برچسب: قتل

  • بازخوانی پرونده قتل‌های سریالی خفاش شب در تهران

    بازخوانی پرونده قتل‌های سریالی خفاش شب در تهران

    غلامرضا خوشرو کوران کردیه اولین بار در شهرستان نیشابور به دلیل ارتکاب سرقت در سال ۱۳۶۱ دستگیر و در ادامه با اعتراف واهی خود مبنی بر جاسوسی برای کشور‌های بیگانه به زندان رفت.

    فروردین سال ۱۳۷۶ تا مرداد همان سال؛ تراژدی تلخی که مردم تهران را به وحشت انداخته بود؛ لقبش خفاش شب و کارش خِفت و خفه کردن زنان تهرانی بعد از سرقت جواهراتشان بود.

    غلامرضا خوشرو کوران کردیه متولد یکم آذر ماه سال ۱۳۴۳ بود؛ عبدالله عبدالرحمن، مراد نادری، ستار وخفاش شب از القاب و نام‌های غلامرضا بود.

    او اولین بار در شهرستان نیشابور به دلیل ارتکاب سرقت در سال ۱۳۶۱ دستگیر و در ادامه با اعتراف واهی خود مبنی بر جاسوسی برای کشور‌های بیگانه به زندان رفت.

    آغاز سریال قتل‌های خفاش شب در تهران

    او در سال ۱۳۷۱ به تهران نقل مکان کرد و پس از سرقت یک دستگاه خودروی سواری اقدام به مسافرکشی می‌کرد. غلامرضا همیشه لباس سیاه رنگی به تن داشت و با این شکل و شمایل اقدام به مسافرکشی می‌کرد که همیشه مسافرانش دختران و زنان جوان بودند.

    هدفش از قبل مشخص شده بود، مسافرکشی، رفتن به جای خلوت، سرقت جواهرات، آزار و اذیت زنان و دختران و در نهایت قتل آن‌ها و سوزاندن اجسادشان در مکان‌های نامعلوم.

    غلامرضا به دفعات مکرر توسط پلیس آن زمان دستگیر و در هر دفعه خود را با نام‌های متفاوت معرفی می‌کرد و ماموران را فریب می‌داد؛ اما در پاییز سال ۱۳۷۱ به دنبال شکایت دختران جوانی با این عنوان که ۲ مرد پس از سوارکردنشان به عنوان مسافر طلا‌ها و پول‌هایشان را سرقت کرده و برخی را نیز مورد تجاوز قرار داده‌اند، پرونده تشکیل و ماموران را به دستگیری این دو ترغیب کرد.

    پلیس تحقیقات گسترده‌ای را آغاز کرد و پس از چند روز تعقیب و مراقبت در درگیری مسلحانه‌ای ۲ متهمی را که اقدام به این اعمال جنایتکارانه کرده بودند، دستگیر کرد.

    ظهر یکی از روز‌های پاییز همان سال، خودرو از سوی نیرو‌های انتظامی در منطقه شهرزیبا شناسایی شد. ماموران خودروی مذکور را تعقیب کردند و پس از چند تیراندازی که به زخمی شدن غلامرضا و البته مرگ یک عابر پیاده منجر شد، سرنشینان خودرو را دستگیر کردند.

    علی کریمی و غلامرضا خوشرو که آن زمان خودش را مراد نادری معرفی کرده بود، در بازجویی به چندین فقره تجاوز و سرقت مسلحانه علیه بانوان اعتراف کردند.

    علی با پوشش زنانه عقب خودرو می‌نشست تا به زعم خود دختران را فریب دهد و در ادامه با سوار کردن آن‌ها مقاصد شوم خود را به کمک غلامرضا اجرا می‌کرد.

    پرونده بررسی شد و احکام صادر شد، اما قبل از اینکه حکمی اجرا بشود، غلامرضا در زمان انتقالش از زندان به دادگستری از دست ماموران پلیس فرار کرد و متواری شد، بعد‌ها همدستش به دلیل سرقت و تجاوز به زنان اعدام شد.

    دستگیری اتفاقی خفاش شب توسط واحد گشت بسیج در غرب تهران

    در این سال‌ها که او متواری بود در گوشه‌ای از شهر مشغول انجام کار‌های خود بود تا اینکه ساعت ۲۲ روز پنجم تیرماه ۱۳۷۶ بسیجیان پایگاه مقاومت شهید نظری درغرب تهران در گشت‌های خود در سطح شهر با غلامرضا برخورد می‌کنند و در ابتدا خود را جبار رحمتی و اهل مشهد معرفی کرده بود.

    غلامرضا در پاسخ به سوالات گشتی‌ها می‌گوید: «خانه‌ام در سه راه آذری است و برای خرید از فروشگاه شهروند آمده بودم که حالم خراب شد؛ به خانه یکی از دوستانم که در پونک همین نزدیکی‌ها است رفتم که شب را در آنجا بمانم، اما کسی در خانه نبود و ناچار شدم به این بوستان بیایم و استراحت کنم.»

    واحد‌های گشتی بسیج محله به غلامرضا گفتند که برو و در اینجا نمان، اما بعد از مدتی بازهم نیرو‌های گشتی بسیج او را دیدند و به رفتارش شک کردند.

    پس از تذکر نیرو‌های بسیج بوستان را ترک کرد، اما پس از گذشت دو ساعت، نیرو‌های بسیج این فرد را دوباره در همان حوالی پیدا کردند و زمانی که از او پرسیدند که هنوز اینجایی و چه کار می‌کنی، پاسخ داد: «برگشتم به خانه دوستم بروم».

    واحد گشت بسیج از او خواستند که خانه دوستش را نشان دهد، بعد از اینکه غلامرضا چند دقیقه‌ای آن‌ها را معطل کرد و در خیابان‌ها گرداند، نیرو‌ها فهمیدند که دوستی در کار نیست و بلافاصله او را به پایگاه بسیج منتقل کردند و پس از بازجویی و تفتیش بدنی مرد ناشناس یک دسته کلید و سوییچ خودروی پیکان سفید رنگی را در جیبش پیدا کردند.

    پس از گشت در منطقه خودروی پیکان سفیدی را پیدا کردند که به کلید جیب مرد می‌خورد که بعد‌ها مشخص شد که خودرو سرقتی است.

    نیروی بسیج او را به کلانتری تحویل داد و پلیس که از مدت‌ها قبل انتظار دستگیری غلامرضا را می‌کشید، سوژه را کت بسته در اختیار گرفته بود، به آگاهی تهران منتقل شد و از آن لحظه به بعد تحقیقات و بازجویی‌های کارآگاهان شروع شد که در نهایت به قتل زنان و سوزاندن اجسادشان اعتراف کرد.

    کشف اجساد قربانیان خفاش شب در نقاط مختلف تهران

    پرونده قتل‌های او با کشف جسد زنی ۵۴ ساله در مقابل پارک چیتگر در روز ۱۳ فروردین ۱۳۷۶ شروع شد و پس از آن ماموران اجساد سوخته زنان دیگری را در ۱۶ و ۳۱ فروردین، ۲، ۸، ۱۴ و ۳۰ خرداد کشف کردند.

    غلامرضا در مصاحبه تلویزیونی که در آن زمان با او انجام شد درباره نخستین مقتولان خود گفت: «اولی را ساعت نه ونیم یا ده شب سوار کردم و به سمت پایین حرکت کردم. نرسیده به استادیوم آزادی به داخل فرعی پیچیدم، او که متوجه قضیه شده بود در داخل ماشین با من درگیر شد و من هم او را با ضربات چاقو کشتم.

    دومی خانمی بود که از شهرک مخابرات سوارش کردم البته صبح زود بود، وقتی به سمت سرازیری رفتم به سمت فرعی پیچیدم و خانم مسافر فهمید؛ داد و فریاد کرد و با من درگیر شد و کمی که جلوتر رفتم ماشین را نگه داشتم و با چاقو زدم و او را کشتم.»

    او درباره مقتول سوم و چهارم خود گفت: «صبح زود خانمی را از شهرک غرب سوار کردم، پس از طی مسافتی به سمت فرعی پیچیدم و به طرف جاده خاکی رفتم و خانم مسافر گفت: کجا می‌روی؟ و با من بگو مگو کرد؛ بعد چاقو را درآوردم یک ضربه زدم.

    حوالی ساعت ده شب بود که از طرف مینی سیتی به طرف بالا می‌رفتم، در آنجا خانمی منتظر تاکسی بود که او را سوار کردم و پس از طی مسافتی تغییر مسیر دادم و به طرف فرعی خیابان رفتم که دختر داد و فریاد کرد؛ از او خواستم داد نزند، ولی او جیغ می‌کشید و دست و پا می‌زد کمی جلوتر رفتم به جای مناسب‌تری رسیدم و یعنی انتهای مینی‌سیتی. دختر را زیر پل بردم و کشتم و بعد از آن جنازه‌اش را اطراف ولنجک و اوین انداختم و آتش زدم»

    به گفته خفاش شب، او وسایل مقتولان را در بازار می‌فروخته و اعتراف کرد که چهارسال پیش هم به جرم آدم ربایی و آزار دختران محکوم شده است.

    او در پاسخ به علت آدم کشی‌هایش گفت: دلیل بخصوصی نمی‌توانم تعریف بکنم. یک هفته اعصابم خراب بود و دست خودم نبود، تشنج به من دست می‌داد و همه‌اش توی فکر بودم.

    تشکیل جلسات دادگاه متهم در دادگاه

    پرونده غلامرضا خوشرو کوران کردیه خارج از نوبت در شعبه ۳۵ دادگاه عمومی واقع در مجتمع قضایی امام خمینی (ره) مورد رسیدگی قرار گرفت.

    در اولین جلسه که علنی و با حضور شاهدان تشکیل شد، او خود را معرفی کرد و گفت که ۲۸ ساله و ساکن روستائی در قوچان خراسان است.

    دومین جلسه دادگاه مدتی پس از تشکیل، برای رسیدگی به موارد خلاف عفت عمومی و به منظور حفظ حیثیت خانواده‌های قربانیان، غیرعلنی اعلام شد.

    دادگاه او یکی از جنجالی‌ترین دادگاه‌های تاریخ ایران بود که تمام مراحل آن جز رسیدگی به اقدامات منافی عفت او به طور علنی برگزار شد و جزئیات قتل‌ها و جنایت‌هایش بشدت مردم را تحت تأثیر قرار داد.

    اتهامات عنوان شده علیه این متهم سرقت اتومبیل، آدم ربایی، ارتکاب نه فقره قتل، اقدام به قتل برادرزاده خردسال خود و فرار از چنگ ماموران در سال ۱۳۷۲اعلام شد.

    در دومین جلسه دادگاه وکیل تسخیری متهم در قسمتی از دفاعیات خود گفت: حکمت حضور وکیل، جلوگیری از مکتوم ماندن حقیقت و رفع ستم به متهم است. حال آن که در این پرونده، ظلم شدید و ستم اکید وسیله این جانی قربانیان و خانواده‌های آنان رفته و قلب مردم آزرده شده است.

    اینجانب وکیل متهم نیستم، مدعی العموم هستم، چگونه میتوانم اتهامات متهم را نفی کنم، حال آن که متهم صریحأ در مراجع و رسانه‌ها به گناه خود اعتراف دارد.

    دادگاه، غلامرضا خوش رو را به ۲۱۴ ضربه شلاق و اعدام محکوم کرد و این پرونده با پیک مخصوص به دیوان عالی کشور ارسال و حکم صادره تأیید شد.

    سرانجام ساعت ۷:۴۵ صبح روز چهارشنبه ۲۲ مرداد ماه سال ۷۶ غلامرضا خوشرو کوران کردیه در چهار دیوار انبار روباز ورزشگاه آزادی واقع در سه راه دهکده المپیک بعد از اجرای ۲۱۴ حکم شلاق به دار مجازات آویخته شد.

    هنگام زدن ضربه‌های شلاق به دست اولیای دم، یکی از زنان حاضر در جمع فریاد می‌زد که «وقتی داشتی با چاقو تن دخترم را تکه تکه می‌کردی به فکر این روز‌ها هم بودی»؟

    او درآخرین خواسته‌اش روی کاغذ نوشت: «به هیچ کس بدهکار نیستم و از کسی طلبکار نیستم و از همه طلب بخشش دارم».

  • جآخرین جزئیات از «خانه وحشت» تهران

    جآخرین جزئیات از «خانه وحشت» تهران

    سعید درباره انگیزه‌اش از زندانی کردن زنان گفت: از خانم‌ها متنفرم و به همین دلیل آنها را در خانه‌ام برای مدتی حبس می‌کردم.

    جزئیاتی تازه از «خانه وحشت» تهران

    تحقیقات پلیسی ــ قضایی، جزئیات تازه‌ای از جنایت‌های سیاه خواهر و برادری را در خانه وحشت فاش کرد. متهمان برای این‌که دختران را در خانه زندانی کنند از آنها فیلم سیاه تهیه می‌کردند. متهم به قتل خود را به‌عنوان سرهنگ به قربانیان معرفی می‌کرد.

    روزنامه «جام جم» در ادامه نوشت: سعید ۳۳ ساله شامگاه دوشنبه به اتهام قتل یک زن و زندانی کردن هفت زن در خانه وحشت در جنوب تهران بازداشت شد. ماموران در بازرسی از خانه او کارت ملی دختر جوانی را یافتند که احتمال می‌دهند او نیز یکی از افراد زندانی در این خانه باشد که هنوز معلوم نیست او از سوی متهم به قتل رسیده یا فرصتی برای فرار پیدا کرده‌ است.

    همچنین ماموران با ادامه تحقیقات متوجه شدند در دو ماه گذشته جسد دو دختر جوان در حوالی خانه متهم پرونده کشف شده بود که احتمال می‌رود این دو نیز از سوی سعید به قتل رسیده باشند. دیروز دو دختر نجات‌یافته نیز دوباره مورد بازجویی‌های قضایی ــ پلیسی  قرار گرفتند این بار ابعاد جدیدی از اقدامات متهم در خانه وحشت را افشا کردند.

    زهرا یکی از قربانیان گفت: مادرم وقتی مرا باردار شده بود، پدرم خیلی تلاش کرد تا من سقط شوم و همین کارها باعث شد از ناحیه پا دچار معلولیت شوم. پدرم مرا سربار می‌دانست. دیگر نمی‌توانستم در آن خانه با نگاه‌های سرد پدرم و اطرافیان بمانم و تصمیم گرفتم به ترکیه مهاجرت کنم. کمی پول جمع کردم و از خانه‌مان در اسلامشهر فرار کرده و به تهران آمدم. می‌خواستم به کمک یک قاچاق‌بر به ترکیه بروم که در دام سعید گرفتار شدم. مرا به خانه و نزد خواهرش برد. سعید  مرا مورد سوء‌استفاده جنسی قرار داد. از صحنه‌های این ارتباط‌ها با  من فیلم می‌گرفت.

    دختر نجات‌یافته ادامه داد: او علاوه بر این فیلم‌ها مرا بارها مجبور کرده بود که مقابل دوربین به مسؤولان نظام و کشور و مقدسات توهین کنم. او تهدید می‌کرد که اگر به فکر فرار باشم، با انتشار فیلم‌های خصوصی آبروی خانواده‌ام را می‌برد. او همچنین خودش را سرهنگ معرفی می‌کرد و تهدید می‌کرد فیلم توهین من به مسؤولان را در اختیار همکارانش قرار می‌دهد و پرونده سیاسی برای من تشکیل می‌دهد تا به اعدام محکوم شوم. از ترسم مجبور شدم در آن خانه بمانم. سعید این فیلم‌ها را از بقیه دختران و حتی  دختر کشته‌شده هم گرفته بود. او آن شب که دختر جوان را کشت جسد او را به حمام برد، چند روزی آنجا نگهداری کرد و بعد به اتاق برد و در کمد گذاشت. برای این‌که بوی جسد در فضا نپیچد هر روز ساعت‌ها عود روشن می‌کرد. من از او وحشت دارم اگر آزاد شود مرا به قتل می‌رساند. از ترس او برای همیشه به ترکیه می‌روم.

    دیگر دختر نجات‌یافته هم گفت: پدرم معتاد بود و مجبورم می‌کرد بیرون از خانه هر کاری انجام دهم و با پول آن برایش شیشه بخرم. به همین دلیل سه سال قبل از خانه‌مان در تهرانپارس بیرون زده و در دام سعید افتادم. او از من هم فیلم‌های سیاه و سیاسی گرفته بود. همیشه وقتی قربانی جدید به خانه می‌آورد جای بقیه دختران را جابه‌جا می‌کرد. در اتاق، حمام یا سرویس بهداشتی قرار می‌داد تا کمتر همدیگر را ببینیم و نتوانیم فرصتی برای فرار پیدا کنیم.

    با توجه به گفته‌های این دو دختر، ماموران از سعید به‌عنوان متهم اصلی خانه وحشت تحقیق کردند. او در مواجهه با دو دختر نجات‌یافته اعتراف کرد که فیلم‌های سیاه را از آنها گرفته و در فلشی نگهداری کرده اما درباره بقیه فیلم‌ها سکوت کرد. همچنین مدعی شد آن فیلم‌های سیاه برای این بوده که بگویم خود دختران تمایل به برقراری این رابطه‌ها داشته‌اند.

    سعید درباره انگیزه‌اش از زندانی کردن زنان گفت: از خانم‌ها متنفرم و به همین دلیل آنها را در خانه‌ام برای مدتی حبس می‌کردم.

    در جریان تحقیقات ماموران متوجه شدند این متهم برادری دارد که به خانه وحشت در رفت و آمد بوده است. او گفت: برادرم و خواهرم اجازه نمی‌دادند که من زیاد به آنجا رفت و آمد کنم. از جرایمی که او مرتکب شده بود اطلاعی نداشتم. فقط یکی از دختران را چند مرتبه در آن خانه دیدم که برادرم می‌گفت او همسرش است. بعد از آن‌که برادرم دستگیر شد تازه فهمیدم چه جرایمی را مرتکب شده‌ است.

    محمد وهابی، بازپرس شعبه دوم دادسرای جنایی تهران در این‌باره گفت: از متهم در ارتباط با قتل دو زن که جسدشان در حوالی خانه وحشت پیدا شده در حال تحقیق هستیم. علاوه بر آن چون هویت مقتول هنوز مشخص نیست آزمایش دی‌ان‌ای از او گرفته شده و قرار شد که ماموران پرونده‌های دختران جوان گمشده در اداره‌های پلیس سراسر کشور را بررسی کنند. همچنین متهم پرونده و خواهرش برای بررسی سلامت روانی به پزشکی قانونی معرفی شدند.

  • جزئیات تازه در پرونده قاتل «خانه وحشت»

    جزئیات تازه در پرونده قاتل «خانه وحشت»

    پرونده مردی که متهم به قتل یک زن و حبس دو دختر در خانه اش است با کشف سرنخ های تازه وارد مرحله تازه ای از تحقیقات شد.

    جزئیات تازه در پرونده قاتل «خانه وحشت»

    به‌ دنبال کشف جسد ناشناس دختر جوان داخل کیسه‌ای نایلونی در واحد شماره ۶ ساختمانی در خیابان خرمشهر خیابان قزوین و رهایی دو دختر ۲۰ و ۲۱ ساله از اسارتگاه مرد شیطان صفت تحقیقات به دستور بازپرس محمد وهابی آغاز شد.
    در ادامه تحقیقاتی که روز گذشته در دادسرای امور جنایی پایتخت صورت گرفت، سعید (متهم) در حالی که منکر اتهام قتل است سعی داشت با داستانسرایی‌های مختلف مسیر تحقیقات را تغییر دهد، وی در ادامه تحقیقات مدعی شد: من جنایتی مرتکب نشده‌ام، فتانه و شراره دل به من بسته بودند شراره به مقتول حسادت می‌کرد و برای همین او را کشت. وی که با دیدن خبرنگاران در دادسرا شروع به تهدید و توهین به آنها کرده بود وقتی با تذکر بازپرس پرونده رو به رو شد گفت: من از زن‌ها متنفرم نمی‌توانم علت این خشم و نفرت را بگویم اما همین موارد باعث شده تا نسبت به خبرنگاران خانم هم حس خوبی نداشته باشم.

    مسافر ترکیه
    شراره، دختر جوانی که ۸ ماه داخل کمد نگهداری می‌شد، در تحقیقات گفت: من فرزند ناخواسته پدر و مادرم بودم. پدرم بارها سعی کرده بود من قبل از به دنیا آمدن سقط شوم همین کارها باعث شد که من با پای فلج به دنیا بیایم. بی‌سواد هستم و قبل از اینکه در دام سعید بیفتم، پول‌هایم را جمع کردم و تصمیم گرفتم به ترکیه بروم. از اسلامشهر راهی تهران شدم اما از شانس بد زمانی رسیدم که ساعت کاری بانک‌ها تمام شده بود و نتوانستم پولی از حسابم برداشت کنم و مجبور شدم که شب را در تهران بمانم. اما جایی برای ماندن نداشتم و در اطراف راه‌آهن سرگردان بودم که سعید را دیدم و او گفت می‌تواند برای آن شب به من جا بدهد. من هم راهی خانه سعید شدم و ۸ ماه در خانه او محبوس شدم. در تمام این مدت در کمد محبوس بودم و او اجازه نمی‌داد حتی به دستشویی بروم. چون اعتیاد به مواد مخدر داشتم، سعید برایم شیشه تهیه می‌کرد و در شبانه روز یک وعده غذا به من می‌داد.

    فیلم‌های جنجالی
    قربانی دوم این پرونده فتانه است، دختری همسن و سال شراره با این تفاوت که او رکورد دار حبس در خانه مخوف است. ۳ سال زندگی در خانه‌ای که جز هراس و ترس در آن چیزی وجود نداشت. فتانه بشدت از سعید می‌ترسد و وهم این را دارد که اگر او آزاد شود؛ هرجایی باشد او را پیدا کند و بکشد.فتانه گفت: دیپلم که گرفتم پدرم اجازه نداد ادامه تحصیل بدهم و مرا کتک می‌زد که کار کنم تا بتوانم هزینه مواد مخدر او را تهیه کنم. آخرین بار هم مرا از خانه بیرون انداخت. من سرگردان مانده بودم که کجا بروم، به خودم که آمدم دیدم در میدان راه‌آهن هستم و چند دقیقه بعد سعید به سراغم آمد و گفت جایی برای ماندن دارد. با سعید همراه شدم و هرگز نمی‌دانستم که چه سرنوشت شومی در انتظارم است.او ادامه داد: وقتی وارد خانه سعید شدم، او مرا حبس کرد و برای اینکه ما به فرار فکر نکنیم؛ از ما فیلم گرفت. فیلم‌های سیاه و فیلم‌هایی که ما را مجبور کرده بود به مقدسات و اشخاص مطرح کشور توهین کنیم. می‌گفت اگر فرار کنید فیلم‌ها را به پلیس می‌دهم و به‌خاطر اهانتی که مرتکب شده‌اید به اعدام محکوم می‌شوید. یک روز صدای سعید که از خواهرش پیچ گوشتی می‌خواست را شنیدیم و صدای فریادهای دختر جوان را که کمک می‌خواست . بعد از آن صدای مقتول برای همیشه قطع شد و دو یا سه ماهی جسدش داخل حمام نگهداری می‌شد، اما بعد از آن جسد به داخل اتاق انتقال داده شد و سعید مدام عود روشن می‌کرد تا بوی تعفن جسد بیرون نرود. خواهر سعید هم همان شب با ما دستگیر شد.  فتانه به بازپرس گفت: دلم نمی‌خواهد به خانه پدرم برگردم چون سرنوشت خوبی در انتظارم نیست، اگر می‌شود مرا به بهزیستی تحویل دهید.

    بررسی صحت روانی متهم
    به دستور بازپرس شعبه دوم دادسرای امور جنایی تهران، سعید برای بررسی صحت روانی به پزشکی قانونی منتقل شد و تحقیقات برای رازگشایی از جنایات احتمالی او ادامه دارد. این در حالی است که طبق اظهارات پلیس  مشخص شد در یک ماه گذشته جسد دو زن جوان دیگر نیز در همان محدوده کشف شده است و کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی پایتخت هنگام بازرسی از خانه متهم، کارت شناسایی زن جوانی را به‌دست آورده‌اند و به دستور بازپرس جنایی، کارت شناسایی و اجساد کشف شده مورد بررسی قرار خواهند گرفت تا مشخص شود که آنان قربانیان متهم دستگیر شده هستند یا خیر.

  • کشف تکه های جسد زن ثروتمند تهرانی/ راننده آژانس او را با تبر تکه تکه کرده بود

    کشف تکه های جسد زن ثروتمند تهرانی/ راننده آژانس او را با تبر تکه تکه کرده بود

    بقایای جسد زن جوان که توسط دو مرد با انگیزه سرقت ۹۸ هزار دلاری به قتل رسیده بود پیدا شد.

    ۱۶ آبان امسال مرد جوانی با مراجعه به دادسرای جنایی مفقود شدن ناگهانی همسر صیغه ای خود را به بازپرس دشتبان گزارش کرد و گفت:«چند روزی بود از همسرم آزیتا بی خبر بودم تا اینکه امروز به خانه اش در غرب تهران رفتم و دیدم در گاوصندوق باز است و خانه به هم ریخته است و کسی در خانه نبود.ماشین پژو207 آزیتا هم در پارکینگ نبود.»​

    بعد از اعلام مفقودی از سوی همسر آزیتا، تحقیقات پلیسی و قضایی برای یافتن ردی از آزیتا آغاز شد.در اولین تحقیقات مشخص شد که چندی قبل، آزیتا با مردی به نام مجید در ارتباط بوده است و مجید به عنوان مظنون پرونده احضار شد.

    او در اولین برخورد با ماموران قضایی گفت:«من راننده آژانس هستم و آزیتا اگر خرید داشت یا اگر می خواست جایی برود، از من کمک می گرفت اما چند روزی است از او خبری ندارم.»

    در حالی که حرف های مجید ضد و نقیض به نظر می رسید دستور بازدید خانه مجید صادر شد و ماموران ماشین آزیتا و گوشی او را در خانه مجید پیدا کردند.مجید در اولین توضیح به ماموران گفت: «آزیتا به من گفته بود می خواهد به امارات برود و ماشین و گوشی اش را به من داد.»

    اعتراف هولناک به قتل و مثله کردن جسد زن جوان تهرانی

    ضد و نقیض گویی های مجید سبب شد که او تحت تحقیق بیشتر قرار بگیرد و در حالی که ماموران به یکی از دوستان صمیمی مجید به نام حسین هم مظنون شده بودند،حسین را هم مورد تحقیق قرار دادند و در بازرسی از خانه حسین مقدار زیادی دلار از خانه او کشف شد.

    ۲ متهم پرونده وقتی در برابر مدارک و تحقیقات پلیسی قرار گرفتند دیگر راهی جز اعتراف پیش روی خود نداشتند و به قتل و مثله کردن جسد زن جوان اعتراف کردند.

    مجید در اعتراف گفت:«متوجه شده بودیم که آزیتا مقدار زیادی دلار و طلا و یورو در خانه دارد و می خواست به امارات برود. برای همین نقشه قتل او را کشیده و به بهانه مهمانی او را به خانه من کشاندیم.بعد با ضربه ای غافلگیرانه او را با تبر از پا در آوردیم و جسد او را تکه تکه کردیم.بعد هم ۹۸ هزار دلار و مقدار زیادی دلار و طلا از خانه او دزدیدیم.»

    در آخرین تحقیقات با توجه به نشانی هایی که متهمان از محل رهاسازی تکه های جسد داده بودند،تنها چند تکه از بقایای جسد به همراه مقداری موهای مقتوله در حوالی کشف شد.

    متهمان اعتراف کردند که هر تکه از جسد را به نقطه ای در اطراف تهران انداختند و این درحالی بود که دیگر تکه های جسد آزیتا پیدا نشد.بررسی خودرو مجید و حسین نشان می داد که لکه هایی از خون در خودرو آنها قابل مشاهده بوده است که مطابق آزمایشات،این لکه های خون متعلق به آزیتا است.

    بنا بر این گزارش، متهمان برای تحقیقات بیشتر به دستور بازپرس دشتبان در اختیار کارآگاهان اداره ۱۰ پلیس آگاهی تهران قرار دارند.

  • اعتراف پسر جوان؛ از اعتیاد به هروئین تا قتل هولناک پدر و مادر

    اعتراف پسر جوان؛ از اعتیاد به هروئین تا قتل هولناک پدر و مادر

    پسر جوان که اعتیاد شدیدی به هروئین داشت در شرایطی که با پدر و مادرش دچار اختلاف شده بود آنها را با ضربات چاقو به قتل رساند.

     

    اعتراف پسر جوان؛ از اعتیاد به هروئین تا قتل هولناک پدر و مادر

     

    ساعت12 ظهر دیروز به مأموران کلانتری11 شهر بوشهر خبر رسید که در یکی از محلات شهر در درگیری خانوادگی، 2نفر به قتل رسیده‌اند. هنوز اطلاعات زیادی از این جنایت وجود نداشت اما زمانی که مأموران به محل حادثه رسیدند با پیکرهای غرق در خون پدر و مادر خانواده در کوچه روبه‌رو شدند و معلوم شد عامل جنایت پسر 38ساله خانواده است که اعتیاد شدیدی به هروئین دارد و بعد از قتل پدر و مادرش با چاقو به مکان نامعلومی گریخته است.

    سردار حیدر سوسنی، فرمانده انتظامی استان بوشهر در این‌باره گفت: کارآگاهان پلیس بوشهر کمتر از 2ساعت از وقوع قتل با تحقیقات ویژه پلیسی و اقدامات اطلاعاتی قاتل ۳۸ساله را شناسایی و دستگیر و او را به پلیس آگاهی منتقل کردند.

    سوسنی در ادامه گفت: متهم پس از روبه‌روشدن با دلایل و مدارکی که همه علیه‌اش بود به قتل پدر و مادرش اعتراف کرد.

    او گفت که به‌دلیل اختلاف خانوادگی با پدر و مادرش درگیر شده و آنها را به قتل رسانده است. به‌گفته فرمانده انتظامی استان بوشهر تحقیقات پلیس در این‌باره ادامه دارد.

  • قتل، پایان ارتباط پنهانی با زن جوان

    قتل، پایان ارتباط پنهانی با زن جوان

    مرد جوانی که به دنبال ارتباط پنهانی با یک زن او را به قتل رسانده بود، بزودی در دادگاه کیفری محاکمه خواهد شد.

    قتل جوان دشتستانی در نیمه های شب/ کشف جنازه در جاده تاریک

    اوایل امسال مرد جوانی از ناپدید شدن همسرش خبر داد و گفت: من صبح از خانه خارج شدم تا سر کار بروم. همسرم در خانه بود اما وقتی عصر به خانه برگشتم، بچه‌هایم تنها بودند و کسی خبر نداشت همسرم کجاست.

    پس از این شکایت چند روز بعد مأموران پلیس جسد زن جوان را در یکی از خرابه‌های اطراف شهر قزوین پیدا کردند و بر اساس گزارش پزشکی قانونی اعلام شد وی براثر وارد آمدن ضربات متعدد چاقو به قتل رسیده است.

    در حالی که شوهر مقتول مدعی بود نمی‌داند چرا همسرش به قزوین رفته و آنها هیچ فامیل یا آشنایی در این شهر ندارند پلیس در شاخه‌ای دیگر از تحقیقات با بررسی تلفن همراه مقتول متوجه شد که او با یک شماره تلفن در ساعاتی خاص از روز تماس داشته است. به این ترتیب صاحب خط تلفن شناسایی و بازداشت شد.

    او که مردی جوان به نام کیوان بود در بازجویی‌های اولیه به قتل اعتراف کرد و گفت: من با مقتول در یکی از خیابان‌های شرق تهران آشنا شدم. او به من گفت از شوهرش طلاق گرفته و فرزندی هم ندارد. من کم کم به او علاقه مند شدم به حدی که می‌خواستم با او ازدواج کنم.

    وی در مورد روز حادثه گفت: آخرین بار با او قرار گذاشتم وقتی به محل قرار آمد، سوار موتور شده و با هم برای تفریح به قزوین رفتیم در آنجا به خانه یکی از دوستان من رفتیم ما تریاک می‌کشیدیم و مشروب می‌خوردیم که به من گفت زود برگردیم تهران گفتم چرا برگردیم؟ گفت من شوهر دارم اگر به خانه برنگردم، برایم بد می‌شود.

    با شنیدن این حرف خیلی عصبانی شدم چون من هرگز نمی‌خواستم با یک زن متأهل ارتباط پنهانی داشته باشم. با عصبانیت گفتم برای چه به من دروغ گفتی؟ وقتی ناراحتی مرا دید گفت: به تو ربطی ندارد و این مشکل من است. سر این موضوع با هم جر و بحث کردیم و من که کنترل خودم را نداشتم، با چاقو ضرباتی به او زدم. وقتی متوجه مرگش شدم، جسد را با ماشین دوستم به بیابان‌های اطراف قزوین بردم و خودم به تهران برگشتم.

    بعد از اعترافات متهم پرونده با اتهام قتل عمد به دادسرا فرستاده شد و شوهر مقتول ضمن شکایت از متهم خواهان مجازات وی شد.

    با پایان تحقیقات در دادسرا و بازسازی صحنه قتل، کیفرخواست علیه متهم صادر و پرونده برای رسیدگی به شعبه ۱۰ دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد.

  • خبر مرگ ریحانه پارسا تکذیب شد

    خبر مرگ ریحانه پارسا تکذیب شد

    خبر مرگ ریحانه پارسا با همان سرعتی که منتشر شده بود، تکذیب شد.

    خبر مرگ ریحانه پارسا تکذیب شد

    صبح امروز بعضی منابع رسمی خبر دادند ریحانه پارسا در ترکیه به قتل رسیده است؛ همزمان اتاقی در اپلیکیشن کلاب هاوس با عنوان مرگ یا خودکشی ریحانه پارسا تشکیل شد و شایعه بود و گمانه‌زنی که پشت‌سر هم منتشر می‌شد.

    ریحانه پارسا بازیگر سابق ایرانی که بعد خروج از ایران درگیر حواشی و جنجال‌های زیادی شده بود و ساختارشکنی می‌کرد، این بار با شایعه مرگ خود خبرسازی کرد. همه‌چیز از دیشب شروع شد؛ جایی که ریحانه پارسا در آخرین استوری ایسنتاگرامی لیست کار‌هایی که باید پیش از مرگ انجام دهد را منتشر کرد.بعد از آن به گفته دوستانش و دنبال‌کنندگان انیستاگرام یک لایو نامفهوم گذاشت که در آن قرصی سفید رنگ را همراه مشروبات الکی خورد. بعد حرف‌های نامفهومی زد و ناگهان غیب شد.

    خبر مرگ یا خودکشی ریحانه پارسا از همین جا شکل گرفت و حتی بعضی‌ها در توییتر و اینستاگرام نوشتند، پلیس ترکیه مرگ او را تایید کرده است.

    ظرف چند ساعت بعد، منابع موثق‌تر گفتند ماجرا دروغ است تا موضوع دیگری سر زبان‌های بیفتد. عده‌ای می‌گفتند اکران فیلم جدید گشت ارشاد ۳ با بازی ریحانه پارسا نزدیک است و احتمالا به‌همین دلیل سلطان حاشیه دارد نمایشی برای جلب توجه بیشتر اجرا می‌کند.

    منبع: هفت صبح

     

  • اختلاف دو جوان منجر به مرگ یکی از آنها شد

    اختلاف دو جوان منجر به مرگ یکی از آنها شد

    دادستان عمومی و انقلاب زرند گفت: اختلاف بین دو شهروند زرندی مرگ یکی از آنها را رقم زد.

    پیش‌نویس خودکار

    حجت الاسلام«اسماعیل بلوچ زاده» در تشریح این خبر اظهار کرد: دو شهروند زرندی عصر امروز در ورودی روستای باب تنگل با یکدیگر درگیر شدند که یکی از این افراد با اسلحه شکاری که متعلق به برادرش بوده، به فرد دیگر شلیک کرده و باعث مجروحیت وی از ناحیه دست می شود.

    وی افزود: این فرد پس از شلیک بلافاصله اقدام به خودکشی و خود را به سمت یک تریلر عبوری در آن مسیر پرت می کند.

    دادستان زرند بیان کرد: تحقیقات در رابطه با علت این حادثه در حال انجام است.

  • اعتراف دروغین مرد متوهم به قتل ۲۶ زن در تهران

    اعتراف دروغین مرد متوهم به قتل ۲۶ زن در تهران

    با انجام تحقیقات درباره ادعای مردی که می‌گفت طی سال‌ها جنایت ۲۶ زن را در نقاط مختلف تهران به قتل رسانده و اجسادشان را سوزانده، معلوم شد این مرد بیمار روانی است و تحت‌تأثیر توهمات شیشه چنین ادعایی را مطرح کرده است.

    اعتراف دروغین مرد متوهم به قتل ۲۶ زن در تهران

    حدود ۶‌ ماه قبل مأموران پلیس در خیابانی در حوالی غرب تهران به مردی که حدودا ۴۳ سال داشت مشکوک شدند.

    ظاهر او نشان می‌داد معتاد است و قصد سرقت از خودرویی را دارد و به همین دلیل مأموران وی را بازداشت کردند اما او پس از انتقال به کلانتری ادعای عجیبی را مطرح کرد و گفت که ۲۶ زن را کشته و قاتل زنجیره‌ای است.

    وی که کارتن‌خواب بود در ادامه توضیح داد: از مدتی قبل تصمیم به قتل زنانی گرفتم که ظاهر مناسبی نداشتند. طعمه‌هایم را به‌عنوان مسافر سوار ماشینم می‌کردم و بعد آنها را به منطقه‌ای خلوت در اطراف تهران می‌کشاندم. پس از تجاوز، آنها را به قتل می‌رساندم و اجسادشان را در بیابان می‌سوزاندم. وی ادامه داد: درتمام این مدت ۲۶ زن را ربودم و پس از تجاوز به قتل رساندم و اجساد تمام آنها را نیز سوزاندم تا ردی به جا نماند و دستم رو نشود.

    شروع تحقیقات
    اعترافات هولناک این مرد کافی بود تا تیمی از کارآگاهان جنایی تحقیقات درباره ادعاهای او را شروع کنند. هر چند از همان ابتدا به‌نظر می‌رسید که او دروغ می‌گوید اما احتمال داشت که وی یک قاتل بوده و جان کسی را گرفته باشد.

    جست‌وجوی مأموران برای یافتن هویت مقتولان آغاز شد و تیم جنایی در گام نخست به سراغ پرونده زنان گمشده رفت و بعد به همراه متهم راهی بیابان‌های اطراف تهران شد تا شاید آثاری از اجساد سوخته به‌دست آورد.

    اما هیچ ردی وجود نداشت و هربار کارآگاهان به بن‌بست می‌رسیدند. با این حال تحقیقات در این‌باره ادامه داشت و مأموران بار دیگر به بازجویی از متهم پرداختند تا به حقایق بیشتری دست یابند. این‌بار متهم ادعای عجیبی مطرح کرد. او گفت ۲ نفر به او دستور جنایت می‌دادند.

    وی ادامه داد: مدتی قبل با ۲ نفر آشنا شدم. هروقت شیشه می‌کشیدم آن دو نفر به سراغم می‌آمدند و تمام کارهایم را مدیریت می‌کردند. مطمئنم که آنها موجودات خیالی نبودند، آنها انسان‌های واقعی بودند که دستور قتل‌ها را صادر می‌کردند. من در حضور آن ۲ نفر نقشه شوم خود را اجرا کرده و پس از قتل، اجساد قربانیان را می‌سوزاندم.

    من قاتل زنجیره‌ای نیستم
    روایت تازه متهم نشان می‌داد که وی احتمالا به بیماری روانی مبتلاست. در این شرایط قاضی محمد وهابی، بازپرس شعبه دوم دادسرای جنایی تهران، او را به پزشکی قانونی معرفی کرد تا سلامت روانی وی تحت بررسی قرار بگیرد. با انجام بررسی‌های تخصصی معلوم شد که این مرد اختلالات خلقی و روانپریشی دارد. پزشکی قانونی اعلام کرد که او مجنون نیست اما به‌دلیل بیماری روحی و توهمات ناشی از مصرف شیشه دچار هذیان‌گویی و بیماری روحی و روانی شده است تا حدی که برای بزرگ‌نمایی می‌تواند خودش را قاتل زنجیره‌ای جا بزند.

    با اعلام این نظریه تحقیق از متهم بار دیگر از سر گرفته شد. وی در تازه‌ترین تحقیقات همه ادعاهای قبلی خود را پس گرفت و گفت: تمام اعترافاتم تحت‌تأثیر توهمات شیشه بود. من نه ماشین دارم و نه تا به حال زنی را ربوده‌ام که او را به قتل برسانم. همه گفته‌هایم دروغ بود و حقیقت نداشت. واقعیت همین است که می‌گویم؛ من قاتل زنجیره‌ای نیستم.گرچه ظاهر مناسبی ندارم، معتاد و کارتن‌خوابم اما تا به حال خلافی مرتکب نشده‌ام.

    با اظهارات جدید این مرد، تحقیقات در این پرونده ادامه دارد.

     

    منبع: روزنامه همشهری

  • دختر ورزشکار افغانستانی توسط طالبان به شکل فجیع به قتل رسید

    دختر ورزشکار افغانستانی توسط طالبان به شکل فجیع به قتل رسید

    یکی از مربیان تیم ملی والیبان بانوان افغانستان خبر از سر بریده شدن ماه‌جبین حکیمی والیبالیست افغانستانی توسط نیروهای طالبان داد.

    دختر ورزشکار افغانستانی توسط طالبان به شکل فجیع به قتل رسید

     
    ماه‌جبین حکیمی، از بازیکنان تیم ملی والیبال بانوان افغانستان که در رده سنی جوانان بازی می‌کرد، توسط طالبان در شهر کابل سر بریده شد
    ثریا افضلی از مربیان تیم ملی والیبال بانوان افغانستان کشته شدن این بانوی ورزشکار را در گفت‌وگو با «ایندیپندنت» فارسی تأیید کرد، اما گفت غیر از خانواده ماه‌جبین، کسی از زمان دقیق و چگونگی این اتفاق آگاه نیست. ماه‌جبین تا قبل از فروپاشی دولت پیشین افغانستان، در باشگاه والیبال شهرداری کابل بازی می‌کرد و از بازیکنان موفق این باشگاه بود.
    ثریا افضلی گفت قتل ماه‌جبین حکیمی احتمالا در اوایل اکتبر رخ داده است و به‌دلیل اینکه خانواده‌اش تهدید شده‌اند در این مورد با کسی صحبت نکنند، این مسئله پوشیده مانده است. به گفته افضلی، پس از فروپاشی دولت پیشین، دختران ورزشکار در سراسر افغانستان، با تهدید جدی امنیتی مواجه‌اند و افراد طالبان دنبال آن‌ها آمده‌اند و ‌خانه‌های شماری از آنان را در شهرهای گوناگون تفتیش کرده‌اند. بسیاری از دختران ورزشکار، به‌ویژه اعضای تیم والیبال بانوان افغانستان که در مسابقات خارجی و داخلی شرکت کرده‌اند و در برنامه‌های رسانه‌ای حضور داشته‌اند، در معرض تهدید جدی قرار دارند.
    این مربی تیم ملی والیبال بانوان افغانستان گفت از میان بازیکنان این تیم، فقط دو نفر توانسته‌اند از طریق اقدام شخصی از افغانستان خارج شوند و بقیه‌ اعضای تیم در داخل افغانستان در تهدید و وحشت به سر می‌برند. خانم افضلی در این مورد گفت: «همه بازیکنان تیم والیبال و بقیه بانوان ورزشکار در وضعیت نامناسب و در ناامیدی و ترس به سر می‌برند. همه مجبور شده‌اند متواری شوند و در مکان‌های نامعلوم زندگی کنند.»
    تلاش‌های اعضای تیم ملی والیبال بانوان افغانستان برای جلب حمایت سازمان‌ها و کشورهای خارجی برای خروجشان از افغانستان تاکنون بی‌نتیجه مانده است. کشته شدن ماه‌جبین به ترس و نگرانی آنان از اینکه هدف طالبان و افرادی قرار گیرند که از گذشته درصدد ممانعت از فعالیت ورزشی بانوان بوده‌اند، دامن زده است. با تسلط طالبان بر افغانستان، همه فعالیت‌های زنان در عرصه‌های ورزشی، سیاسی و اجتماعی متوقف شده است و نگرانی از ادامه‌ محدودیت‌ها بر زندگی و کار و امنیت جانی زنان فعال در صحنه های اجتماعی همچنان وجود دارد.
    تیم ملی والیبال بانوان افغانستان نخستین ‌بار در سال ۱۹۷۸ تاسیس شد و فعالیت آن از سال ۱۹۹۲ تا ۲۰۰۲، به‌دلیل جنگ داخلی و سپس حاکمیت طالبان، متوقف شد. تیم ملی والیبال بانوان افغانستان در دو رده سنی بزرگسال و جوانان فعالیت می‌کرد و در هر رده سنی، ۱۴ عضو داشت. این تیم هر سال در شماری از مسابقات بین‌المللی شرکت می‌کرد که در برخی از مسابقات در کشورهای منطقه، موفق به کسب جوایزی نیز شد. حضور این تیم در مسابقات بین‌المللی همواره با حمایت گسترده در داخل افغانستان مواجه می‌شد و از حضور دختران افغان در بازی‌های بین‌المللی به‌عنوان نشانه‌ای از تلاش برای تثبیت جایگاه زنان در جامعه سنتی افغانستان یاد می‌شد.
     

    منبع: فرارو