونت‌محور است و قابل دفاع نیست، چون به‌جای نقد منصفانه و بیان استدلال‌های منطقی، فضای پرونده را به سمت حملۀ شخصی و تخریبِ طرف مقابل می‌برد. دفاع از برادر در برابر اتهامی سنگین، قابل فهم است، ولی زمانی از مسیر منطقی خارج می‌شود که زندگیِ خصوصی، مسائل فردی و شخصیتِ شاکی و منتقد را به ابزار حمله تبدیل می‌کند. ماهک با نشر مداومِ محتوای اینستاگرامی، عملاً دادگاه موازی تشکیل داده است. این رویکرد به نفع متهم نیست و به‌جای افشای حقیقت، فشار اجتماعی بر پرونده را افزایش می‌دهد. دفاع، مجوز تهدید و خشونتِ کلامی علیه شاکی و منتقد نیست.

    موضع ترانه و سایر فعالان زن، در اصلِ «طرح مسئله» بجاست و اتفاقاً ضرورت زیادی دارد؛ اینکه زنان مشهور کنار زنی ناشناس می‌ایستند و به او مجال سخن‌گفتن می‎‌دهند اتفاق مثبتی است، به‌خصوص اگر در جامعه‌ای رخ دهد که زنان از بیان تجربه‌های خشونت‌آمیز واهمه دارند. ترانه پیش‌تر هم بر ضرورتِ شکستنِ سکوت دربارۀ خشونت جنسی و ایجاد سازوکار جمعی برای شنیدن روایت‌ها تأکید کرده بود. او در این میزگرد از مسئلۀ امنیتِ مطلقِ مردان و ضرورت شنیده‌شدنِ صدای زنان سخن گفت، اما باز هم باید توجه کرد که حمایت اجتماعی با صدور حکم قضایی فرق دارد.

    حمایت از ملیکا هم باید با همین معیار سنجیده شود که قرار نیست محکمۀ موازی تشکیل شود. کار جامعۀ مدنی، شنیدن، پرسش‌گری و بسط موضوع است. تشخیص مسئولیت کیفری را باید به نظام قضایی سپرد. ضرورت شنیدنِ روایت زنان با ضرورت صدور حکم به جای دادگاه یکی نیست. اهمیت طرح بحث این است که زن نباید برای بیان تجربۀ خشونت، به‌دلیل نبودِ شاهد ساکت شود و متهم نیز نباید صرفاً بر اساس افکار عمومی، پیش از رسیدگی منصفانه، مجرم شناخته شود. بحث دربارۀ دشواریِ مسیر دادخواهی زنان و کیفیتِ رسیدگی قضایی ارزشمند است، ولی در انتسابِ اتهام مشخص، داوری نهایی را باید به نظام قضایی سپرد.

    دادگاه پژمان را از اتهام تجاوز به عُنف تبرئه کرده ولی بابتِ رابطۀ نامشروع محکومیت صادر کرده است. پس تبرئه از یک اتهام، لزوماً به‌معنای تبرئه از اتهام‌های دیگر و اثباتِ دروغ‌بودن همۀ روایت شاکی نیست. ظاهراً دادگاه دربارۀ عنوان اتهامیِ مشخص و براساس ادلۀ موجود تصمیم گرفته، نه بر مبنای تصویری که فضای عمومی از ماجرا ساخته است. ممکن است بخشی از روایت اثبات نشده باشد و بخشی دیگر احراز شده باشد. قانون دربارۀ مسئولیت کیفری تصمیم می‌گیرد، اما تجربۀ شخصیِ شاکی و متهم لزوماً در قالبِ عناوین مجرمانه نمی‌گنجد.

    جامعه هنوز ملتهب است و به نظر می‌رسد هیجان اجتماعی، صرفاً واکنش به پروندۀ یک بازیگر مشهور نباشد. پروندۀ ملیکا و پژمان، زخمی اجتماعی را گشوده است؛ تجربۀ آزار و سوء‌استفادۀ جنسی از زنان و حس عجز در برابر آن؛ زخمی که کمتر دربارۀ آن حرف زده می‌شود. خیلی از زنان به‌دلیل ترس از آبرو، نکوهش، داوری، وابستگی اقتصادی و اجتماعی، دشواری اثبات موضوع و نگرانی از پیامدهای افشای ماجرا، دم بر نمی‌آورند. در چُنین شرایطی، هر پروندۀ پرسروصدایی می‌تواند تجربه‌های خاموش را تداعی کند. از این منظر، بخشی از خشم عمومی الزاماً داوری دربارۀ درست یا نادرست‌بودنِ همین پرونده نیست؛ واکنش به انباشتِ تجربه‌هایی است که پاسخ موجه و متناسب نیافته‌اند.

    ولی چرا نمی‌شود چُنان که شایسته است به این موضوع پرداخت؟ مشکل، خلأ قانونی است یا ملاحظات اجتماعی؟ ایراد را نمی‌توان به خلأ قانونی فروکاست. مسئله ترکیبی از کاستی‌های حقوقی، دشواری‌های اثبات و ملاحظاتِ اجتماعی است. در حقوق ایران، تعریف و سازوکار اثباتِ تعرض جنسی با واقعیت پیچیدۀ خشونت جنسی فاصله دارد و همین امر می‌تواند زن شاکی را در موقعیتی قرار دهد که اثباتِ اجبار برایش هولناک باشد. سوی دیگر ماجرا، فرهنگ اجتماعی و بی‌اعتمادیِ تاریخی زنان به سازوکار دادخواهی است. اگر زن تصور کند که ممکن است پس از شکایت، با قضاوت، سرزنش و اتهام متقابل حتی از جانب زنان دیگر (مثل واکنش نورا و ماهک) مواجه شود، طبیعی است که خشم و بی‌اعتمادی شکل بگیرد.

    در خیلی از موارد، زنان علیه زنان قد علم می‌کنند و بر دشواریِ دادخواهی می‌افزایند. در پروندۀ ملیکا هم آنچه این خشم کهنه را فعال کرده، صرفاً نتیجۀ قضایی نیست. روایتِ او از مواجهه با فرایندِ رسیدگی و حس بی‌پناهی در برابر آن تکان‌دهنده است. ولی نمی‌توان برای جبران این خلأ، اصل دادرسی منصفانه و فرض بی‌گناهیِ متهم را کنار گذاشت. مسئله دقیقاً همین است. جامعه به سازوکاری نیاز دارد که روایتِ زنان را جدی بگیرد و تشخیص جرم را به ادله و دادگاه بسپارد. بسطِ نقدهای اجتماعی برای رسیدن به همین نقطه ضروری است؛ نه برای تبدیل خشمِ اجتماعی به حکم قضایی.

    به عبارت دیگر، باید مرز میان دادگاه، رسانه و افکار عمومی روشن باشد. دادگاه باید دربارۀ جرم و مسئولیتِ کیفری تصمیم بگیرد، رسانه باید اطلاعاتِ قابل اتکا منتشر کند و روایت‌ها را از هم تفکیک کند. جامعه نیز حق دارد دربارۀ مسائل عمومی گفت‌و‌گو کند. رأی قضایی لزوماً به پایانِ مناقشۀ اجتماعی منجر نمی‌شود. رأی به یک عنوانِ اتهامی اختصاص دارد و نمی‌تواند همۀ شکاف‌های عاطفی و اجتماعی پیرامون پرونده را ببندد.

    به هر روی، جامعه با روایت‌های متعارض مواجه است و شاید همین تمایز ساده با تفکیکِ نقش هر حوزه بتواند گفت‌و‌گوی عمومی دربارۀ خشونت جنسی را از دوقطبی‌های فرساینده برهاند. در شرایط منصفانه، نه شهرتِ پژمان دلیل بی‌گناهیِ اوست و نه زن‌بودنِ شاکی دلیلِ درستی ادعایش؛ معیار باید قانون، ادله و رأی معتبر قضایی باشد و در جایی که پاسخ قطعی در دست نیست، جامعه باید توان پذیرش ابهام را داشته باشد.

  • واکنش زیدآبادی به پروندهٔ «پژمان جمشیدی»؛ پرسش‌هایی دربارهٔ تبرئه از تجاوز و محکومیت به شلاق

    واکنش زیدآبادی به پروندهٔ «پژمان جمشیدی»؛ پرسش‌هایی دربارهٔ تبرئه از تجاوز و محکومیت به شلاق

    واکنش زیدآبادی به پروندهٔ «پژمان جمشیدی»؛ پرسش‌هایی دربارهٔ تبرئه از تجاوز و محکومیت به شلاق

    یک فعال اصلاح‌طلب با طرح ابهاماتی دربارهٔ حکم صادره در پروندهٔ «پژمان جمشیدی»، نسبت میان «تبرئه از اتهام تجاوز» و «محکومیت به شلاق به‌دلیل عمل خلاف شرع» را محل سؤال دانست و تأکید کرد در صورت وجود رضایت دوجانبه، مبنای شرعی مجازات قابل توضیح نیست.

    به گزارش رسا نشر و به نقل از خبرگزاری خبرآنلاین، احمد زیدآبادی، فعال اصلاح‌طلب، در یادداشتی که در کانال تلگرامی خود منتشر کرده، با اشاره به اظهارات منتسب به خواهر پژمان جمشیدی نوشت: «خواهر پژمان جمشیدی گفته است؛ برادرم امام‌زاده نیست!» و سپس افزود: «مگر کسی گفته بود امام‌زاده است؟»

    زیدآبادی در ادامه، برای توضیح زمینهٔ انتقادی خود، خاطره‌ای از گفت‌وگویی در سال ۷۵ با محمدجواد لاریجانی را روایت کرده است؛ زمانی که به گفتهٔ او لاریجانی رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس بود. به نوشتهٔ وی، این مصاحبه در ساختمانی در میدان بهارستان انجام شد و قرار بود در روزنامهٔ همشهری منتشر شود؛ با این حال، مسئولان وقت روزنامه، مصاحبه را «بیش از حد چالشی» دانستند و انتشارش را متوقف کردند.

    او با اشاره به محور آن گفت‌وگو می‌نویسد که در مصاحبه، میزان «دمکراتیک بودنِ نظام جمهوری اسلامی» را با معیارهای مطرح‌شده توسط کارل پوپر به چالش کشیده و طرف گفت‌وگو را در تنگنا قرار داده است. زیدآبادی نقل می‌کند که لاریجانی بخشی از گفت‌وگو را به نقد پوپر اختصاص داده و او نیز در پاسخ تأکید کرده است: «گور بابای پوپر! شما به من بگو طبق معیار مطرح‌شده توسط او جمهوری اسلامی چقدر دمکراتیک است؟»

    به روایت این فعال اصلاح‌طلب، نتیجهٔ آن بحث در نهایت به جمله‌ای از سوی لاریجانی منتهی شد که گفته بود: «اعضای شورای نگهبان معصوم نیستند!» و زیدآبادی نیز پاسخ داده است: «مگر کسی ظن معصومیت آن‌ها را به مخیلهٔ خود راه داده است؟»

    زیدآبادی همچنین دربارهٔ سرنوشت متن مصاحبه می‌نویسد نسخهٔ پیاده‌شده مدت‌ها در کشوی میز دفتر روزنامه باقی مانده بود تا این‌که سعید لیلاز مسئول «سرویس مصاحبه» در همشهری شد. به گفتهٔ او، در شبی که لیلاز برای تکمیل صفحه به‌دنبال مطلب می‌گشت، پیشنهاد انتشار همان گفت‌وگو مطرح شد و لیلاز متن را دریافت کرد.

    او ادامه می‌دهد که مصاحبه در دو شماره منتشر شد، اما به ادعای زیدآبادی «بخش‌های چالشی و ارزشمند» آن «تمام‌وکمال» از نسخهٔ چاپ‌شده حذف شده بود.

    زیدآبادی سپس به موضوع پروندهٔ پژمان جمشیدی بازمی‌گردد و می‌نویسد: «در مورد حکم پژمان جمشیدی هم من از قضیه سر در نیاوردم!» او با استناد به آن‌چه «گویا» دربارهٔ روند دادرسی گفته شده، مطرح می‌کند که دادگاه جمشیدی را از اتهام تجاوز تبرئه کرده، اما به اتهام «عمل خلاف شرع» به شلاق محکوم شده است.

    این فعال اصلاح‌طلب در بخش تحلیلی یادداشت خود می‌پرسد اگر «تجاوزی در کار نبوده»، مصداق «عمل خلاف شرع» دقیقاً چه بوده است. او در ادامه، به اظهارات اخیر حسن رحیم‌پور ازغدی اشاره کرده و می‌نویسد ازغدی «به صراحت» گفته است «با رضایت طرفینی»، حتی دو دانش‌آموز پیش از بلوغ نیز می‌توانند رابطهٔ جنسی برقرار کنند و این کار «عیب و ایراد شرعی» ندارد.

    بر همین مبنا، زیدآبادی نتیجه می‌گیرد: «با حساب آقای ازغدی، اگر در موضوع اتهام آقای جمشیدی، رضایتی دوجانبه در کار بوده، دیگر کجای ماجرا خلاف شرع است که شلاق خوردن او را ضروری سازد؟» او همچنین پرسش دیگری را نیز مطرح می‌کند: «و اگر یک طرف رضایت نداشته، پس تبرئه از اتهام تجاوز چگونه احراز شده است؟»

  • دادگاه پژمان جمشیدی؛ جزئیات نخستین جلسه رسیدگی

    دادگاه پژمان جمشیدی؛ جزئیات نخستین جلسه رسیدگی

    نخستین جلسه ماهوی پرونده پژمان جمشیدی روز شنبه ۲۵ بهمن برگزار شد؛ جلسه‌ای که وکلای مدافع لایحه‌ای مفصل ارائه کردند و حالا چشم‌ها به تصمیم قضات دوخته شده است. در این گزارش مروری داریم بر جریان جلسه، اظهارات طرفین و آنچه که می‌تواند مسیر پرونده را تعیین کند.

    دادگاه پژمان جمشیدی؛ جزئیات نخستین جلسه رسیدگی

    به گزارش رسا نشر و به نقل از نورنیوز، نخستین جلسه رسیدگی ماهوی به پرونده پژمان جمشیدی صبح شنبه ۲۵ بهمن ۱۴۰۴ آغاز شد. وکیل این بازیگر، علی محمدزاده، اعلام کرد جلسه از ساعت ۹ صبح شروع و حدود ساعت ۱۲:۳۰ به پایان رسید و در جریان نشست، تیم حقوقی لایحه دفاعیه مفصلی قرائت کردند که بخش‌های مهمی از آن به بررسی مدارک و اظهارات شاکیه اختصاص داشت.

    صحبت‌های وکیل پژمان جمشیدی

    علی محمدزاده در دفاع از موکلش به تناقض‌هایی اشاره کرد که به گفته او از نخستین لحظه تشکیل پرونده تاکنون در اظهارات شاکیه دیده می‌شود و تأکید کرد که تاکنون مدرک محکمه‌پسندی علیه پژمان جمشیدی ارائه نشده است. با این همه وکیل پرونده پذیرفته که تصمیم نهایی در اختیار قضات دادگاه است و او تنها به تبیین نقاط ضعف پرونده مقابل و ارائه دلایل دفاعی پرداخته است. بر اساس گفته‌های وکیل، خود پژمان جمشیدی در جلسه حضور داشت و در پایان دادگاه ختم جلسه نخست را اعلام کرد و زمان برگزاری جلسه بعدی را متعاقباً تعیین خواهد کرد.

    قیمت لحظه ای طلا، سکه و ارز

    جلسه امروز گرچه چند ساعت بیشتر طول نکشید، اما نکات مطرح‌شده از سوی دفاع و نحوه واکنش دادگاه می‌تواند سرنوشت پرونده را در جلسات بعدی رقم بزند. هنوز جزئیات کامل لایحه دفاعیه منتشر نشده و باید منتظر باشیم تا دادگاه در جلسات بعدی به بررسی دقیق‌تر مدارک بپردازد.

    با وجود آنکه وکلا بر نبود ادله محکمه‌پسند تأکید دارند، واقعیت این است که پرونده‌های این‌چنینی بیش از هر چیز به تفسیر قضات و نحوه ارزیابی ادله بستگی دارد؛ پرسش این است که آیا تناقض‌گویی‌های مطرح‌شده از سوی شاکیه برای قاضی واصل کافی خواهد بود یا دلایل دفاعی توان متقاعد کردن هیئت قضات را خواهند داشت؟ این نکته‌ای است که پاسخ آن می‌تواند فراتر از سرنوشت یک پرونده، تصویر روشنی ازِ چگونگی رسیدگی به چنین دعاوی در دادگاه‌ها ارائه دهد.

     

  • افشاگری وکیل شاکی جمشیدی: DNA کشف شد!

    افشاگری وکیل شاکی جمشیدی: DNA کشف شد!

    در حالی که شایعات درباره پرونده پژمان جمشیدی بالا گرفته، ندا شمس، وکیل مدافع ملیکا پارسادوست، با افشای جزئیات جدیدی از جمله وجود DNA متهم روی بدن شاکی، ادعاهای وکلای مقابل را تکذیب کرد و تأکید کرد پرونده هنوز در مراحل اولیه است و هیچ رأیی صادر نشده. این صحبت‌ها در گفت‌وگویی ویدیویی، زوایای پنهان ماجرا را روشن‌تر می‌کند و خواننده را به فکر ابعاد قضایی و اخلاقی آن می‌اندازد.

    افشاگری وکیل شاکی جمشیدی: DNA کشف شد!

    ندا شمس، وکیل شاکی پرونده پژمان جمشیدی، در گفت‌وگو با رسانه ویدیویی هشت شب، با آرامش و اطمینان از روند پرونده حرف زد و گفت DNA متهم روی بدن موکلش ثبت شده. او از وجود نفر سومی هم در ماجرا نام برد، اما فعلاً ترجیح داد جزئیات بیشتری نگوید تا تحقیقات پیش برود.

    به گزارش رسا نشر و به نقل از خبرآنلاین، شمس درباره زمان شکایت توضیح داد که همه چیز از اول اردیبهشت ۱۴۰۴ شروع شد و همان روز حادثه، ملیکا را به پزشکی قانونی بردند چون وضعیتش بحرانی بود و اهالی ساختمان آتی‌ساز کمک کردند. او تأکید کرد شکایت فوری ثبت شد تا آثار پزشکی از بین نرود.

    درباره ادعای وکلای جمشیدی که می‌گویند او اول شکایت کرده، شمس قاطع گفت این حرف کاملاً کذب است و مستندات پرونده خلافش را ثابت می‌کند؛ هر ادعایی باید بر پایه مدارک باشد، نه شایعه.

    قیمت لحظه ای طلا، سکه و ارز

    شمس در واکنش به حرف‌های پزشکی قانونی هم گفت این مسائل تخصصی است و نباید بدون دانش نظر داد؛ گزارش‌ها از اصطلاحات پزشکی استفاده می‌کنند، مثل اینکه جسم سخت باعث خراش، کبودی و تورم شده، همه با شدت و زور. این یافته‌های علمی‌اند، نه حقوقی.

    یکی از کلیدی‌ترین بخش‌ها، وجود DNA متهم بود که شمس گفت در پرونده هست و ما به رأی دادگاه احترام می‌گذاریم. درباره شایعه تبرئه و بازگشت جمشیدی هم گفت هنوز حتی دادگاه کیفری یک رأی نداده، پرونده مفتوح است و مراحل بدوی، تجدیدنظر و دیوان عالی پیش رو داریم؛ چطور این شایعات پخش می‌شود؟

    شمس روایت کرد ملیکا فقط ۱۳ روز قبل از حادثه، رزومه‌اش را برای جمشیدی فرستاده و اصلاً ساکن تهران نبود، نه رفت‌وآمدی به ساختمانش داشته و نه رابطه‌ای قبلی؛ همه این شایعات بی‌پایه‌اند. البته به نفر سوم اشاره کرد و گفت بعداً اگر لازم شد حرف می‌زند.

    این پرونده نه فقط یک ماجرای قضایی، بلکه آزمونی برای اعتماد عمومی به سیستم دادگستری است؛ آیا در نهایت عدالت بدون تأثیر سلبریتی‌ها جاری می‌شود یا شایعات بر مدارک غلبه می‌کنند؟ زمان نشان خواهد داد، اما موکلان بی‌گناه شایسته حمایت‌اند.

  • هم‌میهن فیلتر شد؟ سایت و کانال تلگرامی روزنامه از دسترس خارج شد

    هم‌میهن فیلتر شد؟ سایت و کانال تلگرامی روزنامه از دسترس خارج شد

    در ساعات گذشته، کاربران با مشکلاتی در دسترسی به وب‌سایت روزنامه هم‌میهن و کانال تلگرامی آن مواجه شده‌اند. این اتفاق در حالی رخ می‌دهد که هنوز هیچ نهاد یا مقام مسئولی به طور رسمی علت این قطعی را اعلام نکرده است و ابهامات درباره سرنوشت این رسانه همچنان پابرجا است.

    هم‌میهن فیلتر شد؟ سایت و کانال تلگرامی روزنامه از دسترس خارج شد

    به گزارش رسا نشر و به نقل از ایرنا، این اتفاق نگرانی‌هایی را در میان فعالان رسانه‌ای و کاربران شبکه‌های اجتماعی برانگیخته است. برخی گمانه‌زنی‌ها درباره فیلتر شدن این روزنامه مطرح شده، اما هنوز هیچ تایید رسمی در این زمینه وجود ندارد. تصویر منتشر شده از صفحه اصلی وب‌سایت هم‌میهن، نشان می‌دهد که دسترسی به آن امکان‌پذیر نیست و پیام خطایی به کاربران نمایش داده می‌شود.

    قیمت لحظه ای طلا، سکه و ارز

     

    گفته شده که علت توقیف هم میهن متن گزارش یا تصویر زن چادری در گزارش مربوط به پژمان جمشیدی در صفحه اول این روزنامه می باشد

    هم‌میهن, فیلتر, روزنامه, رسانه, قطعی

    “`

  • نگار فرهمند و پژمان جمشیدی: ماجرای ازدواج و زندگی بعد از جدایی

    نگار فرهمند و پژمان جمشیدی: ماجرای ازدواج و زندگی بعد از جدایی

    حاشیه‌های اخیر دوباره نام نگار فرهمند را بر سر زبان‌ها انداخته است. ازدواج او با پژمان جمشیدی و جدایی‌شان همواره مورد توجه بوده و حالا، زندگی او در ایتالیا و فعالیتش در فضای مجازی و صنعت مد، کنجکاوی‌ها را برانگیخته است.

    نگار فرهمند و پژمان جمشیدی: ماجرای ازدواج و زندگی بعد از جدایی

    به گزارش رسا نشر و به نقل از فرارو، نگار فرهمند در دوم خرداد ۱۳۶۷ به دنیا آمد. او که پیش از این به عنوان یک بلاگر شناخته می‌شد، با ازدواجش با پژمان جمشیدی به شهرت بیشتری رسید. ازدواجی که هرگز به طور رسمی تایید نشد، اما حاشیه‌های آن به اندازه کافی برای رسانه‌ها سوژه فراهم کرد. اکنون او در ایتالیا زندگی می‌کند و به عنوان فعال در حوزه مد و فضای مجازی فعالیت می‌کند.

    نگار فرهمند، از بلاگر تا فعال مد

    نگار فرهمند با اشتراک‌گذاری سبک زندگی و فعالیت‌هایش در صنعت مد و پوشاک، توانسته است بیش از ۴۰۰ هزار دنبال‌کننده در صفحه شخصی‌اش جمع کند. اما نقطه اوج شهرت او، ارتباطش با پژمان جمشیدی بود. خبر ازدواج آن‌ها به سرعت در رسانه‌ها پخش شد و توجه بسیاری را به خود جلب کرد. پس از آن، جدایی آن‌ها و حواشی مربوط به آن، نام او را بیشتر از پیش بر سر زبان‌ها انداخت.

    فرهمند دارای مدرک کارشناسی ارشد مارکتینگ و کارشناسی مدیریت تبلیغات است. محتوای او بیشتر حول محور زندگی روزمره و البته دنیای مد و فشن می‌چرخد.

    نگار فرهمند و پژمان جمشیدی: ماجرای ازدواج و زندگی بعد از جدایی

    قیمت لحظه ای طلا، سکه و ارز

    در مورد ازدواج و جدایی نگار فرهمند و پژمان جمشیدی، هیچ‌گاه تایید رسمی صورت نگرفت. اما در مصاحبه‌ای، پژمان جمشیدی به مشکلات مالی خود اشاره کرد و به طور غیرمستقیم به این موضوع اشاره داشت که اتفاقاتی در زندگی‌اش رخ داده که او را تحت فشار قرار داده است.

    نگار فرهمند و پژمان جمشیدی: ماجرای ازدواج و زندگی بعد از جدایی

    زندگی نگار فرهمند پس از جدایی از پژمان جمشیدی، مسیری متفاوت را در پیش گرفته است. او با تمرکز بر فعالیت‌هایش در حوزه مد و فضای مجازی، سعی کرده است هویت مستقلی برای خود ایجاد کند. اما سوال اینجاست که آیا این مسیر جدید، همان چیزی است که او به دنبالش بود؟ و آیا حاشیه‌های گذشته، همچنان سایه‌ای بر زندگی او خواهند انداخت؟

     

  • ۶ نکته درباره پرونده پژمان جمشیدی: از اتهامی که ثابت نشده تا زنی که می گفت موقع رابطه دست و پایش را ببندند/ «تبرئه» می شود یا «درس عبرت»؟

    ۶ نکته درباره پرونده پژمان جمشیدی: از اتهامی که ثابت نشده تا زنی که می گفت موقع رابطه دست و پایش را ببندند/ «تبرئه» می شود یا «درس عبرت»؟

    با توجه به این که خبر پرونده پژمان جمشیدی رسانه ای شده و حتی کسانی را که خبرخوان نیستند هم درگیر کرده است، جا دارد قوه قضائیه با رعایت دقت و ملاحظات علمی و حقوقی و با بهره گیری از پاک ترین و سالم ترین قضاتش، در رسیدگی به این پرونده تسریع کند تا اگر جرمی تحقق نیافته، اعاده  حیثیت شود ولی اگر ثابت شود که تعرضی صورت گرفته، چنان برخورد شدید و قاطعی کند که او درس عبرتی برای دیگران شود تا دیگر کسی جرأت نکند به زنان و دختران این سرزمین دست درازی کند.

    6 نکته درباره پرونده پژمان جمشیدی: از اتهامی که ثابت نشده تا زنی که می گفت موقع رابطه دست و پایش را ببندند/ «تبرئه» می شود یا «درس عبرت»؟

    عصر ایران؛ جعفر محمدی – بازداشت پژمان جمشیدی، بازیگر معروف سینمای ایران، فراگیرترین خبر روز گذشته ایران بود. هر چند که قانوناً تا اثبات اتهام، نباید نامی از متهم برده شود، ولی شهرت این سوپراستار پولساز سینمای کمدی ایران به حدی بود که نه نامش پنهان ماند و نه اتهام فوق سنگین اش: تجاوز!

    در این باره نکات زیر قابل توجه است:

    1 – امیدواریم که اتهام انتسابی به پژمان جمشیدی، درست نباشد؛ اول از همه برای این که دختر قربانی نشده باشد و برای این که دست مردی به چنین عمل زشتی آلوده نشده باشد و دوم این که خاطرات ملتی که با سریال ها و فیلم های او خنده بر لبانشان نشسته، به واژه آزار دهنده تجاوز آلوده نشود.

    2 – آنچه مسلم است این که هنوز هیچ اتهامی درباره پژمان جمشیدی ثابت نشده است؛ تجاوز، اتهام بزرگی است که در همه جای دنیا سنگین ترین مجازات ها را دارد. حواس مان باشد که دیگران را صرفاً از روی شنیده ها و این که فلان رسانه این طور نوشته و در فلان کانال آن طور می گفتند، قضاوت نکنیم. هیچ کدام از ما، حتی پوشه پرونده پژمان جمشیدی را ندیده ایم، پس چطور می توانیم با اطمینان برای دیگران تعریف کنیم که او دست و پای دختری را بسته و به او تجاوز کرده است؟ ما، حداکثر می توانیم درباره “ادعایی با این موضوع” صحبت کنیم. فراتر از این، اخلاقی نیست.

    3 – در عین حال شهرت و شاید نفوذ او نباید کوچک ترین خدشه ای به روند رسیدگی وارد کند؛ اتفاقاً قضات باید با چهره های مشهوری که رفتارهای مجرمانه از آنها سر می زند، برخورد قاطعانه تری داشته باشند؛ خاصه آن که در اینجا پای دختری در میان است که اگر مورد تعرض قرار گرفته باشد، احقاق حق او، وظیفه بدیهی محکمه است. اگر جرم پژمان جمشیدی ثابت شود، باید شدیدترین مجازات درباره اش اعمال شود، بی هیچ درنگ و تردیدی.

    4 – پرونده پژمان جمشیدی، گویا از چند وقت پیش در جریان بوده است ولی انتشار خبر آن به این گستردگی و بازداشت او در این مرحله از پرونده، می تواند محل حرف و حدیث باشد: از رسیدن قاضی به مرحله ای از اطمینان در پرونده که او را مجاب به بازداشت کرده است تا به حاشیه رفتن برخی موضوعات مانند حواشی لو رفتن فیلم عروسی دختر شمخانی!
    اطلاع رسانی حرفه ای در این خصوص می تواند گمانه زنی های نادرست را بزداید.

    5 – این بند الزاماً درباره پرونده پژمان جمشیدی نیست و نکته ای کلی است که هم مردم و  هم قضات و پلیس ها باید بدان توجه کنند:
    برخی زنان و دختران، وارد رابطه ای نامشروع با مردان می شوند و با رضایت طرفین به روابط جنسی ادامه می دهند. بعدها وقتی رابطه شان شکراب شد، نقش قربانی قصه را برای خودشان انتخاب می کنند که فلانی به من تعرض کرد!
    دوستی از پرونده ای سخن می گفت که در آن، زنی با چهره های معروف وارد رابطه می شد و به آنها می گفت که فانتزی جنسی او این است که هنگام رابطه، دست و پایش را ببندند و با خشونت با او رابطه برقرار کنند. مردها هم می پذیرفتند، غافل از این که او از این صحنه های به ظاهر خشن، مخفیانه تصویر برداری می کند تا بعداً با همین فیلم ها او را متهم به تجاوز کند و برای شکایت نکردن، حق السکوت بگیرد.

    هر چند که رابطه جنسی نامشروع، چه در قالب تجاوز باشد و چه با تراضی طرفین، ناپسند و مطرود است ولی هم در عرف و هم در قانون و حتی شرع، فرق دارد که زنی با پای خود وارد محدوده رابطه جنسی شده باشد با این که او را به زور به جایی کشانده و به عنف، با او رابطه جنسی برقرار کرده باشند.
    فراموش نکنیم همان طور که مردان پلیدی که زنان را قربانی هوس های کثیف شان می کنند، زیادند، زنان شیطان صفتی که جاذبه های جنسی خود را وسیله ای برای ارتقاء موقعیت، کسب درآمد یا آسیب زدن به دیگران می کنند نیز کم نیستند. کار زشت و مجرمانه، مرد و زن نمی شناسد.

    6 – با توجه به این که خبر پرونده پژمان جمشیدی رسانه ای شده و حتی کسانی را که خبرخوان نیستند هم درگیر کرده است، جا دارد قوه قضائیه با رعایت دقت و ملاحظات علمی و حقوقی و با بهره گیری از پاک ترین و سالم ترین قضاتش، در رسیدگی به این پرونده تسریع کند تا اگر جرمی تحقق نیافته، اعاده  حیثیت شود ولی اگر ثابت شود که تعرضی صورت گرفته، چنان برخورد شدید و قاطعی کند که او درس عبرتی برای دیگران شود تا دیگر کسی جرأت نکند به زنان و دختران این سرزمین دست درازی کند.

  • «شاخ» به خط پایان رسید: پژمان جمشیدی و ستاره‌ها در یک کمدی جدید

    «شاخ» به خط پایان رسید: پژمان جمشیدی و ستاره‌ها در یک کمدی جدید

    فیلمبرداری فیلم سینمایی «شاخ» با حضور چهره‌های نام‌آشنایی چون پژمان جمشیدی، مهدی هاشمی و ژاله صامتی به پایان رسید. این کمدی جدید به کارگردانی کاظم راست‌گفتار و تهیه‌کنندگی آذر معماریان و امید معلم، نویدبخش یک تجربه متفاوت در سینمای ایران است.

    «شاخ» به خط پایان رسید: پژمان جمشیدی و ستاره‌ها در یک کمدی جدید

    به گزارش رسا نشر و به نقل از خبرگزاری خبرآنلاین، فیلمبرداری فیلم سینمایی «شاخ» به کارگردانی کاظم راست‌گفتار به پایان رسید. این فیلم که تهیه‌کنندگی آن را آذر معماریان و امید معلم بر عهده داشته‌اند، با حضور جمعی از بازیگران مطرح سینما جلوی دوربین رفته است.

    در این فیلم، علاوه بر پژمان جمشیدی، مهدی هاشمی و ژاله صامتی، چهره‌هایی چون جواد پولادی، عزیز مهری، بهاره رهنما و دیگر بازیگران نیز به ایفای نقش پرداخته‌اند. «شاخ» اولین تجربه تهیه‌کنندگی امید معلم در سینما به شمار می‌رود و هفتمین اثر کاظم راست‌گفتار پس از آثاری چون «عروس خوش‌قدم» و «چک» است.

    «شاخ» یک کمدی است که داستان یک خانواده فرهنگی را روایت می‌کند که به شکلی غیرمنتظره درگیر فضای مجازی می‌شوند. مجری طرح و جانشین تهیه‌کننده این فیلم، حامی جهانی است.

    عوامل این فیلم سینمایی عبارتند از نویسنده: شیما بیگی، مشاور تهیه‌کننده: بهرام بهرامیان، مدیر تولید: دانیال کاشانچی، مدیر تدارکات : حسین امینی، طراح صحنه : نیلوفر راست گفتار، مدیر صحنه : امیر حسین بابائیان، طراح لباس : غزل آلوسی، طراح گریم : امید گلزاده، مدیر فیلم برداری : امیر کریمی، صدابردار : مرتضی اصلان زاده، فیلم بردار پشت صحنه : ساجده قربانی، دستیار اول کارگردان : افشین اقایی، برنامه ریز : حبیب قلی زاده، منشی صحنه : داریوش اسقایی، مدیر روابط عمومی : آیدا اورنگ، سرمایه‌گذاران : حامی جهانی، سجاد کرمی، احمد کلاته و احسان رمضانی. عکاس این اثر، حانیه زاهد است.

    با توجه به ترکیب بازیگران و داستان جذاب «شاخ»، آیا این فیلم می‌تواند نظر مخاطبان را به خود جلب کند و یک موفقیت دیگر برای کاظم راست‌گفتار رقم بزند؟ باید منتظر ماند و دید این کمدی پر ستاره چه حرفی برای گفتن خواهد داشت.

  • خانم روی بیلبوردهای تبلیغاتی کانادا خواهر پژمان جمشیدی است؟ (+عکس)

    خانم روی بیلبوردهای تبلیغاتی کانادا خواهر پژمان جمشیدی است؟ (+عکس)

    تبلیغات یک زن با استفاده از تصویر پژمان جمشیدی در تورنتو خبر ساز شد.

    خانم روی بیلبوردهای تبلیغاتی کانادا خواهر پژمان جمشیدی است؟ (+عکس)

    برنا: یک تابلوی تبلیغاتی در تورنتو موضوع بحث کاربران شبکه‌های اجتماعی شد. برخی با انتشار این تصویر نوشتند که خواهر پژمان جمشیدی با استفاده از شهرت برادرش، در تورنتو تبلیغ می‌کند.​

    خواهر پژمان جمشیدی

  • پژمان جمشیدی در جوکر

    پژمان جمشیدی در جوکر

    هشتمین نفر از مهمانان فصل چهارم جوکر مشخص شد؛ پژمان جمشیدی همان سورپرایزی است که تهیه‌کنندگان جوکر نامش را با تاخیر اعلام کردند.

    هشتمین نفر از مهمانان فصل چهارم جوکر مشخص شد؛ پژمان جمشیدی همان سورپرایزی است که تهیه‌کنندگان جوکر نامش را با تاخیر اعلام کردند.

    حالا مشخص شده مهمان هشتم پژمان جمشیدی است که در سری جدید جوکر، حضور خواهد داشت.

    پژمان جمشیدی در جوکر

    منبع: ستاره ها