برچسب: مهران مدیری

  • را گفت‌وگوی امیر آقایی در دورهمی پخش نشد؟

    را گفت‌وگوی امیر آقایی در دورهمی پخش نشد؟

    5f1250765c055_5f1250765c059
    برنامه امیر آقایی بخاطر صحبت‌هایش علیه صداوسیما در اختتامیه جشنواره فجر پخش نشد یا بخاطر اختلافات داخل سازمان؟

    دو شب گذشته با وجود اعلام قبلی، گفت‌وگوی امیر آقایی در « دورهمی » پخش نشد. اتفاقی که برای سومین بار در هفته های اخیر است که رخ می‌دهد و نه صدا و سیما و نه برنامه «دورهمی» توضیحی درباره این تغییرات نمی‌دهند.

    طی سالهای پخش «دورهمی» معدود برنامه‌هایی بوده که پخش نشده‌ اما تعداد این حذفیات از فصل تازه این برنامه چند برابر شده. بنیامین بهادری از حذف هفده دقیقه از صحبت‌هایش در «دورهمی» خبر داد و دیگر مهمان‌های برنامه مانند پژمان جمشیدی و امید حاجیلی هم کم و بیش به سانسور حرف‌هایشان اعتراض کرده‌اند.

    سانسور‌هایی که برای اولین بار از زمان آغاز پخش «دورهمی» واکنش انتقادی مهران مدیری را هم درپی داشت و حتی برخی مدعوین مانند علی کریمی بخاطر این سانسورها اعلام کردند حاضر به شرکت در «دورهمی» نیستند.

    این بار اما حذفیات از سانسور به پخش نشدن کل برنامه طی چند هفته اخیر رسیده. ابتدا برنامه مجید صالحی با وجود پخش آنونس روی آنتن نرفت. در ادامه همین اتفاق برای گفت و گوی رویا میرعلمی افتاد و سومین برنامه پخش نشده گفت و گوی آقایی بود. حذفیاتی که به «دورهمی» ضربه زده و هواداران «دورهمی» معتقدند حتی عقب افتادن این برنامه از «عصر جدید» در نظرسنجی تازه صدا و سیما بخاطر پخش نشدن این برنامه‌هاست.

    بعید است مشکل محتوایی در صحبت مهمانان با ممیزی قابل حل نباشد و حذف کل برنامه احتمالا به مشکل صدا و سیما با مهمان آن برنامه و فعالیت‌های جانبی‌اش مربوط می ‌شود.

    درباره امیر آقایی فرض های زیادی مطرح شده که محتمل ترین آنها انتقادت تند او از صدا و سیما در اختتامیه جشنواره فجر است با این وجود نمی‌توان تاثیر برخی اختلافات در صدا و سیما و رقابت شبکه‌ها باهم را در این اتفاقات نادیده گرفت.

    منبع: سینما دیلی

  • بررسی دستمزد سلبریتی‌ها و مجریان مشهور از زبان دبیر شورای نظارت بر صداوسیما

    بررسی دستمزد سلبریتی‌ها و مجریان مشهور از زبان دبیر شورای نظارت بر صداوسیما

    دبیر شورای نظارت‌بر صداوسیما از ادامه بررسی پرونده مجریان و سلبریتی‌های خبرسازی چون مهران مدیری، رضا رشیدپور و محمدرضا گلزار و عدم پاسخگویی اسپانسرها در موضوع دستمزدهای کلان خبر داد.

    محمدحسین صوفی دبیر شورای نظارت بر صداوسیما درباره وضعیت حضور چهره‌های خبرساز فضای مجازی در برنامه‌ها و تولیدات تلویزیونی عنوان کرد: رادیو و تلویزیون جمهوری اسلامی، رسانه‌ای ملی و متعلق به همه اقشار جامعه است. پس باید برنامه‌هایشان از جذابیتی برخوردار باشند که همگان از آن بهره ببرند. بخشی از جذابیت این جنس برنامه‌ها هم طبیعتاً وابسته به استفاده از چهره‌هاست، منتها چهره‌هایی که موجه، قابل احترام و الگویی شایسته برای همگان بویژه نسل جوان باشند و آثار وجودی مثبتی برای جامعه داشته باشند.

    صوفی تصریح کرد: این چهره‌ها خدای ناکرده نباید چهره‌هایی زرد و یا ناخوش‌نام باشند. اتفاقاً باید از چهره‌های خوشنام و خوش سابقه برای این منظور بهره گرفت. مخصوصاً که از لحاظ ادبیات و سواد هم باید از محاسن رسانه‌ای برخوردار باشند.

    دبیر شورای نظارت بر صداوسیما یادآور شد: صداوسیما و هر نهاد رسانه‌ای باید در انتخاب افراد خود با دقت عمل کند تا چهره‌هایی به آن ورود کنند که بدآموزی نداشته باشند و اصول حرفه‌ای در فرآیند حضور آن‌ها رعایت شده باشد.

    صداوسیما برای پای‌بندی چهره‌ها قرارداد ببندد

    صوفی با اشاره به یکی از این اصول حرفه‌ای در حوزه رسانه که نمونه‌ای از آن برای علی صبوری بازیگر یکی از سریال‌های در حال پخش انجام گرفت، گفت: صداوسیما و هر نهاد رسانه‌ای باید دو قرارداد با چهره‌های موردنظر منعقد کند؛ یک قرارداد مالی که بر اساس آن وجهی رد و بدل می‌شود و یک قرارداد حقوقی و معنوی که در آن گفته شود از زمانی که فرد همکاری‌اش را با صداوسیما شروع می‌کند می‌بایست به اصول و هنجارهای رسانه عمل کند. این قرارداد حقوقی در همه سازمان‌های رسانه‌ای مرسوم است.

    دبیر شورای نظارت بر صداوسیما درباره اینکه سلبریتی‌ها معمولاً به چنین تعهدی تن نمی‌دهند، اظهار کرد: اگر کسی تن نمی‌دهد، سازمان هم نباید از او استفاده کند. آن‌ها از امکانات سازمان صداوسیما استفاده می‌کنند ولی ضوابط را رعایت نمی‌کنند.

    نمایش آدرس اینستاگرام و تولد گرفتن روی آنتن تخلف است

    صوفی درباره تمرکز بیش از اندازه برنامه‌های تلویزیون بر روی تبلیغ و استفاده از اینستاگرام و اینکه آیا شورای نظارت تا کنون در این زمینه ورود داشته است یا خیر هم گفت: شورای نظارت بر صداوسیما براساس اصل ۱۷۵ قانون مسئولیت نظارت بر همه امور مرتبط با صداوسیما را بر عهده دارد و تمام اقدامات و برنامه‌ها را رصد می‌کند و آنچه را که مطابق با این اصل و تفسیر مجمع تشخیص مصلحت نظام نباشد تذکر می‌دهد.

    صوفی درباره اینکه چرا این تذکرات رسانه‌ای نمی‌شود یادآور شد: هیچ موردی از منظر شورای نظارت پنهان نیست. اساساً طبق قانون آنچه را که شورای نظارت، نظارت می‌کند موظف است به سازمان صداوسیما و نهادهای خاص گزارش دهد اما اساساً همه اینها رسانه‌ای نمی‌شود.

    وی در عین حال تأکید کرد: صداوسیما در مدت اخیر با توجه به مجموعه تذکرات، راهنمایی‌ها، انتقاداتی که شورای نظارت بر صداوسیما داشته است بخش قابل‌توجهی از اتفاقات را اصلاح کرده است.

    دبیر شورای نظارت بر صداوسیما درباره نمایش آدرس اینستاگرام در برخی از برنامه‌های تلویزیونی تأکید کرد: حتماً این کار خلاف است و اگر در برنامه‌ای آدرس اینستاگرام را نمایش بدهند و یا کانال تلگرامی یک برنامه از آنتن تبلیغ شود تخلف رسانه‌ای محسوب می‌شود.

    صداوسیما به‌طور جدی به دنبال این است که شاخص‌ها و معیارها و استانداردهایی را تدوین کند تا اولاً برنامه‌ها و تولید برنامه بین عوامل به تعادل توزیع شود و دوم اینکه نوعی هماهنگی بین دستمزدها در بخش‌های مختلف وجود داشته باشد وی درباره استفاده از آنتن برای منفعت شخصی افراد هم عنوان کرد: خود را تبلیغ کنند و یا فردی در یک برنامه جشن تولد خود یا خانواده‌اش را بگیرد، این‌ها حتماً تخلف رسانه‌ای است و مدیران رسانه باید با آن برخورد کنند. استفاده شخصی از آنتن حتماً خلاف است و همان‌قدر که او حق دارد یک مخاطب هم از آنتن حق دارد.

    دلیل طولانی شدن روند بررسی دستمزدهای سلبریتی‌ها و مجریان مشهور

    صوفی در بخش دیگر درباره روند بررسی حرف‌وحدیث‌ها درباره دستمزدهای کلان برای چهره‌های خبرساز مانند رضا رشیدپور، محمدرضا گلزار و مهران مدیری توسط شورای نظارت که حدود ۲ ماه پیش وعده آن مطرح شده بود، بیان کرد: این موضوع پیچیدگی زیادی دارد و هنوز بررسی‌ها در این زمینه تمام نشده است.

    وی در تشریح پیچیدگی‌های این پرونده هم عنوان کرد: بررسی دقیق این موضوع بستگی به عوامل و برنامه‌های دیگر و حتی اسپانسرها دارد. به طور مثال بعضی اسپانسرها جوابگوی ما نیستند و از آنجایی که باید برنامه‌ها را به تفکیک هر شبکه، مقطع زمانی تولید و پخش و مواردی از این دست در نظر بگیریم، بررسی جامع این موضوع با پیچیدگی‌هایی مواجه شده‌است.

    صوفی در پاسخ به اینکه آیا این موضوع هم مثل برخی موارد قدیمی‌تر مانند سرنوشت تخلف صورت‌گرفته در آرای مردمی جشنواره جام‌جم که با مرور زمان فراموش شد، نیمه‌کاره و بی‌نتیجه رها نمی‌شود، تأکید کرد: حتماً این‌طور نیست. شورای نظارت به آن مساله درباره جشنواره جام‌جم ورود نکرد و اگر ورود می‌کردیم حتماً انجام می‌شد و به نتیجه می‌رسید.

    تدوین یک آیین‌نامه جدید در صداوسیما

    دبیر شورای نظارت بر صداوسیما در پایان با اشاره به آیین‌نامه‌ای جدید در صداوسیما درباره دستمزدها گفت: صداوسیما به‌طور جدی به دنبال این است که شاخص‌ها و معیارها و استانداردهایی را تدوین کند تا اولاً برنامه‌ها و تولید برنامه بین عوامل به تعادل توزیع شود و دوم اینکه نوعی هماهنگی بین دستمزدها در بخش‌های مختلف وجود داشته باشد.

    منبع: خبرآنلاین

  • دوران خاطره‌انگیز طنزهای ۹۰ شبی

    دوران خاطره‌انگیز طنزهای ۹۰ شبی

    5f04a6dd70ee9_5f04a6dd70eeb
    سریال طنز تازه جواد رضویان و سیامک انصاری، بازگشت به دوران طنزهای ۹۰ شبی محبوب مهران مدیری، رضا عطاران و مهران غفوریان را رقم خواهد زد؟

    سال ۷۷ مجموعه طنز «جنگ ۷۷» به کارگردانی مهران مدیری از شبکه 3روی آنتن رفت و پایه‌گذار طنزهای 90شبی در تلویزیون شد. پس از این مجموعه در دهه ۸۰، چندین سریال طنز ۹۰ شبی ساخته و پخش شد که مورد استقبال مخاطبان قرار گرفتند و به آثار ماندگاری تبدیل شدند اما تقریبا در دهه ۹۰ این روند متوقف شد و دیگر شاهد طنزهای پرمخاطب طولانی در تلویزیون نبودیم. اکنون پس از سال‌ها با ساخت سریال «صفر بیست و یک» به کارگردانی جواد رضویان و سیامک انصاری قرار است دوباره یک سریال طنز 90قسمتی به تلویزیون بازگردد. به بهانه ساخت این سریال، درباره محبوب‌ترین سریال‌های طنز 90شبی تلویزیون نوشته‌ایم. در این بررسی مجموعه «جنگ ۷۷» را به دلیل این که مجموعه‌ای آیتمی بود، فاکتور گرفتیم.

    بدون شرح

    سریال «بدون شرح» به کارگردانی مهدی مظلومی، یکی از پرطرفدارترین مجموعه‌های طنزی است که در اوایل دهه ۸۰ یعنی سال ۸۱ از شبکه ۳ پخش شد. بخش عمده این سریال در دفتر یک هفته‌نامه به اسم «شهر قشنگ» می‌گذشت و اتفاقاتی که در این دفتر رخ می‌داد و ماجراهای مختلفی که برای کارکنان آن پیش می‌آمد، داستان را جلو می‌برد. محوریت داستان درباره نجات این هفته‌نامه از ورشکستگی بود و در حاشیه آن خرده داستان‌های دیگری هم روایت می‌شد. ماجراهای سرگرم‌کننده‌ای که در هر قسمت اتفاق می‌افتاد و فضای خانوادگی سریال، از مهم‌ترین دلایل محبوبیت این سریال و همراهی مخاطبان با آن بود. یکی دیگر از نقاط قوت سریال، حضور بازیگران خوب آثار کمدی مانند فتحعلی اویسی، امیر جعفری و بیژن بنفشه‌خواه در این مجموعه بود که «بدون شرح» را به یکی از بامزه‌ترین سریال‌های تلویزیونی در دهه ۸۰ تبدیل کرد. این سریال در زمان پخش به انداز‌ه‌ای دیده شد که تکیه‌کلام‌های کاراکترهایش به ویژه شخصیت‌های اصلی‌ آن یعنی «آقای کاووسی» و «فرید سپهری»، در دهان مردم افتاد و مورد توجه قرار گرفت.

    پاورچین

    یکی از دلایل محبوبیت مهران مدیری، سریال‌های طنز او و به ویژه مجموعه‌های طنز ۹۰ قسمتی است که در سال‌های گذشته ساخته شده است. یکی از این مجموعه‌ها سریال «پاورچین» است که سال ۸۱ از شبکه5 روی آنتن رفت. این سریال یکی از طولانی‌ترین سریال‌های کمدی بود که ۱۳۰ قسمت داشت. این سریال چند شخصیت مختلف داشت که داستان حول محور آن‌ها و ماجراهایی که برای‌شان اتفاق می‌افتاد، می‌چرخید. محل تولد بعضی شخصیت‌ها، لهجه‌ای که داشتند و غذایی که می‌خوردند من‌درآوردی و تخیلی و در نوع خود جالب بود. کاراکتر «داود» با بازی جواد رضویان و «فرهاد» با بازی مهران مدیری شخصیت‌های اصلی سریال بودند که بسیاری از لحظات خنده‌دار و کمیک سریال به واسطه حضور آنان شکل می‌گرفت. این دو شخصیت با یکدیگر رقابت می‌کردند تا برتری خود را ثابت کنند. کشمکش میان آن‌ها و تضادهای این دو شخصیت، «داود» و «فرهاد» را به زوج خوب و بامزه‌ای تبدیل کرده بود. حضور ستاره‌های کمدی آن زمان مانند مهران مدیری، جواد رضویان، شقایق دهقان و محمدرضا هدایتی در این سریال و بازی خوب آن‌ها از دلایل محبوبیت سریال بود.

    زیر آسمان شهر

    سریال «زیر آسمان شهر» به کارگردانی مهران غفوریان، سال ۸۰ از شبکه3 روی آنتن رفت و ۸۱ قسمت داشت. این مجموعه داستان چند همسایه را روایت می‌کرد که در یک آپارتمان در کنار یکدیگر زندگی می‌کردند. ارتباط خوب و صمیمانه همسایه‌ها با یکدیگر و چالش‌ها و ماجراهایی که شبیه دنیای خارج از قصه در زندگی هرکدام از شخصیت‌ها اتفاق می‌افتاد، داستان و ماجراهای سریال را برای مخاطب باورپذیر و ملموس کرده بود، به همین دلیل مخاطبان ارتباط خوبی با این سریال برقرار می‌کردند و جزو آثار طنز پربیننده در تلویزیون به حساب می‌آمد. تکیه‌کلام‌های خاص بعضی کاراکترها و لقب آن‌ها نیز مانند «بدون شرح»، مورد توجه مخاطب قرار گرفت و تا مدت‌ها بین مردم رواج پیدا کرد. کاراکتر «خشایار مستوفی» با بازی حمید لولایی نیز یکی از محبوب‌ترین شخصیت‌های سریال بود و این نقش در کارنامه حمید لولایی ماندگار شده است. استقبال مردم از این مجموعه باعث شد «زیر آسمان شهر» ادامه پیدا کند و فصل های دوم و سوم آن نیز با تغییراتی در عوامل و بازیگران آن ساخته شود اما این تغییر به نفع سریال تمام نشد و فصل‌های بعدی آن به اندازه فصل اول مورد استقبال قرار نگرفت.

    کوچه اقاقیا

    رضا عطاران نیز مانند مهران مدیری، به بهانه سریال‌های طنز موفقی که ساخته، در ذهن مخاطبان خاطرات خوبی به جا گذاشته است. یکی از سریال‌های محبوب او «کوچه اقاقیا» است که سال ۸۲، در ۹۰ قسمت از شبکه5 سیما پخش شد. هرچند شاید این مجموعه از نظر میزان محبوبیت به پای آثاری مانند «خانه به دوش» یا «متهم گریخت» نرسد اما می‌توان از آن به عنوان یکی از محبوب‌ترین سریال‌های طنز 90شبی یاد کرد. شخصیت اصلی قصه این سریال، زنده‌یاد منوچهر نوذری بود که به تنهایی همراه با سرایدار خود در باغی زندگی می‌کرد، فرزندان او طی اتفاقاتی تصمیم گرفتند به خانه او بروند و لحظات پایانی عمر پدرشان را در کنار او باشند. کنار هم قرار گرفتن آن‌ها، سرآغاز ماجراهایی بود که موقعیت‌های طنز مختلفی را در سریال به وجود می‌آورد. گروه بازیگران خوب سریال مانند رضا عطاران، مجید صالحی، علی صادقی، یوسف تیموری و رضا شفیعی جم که همه آن‌ها سابقه درخشانی در کمدی دارند، یکی از ویژگی‌های مهم سریال بود که باعث شد این مجموعه برای مخاطبان جذاب باشد و حسابی مورد پسند آن‌ها قرار بگیرد.

    کمربندها را ببندیم

    دو سال پس از سریال «بدون شرح» یعنی سال ۸۳، سریال «کمربندها را ببندیم» به کارگردانی مهدی مظلومی، طی ۱۱۷ قسمت از شبکه3 پخش شد. پس از موفقیت زوج فتحعلی اویسی و امیر جعفری در سریال «بدون شرح»، این دو بازیگر در مجموعه «کمربندها را ببندیم» دوباره در کنار یکدیگر دیده شدند و بخش اصلی داستان این بار در فضای یک فرودگاه می‌گذشت. لاله صبوری، سعید آقاخانی، رویا افشار و رضا فیض نوروزی از دیگر بازیگران این سریال بودند. جالب آن که جواد عزتی ستاره این روزهای سینمای ایران نیز نقش فرعی و کوتاهی در این مجموعه داشته است. شخصیت «منصور ملکی» در این سریال مانند «کاووسی» در مجموعه «بدون شرح»، به یکی از به یادماندنی‌ترین کاراکترهای کمیک در سریال‌های تلویزیونی تبدیل شد. هرچند که «کمربندها را ببندیم» هم جزو آثار موفق طنز در تلویزیون که بیش از 90قسمت بوده، به حساب می‌آید اما سریال «بدون شرح» برای مخاطب تازگی بیشتری داشت و می‌توان گفت این سریال در مقایسه با «کمربندها را ببندیم» مجموعه جذاب‌تری بوده است.

    نقطه‌چین

    یکی دیگر از بهترین آثار مهران مدیری، سریال «نقطه‌چین» است که سال ۸۲، طی ۱۳۵ قسمت در شبکه3 دیده شد. این مجموعه نیز شباهت‌هایی کلی به سریال «پاورچین» داشت و مانند آن کاراکترهای مختلفی داشت که موقعیت‌های کمیک سریال از دل ارتباط آن‌ها با یکدیگر به وجود می‌آمد. در این سریال مهران مدیری در نقش «اردلان پشندی» و رضا شفیعی جم در نقش «بامشاد» زوج کمدی بسیار بامزه و موفقی بودند. طرز خاص صحبت کردن «بامشاد»، تیپ و ظاهر او و ساده‌لوحی بامزه‌ای که داشت او را به کاراکتر محبوب و ماندگاری در این سریال تبدیل کرده بود. علاوه بر شخصیت جالب این کاراکتر و تضاد بامزه‌اش در مقایسه با «اردلان» که نسبت به او کمی باهوش‌تر بود، بازی خوب رضا شفیعی جم نیز تاثیر مهمی در محبوبیت این شخصیت داشت. هرچند که این سریال در زمان پخش مورد استقبال فراوان مخاطبان قرار گرفت و حتی بازپخش‌های آن نیز دیده شد اما مهران مدیری ۴ سال قبل در برنامه «هفت» این سریال را جزو آن دسته از آثار خود نام برد که هم اکنون آن‌ها را دوست ندارد و به نظرش ضعیف و بچه‌گانه اجرا شده است.

    شب‌های برره

    سریال «شب‌های برره» جزو محبوب‌ترین سریال‌هایی است که تا به حال در تلویزیون پخش شده است. این مجموعه سال ۸۴، از شبکه3 روی آنتن رفت و با ۱۲۵ قسمت جزو طولانی‌ترین سریال‌های تلویزیون است. قصه این سریال در یک روستای خیالی به نام «برره» می‌گذشت که قبلا در «پاورچین» و «نقطه‌چین» نام آن را شنیده بودیم. لهجه شخصیت‌های قصه، غذایی که می‌خوردند و محل زندگی‌شان همه تخیلی بود. شوخی‌های غیرمستقیم و کنایه‌آمیز سریال با مسائل مختلف در جامعه یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های سریال است که باعث محبوبیت آن شد. سناریوی گیر افتادن یک فرد عاقل و باسواد با بازی سیامک انصاری در میان عده‌ای از افراد ساده‌لوح و نادان از «شب‌های برره» شروع شد و بعدها به شکل‌های مختلف، در آثار بعدی مهران مدیری دیده شد. جمع بازیگران محبوبی مانند مهران مدیری، سیامک انصاری، رضا شفیعی‌جم و شقایق دهقان که بعضی از آن‌ها در آثار قبلی مهران مدیری دیده شده بودند، در این سریال نیز حضور داشتند. البته «شب‌های برره» به دلیل استفاده خاص از بعضی کلمات و عبارات زبان فارسی، انتقادهایی را نیز برانگیخت.

    منبع: خراسان

  • علی کریمی دعوت حضور در «دورهمی» را قبول نکرد: اگر برنامه‌شان پخش زنده بود می‌رفتم

    علی کریمی دعوت حضور در «دورهمی» را قبول نکرد: اگر برنامه‌شان پخش زنده بود می‌رفتم

    علی کریمی دعوت حضور در «دورهمی» را قبول نکرد: از مهران مدیری ممنونم/ اگر پخش زنده بود با کمال میل می‌پذیرفتم

    به گزارش سینما دیلی او دلیل تصمیمش را زنده نبودن برنامه و صحبت‌های مهران مدیری و برخی میهمانان در مورد سانسورهای آن دانست و گفت: «از آقای مدیری به خاطر دعوت‌شان به برنامه دورهمی خیلی تشکر می‌کنم. از قول میهمان‌های برنامه و خودشان شنیدم که بخش‌هایی از بعضی برنامه‌ها سانسور می‌شود. به هر حال اگر برنامه‌شان پخش زنده بود با کمال میل می‌رفتم.»

  • امید حاجیلی از سانسورهای «دورهمی» پرده برداشت

    امید حاجیلی از سانسورهای «دورهمی» پرده برداشت

    5ef0462e878e1_5ef0462e878e3
    خواننده پاپ با طرح کدام سؤالات، مجری «دورهمی» را غافلگیر کرد و کدام بخش از صحبت‌های او حذف شد؟

    دیروز بخشی از برنامه اینترنتی «امشو» در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست شد که امید حاجیلی خواننده، روایت خود را از حضورش در «دورهمی» و پاسخ سانسورشده‌اش به مهران مدیری را بازگو کرد.

    حاجیلی در آن برنامه، نه فقط درباره این سوال خاص، بلکه به طور کلی گفت‌وگویی معمولی با مهران مدیری نداشت. با توجه به اظهارنظر جدید حاجیلی، می‌توان حدس زد که چالش با مدیری، به شکل بداهه صورت نگرفته است.

    چالش اول

    پاسخ سانسورشده طبق توضیح حاجیلی، ماجرا از این قرار است که وقتی مهران مدیری به رسم همیشگی‌اش، اصرار می‌کند که حاجیلی درباره علت ازدواج نکردن خود توضیح بدهد، وی پاسخی می‌دهد که مدیری دیگر این سوال را از او نکند و می‌گوید هروقت آقای مدیری ازدواج کند، او هم ازدواج می‌کند! حاجیلی در ادامه صحبت‌هایش، گفت: «این بخش از برنامه حذف شد و آقای مدیری هم دیگر کلا بی‌خیال آن قضیه شد»!

    چالش دوم

    خوانندگی بازیگران امید حاجیلی پس از پایان برنامه و اجرای خود، ناگهان سوالی از مهران مدیری کرد که باعث شد دوباره پای گفت‌وگو با او بنشیند. این خواننده با اشاره مستقیم به این که چون مدیری خوانندگی می‌کند، از او پرسید چه حسی دارد که بازیگر خواننده می‌شود، این چه عطشی است که افراد زیادی به سمت آن می‌آیند؟ مهران مدیری در پاسخی کوتاه به این سوال گفت: «حس خوب». حاجیلی هم برای این که مدیری را به توضیح بیشتر وادار کند، گفت که می‌خواهد بداند این چیست که یک بازیگر تئاتر یا سینما آن را نمی‌گیرد و وارد حرفه خوانندگی می‌شود تا آن را بگیرد؟ او پس از پاسخ مدیری باز هم بحث را ادامه داد و ‌پرسید، علت این که یک خواننده بازیگر می‌شود چیست؟ حاجیلی در ادامه هم از پاسخ‌هایی که مدیری داد استفاده و سعی کرد بحث را به نتیجه‌ برساند.

    چالش سوم

    رد اظهارنظر مدیری یکی دیگر از سوالات انتقادی امید حاجیلی در «دورهمی»، مربوط به یکی از صحبت‌های قبلی مدیری بود. این خواننده وقتی نام هنرمندان جهانی موسیقی به میان آمد، از این فرصت برای به چالش کشیدن مدیری استفاده کرد و ناگهان پرسید: «شما در برنامه «کتاب‌باز» گفتید باخ حدود پنج هزار قطعه ساخته، اما من هرچه گشتم حدود هزار و ۷۰-۸۰ قطعه بود.»

    مدیری نیز پاسخ داد که در طول تاریخ از بین رفته است. امید حاجیلی پس از این جواب، مدیری را با سوال دیگری غافلگیر کرد و گفت چطور می‌شود که از بین رفته، اما می‌دانیم که ساخته؟! او در ادامه برای این که غیرمستقیم اظهارنظر مهران مدیری را رد کند، استدلال آورد که این تعداد قطعه از لحاظ منطقی با تعداد سال‌های عمر او جور درنمی‌آید.

    منبع: خراسان

  • نظر سعید حدادیان درباره مهران مدیری، محسن تنابنده، گلزار و دیگران

    نظر سعید حدادیان درباره مهران مدیری، محسن تنابنده، گلزار و دیگران

    از نظر بازیگری ۲۰ که نه ۲۰۰ است. قصه آن ولی جای کار داشت. یک تکه از خوبش بگویم. تنابنده در این سریال یک حمد و سوره خواند که از نظر تجویدی لنگه‌اش را در این ۴۰ سال نداشتیم. سکانس بد هم داشت. خانواده برنامه را می‌بیند. آن رقص توی ماشین شخصیت فوتبالیست خیلی بد بود.
    سعید حدادیان مداح سرشناس که برای شرکت در بک مصاحبه لایو اینستاگرامی به جام‌جم رفته بود با دفاعش از سوپراستارهای تلویزیون خبرساز شد.
    به گزارش خبرآنلاین ، سعید حدادیان در بخش‌هایی از حرف‌هایش از علی فروغی گلایه کرد و گفت: «وقتی به آقای پورمحمدی زنگ می‌زدم یا آقای فرجی، امکان نداشت بعد از ۵دقیقه به من زنگ نزدند. ولی خب آقای فروغی سرشان شلوغ است و جواب نمی‌دهند. البته محاسن زیادی دارند ولی تلفن جواب نمی‌دهند.»
    حدادیان در ادامه این گفت‌وگو از این گفت که عادل فردوسی‌پور و پرویز پرستویی سرمایه تلویزیون هستند و مردم دوست‌شان دارند. نباید گذاشت آنها حذف شوند.
    او سپس به تلویزیون دیدنش اشاره کرد و خاطره‌ای از سریال «پایتخت» گفت: «حاج خانم من تلویزیون‌بین حرفه‌ای است. من هم خودم نقد محتوای تلویزیون در خود تلویزیون در دهه ۶۰ و بعد در آموزش و پرورش می‌کردم. خانواده «پایتخت» می‌دیدند ، من هم نگاه می‌کردم. یک شب دیر شروع شد، زنگ زدم به مدیران تلویزیون گفتم اگر شروع نمی‌شود من بگیرم بخوابم!»
    این مداح سرشناس در ادامه در تحلیل سریال «پایتخت» گفت: «از نظر بازیگری ۲۰ که نه ۲۰۰ است. قصه آن ولی جای کار داشت. یک تکه از خوبش بگویم. تنابنده در این سریال یک حمد و سوره خواند که از نظر تجویدی لنگه‌اش را در این ۴۰ سال نداشتیم. سکانس بد هم داشت. خانواده برنامه را می‌بیند. آن رقص توی ماشین شخصیت فوتبالیست خیلی بد بود.»
    حدادیان ادامه داد:«من تنابنده را دوست دارم با هم دوستیم. به خودش هم گفتم بابا پنجعلی را حذف نکن. اسیر حرف بقیه نشو. پنجعلی اگر بود یک تشر می‌رفت، این‌قدر بحث‌ها ول نمی‌شد و رقص و آوازی نمی‌شد.»
    او سپس از این گفت که به خاطر تجلیل محمدرضا گلزار از جانبازان و شهدای حرم به پشت صحنه مسابقه «برنده باش» رفته و تشکر کرده و گفت به خاطر اینکه گلزار همسایه حجه الاسلام ابوترابی امام جمعه تهران بوده از قبل هم این بازیگر را می‌شناخته.
    حدادیان در بخش دیگری از این مصاحبه زنده به برنامه «دورهمی» رسید و گفت به رغم انتقاداتش از «دورهمی» به مهران مدیری زنگ زده و از تلاش‌هایش برای خنداندن مردم تشکر کرده چون دشمنان کشور مدام می‌خواهند بگویند ایرانی‌ها نمی‌خندند و این تلاش امثال مدیری ستایش‌آمیز است.
  • خدارو شکررر، من “مهران مدیری” نیستم!

    خدارو شکررر، من “مهران مدیری” نیستم!

    زمانی که این هنرمندان یا سلبریتی‌ها کسانی هستند که در تلویزیون برنامه‌ای داشته باشند بازتاب این اتفاق شدیدتر و وسیع‌تر است.
    عصر ایران ؛ کاوه معین‌فر – در چند روز گذشته عکس‌هایی از مهران مدیری در فضای مجازی منتشر شده است که از آن به عنوان مهران مدیری در پاریس یاد می‌شود.
    در شبکه‌های اجتماعی راجع به این عکس‌ها کامنت‌ها و توئیت‌هایی از انواع و اقسام اظهار نظرها به چشم می‌خورد، از فحش و ناسازا گرفته تا تمسخر، شوخی، تائید و … البته برخی می‌گویند عکس‌‌ها قدیمی و مربوط به سال ۲۰۱۷ است و برخی دیگر گفته‌اند برای کریسمس همین امسال است و … خلاصه بلبشویی سر این عکس‌های مهران مدیری و خانم همراهش برپا شده است.
    زمانی که عکس رامبد جوان در کانادا ، عکس و فیلم آزاده نامداری در اروپا ، فیلم ستاره اسکندری در ترکیه منتشر شد باز از همین دست سر و صداها در جامعه بالا گرفت. خصوصا زمانی که این هنرمندان یا سلبریتی‌ها کسانی هستند که در تلویزیون برنامه‌ای داشته باشند بازتاب این اتفاق شدیدتر و وسیعتر است.
    این اتفاق بهانه‌ای شد تا به یک صنعت معروف در جهان روزنامه‌نگاری بپردازیم : «پاپاراتزی‌»
    پاپاراتزی در زبان ایتالیایی به به پشه‌های سمج و مزاحم گفته می‌شود. «پاپاراتزی» (به ایتالیایی: paparazzi) یک کلمهٔ جمع است و مفرد آن «پاپاراتزو» (به ایتالیایی: paparazzo) است.
    سال ۱۹۶۰ بعد از پخش فیلم «زندگی شیرین» فدریکو فلینی این اصطلاح وارد فرهنگ عام و خاص مردم شد و رسمیت پیدا کرد.
    داستان «زندگی شیرین» یک هفته از زندگی «مارچللو روبینی» روزنامه‌نگار مجله‌های شایعه‌پرداز در رم است. «پاپاراتزو» اسم عکاس جوان و سمجی است که رفیق و همراه مارچلو است.
    بعد از نمایش فیلم، «پاپاراتزو» به عنوانی تبدیل شد که به همهٔ این عکاس‌های فضول و بی اخلاق که همه جا به کمین شکار عکس‌های مختلف ستاره‌ها نشسته‌اند گفته می‌شود (جمعش می‌شود پاپاراتزی).
    عکاسی پاپاراتزی که به فتوژورنالیسم افشاگرانه معروف است،عکاسان زیرکی هستند که درگرفتن عکسهاس خبری از اشخاص معروف به طور مخفیانه مهارت دارند. پاپاراتزى ها کارشان تهیهٔ عکس‌های جالب از چهره‌های سرشناس به‌ویژه هنرمندان و ورزشکاران و نیز خانواده و نزدیکان آنان و فروش این تصاویر به مجلات مختلف است.
    این عکاسان همیشه در کمین سیاستمداران، خوانندگان وافراد مشهور باقی می‌مانند تا از آنها عکس مخفیانه بگیرند. البته رعایت حریم شخصی در این نوع عکاسی لازم است. به طور مثال عکاس قصد ندارد وارد خانه کسی بدون اجازه شود وعکس بگیرد . اما اگر کسی پنجره را باز گذاشته بود وعکسی از او گرفته شد این دیگر مشکل همان فرد است.
    معمولاً پاپاراتزی‌ها تلاش می کنند از افراد معروف در مکان های مختلف (عمومی و خصوصی) به ویژه در موقعیت‌های کمتر دیده شده یا دیده نشده عکس بگیرند.
    برای این منظور با به دست آوردن سرنخ هایی از برنامه‌های عمومی یا خصوصی یک چهره مشهور، این عکاسان در مکان و زمان مورد نظر حاضر می‌شوند و عکس‌های عامه پسندی از این چهره ها تهیه می‌کنند و بعدا با قیمتی گزاف آن را به آژانس‌های خبری، رسانه ها و … می‌فروشند. مانند سایت آمریکایی تی.ام.زی (TMZ) که اخبار دسته اول و سوژه های جنجالی از سلبریتی‌ها را پوشش می‌دهد.
    مشهورترین و فاجعه‌بار ترین اتفاق مرتبط با پاپاراتزی‌ها که تمام جهان را در شوک فرو برد مرگ پرنسس دایانا است.  وی در شب ۳۱ اوت ۱۹۹۷ به همراه نامزدش دودی الفاید و راننده‌اش برای فرار از دست عکاسان از در پشتی هتلی در پاریس خارج شد و قصد خروج از پاریس را داشتند. آن‌ها در یک بنز لیموزین در تونلی در پاریس مشغول حرکت بودند که ماشینشان به دلیل سرعت زیاد و عدم کنترل راننده با دیواره تونل آلما پاریس برخورد کرد و راننده و الفاید به سرعت جان باختند. بعد از تصادف به نظر نمی‌آمد دایانا صدمه‌ای جدی دیده باشد اما وی یک بار در آمبولانس دچار حمله قلبی شد و در بیمارستان هم بر اثر خون‌ریزی ریوی و مغزی درگذشت.
    ما در ایران صنعت یا گروه پاپراتزی و یا سایتی با رویکردهای این فرمی نداریم که به شکل رسمی به این حرفه مشغول باشند ولی باید در نظر داشت که با توجه به تغییرات بزرگ ارتباطات عصر حاضر دیگر هر شخصی که یک گوشی تلفن همراه هوشمند داشته باشد یک پاپاراتزی بالقوه است که به راحتی می‌تواند بالفعل شود.
    در این زمانه با استناد به همین نمونه‌های مهران مدیری، رامبد جوان، ستاره اسکندری و آزاده نامداری می‌توان گفت در هرجای دنیا که باشی و در هر زمانی که باشد چشمانی ناظر وجود دارد که می‌تواند از شما عکس بگیرد.
    گستره پاپاراتزی از یک صنعت و حرفه تخصصی دیگر به یک اتفاق معمولی در تمام جامعه تسری یافته است و کسانی هم که به هر دلیلی در جامعه شناخته شده‌تر باشند در معرض این دوربین‌ها قرار می‌گیرند، حتی در لحظاتی بسیار شخصی و تنهایی که شاید فکر می‌کنند کس دیگری غیر از خودشان از آنها اطلاعی ندارد.
    در لحظاتی که می‌خواهند تاکسی سوار شوند، غذایی بخورند، مسافرتی بروند، از فرط خوشحالی یا ناراحتی عکس‌العملی از خود نشان می‌دهند یا هزاران هزار موقعیت دیگر …
    با توجه به شرایط حاضر فقط می‌توان گفت خدارو شکر که من سلبریتی نیستم!
  • مهران مدیری و پیمان معادی به تماشای این فیلم می‌روند

    محمدحسین مهدویان، کارگردان فیلم سینمایی «ماجرای نیمروز: رد خون» از حضور مهران مدیری و پیمان معادی در یکی از اکران های مردم این فیلم خبر داد و نوشت: «روز چهارشنبه هشتم آبان مهران مدیری و پیمان معادی در کنار شما به تماشای فیلم سینمایی «ماجرای نیم‌روز، رد خون» خواهند نشست.منتظر اعلان بعدی برای زمان دقیق و محل این اکران باشید.»
    معادی و مدیری در تازه ترین ساخته سینمایی مهدویان که «درخت گردو» نام دارد، نقش‌های اصلی را ایفا می‌کنند.

    ۲۴۱۲۴۳

  • رونمایی از گریم پیمان معادی و مهران مدیری در «درخت گردو»ی مهدویان

    رسانشر – پیمان معادی و مهران مدیری دو بازیگر فیلم «درخت گردو»ی محمدحسین مهدویان هستند. فیلمی که مهدویان پس از «ماجرای نیمروز۲؛ رد خون» با تهیه‌کننده جدید و البته ترکیب بازیگران جدید و متفاوت از کارهای قبلیش خواهد ساخت. این فیلم که به یکی از وقایع تاریخ معاصر ایران یعنی بمباران شیمیایی سردشت می‌پردازد در غرب ایران فیلمبرداری می‌شود و تیم محمدحسین مهدویان برای ساخت آن و رساندنش به جشنواره فیلم فجر این روزها در بانه به سر می‌برد.
    تاکنون درباره داستان فیلم اطلاعات چندانی رسانه‌ای نشده و فیلمبرداری آن هم در سکوت خبری در حال انجام است. این عکس اما به نظر می‌رسد رونمایی از گریم پیمان معادی و مهران مدیری در این فیلم باشد.

    ۲۵۸۲۵۸

  • بیماری ماندانا سوری بازیگر «قهوه تلخ» و همت مردم؛ یکی داستان است پر آب چشم

    اگر فردا یا نهایتا پس فردا خبر و عکس آوارگی و ویلچر نشین شدن او هم منتشر شد، من یکی توان نگریستن به خود را در هیچ آینه‌ای ندارم.
    عصر ایران ؛ نهال موسوی – حدود ۱۰ روز قبل پوریا ذوالفقاری (منتقد سینما) از بیماری ام، اس ماندانا سوری (بازیگر، که با سریال قهوه تلخ بسیار شناخته شد) و شرایط دشوار زندگی او خبر داد و در اینستاگرامش نوشت:
    «ماندانا سوری احتمالا برای بسیاری یادآور سریال های قهوه تلخ و ویلای من و آیتم های طنز است ولی برای ورودی های سالهای هشتاد و چهار تا هشتاد و شش آموزشگاه سمندریان، او همکلاسی پر شر و شور و پر انرژی و انگیزه است که از همان زمان هم روی آثار مدیری تعصب داشت و با استادانی که طعنه و متلکی نثار طنزهای تلویزیونی می کردند، جدل می کرد.
    ماندانا با سریال های طنز به شهرت رسید ولی درست زمانی که پیشنهادها به سمتش سرازیر شد و دقیقا در بزنگاهی که هر بازیگر سالها برای رسیدن آن تلاش می کند، فهمید که به ام اس مبتلا شده. در فضای پچپچه ای سینمای ایران این خبر خیلی زود دهان به دهان و دفتر به دفتر پیچید و نام ماندانا سوری از گزینه های ایفای نقش ها کنار گذاشته شد. ماندانا ماند و ام اس و فشار فزاینده مالی.
    همکلاس سابق من و بازیگری که زمانی خنده به لب های مان آورد، حالا دارد توان حرکت را از دست می دهد و تهیه داروهای ام اس برایش روز به روز دشوارتر می شود. این را اینجا می نویسم که در روزهای بعد اگر خدای نکرده خبرهای بدتری رسید، کسی با ادعای بی خبری از وخامت حال او وجدان معذبش را آرام نکند. برای کمک به ماندانا سوری همین حالا هم دیر است.»
     
    «شماره حساب را به شکل عمومی اعلام نکنید»
    ۳ روز بعد از این اطلاع رسانی، ذوالفقاری در پستی دیگر نوشت:
    «از دو روز پیش که خبر وضعیت ماندانا سوری را در این صفحه اعلام کردم با یکی از پیش‌بینی نشده ترین شرایط زندگی حرفه ای ام مواجه شدم. انبوهی همراهی از سوی رسانه ها و پرسش درباره ی چگونگی کمک به ماندانا سوری و متقابلا تماس های فراوانی از سوی اهل سینما مبنی بر این که شماره حساب را به شکل عمومی اعلام نکنید و این وظیفه ی خود بچه های سینماست که به همکارشان کمک کنند. شرایط جسمی و روحی ماندانا هم طوری نبود که بتوانم بخشی از تماس ها را متوجه او کنم و حتی اجازه ی دادن شماره تماس خود را به دیگران به من نداد و درخواست هیچ گفتگویی را نپذیرفت…
    در این وضعیت کمی تا قسمتی آچمز، تنها کاری که از من بر می آمد گرفتن شماره حسابی از او و ارسالش برای سینماگرانی ست که اعلام آمادگی کرده اند تا ماندانا سوری را در پیمودن مراحل درمان یاری کنند. شماره حساب او برای آنها که اعلام آمادگی کرده اند ارسال می شود. از همه کسانی که پیام های شان بی پاسخ ماند پوزش می طلبم. و از آنهایی که همراهی کردند ممنونم. امیدوارم کمک سینماگران مشکل را حل کند و طوری باشد که مجبور نشوم در پست دیگری از عموم مردم درخواست کمک کنم! این را بر خلاف خواست و غرور ماندانا می نویسم؛ وضعیت اصلا مطلوب نیست.»
     
    «من یکی توان نگریستن به خود را در هیچ آینه ای ندارم»
    و باز چند روز بعد متنی دیگر منتشر کرد:
    «لطفا این متن را لایک نکنید. پیام های همدردی نگذارید. در دایرکت در خواست دیدار با ماندانا سوری را ندهید. هیچ یک از این ها دوای دردهای جسمی و مالی او نیست. از سینماگرانی که شماره کارت گرفتند و کمک کردند ممنونم. ولی مجموع کمک ها دوازده میلیون تومان شد. قریب یک ششم مبلغ مورد نیاز برای نجات ماندانا سوری. من شماره کارت ماندانا را برای کمک های مردمی اعلام می کنم. اگر فردا یا نهایتا پس فردا خبر و عکس آوارگی و ویلچر نشین شدن او هم منتشر شد، من یکی توان نگریستن به خود را در هیچ آینه ای ندارم. اگر همکاران ماندانا و سینماگران و هرکسی که شماره کارت او را گرفته می توانند بی شرمساری به زندگی خود ادامه دهد، خب مبارکشان باشد. متاسفم…
    ( ۰۱۲۰ – ۷۴۸۷ – ۲۹۱۰ – ۵۰۲۲ / بانک پاسارگاد – به نام ماندانا سوری )
     
    «درباره نحوه‌ی هزینه‌ای این مبلغ هر زمانی می‌توانید سوال بپرسید»
    این متن باعث شد بسیاری از هنرمندان، ورزشکاران و … شماره حساب سوری و شرایط او را بازنشر کنند و از مردم بخواهند که هر کس تمایل دارد از کمک دریغ نکند، بعد از ۲۴ ساعت پوریا ذوالفقاری دوباره مطلبی دیگر منتشر کرد:
    «لطفا کمک رسانی به ماندانا سوری را متوقف کنید و این متن را بخوانید.
    اول: دست تک تک تان را می بوسم. از سینماگرانی که علاوه بر کمک رسانی پیگیر و نگران حال همکارشان شدند تا عمومی دوستانی که پای کار آمدند و مبالغی کمک کردند که در زندگی شخصی شان هم رقم قابل توجهی بود. و حکم قطره هایی را پیدا کرد که دریا می سازند.
    دوم: در نخستین پست مرتبط با این اتفاق از “فشار فزاینده مالی” نوشتم و در دومی از خطر “آوارگی و ویلچر نشین شدن او.” پس از رسیدن نخستین کمکها، اولین کاری که ماندانا کرد برداشتن آگهی های فروش وسایل شخصی اش از سایت دیوار بود. نمی دانم بیش از این چه باید بگویم که وضعیت مالی او روشن شود.
    سوم: بسیاری از میزان کمک مورد نیاز می پرسیدند. واقعا برای ما رسیدن به چنین رقمی دشوار بود. این بیماری به شکل پیشرفته اش با ماندانا هست و اقدامات درمانی برای جلوگیری از پیشرفت آن باید در طول زندگی او ادامه داشته باشد. مثل یک عمل جراحی نیست که انجام شود و تمام. ولی بیماری ماندانا و نداشتن درآمد به دلیل دشواری انجام کار، مجموعه ای مشکلات اقتصادی را به مشکلات جسمی و روحی او افزوده بود. من واقعا نمی دانم چه مبلغی برای تداوم درمان یک بیمار مبتلا به ام اس پیشرفته تا پایان زندگی اش کفایت می کند. با یک حساب و کتاب اولیه طبق گفته های ماندانا گفتم اگر رقمی شصت میلیون تومانی تهیه شود، تا سه یا چهارماه می توانیم هزینه های درمان را بپردازیم و شاید در این فاصله بتوان ماندانا را بیمه کرد و از هزینه ی درمان کاست. اما اتفاقی که با لطف و سخاوت شما افتاد، نگرانی ما را تا یک سال و شاید بیشتر عقب راند.
    چهارم: سرنوشت کمک های مردمی در این دیار گاه چنان مبهم شده که اخلاقا وظیفه خود می دانم میزان و نحوه ی هزینه آن را اعلام کنیم. در آخرین صحبت امشبم با ماندانا او با ناباوری از رسیدن رقم کمک به حدود سیصد میلیون تومان خبر داد. می خواهم ضمن تشکر و تعظیم بسیار بسیار زیاد، بگویم ماندانا دست کم تا یکسال دغدغه مالی برای تهیه مایحتاج اولیه زندگی و درمان بیماری اش نخواهد داشت. اگر بتوان کارهای بیمه او را انجام داد این مبلغ مدتی طولانی تر به کار درمانش خواهد آمد. در باره نحوه ی هزینه ای این مبلغ هر زمانی می توانید سوال بپرسید و از من و ماندانا سوری توضیح و مدرک بخواهید. ما با هر متر و معیار اخلاقی موظف به پاسخ دادنیم.
    باز هم دنیایی سپاس. قدردان مهر و بزرگواری و سخاوت و اعتماد تان هستیم. شما ماندانا را نجات دادید…»
    ماندانا سوری هم خود اعلام کرد:
    «شماه کارتی از من منتشر شد، در طول ۴۸ ساعت کاربران زیادی به این حساب پول واریز کردند. همدردی ها را که دیدم تعجب بودم. می دانستم مردم مهربانی داریم اما شوکه شده بودم و فقط به خاطر این همه مهربانی اشک می ریختم.  باورم نمی شد انقدر مردم با من همدردی کرده باشند. من همان ماندانایی بودم که تا دیروز خود را تنها می دیدم. از همه مردم ممنونم.»
    «زنده باد مردم» 
    از روند ۱۰ روزه این اتفاق می‌توان دریافت که چه اندازه وضعیت کنونی انسان دچار تغییر شده است و این انفجار اینترنتی پتانسیل چه استفاده‌های در راستای حرکت‌های انسانی دارد، واقعا اگر شبکه‌های اجتماعی نبود اصلا چنین اتفاقی به این شکل و در این مدت زمان کوتاه رخ می‌داد؟
    در این میان از چند نکته نباید غافل شد : کل این داستان بارقه‌ای از امید را در دل هر انسانی زنده نگه می‌دارد، نشان می‌دهد هر گاه جامعه احساس کند باید از خود حرکتی بروز دهد منتظر هیچ کس و هیچ تائیدی نمی‌ماند.
    آفرین به «پوریا ذوالفقاری» که در قبال مشکل دوست قدیمی خود فقط به چند جمله دلداری دهنده ساده کفایت نکرد و حرکتی انجام داد که سر منشا این اتفاقات شد، انجام این کار اصلا تصمیم ساده‌ای نیست و قطعا این چند روز پر از استرس و نگرانی از چند جهت برای او بوده است، ولی دمش گرم که کنش داشت و این نگرانی‌ها او را به نشستن و دست روی دست گذاشتن وا نداشت، و تحسینی دوباره که نسبت به تمام کسانی که کمک کرده‌اند خود را پاسخ‌گو می‌داند و در اولین فرصت اطلاع رسانی کرد.
    و آفرین بر جامعه‌ای که هر کس در حد و توان خود کمکی کرده است تا گره از زندگی انسانی باز کنند که روزهایی وساعاتی با نقش‌آفرینی او خاطراتی داشته‌اند.