روابط عمومی سازمان پزشکی قانونی کشور: بیان ادعای تجاوز به مرحومه از سوی این سازمان غیرواقعی است و نتیجه بررسی های تخصصی پس از انجام تمامی اقدامات علمی لازم به مقام قضایی اعلام خواهد شد.


روابط عمومی سازمان پزشکی قانونی کشور: بیان ادعای تجاوز به مرحومه از سوی این سازمان غیرواقعی است و نتیجه بررسی های تخصصی پس از انجام تمامی اقدامات علمی لازم به مقام قضایی اعلام خواهد شد.


با گذشت ۱۰ روز از گم شدن الهه حسین نژاد، ساعتی قبل جسد این دختر جوان در بیابان های اطراف فرودگاه امام (ره) کشف و قاتل وی دستگیر شد.

۴ خرداد بود که با قصد بازگشت به منزل سوار بر یک خودروی مسافربر شخصی شد و از آخرین تماسش قرار بود نیمساعت دیگر در خانه باشد. اما از آن لحظه تا به امروز مشخص شد دیگر پایش به چارچوب خانه نخواهد رسید. و نگاه مضطرب مادر تا همیشه چشم به راهش ماند! الهه حسیننژاد ، دختر ۲۴ ساله اهل اسلامشهر، قربانی طمع یک انسان نما شد.
امروز صبح خبر قتل الهه به طور ناگهانی در رسانهها منتشر شد و متاسفانه میشد حدس زد که عاقبت چنین حوادثی به همین خبر ختم شود. ده روز از ناپدید شدن الهه حسیننژاد گذشته بود و خبر جنایت فجیع او، به دست یک راننده ناجوانمرد، قلبمان را به درد آورد! درست مانند الهه عزیزمان که در لحظه حادثه و در گیرودار حفظ تلفن همراهش — که قطعاً با سختی آن را خریده بود — نوک چاقو به قلبش اصابت کرد و درد را در سینهاش احساس کرد. دختر ایران با چند ضربه چاقو از پای افتاد و دیگر توان مقاومتی نداشت. ما هم همینطوریم! ما هم خیلی وقت است که سینهمان از بیعدالتی، تبعیض و ناامنی درد میکند!
داستان تلخ الهه اولین خبر دردناکی نیست که درباره زنان میشنویم. در طول روز، رویدادهای مشابه بسیاری میافتد: قتل، فرزند کشی، سرقت، تجاوز به عنف، زورگیری، مزاحمت خیابانی، خشونت خانگی و غیره. وقایعی تلخ که شاید گاهی یکی از آنها رسانهای شود و مورد توجه قرار گیرد.
الهه برای یک گوشی تلفن همراه بیرحمانه به قتل رسید. قاتل بیوجدان او دستگیر شد و قطعاً به دار مجازات آویخته خواهد شد. اما آیا این آخر ماجراست؟ آیا این آخرین حادثه در نوع خود است؟ مسلماً خیر! علیرغم عدم انتشار آمارهای دقیق از خشونت، تجاوز، قتل و سایر آزارهای وارد شده به زنان، بر اساس گزارشها و تحلیلهای موجود میتوان دریافت که روند وقایعی که قربانیانش زنان بودهاند، طی ده سال گذشته افزایش یافته است. روزی نیست که فیلمی از سرقت گوشی، طلا و … از زنان در شبکههای اجتماعی منتشر نشود. تمام اینها نشاندهنده نابسامانی شرایط اجتماعی و اقتصادی جامعه است. و برای یک سارق، عاقلانهتر این است که به دلیل ناتوانی زنان در مقاومت، از آنها سرقت کند. در این میان، اگر کسی مانند الهه مقاومت کند، به راحتی با چند ضربه چاقو از پای درآمده و سارق به خواستهاش میرسد.
اگرچه قتل دختر اسلامشهری به دست یک راننده-سارق صورت گرفته است؛ اما تنها مجرم و مقصر این حادثه تلخ و سایر حوادث مشابه، فقط قاتل نیست. این موضوع نیازمند بررسی موشکافانه است. اینکه امروز در کشوری اسلامی که خود را پرچمدار حقوق انسان بر اساس تعالیم اسلامی میداند و در هر مناسبتی از شأن و جایگاه والای زنان در اسلام و دیدگاه پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) و ائمهاطهار (علیهمالسلام) سخن میرود، زنان احساس امنیت نمیکنند و شاهد چنین حوادثی هستیم، جای تأمل دارد.
مقصر فقط قاتل و سارق نیستند. خلاء قانونی حمایت از زنان که از آن به عنوان «لایحه خاکخورده منع خشونت علیه زنان» یاد میشود، ده سال است که مانند توپ در بازیهای سیاسی احزاب ناکارآمد، دست به دست میشود. نمایندگان مجلس در سه دوره اخیر، دولت فعلی و دو دولت قبل، اندیشمندان، علما و فرهیختگان همگی در کنار کسانی که داغهای سنگین این چنینی را بر دل مادر الهه و مادران دیگر این سرزمین نهادهاند، همگی مقصر و گناهکارند. لایحهای که اجرای آن میتواند به کاهش خشونتها و آزار زنان بیدفاع این سرزمین منجر شود، چند سال دیگر باید مسکوت بماند! چند سال دیگر باید شاهد قتل دختران به دست پدر، برادر و همسر باشیم. چند اسیدپاشی دیگر، چند آزار و تجاوز و چند سرقت با عنف دیگر باید رخ دهد تا تصمیمگیران این کشور بالاخره پشت زنان بایستند و حامی آنان باشند!
ضمن عرض تسلیت به خانواده داغدار حسیننژاد و مادر الهه عزیز، در این شرایط و با اذعان به اینکه دغدغه هیچ مسئولی در این روزگار مسائل زنان نیست، از تمام دختران سرزمینم میخواهم که بیشتر از پیش مراقب خود باشند.
در کشوری که برای برخی مسئولانش مقابله با سگگردانی مهمتر از امنیت شهروندان است، واضح است که خود شهروندان باید خودمراقبتی را یاد بگیرند و از قرار گرفتن در شرایط خطرناک اجتناب کنند.
شبنم حاجی اسفندیاری

فرمانده انتظامی استان هرمزگان خاطرنشان کرد: متهم در اعترافات خود معترف شد که پس از قتل همسر خود، جسد وی را با خودرو به یکی از روستاهای شهرستان قلعهگنج کرمان منتقل و در حوالی جاده خاکی روستا دفن کرده است.

رییس پلیس آگاهی پایتخت گفت: وقوع یک فقره قتل صبح دوشنبه ۳۰ مهرماه در فرودگاه امام خمینی (ره) تهران به مرکز فوریتهای پلیسی ۱۱۰ گزارش شد که با همکاری تیمی از کارآگاهان عامل جنایت امروز سهشنبه بازداشت شد.
به گزارش خبرآنلاین،سردار علی ولیپور گودرزی روز سهشنبه اظهار کرد: با اعلام این خبر تیمی از کارآگاهان مجرب و زبده اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ راهی محل حادثه شدند و تحقیقات ابتدایی را آغاز کردند.
ایرنا در خبری نوشت:وی تصریح کرد: تیم جنایی به محض اینکه وارد اتاق آیتی ساختمان اداره مخابرات شدند جسد مرد جوانی را مشاهده کردند که از ناحیه قفسه سینه با ضرب گلوله به قتل رسیده بود، بررسیهای اولیه نشان میداد که مقتول توسط همکار خود به قتل رسیده است.
سردار گودرزی ادامه داد: یکی از کارمندان شرکت پیمانکار تحت قرارداد با فرودگاه که از این جنایت آگاه بود، ماجرای حادثه را اینگونه به تیم تحقیق توضیح داد، از چند وقت قبل قاتل مدام به رییس خود که به صورت پیمانکاری در این اتاق مشغول کار است درخواست کرد تا حقوق او را افزایش دهد، اما کارفرما قبول نمیکرد و همین موضوع باعث ایجاد اختلاف میان آنها شد.
وی با بیان اینکه دقایقی قبل قاتل از محل کارش به این اتاق آمد و دوباره ماجرا را مطرح کرد، اما فایدهای نداشت که ناگهان مشاجرهای میان این ۲ نفر شکل گرفت گفت: لحظهای بعد فرد قاتل کلت کمری کشید و قصد داشت تا به رییس خود تیراندازی کند، اما ناگهان در آن شلوغی یک تیر شلیک شد و به قفسه سینه فرد دیگری که بیگناه در این اتاق پشت میزش مشغول کار بود اصابت کرد؛ پس از این حادثه قاتل به سرعت از مهلکه گریخت و کارفرما که از این تیراندازی جان سالم به در برده بود، به شوک فرو رفت.
رییس پلیس آگاهی پایتخت اضافه کرد: تیم جنایی پس از دریافت این سرنخ مهم، خیلی زود اقدامات اطلاعاتی را آغاز کردند و با بهرهگیری از شیوههای کشف نوین جرم، متوجه شدند که متهم پس از ارتکاب جنایت راهی جاده ساوه شده و اکنون در پرند حضور دارد.
وی افزود: بدین ترتیب کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی بیدرنگ وارد پرند شدند و پس از تعقیب و مراقبتهای نامحسوس مرد جنایتکار را در یک عملیات ضربتی دستگیر کردند. متهم در همان تحقیقات مقدماتی، صراحتا به قتل همکار خود در ساختمان اداره مخابرات فرودگاه امام (ره) اعتراف و عنوان کرد که قصد ارتکاب جنایت را نداشته است.
رییس پلیس آگاهی تهران بزرگ اظهار کرد: با صدور قرار قانونی از سوی مرجع قضایی، متهم به اتهام مباشرت در قتل عمدی برای روشن شدن زوایای پنهان پرونده در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت و تحقیقات ادامه دارد.
معاون اجتماعی سازمان اطلاعات پلیس پایتخت از دستگیری ۲ شرور که با قدرتنمایی موجب جراحت شهروندی در محدوده خیابان شوش شده بودند، خبرداد و گفت: ماموران پایگاه ششم پلیس اطلاعات خبری را درباره قدرتنمایی ۲ نفر که با استفاده از سلاح سرد قمه با قدرتنمایی موجب جرح شهروندی شده بودند، به دست آوردند.
سرهنگ اکبر موسوی اظهار کرد: ماموران به سرعت پس از دریافت خبر به محل حادثه مراجعه کردند و تحقیقات پلیسی خود را انجام دادند. تحقیقات پلیسی نشان از این داشت، ۲ نفر از افراد اوباش منطقه با قمه قصد قدرتنمایی داشته که با یکی از شهروندان در حال تردد درگیر شده و شهروند را با ضربات قمه مصدوم و به سرعت از محل متواری شدند.
سرهنگ موسوی به دستگیری هر ۲ شرور در مخفیگاه خود اشاره کرد و گفت: با تکمیل تحقیقات پلیسی هر ۲ متهم به مرجع قضایی معرفی شدند. این افراد بدانند که پلیس با برهمزنندگان نظم عمومی برخورد جدی میکند.

زن و شوهر جنایتکار که با دعوت خانواده همسایه به خانهشان برای شام، زن جوان و سه فرزندش را به قتل رسانده بودند پس از دستگیری انگیزه خود را از این جنایت هولناک سرقت طلا و جواهرات زن همسایه، عنوان کردند.
پسر ۱۴ ساله:
✅ این زن و همسرش که در همسایگی ما زندگی میکنند ما را به خانهشان دعوت کردند.
✅ پدرم خانه نبود به همین خاطر من و مادر و ۳ خواهرم به خانه آنها رفتیم اما ناگهان این زن و شوهر به یکباره با تهدید دست و پای همه ما را بستند و مادر و خواهرهایم را با چاقو جلوی چشمانم کشتند.
✅ بعد هم طلا و جواهرات مادرم را برداشتند. پس از آن زن قاتل دست و پایم را بست و من را به زور به داخل صندوق عقب انداخت و از خانهاش بیرون آمد.
✅ الان هم نمیدانم او قصد داشت من را کجا ببرد و چه بلایی سرم بیاورد.

یکی از زندانیان طی جر و بحث با هم اتاقی خود وی را با ضربات قیچی بر روی صورت و سینه اش مجروح که فرد مصدوم پس از انتقال به بیمارستان به علت شدت جراحات وارده فوت می کند.
درگیری در زندان کرج منجر به قتل شد.
رییس پلیس آگاهی البرز از کشف یک فقره قتل در زندان قزلحصار کرج در این استان خبر داد.
به گزارش ایرنا از پلیس البرز، سرهنگ “حکمت اله شجاعی” روز دوشنبه گفت: در پی دریافت خبری مبنی بر درگیری در یکی از بندهای زندان قزلحصار کرج بررسی موضوع در دستور کار دایره جنایی پلیس آگاهی استان البرز قرار گرفت.
وی افزود: پس از حضور کارآگاهان پلیس در صحنه جرم و بررسیها و تحقیقات به عمل آمده مشخص شد، یکی از زندانیان طی جر و بحث با هم اتاقی خود وی را با ضربات قیچی بر روی صورت و سینه اش مجروح که فرد مصدوم پس از انتقال به بیمارستان به علت شدت جراحات وارده فوت می کند.
شجاعی با اشاره به شناسایی قاتل و اعتراف وی به بزه انتسابی گفت: در این رابطه پرونده تشکیل و جهت سیر مراحل قانونی به مراجع قضایی ارسال شد.
وی بیان کرد: ناتوانی در مهار خشم و عصبانیت هنگام نزاع و درگیری عواقب بسیار ناگواری به همراه دارد که جبران ناپذیر است.

بادستگیری فردی که متهم است در خودکشی این بازیگر نقش داشته حالا می توان این مرگ را نه یک خودکشی خودخواسته که ناشی از فشار روانی و استیصال و جبری دانست که بر زهره فکور صبور تحمیل شده و با توجه به اشاره ای که به جزییات پرونده اخلاقی و محرمانه شده در ذهن بسیاری خاطره تلخ و جنجالی اتفاقی تداعی شده که درباره یک بازیگر زن دیگر و سال ها قبل رخ داد که البته او تاب آورد و به جای خودکشی کوچ کرد هر چند بعید است در روح او از آن زخمها نشانی باقی نمانده باشد.
عصرایران؛ رضا صائمی- با افشا و رمزگشایی جدید از پرونده «زهره فکور صبور» ابعاد تازهای از ماجرای خودکشی این بازیگر سینما و تلویزیون آشکار شد تا پس از سه سال از آن اتفاق تلخ، بار دیگر این قصۀ پر غصه به اذهان عمومی احضار شود و مورد خوانش مجدد قرار بگیرد. البته کشف و افشای اطلاعات تازه در این پرونده، به خوانشهای جدید و تکمیلی هم راه میدهد و حالا بهتر میتوان گزارشی از واقعیت ارایه داد.
با توجه به دستگیری فردی که متهم شده در خودکشی این بازیگر نقش داشته حالا میتوان این مرگ را نه یک خودکشی خودخواسته که ناشی از فشار روانی و استیصال جبری دانست که بر زهره فکور صبور تحمیل شده است.
طبق گفته وکیل زهره فکور صبور بعضی جزییات پرونده اخلاقی و محرمانه است و شامل تهدید و اخاذی از خانم فکور صبور بوده است. حسین شاهرخی همچنین گفته است: «احتمالا تعداد شاکیان فرد متهم به قتل زهره فکور صبور بیشتر از چیزی است که پیشبینی میکنند.»
با توجه به اشاره ای که به جزییات پرونده اخلاقی و محرمانه شده، در ذهن بسیاری از افراد خاطره تلخ و جنجالی اتفاقی تداعی شد که درباره یک بازیگر زن دیگر و سال ها قبل رخ داد که البته او تاب آورد و به جای خودکشی کوچ کرد هر چند بعید است در روح او از آن زخمها نشانی باقی نمانده باشد.
به نظر می رسد چنین موقعیت مشابهی تکرار شده و این بار آن با فیلم خصوصی در دست قصد تهدید و اخاذی در میان بوده منتها این بار شوربختانه بازیگر زن جوان تاب نیاورده و از ترس و استیصال دست به انتحار زده است.
فارغ از سویههای قضایی و اخلاقی این پرونده، آنچه در چنین اتفاقاتی قابل تأمل است سویههای ملتهب و پرمخاطره شهرت و زیست سلبریتیهاست که به واسطۀ فناوریهای دیجیتالی میتواند جان آنها را هم در معرض فشار و تهدید قرار دهد و حتی به مرگ منتهی کند.
به همان اندازه که جهان رسانهای تکنیکال میتواند به نامآوری بیشتر بینجامد میتواند به بدنامی یا قضاوتهای کشنده هم دامن بزند و شمشیری دو سر است.
در این میان البته همه به یک شکل واکنش نشان نمیدهند. یکی مثل آن بازیگر کوچ کرده از وطن به هر سختی جانکاهی تاب میآورد و زنده می ماند(اگرچه بار شرمی سنگین را همواره بر دوش میکشد) و یکی دیگر ممکن است بلایی بر سر خودش بیاورد و بهای زندگی حرفه ای او پایان دادن به زندگی خودش باشد.
این رخدادها اما تلنگری است بر اندیشیدن به ضرورت رعایت اخلاق متناسب با فضای جدید در شبکههای اجتماعی و فضای مجازی و مواجهه با فناوریهای نوین رسانهای.
بدیهی است چهرههای شناخته شده و مشهور و به اصطلاح سلبریتیها بیش از دیگران در کانون این بحرانها و تهدیدها قرار دارند و ممکن است درز کردن رخدادی از زندگی خصوصی انها در فضای عمومی به اتفاقات و آسیبهای تلخ و ضربه زنندهای برای آنها تبدیل شود که سرنوشت فردی و حرفهایشان را تحت الشعاع خود قرار دهد اما آن سوی ماجرا هم باید به امثال متهمی دستگیر شده اشاره کرد که چگونه به اعتبار و آبرو و در نهایت با زندگی و حیات انسانی دیگر بازی می کنند و جامعه را به آشفتگی میکشانند.
در جامعه و جهانی زیست می کنیم که هرچه تکنولوژی پیش تر میرود، ضرورت اخلاقی زیستن افزون تر میشود. انسان مدرن قطعا به جامعه اخلاقیتر نیاز دارد دقیقا به این دلیل که امکان بی اخلاقیها گسترده شده است.
چه بسیار زندگیهای واقعی که به واسطه زیست مجازی و مناسبات آن از هم پاشیده شد و چه روان هایی که فروپاشید. این آشفتگی ها و پریشانی ها البته به ذات و ماهیت جهان دیجیتالی ربطی ندارد.
جان های آشفته و پریشان است که هر نوآوری در جهان را به ابزاری برای بحران آفرینی تبدیل می کند. سلبریتی و غیر سلبریتی هم ندارد، عقل سالم در روان سالم است.

یکی از مدیران شهرداری تهران که بهمن سال پیش فوت شده بود اکنون توسط پلیس آگاهی مشخص شده به دست همسرش به قتل رسیده است.
۱۲ بهمن ماه سال گذشته خبر فوت محمد امیرآبادی مدیرکل دفتر پایش برنامه، کنترل پروژه و ارزیابی عملکرد شهرداری تهران توسط رسانهها و پایگاه خبری شهرداری تهران منتشر شد.
به گزارش مهر؛ امیرآبادی استادیار مهندسی حمل و نقل در دانشگاه علم و صنعت در آذرماه سال ۱۴۰۰ با حکم علیرضا زاکانی شهردار تهران به عنوان مدیرکل دفتر پایش برنامه، کنترل پروژه و ارزیابی عملکرد شهرداری تهران منصوب شده بود.
اعضای بدن محمد امیرآبادی نیز پس از مرگش به بیماران نیازمند اهدا شد.
اما حالا مشخص شده قتل مدیر شهرداری تهران به دست همسرش صورت گرفته است.
یکی از روزنامههای کثیر الانتشار در تشریح این پرونده نوشته است؛ ماجرا از این قرار است که ۱۲ بهمن زن جوانی با پلیس تماس گرفته و از مرگ شوهرش در خانه خبر داده است. همسر این مرد به پلیس گفت: من به خانه پدرم رفته بود و شب خانه خودمان نبودم قرار بود امروز صبح همسرم بدنبالم بیاید و بعد از خوردن صبحانه مرا به محل کارم برساند. اما وقتی خبری از او نشد، چندین بار با تلفن همراهش تماس گرفتم که جواب نداد با تلفن خانه تماس گرفتم باز هم پاسخگو نبود. نگران شدم و به خانه آمدم، اما به محض ورود متوجه بوی گاز شدیدی شدم بعد هم در اتاق خواب جسد همسرم را دیدم. وقتی به دنبال علت بوی گاز بودم متوجه شدم شیلنگ اجاق گاز پاره شده است.
در حالی که زن جوان چنین ادعایی داشت، به دستور بازپرس محسن اختیاری، کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی پایتخت برای بررسی بیشتر ماجرا وارد عمل شدند. اما بررسی شیلنگ گاز نشان داد علت پارگی پوسیدگی نبوده است بلکه حدود یک ماه قبل تعویض شده بود و با یک برش عرضی و عمدی پاره شده است. بدین ترتیب فرضیه گاز گرفتگی و حادثه رنگ باخت و تحقیقات روی موضوع قتل متمرکز شد.
این بار کارآگاهان در تحقیق از همسر مرد جوان با سناریوی دیگری از جانب وی روبهرو شدند، زن جوان در ادعای جدیدی گفت: تصور میکنم همسرم دست به خودکشی زده باشد. او این اواخر دچار افسردگی شده بود و صحبت از خودکشی میکرد. احتمالاً خودش با بریدن شیلنگ اجاق گاز به زندگیاش پایان داده است.
در حالی که وی چنین ادعایی داشت، اما بررسیها نشان میداد مرد جوان کاملاً سالم و در حالت طبیعی بوده و هیچ مشکل روحی و مالی نداشته است. اما در ادامه مشخص شد وی با همسرش اختلافات خانوادگی زیادی داشته است. اختلافی که میتوانست انگیزهای برای قتل باشد.
بدین ترتیب زن جوان به صورت نامحسوس زیر نظر گرفته شد و بررسیها نشان میداد وی با یکی از همکاران شوهرش به نام کیوان در تماس بوده است. شب قبل از حادثه نیز، با این مرد تماس گرفته و با هماهنگی او، خانه را ترک کرده است.
نام کیوان نیز به عنوان دومین مظنون پرونده در لیست مأموران نوشته شد و تحقیقات نشان میداد که کیوان با مقتول بر سر مسائل کاری اختلاف شدیدی داشته است. کارآگاهان در شاخه دیگری از تحقیقات؛ به بازبینی دوربینهای مداربسته اطراف خانه مقتول پرداختند.
دوربینها نشان میداد که ساعت یک بامداد کیوان با کلید وارد ساختمان محل زندگی مقتول شده و حدود ساعت ۵ صبح از ساختمان خارج شده است. این ورود و خروج در شبی رخ داده بود که به نظر میرسید آرش بر اثر گاز گرفتگی جانش را از دست داده بود.
به دستور بازپرس جنایی زن و مرد جوان بازداشت شدند. این بار زن جوان کیوان را عامل قتل شوهرش معرفی کرد و گفت: کیوان در ظاهر با شوهرم دوست صمیمی بود، اما در باطن بشدت به او حسودی میکرد
چند روز قبل از جنایت، به صورت اتفاقی زمانی که قصد داشتم به محل کارم بروم، کیوان را کنار خیابان دیدم او مرا به محل کارم رساند. نمیدانم چطور او کلید خانه را از کیفم برداشته بود که من متوجه نشدم. شب حادثه هم که به خانه مادرم رفتم، او از فرصت استفاده کرده بود و همسرم را به قتل رسانده بود.
باتوجه به مدارکی که در تحقیقات به دست آمده بود، از کیوان به عنوان عامل جنایت تحقیق شد. مرد جوان ابتدا منکر قتل شد، اما در ادامه گفت: با مقتول اختلاف داشتم، همه او را دوست داشتند. با اینکه من و او همکار بودیم، اما حقوق او بیشتر از من بود و همکارانم جور دیگری با او برخورد میکردند. همه اینها باعث شده بود به او حسودی کنم و دلم میخواست از او انتقام بگیرم. در رفت و آمدهایی که به خانهاش داشتم، رابطهام با همسرش صمیمیتر شد و متوجه شدم که او نیز دلخوشی از شوهرش ندارد. حسادت من و اختلاف همسرش باعث شد که رابطه مان بیشتر شود. درنهایت تصمیم به قتل او گرفتیم.
در ادامه تحقیقات مرد جوان به قتل همکارش به خاطر حسادت اعتراف کرد. او در رابطه با جنایت گفت: کلید خانه را از همسرش گرفتم و شب قبل او به بهانه دیدن مادرش، خانه را ترک کرد. نیمه شب، در حالی که مقتول خواب بود وارد خانه شدم و به او داروی بیهوشی با مقدار زیاد تزریق کردم. مدتی در خانه ماندم و وقتی مطمئن شدم که فوت کرده است، شیلنگ اجاق گاز را بریدم تا به نظر گازگرفتگی بیاید و از خانه خارج شدم. روز بعد هم زن جوان با پلیس و اورژانس تماس گرفت و مدعی گازگرفتگی و مرگ شوهرش شد.
در حالی مرد جوان به قتل اعتراف کرد که متخصصان پزشکی قانونی نیز علت مرگ را مسمومیت با دارو اعلام کردند. به دستور بازپرس شعبه اول دادسرای امور جنایی پایتخت متهمان به اداره دهم پلیس آگاهی پایتخت منتقل شدهاند.

مرد تبریزی، زن جوانش را به دلیل عدم رضایت از نحوه آشپزی او و استفاده زیاد از رب گوجه فرنگی با اسلحه به قتل رسانده و با صحنه سازی سعی کرده بود قتل را خودکشی جلوه دهد.
به گزارش مهر، مجتبی جمال، بازپرس جنایی تبریز، اینبار از معمای قتلی خبر میدهد که در آن مردی زن جوانش را به دلیل عدم رضایت از نحوه آشپزی او با اسلحه به قتل رسانده و با صحنه سازی سعی کرده بود قتل را خودکشی جلوه دهد.
او میگوید: هنوز هوا کاملاً تاریک نشده بود که گزارش مرگ مشکوک و دلخراش زنی جوان در یکی از مناطق اطراف تبریز گزارش شد. به دنبال این گزارش سریع به همراه تیمی از کارآگاهان پلیس آگاهی تبریز به محل حادثه رفتیم تا پی به علت مرگ مشکوک این زن جوان ببریم. وقتی به محل جنایت رسیدیم با پیکر بی جان زن جوان مواجه شدیم که غرق در خون خود بر روی زمین افتاده بود و به گفته همسرش وی در اقدامی هولناک، خودکشی کرده و برای همیشه به زندگی اش پایان داده است. اما با توجه به صحنه جرم، گفتههای شوهر را باور نکرده و دستور دستگیری او را به عنوان تنها مظنون پرونده به کارآگاهان صادر کردیم.
او ادامه میدهد: بعد از دستگیری مشخص میشود متهم اصلی پرونده همین شوهر جوان است و او برای گمراه کردن بازپرس، بعد از قتل زنش با اسلحه شاتگان طوری صحنه سازی کرده بود که انگار زن جوان خودکشی کرده است.
گزارش حاکی است، علت این اقدام هولناک مرد جوان، عدم رضایت او از نحوه آشپزی و استفاده زیاد از رب گوجه فرنگی در تهیه انواع غذاها از جمله املت بوده است. این زوج جوان دارای یک فرزند دختر ۵ ساله نیز هستند.

انگیزه عامل قتلعام خانوادگی در فاریاب کرمان احتمالا اختلاف مالی بر سر تقسیم ارث و میراث بوده است
قتلعام خانوادگی در فاریاب کرمان به مرگ ۱۲ نفر منجر شد. خود قاتل هم در جریان درگیری با پلیس کشته شد.
به گزارش روزنامه هفت صبح ماجرا از این قرار بود که مردی از مدتها قبل با دو برادرش بر سر زمینی که از پدرشان به ارث مانده بود دچار اختلاف و کشمکش شده بود. آنها برادران ناتنیاش بودند و بارها ازچند نفر خواسته بودند برای برطرفکردن اختلافاتشان پادرمیانی کنند، اما بیفایده بود.
صبح شنبه، این مرد درحالیکه یک کلاشنیکف به همراه داشت به خانه یکی از برادرانش رفت. مرد خشمگین وارد خانه شد و برادرش را همراه با همسر و فرزندانش به رگبار گلوله بست و بلافاصله از آنجا فرار کرد.
او در ادامه خودش را به خانه برادر دیگرش رساند و وارد شد. مرد مسلح برادر دیگرش را نیز به همراه اعضای خانواده او به رگبار بست و در شرایطی که در جریان این دو تیراندازی 12نفر به قتل رسیده بودند از فاریاب گریخت.
دقایقی از این جنایت گذشته بود که خبر آن همه جا را پر کرد.
از همان دقایق اولیه تحقیقات پلیس در اینباره آغاز شد تا اینکه مأموران به اطلاعاتی دست یافتند که نشان میداد مرد جنایتکار در یکی از روستاهای اطراف فاریاب مخفی شده است.
او تهدید کرده بود که افراد دیگری را نیز به قتل میرساند و درحالیکه جان سایرین نیز در خطر بود پلیس مخفیگاه جنایتکار فراری را محاصره کرد.
او که قصد تسلیمشدن نداشت شروع به تیراندازی کرد اما درنهایت هدف گلوله مأموران قرار گرفت و جانش را از دست داد.
سردار ناصر فرشید، فرمانده انتظامی استان کرمان با اعلام جزئیات این جنایت گفت در این حادثه 3نفر نیز مجروح شدند.