برچسب: نذری

  • گرانی و تورم در محرم امسال کاهش ایستگاه‌های صلواتی و نذری را رقم زد اما عزاداری امام حسین همچنان پرشور است

    گرانی و تورم در محرم امسال کاهش ایستگاه‌های صلواتی و نذری را رقم زد اما عزاداری امام حسین همچنان پرشور است

    مگر می‌شود یادم برود در این چهل‌وچند سال، محرم و عزای حسین(ع) و آن شور و حال عمومی جامعه را؟ هر کسی هر کاری از دستش برمی‌آمد انجام می‌داد تا در عزای حسین‌بن‌علی، حتی نقشی کوچک داشته باشد.

    نذزی محرم

    پایگاه خبری رسا نشر-مهدی سوری، هنوز هم شوق حضور در عزای امام شهید را می‌شود دید. برخلاف آنچه بدخواهان ایران دوست دارند القا کنند، ایرانیان داخل کشور همچنان حسینی‌اند و حسینی می‌مانند. این شب‌ها در هر کوی و برزن، پرچم عزای حسین(ع) برافراشته است. شباهنگام خیل جمعیت سیاه‌پوش را می‌بینی که به سمت تکیه‌ها می‌روند یا در دسته‌های عزاداری، نام حسین(ع) را فریاد می‌زنند. این اعتقاد قلبی ایرانیان است؛ چیزی که هیچ قدرتی توان گرفتنش را از ما ندارد.

    با این حال، چیزی که امسال بیشتر از سال‌های گذشته به چشمم آمد، کاهش محسوس تعداد ایستگاه‌های صلواتی و محل‌های پخش نذری بود؛ کاهشی که عمده دلیلش افزایش سرسام‌آور قیمت اقلام خوراکی است. گرانی و تورم اگرچه بار سنگینی بر دوش مردم ایران گذاشته، اما باز هم هر کس هر آنچه در توان داشته، به میدان آورده است؛ همان روایت قدیمیِ محرم: هر کسی هر کاری از دستش برمی‌آمد انجام می‌داد تا در عزای حسین‌بن‌علی، حتی نقشی کوچک داشته باشد.

    پیرزن همسایه وقتی نذری را دمِ در آورد، با صدایی که انگار شرمندگی در آن می‌لرزید گفت: «شرمنده شما و امام حسین شدم؛ امسال نتوانستم همان نذرِ چهل‌ساله را ادا کنم… این ناقابل را بپذیرید.» گفتم: «مادر، همین هم خوب است؛ مهم نیت است. این ازخودگذشتگیِ شما، آن هم وقتی خودتان در مضیقه‌اید، ستودنی است. نذرتان قبول.»

    همسایه دیگرمان سال‌ها بود روز تاسوعا جلوی هیئت‌شان گوساله‌ای قربانی می‌کرد. پسرش می‌گفت: «بابا گفته امسال شرمنده‌ام؛ در توانم نیست.» بعد هم پول داده بود و گفته بود: «یک گوسفند بخر و جلوی دسته قربانی کن.» خودش هم رفته بود روستا؛ گفته بود: «دلم نمی‌خواهد اینجا بمانم، شرمندگی اجازه نمی‌دهد.»

    هر قاشقی که از نذری پیرزن همسایه بر دهان می بردم، در دلم دعا می‌کردم خدا کند اوضاع اقتصادی این مردم شریف و مظلوم به شرایط قبل برگردد. با بغضی که در گلویم گیر کرده بود، آرزو کردم سالِ دیگر از این مصائب تلخ عبور کرده باشیم؛ آن‌قدر فراوانی و رفاه داشته باشیم که دوباره در دهه اول محرم، سرِ هر کوچه بساط ایستگاه صلواتی را ببینم: دودِ اسپند، استکان‌های چای و شربت، و مردمی که می‌نوشند و «یا حسینِ عطشان» می‌گویند. دوست دارم هر که را می‌بینم، در دستش یک غذای نذری باشد که می‌برد کنار خانواده میل می‌کند؛ و به حق حسین(ع) و شهدای کربلا، بیمه سلامتی‌شان می‌شود.

  • عکس| بمب پرسپولیسی‌ها پای دیگ نذری

    عکس| بمب پرسپولیسی‌ها پای دیگ نذری

    ستاره پرسپولیس در مراسم عزاداری حضور پیدا کرد.

    عکس| بمب پرسپولیسی‌ها پای دیگ نذری

    به گزارش رسا نشر به نقل از خبرآنلاین؛ شب گذشته سعید صادقی به همراه مهدی عبدی در هیئت عزاداری ابا عبدالله الحسین حضور پیدا کرد و دقایقی بر سر دیگ های نذری به هم زدن غذا ها پرداختند.

    عکس| بمب پرسپولیسی‌ها پای دیگ نذری

  • علی کریمی: از عزاداران واقعی امام حسین (ع) عذرخواهی می‌کنم

    علی کریمی: از عزاداران واقعی امام حسین (ع) عذرخواهی می‌کنم

    علی کریمی: از عزاداران واقعی امام حسین (ع) عذرخواهی می‌کنم

    علی کریمی: از عزاداران واقعی امام حسین (ع) عذرخواهی می‌کنم

     علی کریمی: در چند روز اخیر برخی افراد قصد ماهی گرفتن از آب گل آلود را داشتند، روی صحبت من عده‌ای هستند که ۳۶۵ روز سال به معشیت مردم بی توجه می‌مانند و با نذری دادن در ۱۰ روز محرم دنبال جلب نظر هستند و یا …!! پیشنهاد من فقط این بود که در این اوضاع کشور می‌توانیم نذرهای دیگری هم انجام دهیم همین.
    علی کریمی با انتشار استوری در صفحه شخصی خود از عزاداران حضرت امام حسین (ع) عذرخواهی کرد و نوشت: حسینی بمانیم و حسینی زندگی کنیم.
    به گزارش ایرنا؛ علی کریمی امروز پیامی در صفحه شخصی خود منتشر کرد.
    او نوشت: نیازی به گفتن نیست که من هم مثل همه شما از کودکی شوق رسیدن به دهه محرم را داشتم و با گذشت زمان این ارادت را حفظ کردم.
    در چند روز اخیر برخی افراد قصد ماهی گرفتن از آب گل آلود را داشتند، روی صحبت من عده‌ای هستند که ۳۶۵ روز سال به معشیت مردم بی توجه می‌مانند و با نذری دادن در ۱۰ روز محرم دنبال جلب نظر هستند و یا …!!
     این عزاداری پیش از ما بوده و پس از ما نیز خواهد ماند، در این میان هر کسی برای رضای خدا و با نیتی خالص برای هر حاجت خود نذری می‌دهد، دمش گرم و نذرش قبول.
     پیشنهاد من فقط این بود که در این اوضاع کشور می‌توانیم نذرهای دیگری هم انجام دهیم همین.
     آنها که با نام امام حسین (ع) به دنبال منافع شخصی‌شان هستند باید بدانند که امام حسین (ع) متعلق به همه بوده و هست. اگر طرفدار واقعی مکتب امام حسین (ع) هستیم باید به اعتقادات و طرز فکر یکدیگر احترام بگذاریم چون در این مکتب افترا، بددهنی، بی ادبی جایی ندارد که البته مردم فرق ریا و نیت پاک و خالص را تشخیص می‌دهند با اینکه مخاطب من عده‌ای خاص بودند اما از عزاداران واقعی امام حسین  (ع) عذرخواهی می‌کنم و دست‌هایشان را می‌بوسم. قضاوت با مردم، حسینی بمانیم و حسینی زندگی کنیم.)
  • ماجرای علی کریمی از زاویه‌ای دیگر، چرا قیمه‌ها را می‌ریزید توی ماست‌ها؟!

    ماجرای علی کریمی از زاویه‌ای دیگر، چرا قیمه‌ها را می‌ریزید توی ماست‌ها؟!

    سؤال اصلی در واقع دیالوگ مشهور حمید لولایی ( آقا ماشاءالله) در سریال هزار بار پخش شده «خانه به دوش» از تلویزیون است: چرا قیمه‌ها را می‌ریزی تو ماست‌ها؟! چرا موضوعات را با هم قاطی می‌کنید؟ یک حرفی زده، تابلو را چرا جمع می‌کنید؟

    چرا قیمه‌ها را می‌ریزید توی ماست‌ها؟!

     مهرداد خدیر- نکات متعددی را دربارۀ ماجرای مناقشۀ علی کریمی ستارۀ پیشین فوتبال ایران در مناقشه لفظی در فضای مجازی با آقایی به نام «حامد رضا معاونیان» یادداشت کرده بودم که چون به برخی در نوشتۀ متین آقای باقر محسنی ساروی اشاره و منتشر شده از آنها درمی‌گذرم و به موارد دیگر می‌پردازم اگرچه برخی هم‌پوشانی‌ها محتمل است.

    1. علی کریمی فوتبالیست بوده که شغلی است کاملا مدرن. چندان‌که اگر به کسی که صد سال پیش مرده و حالا زنده شده بگویید درآمد آدمی که فقط بلد است با توپ بازی کند از بسیاری مشاغل دیگر بالاتر است و بعد از بازنشستگی هم به او پول می‌دهند تا عکس او را روی تابلو نصب کنند حیرت‌زده می‌شود چرا که هر دو مقوله – کشب درآمد از محل بازی و تبلیغات- به دنیای مدرن تعلق دارد. رسانه‌ای که علی کریمی در آن حرف درست یا نادرست خود را مطرح کرده هم مدرن است (اینستاگرام) و این یکی، دیگر خیلی مدرن است.

    در مقابل با روحانی و واعظی رو به رو هستیم که به جهان سنت تعلق دارد و از رسانۀ سنتی (منبر) به علی کریمی تاخته است. این تقابل در عرصه‌های دیگر زندگی ایرانیان نیز دیده می‌شود. اما همان سخنرانی هم باز در فضای مجازی منتشر شده است. پوشش زنان و نوع مقابلۀ ستاد امر به معروف و نهی‌ از منکر هم از این دست است. شکاف سنت و مدرنیته و تلاش سنت‌گرایان برای بهره‌برداری از ابزارهای مدرن به قصد ترویج سنت و گاه تحمیل یک فرم به همه نمونه‌های متعدد دارد و هر بار در یک جا خود را نشان می‌دهد.

    2. علی کریمی تحصیلات عالیه ندارد؛ هنر او بازی با توپ است نه کلمات. غالب بازیکنان فوتبال در ایران و جهان، چنین‌اند. اساسا فوتبال ورزشی کارگری است و از شگردهای سرمایه داری شاید تا طبقات کم‌برخوردارتر جامعه امید خود به تغییر طبقه اجتماعی و اقتصادی با راه‌های مسالمت‌آمیز را از دست ندهند. لاتاری، بورس، فوتبال و مواردی از این دست یعنی نومید نشو و نشور! این گونه است که در بریتانیا و در ردیف ثروت‌مندترین‌ها هم نام ملکه الیزابت را می‌بینی هم دیوید بکهام را که علی کریمی آنهاست و هم یک معلم به نام جی‌کی‌رولینگ (خالق هری‌پاتر) تا به جامعه بگویند با قلم و توپ هم می توانید به ثروت برسید و نیاز به شورش علیه سلطنت نیست. این همان نکته است که امثال معاونیان از درک یا تبیین آن عاجزند و نمی‌دانند کارکرد امثال علی کریمی و علی دایی چیست.

    با این وصف از فوتبالیست با تحصیلات کم انتظار نمی‌رود در چینش لغات دقت و احساس خود را بیان کند. قبل‌تر در رسانه‌ها سخنان آنان دروازه‌بانی می‌شد و بعد انتشار می‌یافت اما حالا هر که برای خود صفحه‌ای دارد و این هم ویژگی دنیای مدرن است. آن واعظ معمم اما که دروس حوزوی را خوانده و با اصحاب قدرت نشست و برخاست دارد چرا از الفاظ مبتذل و مفتضح استفاده می‌کند؟

    جدای وجه سناریویی توجه به فوتبال و مثال انگلیس، میلیون‌ها ایرانی با حرکات نمایشی و زیبای علی کریمی چه در تیم باشگاهی و چه تیم ملی شاد شده‌اند و به هزاران کودک و نوجوان انگیزه و امید داده با ورزش پیش‌رفت کنند و گِرد اعتیاد نچرخند. این را نمی‌توانی تحقیر یا انکار کنی آقای معاونیان! ضمن این‌که میلیون‌ها ایرانی علی کریمی را می‌شناسند و دوست دارند ولی روحانی مورد نظر تا قبل از این ماجرا کاملا ناشناخته بود. چرا خود را در مقابل مردم قرار می‌دهد؟

    3. رفتار و گفتار علی کریمی به خود او نسبت داده می‌شود نه هیچ‌کس دیگر و نه حتی دیگر بازیکنان فوتبال. آقای معاونیان اما لباس روحانیت بر تن دارد. دوست معممی می‌گفت به ما گفته بودند وقتی این لباس را بر تن دارید بستنی چوبی و قیفی هم به دست نگیرید. چرا که به تصویر عمومی از این صنف یا طبقه یا لایۀ اجتماعی خدشه وارد می‌کند. حال آن که بستنی خوردن نه حرام است نه ممنوع مگر آن که ستاد امر به معروف سراغ این مقوله هم بیاید!

    با این وصف، آن که باید بیشتر مراقب می‌بود -که نبود- همان شخص آقای معمم است. از آفات اختلاط با قدرت همین است که به جای آن که از موضع دین و اخلاق سخن بگویی با اتکا به قدرت صدای خود را بلند کنی اما این رفتار مردم را به یاد علمای دین نمی‌اندازد و به تبع نهادهای دیگر دست به کار شوند و به قول وزیر ارتباطات دولت روحانی پس از دو رییس جمهوری سابق، حالا فوتبالیست و مجری را ممنوع‌التصویر کنند.

    4. بگذارید صریح بگویم: نویسنده موضع علی کریمی دربارۀ غذای نذری را نمی‌پسندد نه به خاطر آن که نذری‌دادن را امری قدسی بداند و در زمرۀ مقدسات. مدام که نمی‌توان این دایره را گسترش داد. از این منظر که اصلا شخصی دوست دارد برای نمایش، نذری بدهد. خوب بدهد. چه اشکالی دارد؟! در پایان مراسم هم برای بیماران دعا کند. این هم چه اشکالی دارد؟ این چه اخلاقی در بین ما ایرانیان است که هر کس تا کاری انجام می‌دهد به او می‌گوییم به جای آن فلان کار را انجام بده؟

    طرف به جزیرۀ کیش سفر می‌کند تا از این جزیرۀ مرجانی و آب‌و‌هوای متفاوت آن در زمستان لذت ببرد، آن وقت باید به دیگران توضیح دهد چرا با همین پول نرفته استانبول؟! چه ربطی دارد؟ کیش، کیش است و استانبول، استانبول. هوای بهمن در کیش بهاری است. در استانبول اما هوا سرد است. نه که تفاوت ندارد. بله، این داخل است و آن خارج. اینجا باد زیر موی دخترکان نمی‌دود و آنجا می‌دود. نوشاک اینجا مانند آنجا نیست. (همان نوشاک، نه پوشاک!). اما چرا باید به جای کیش برود استانبول؟ مگر تنها معیار، مقدار پول مصرفی است؟

    یکی دوست دارد نذری بدهد. دیگری می‌خواهد به بیماران کمک کند. هر کار عمومی خوب است. اصلا کدام صنف بیشتر از صنوف دیگر اصرار به تظاهر آیینی در تاسوعا و عاشورا دارد؟ گمان می‌کنم بنگاه‌های ماشین. حالا نقد کنیم که چرا روی ماشین سه میلیاردی پرچم سیاه کشیده‌ای یا چرا پول نذری را به فلان جا نمی‌دهی؟ یا چرا مواقع دیگر سال رفتاری متفاوت داری؟

    5. بله، می‌دانم. خشم واعظ به خاطر استنباط تمسخر از استوری بازیکن سابق است. اما استهزا نکرده تناقضی دیده است. می‌گوید اگر واقعا هدف شما شفای بیماران است، این پول را صرف درمان کنید نه نذری. اما اگر هدف شفا نباشد چه؟ آیینی است و در انتها دعا هم می‌کنند.

    انگیزۀ این یادداشت با این همه مقدمه چینی اما موضوعی دیگر است. این که بلافاصله تابلوهای تبلیغاتی با چهرۀ علی کریمی را پایین کشیدند! (نویسنده البته هیچ ارتباطی با شرکت مذکور ندارد و بعید هم نیست واحد بازرگانی ما عکس‌ها را کمی محو کند تا حمل بر تبلیغ نشود اما برای مستند بودن چاره‌ای نیست و بحث بر سر اختلاط مفاهیم است).

    چرا قیمه‌ها را می‌ریزید توی ماست‌ها؟!

    این بیلبوردها مربوط است به تصاویر او به عنوان سفیر یکی از برندهای آرایشی و بهداشتی و خبرگزاری اصول‌گرا نوشت: «چون علی کریمی در صفحۀ شخصی خود به فرهنگ نذری دادن توهین کرده بود و با مخالفت شدید مردم روبه رو شد سازمان زیباسازی و اداره ارشاد در تکریم شعائر حسینی دستور به جمع آوری دادند.»

    ترجیح یک امر خیر بر موضوعی دیگر، اهانت است؟ کدام دادگاه رفتار او را اهانت (متضمن تحقیر) دانسته است؟

    داستان اما چیز دیگری است. نواصول‌گرایان، عرصۀ عمومی را هم متعلق به خودشان می‌دانند و از این فرصت استفاده کردند تا هم در فضای مجازی خودی نشان دهند و هم در عرصۀ عمومی. وگرنه قضیه با دو خط توضیح هم قابل حل بود.

    می‌خواهند بگویند هر قدر هم هوادار واقعی و مجازی در اینستاگرام یا کلاب هاوس و در هر عرصه عمومی داشته باشی چه فوتبال باشد و چه هنر و چه سیاست، بدان و بفهم که قدرت در دست ماست. بی‌ربط هم نمی‌گویند اما وقتی دیگران از علی کریمی حمایت کنند چه بر سر این نمایش اقتدار خواهد آمد؟ ورزشگاه ها که همیشه خالی نمی‌ماند. اگر فردا استقلالی‌ها علی کریمی و پرسپولیسی‌ها وریا غفوری را یک‌صدا تشویق کنند آن‌گاه چه؟ کدام تابلو را می‌خواهید پایین بکشید؟

    استفادۀ حداکثری از هر امکان که در اختیار دارید برای گوش‌مالی دادن هر که جز شما بیندیشد یا سر خم نکند جامعه را بیش از این دوپاره می‌کند و حاصل این می‌شود که علی کریمی صفحه خود را برای نظرات مردم باز می‌گذارد و آقای معاونیان این کار را نتواند انجام دهد چون نشان می‌دهد اکثریت جامعه به کدام سو متمایل است.

    البته نواصول‌گرایی ایرانی دیگر دنبال آن نیست که بگوید ما اکثریت را در اختیار داریم. دنیال این است که بگوید قدرت در دست ماست و می‌توانیم هر تابلویی را که بخواهیم پایین بکشیم و محبوبیت سیاسی، هنری و ورزشی هم تفاوتی ندارد.

    حالا یک سؤال. اگر علی دایی حمایت کند بیلبوردهای تبلیغاتی با چهرۀ او را هم پایین می‌کشند؟ ‌شاید پاسخ دهند بله. اما این کار را نمی‌کند و اصلا این کار را کردیم تا دیگران هم حساب کار دست‌شان بیاید! می‌گویید نه؟ امتحان کند!

    جدال بر سر تصاحب فضای عمومی هر بار به شکلی خود را نشان می‌دهد و به نظر می‌رسد به جای طرح صیانت سراغ چهره های اثرگذار در فضای مجازی رفته‌اند اما اگر همین علی کریمی در ایران زندگی نمی‌کرد چگونه می‌خواستند او را تنبیه کنند؟

    سؤال اصلی در واقع دیالوگ مشهور نقش حمید لولایی ( آقاماشاءالله) در سریال هزار بار پخش شده «خانه به دوش» از تلویزیون خطاب به بازیگر مقابل (علی صاددقی) است: “چرا قیمه را می‌ریزید تو ماست‌ها؟!” [چرا موضوعات را با هم قاطی می‌کنید؟]

    روزگاری مهندس بازرگان به شیخ صادق خلخالی گفته بود بیا یک روز از تهران تا چالوس برویم و در چند غذاخوری توقف کنیم تا ببینیم مردم دربارۀ من چه نظری دارند و دربارۀ تو چه؟ کدام را احترام می‌گذارند و کدام را نه. این پیشنهاد البته عملی نشد و چندان هم دقیق نبود. چرا که طبیعت اموری که با برخورد نسبت دارد محبوبیت زداست و معلوم است مردم بین آدمی که حکم اعدام یک نخست‌وزیر را صادر کرده و یک نخست‌وزیر که در کشتن پشه هم ملاحظه داشته جانب کدام را می‌گیرند.

    ماجرای آقای معاونیان اما متفاوت است. چون مدعای او این است که از طرف خدا و مردم سخن می‌گوید و می‌توان پرسید اگر با هم در جایی ظاهر شوند کدام را مردم ترجیح می‌دهند؟ نه به سبب اشتهاری که بازیکن پیشین فوتبال دارد و آوازه‌ای که واعظ مورد نظر تا قبل از این ماجرا نداشت که بر سر همین مشاجرۀ خاص.

    موضوع این یادداشت اما همان است که اشاره شد. اگر مجوزهای بیلبوردها صادر شده چگونه فی‌الفور لغو می‌کنند؟ چرا  قیمه‌ها را می‌ریزند توی ماست‌ها و چرا تصور می‌کنند مالک کل فضای عمومی هم هستند؟!