بلاگ

  • مرد رامسری با شلیک به همسرش و مردی که با او رابطه داشت، آنها را روانه بیمارستان کرد

    ایران نوشت: ساعت ۱۹ پنجشنبه ۷ دی صدای شلیک گلوله‌هایی در چند متری میدان مرکزی شهرستان رامسر و در کوچه بانک ملی، مغازه داران و عابران را وحشت زده به سمت صدای گلوله‌ها کشاند. ساکنان محلی پس از رسیدن به محل، پژو پرشیای سفید رنگی را دیدند که با دو سرنشین غرق در خون پس از برخورد با یک پراید متوقف شده بود.
    با اعلام این گزارش به پلیس، مأموران بلافاصله به محل اعزام شدند و تحقیقات آغاز شد. همزمان مرد و زن جوان مجروح که خون زیادی از دست داده بودند به دستور بازپرس دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان رامسر به بیمارستان انتقال یافتند.
    بررسی‌های مقدماتی پلیس نشان داد راننده مجروح مرد جوانی به نام «علی» است و زن جوان نیز «شهرزاد» نام دارد. یکی از شاهدان حادثه به مأموران گفت: صدای شلیک را که شنیدم متوجه خودروی سفید رنگ پژو پارسی شدم که با دو سرنشین چند باری به چپ و راست منحرف شد و سرانجام با پرایدی برخورد کرد و در گوشه خیابان ایستاد.
    فرد دیگری که لحظاتی قبل از تصادف در محل حضور داشت، در حالی که جزئیات بیشتری از این واقعه هولناک دیده بود، گفت: مرد جوانی در فاصله چند متری خودرو در قسمت عقب آن ایستاده بود و در حالی که لوله اسلحه شکاری‌اش را به سمت راننده و زن جوان نشانه رفته بود، شلیک کرد.پس از این تیراندازی شیشه عقب خودرو خرد شد و روی زمین ریخت و زن و مرد نیز هدف اصابت گلوله قرار گرفتند.
    با این اظهارات در تحقیقات بیشتر پلیسی مشخص شد ضارب مرد جوانی به نام «فریبرز» و همسر زن مجروح است. کارآگاهان همچنین در تحقیقات تکمیلی دریافتند که حادثه تیراندازی هنگامی رخ داده که جوان راننده به نزدیکی خانه محل سکونت زن جوان رفته و او را سوار خودرو کرده است.
    در حالی که تجسس‌های پلیس برای به دست آوردن ردی از ضارب فراری ادامه دارد، با تشخیص تیمی از پزشکان پس از بررسی وضعیت دو مصدوم حادثه، زن جوان به دلیل آسیب مغزی و خونریزی شدیدی برای عمل جراحی به بیمارستان تنکابن اعزام شد اما جراحی روی مرد مجروح که از ناحیه گردن آسیب دیده بود با موفقیت انجام شد.
    محمد آزاد، فرماندار رامسر گفت: هویت عامل تیراندازی شناسایی شده است و براساس اطلاعات به دست آمده او با یک اسلحه شکاری به همسرش و راننده خودرو شلیک کرده است. انگیزه این تیراندازی مسائل خانوادگی بوده است و ضارب فراری در عملیات پلیس دستگیر شد. زن مجروح با اصابت چهار گلوله به ناحیه صورت دچار خونریزی مغزی شده و در بیمارستان تنکابن تحت مداوا قرار دارد.
  • وزیر کشور: مردم در تجمعات غیرقانونی شرکت نکنند

    وزیر کشور گفت: از مردم تقاضا داریم در تجمعات غیر قانونی شرکت نکنند، اگر قصد تجمع دارند درخواست دهند، بررسی می‌شود.
    عبدالرضا رحمانی فضلی وزیر کشور در گفت‌وگو با باشگاه خبرنگاران جوان، درباره برخی فراخوان‌های فضای مجازی که مردم را دعوت به تجمع می‌کنند، اظهار کرد: ما گزارش‌های در این زمینه داشته‌ایم و این تجمعات قطعا غیرقانونی است.
    وی با تاکید بر اینکه هر نوع تجمعی باید مجوز داشته باشد، گفت: نیروی انتظامی و قوه قضائیه تاکنون تلاش کرده‌اند، مدیریت کنند تا تجمعات غیر قانونی تبدیل به مسئله‌ای نشود که نگرانی ایجاد کند.
    وزیر کشور بیان کرد: از همه کسانی که با این نوع فراخوان‌ها در تجمعی شرکت می‌کنند، تقاضا داریم که در این نوع تجمعات غیر قانونی شرکت نکنند چراکه برای خودشان و دیگر شهروندان زحمت ایجاد می‌کنند.
    رحمانی فضلی به روند قانونی اخذ مجوز تجمع اشاره و بیان کرد: افرادی که می‌خواهد تجمعی داشته باشند، باید درخواست دهند، وزارت کشور و استانداری‌ها درخواست آنان را بررسی می‌کنند.
  • اعلام دلیل عدم پوشش تجمعات اعتراضی در صداوسیما

    دلیل عدم پوشش تجمعات اعتراضی در صداوسیما در کانال تلگرامی خبرگذاری صدا و سیما اعلام شد.
    به گزارش عصرایران، کانال تلگرامی صدا وسیما نوشت: نپرداختن رسانه ملی به تجمعات دو روز گذشته در برخی شهرها به علت ابلاغ دستگاه های ذیربط مبنی بر منعکس نشدن موضوع در صداوسیما صورت گرفته است

  • حمله ۲ همراه بیمار به خانم دکتر اورژانس/ ضارب: عوضی گرفتم/ پزشک: رضایت نمی‌دهم

    رکنا نوشت: ساعت ۲۳:۳۰ چهار شنبه مردی با حال عمومی مساعد و در حالی که مدعی بود در یک نزاع خیابانی ضربه ای به سرش وارد شده، به اورژانس بیمارستان ۵ آذر شهرستان گرگان مراجعه کرده بود. این بیمار بلافاصله بعد از ورودش توسط پزشک کشیک مورد معاینه قرار گرفت و برای سی تی اسکن فرستاده شد.
    اما دقایقی بعد بیمار و همراهانش که یک زن و مرد بودند با این بهانه که پرستاری باید بیمارشان را تا بخش سی اسکن همراهی کند، به طرز وحشیانه‌ای از پشت به پزشک زن بخش اورژانس که مشغول معاینه بیمار دیگری بود حمله کرده و علاوه بر ضرب و شتم، به او فحاشی کردند.
    با گزارش این حادثه به پلیس، افسر کشیک از پزشک مضروب خواست رضایت دهد اما با پافشاری شاکی، پرونده به دادسرا ارجاع شد.
    حمید رستمانی مشاور رییس دانشگاه و مدیر حراست دانشگاه علوم پزشکی گلستان در اطلاعیه‌ای، درباره روند پیگیری دانشگاه در مورد اتفاقات چهارشنبه گذشته در بیمارستان ۵ آذر گرگان گفت: متاسفانه ساعت ۲۳:۳۰ چهارشنبه در اورژانس بیمارستان پنج آذر گرگان همراهان بیمار سرپایی بعد از دریافت خدمات و انجام سی تی اسکن به طور ناگهانی و غافلگیرانه از پشت سر به خانم دکتر یگانه متخصص محترم طب اورژانس حمله ور شده و او را مجروح کردند.
    این درگیری با دخالت مامور انتظامی مستقر در بیمارستان و کادر نگهبانی پایان یافت و ضارب بازداشت شد. ریاست دانشگاه و مدیریت حراست و دفتر حقوقی بلافاصله بعد از این اتفاق، حادثه را رصد و دستور پیگیری تا دریافت حکم قضایی برای تهدیدکنندگان امنیت و سلامت پرسنل را صادر کردند.
    این اظهارات در حالی مطرح شه که عامل ضرب و شتم خانم دکتر در گرگان مدعی است پزشک معالج بیمارستان را با کادر درمانی اشتباه گرفته است.
  • پسماندهای بیمارستانی مناطق زلزله‌زده چه می‌شود؟

    مدیرکل محیط زیست استان کرمانشاه گفت: گزارشی از دفن غیربهداشتی پسماندهای درمانی و بیمارستانی در مناطق زلزله زده کرمانشاه نداشته‌ایم.
    غلامحسین کاظمی در گفت و گو با ایسنا، با اشاره به وضعیت مدیریت پسماندهای درمانی و پرخطر در مناطق زلزله زده، اظهار کرد: اگرچه متولی اصلی این امر دانشگاه علوم پزشکی است و محیط زیست فقط نقش نظارتی دارد، اما تا کنون موردی از دفن غیربهداشتی پسماندها در این مناطق به ما گزارش نشده است.
    وی با بیان اینکه پسماندهای درمانی و بیمارستانی در این مناطق به دو شکل مدیریت می‌شود، ادامه داد: بخشی از این پسماندها به مرکز استان منتقل شده و بی‌خطر شده و سپس مانند سایر پسماندها در مکانی مشخص دفن می‌شود.
    مدیرکل محیط زیست استان کرمانشاه افزود: به علاوه دانشگاه علوم پزشکی دستگاه بی‌خطر ساز پسماندهای درمانی را برای مناطق زلزله زده هم در نظر گرفته و در خود این مناطق نیز پسماندها بی‌خطر شده و سپس مانند زباله‌های عادی دفن می‌شود.
    کاظمی با اشاره به در نظر گرفتن چند محل مشخص برای دفن پسماندهای شهری و درمانی بی‌خطر شده در مناطق زلزله زده استان، عنوان کرد: به دلیل حجم بالای زباله‌ها ممکن است موردی از دفن پسماند در نقاط دیگر هم داشته باشیم که ما بارها در این خصوص تذکرات لازم را داده‌ایم.
    به گفته این مسئول، مکان‌هایی که در نظر گرفته شده از مناطق مسکونی فاصله دارد تا مشکلی برای سلامت مردم ایجاد نشود، به علاوه اصول مناسب دفن پسماند، ریختن خاک به میزان مناسب روی پسماند دفن شده و … هم رعایت می‌شود.
    وی ایجاد سایت مدیریت پسماند در سرپل ذهاب را از جمله مهمترین اولویت‌ها برشمرد و یادآور شد: با راه‌اندازی این سایت تمامی پسماندها به شیوه مناسب بازیافت و به مواد قابل استفاده تبدیل می‌شود.
    مدیرکل محیط زیست استان کرمانشاه گفت: پیگیری برای احداث این سایت و بخشی از کارهای مورد نیاز نیز انجام شده است.
    منبع: ایسنا
  • آیت‎الله خامنه‌ای چطور رهبر شد؟/ روایتی از نقش هاشمی رفسنجانی در انتخاب مقام معظم رهبری

    باشگاه خبرنگاران جوان نوشت: عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: مرحوم آقای رفسنجانی از نظر سیاسی بودن و مدیریت قوی بودند، برای همین دولتش معروف به دوران سازندگی شد. ایشان در آبادانی موفق بودند.
    آیت‌الله محسن مجتهد شبستری عضو مجلس خبرگان رهبری و مجمع تشخیص مصلحت نظام میهمان این هفته برنامه دستخط بود. او در این برنامه از وضعیت جسمانی آیت‌الله هاشمی شاهرودی خبر داد و گفت که رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام برای درمان راهی خارج از کشور شده است. او همچنین گفت: اگر جریان نه دی را نداشتیم امروز باید در تهران با داعش می‌جنگیدیم.
    در ادامه بخشی از این گفتگو را بخوانید:
    فضای مجمع تشخیص مصلحت در دوره جدید چطور است؟
    از آنجایی که مجمع تشخیص وارد مرحله جدیدی شده است قرار است فعال‌تر از گذشته باشد و مخصوصاً با پیوست حکمی که اخیراً مقام معظم رهبری صادر فرمودند که هم سیاست‌های کلی گذشته بازنگری و تعقیب شود و هم معضلات کشور بررسی شود و علاوه بر این‌ها دستور دادند هیات نظارتی از خود اعضای مجمع انتخاب شوند تا در کارهای مملکت، اجرائیات، قضا و تقنین در هر سه قوه که رهبری حق نظارت دارند، به این هیات نظارت تفویض شد.
    هیات نظارتی که از خود اعضای مجمع هستند؟
    بله.
    الان تشکیل شده است؟
    الان آئین‌نامه مختصری نوشته شده است که تعداد چقدر باشد و به چه شکل باشد. خدمت آقا ارائه شد و اگر ایشان تصویب کنند در آینده نزدیک تشکیل می‌شود و مشکلات موجود در قوای سه‌گانه با این نظارت حل‌وفصل می‌شود.
    ریاست آیت‌الله شاهرودی چطور است؟
    کسالتی داشتند و الحمدالله حال‌شان خوب بود ولی دکترها بر این نظر هستند چند روزی در خارج از کشور برای معالجات تشریف داشته باشند. ایشان فقیه شایسته‌ای است، هم سیاستمدار و هم فقیه است. امیدواریم حال‌شان خوب باشد.
    در صحبت‌های اخیر آقا گفته شد افرادی هستند که خارج از قاعده‌مندی صحبت می‌کنند، از اعضای مجمع هم هستند؛ آیا آقایان مجمع تذکری به این افراد می‌دهند؟
    در یک جلسه‌ای برخی از اعضا تذکر دادند که برخی صحبت‌های آقایان شایسته نبود و تذکر داده شد، ولی نطق‌های قبل از دستور فعلاً کم است.
    شما امام(ره) را درک کردید و سال‌ها در فضای سیاسی قبل و بعد انقلاب بودید؛ برخی سوال می‌کنند اگر امام(ره) بود با قانون‌شکنان سال ۸۸ چه می‌کردند؟
    قطعاً امام(ره) مُر قانون را اجرا می‌کردند؛ همانطور که در جریان بنی‌صدر اقدام کردند. امام(ره) بنی صدر را ۱۰۰ درصد نمی‌دانستند که خوب است یا نه، چون اکثریت رای دادند، قانون است که امام و رهبر هم تنفیذ رای مردم کنند. امام(ره) تائید و تصویب کردند البته هم امام(ره) و هم مقام معظم رهبری در ضمن تنفیذ جمله‌ای دارند که شما را تائید کردیم، تا زمانی که در خط اسلام و قانون حرکت می‌کنید.
    به مسائل روز برگردیم؛ حاج آقا شما الان مهم‌ترین مشکل مردم را چه می‌دانید؟
    مشکل مردم مشکل اقتصادی و فرهنگی است. وضع اقتصادی مردم رضایت‌بخش نیست. رکود، بیکاری، فقر در جامعه زیاد است. به گفته برخی مسئولیت کمیته امداد امام خمینی (ره) ۲۰ میلیون جمعیت ایران اسلامی زیر فقر هستند. بنا به نقل مسئولین ۲ میلیون و نیم حاشیه‌نشین داشتیم و الان به ۱۰ میلیون می‌رسد و نشان می‌دهد مردم در فقر هستند؛ این ارقام نگران‌کننده است.
    همین گرانی‌های اخیر در تخم مرغ و اینها و در ضروریات زندگی مردم نگران‌کننده است. رکودی هم که در تولید ایجاد شده می‌توان جلوگیری کرد، قدری ضعف مدیریت داریم. با اینکه مقام معظم رهبری چند سال است درباره اقتصاد مقاومتی بحث و تاکید دارند و امسال هم علاوه بر بحث اقتصاد مقاومتی فرمودند سال “تولید و عمل” هست، اما آنطور که شاید و باید آثارش در معیشت مردم دیده نمی‌شود و تنها سخنرانی کردن و اعداد و ارقام گفتم کافی نیست. باید مردم در عمل ببینند معیشتشان بهتر شده و بیکاری کمتر شده است. بیکاری زیاد است و مسئله اشتغال و عامل این امر هم قدری ورود کالاهای قاچاق، واردات بی‌رویه است که سبب شد رشد تولید پائین بیاید.
    اینها چیزهایی است که قابل حل است و باید حل شود و امیدواریم با فعالیت‌ بیشتر دولت و مجلس وضع اقتصادی که مریض است اصلاح و ملاجعه شود.
    وضع فرهنگی چطور؟
    وضع فرهنگی هم بدتر است؛ به طوریکه آقا فرمودند مشکلات اقتصادی زیاد است و من رنج می‌برم ولی مشکلات فرهنگی به قدری است که گاهی خوابم نمی‌برد. بیش از حد اذیت‌کننده است. ولنگاری بیشتر رواج یافته است به خصوص با دایر شدن فضای مجازی.
    بنا به نقل آقای وزیر ارشاد بیش از ۵ درصد فضای مجازی دینی نیست؛ یعنی تنها ۵ درصد فضای مجازی دینی است و بقیه یا ابتذال یا القای شبهات است و یا مسائلی است که وقت جوانان را از بین می‌برد. نسل جوان و نوجوان الان با این تبلت‌ها و موبایل‌ها مشغول هستند و امکان افت تحصیلی هم وجود دارد. اینها خطر جدی است. می‌توان اینها را حل کرد همانطور که در برخی کشورها بخش‌هایی از فضای مجازی که مضر است را فیلتر و مسدود می‌کنند، اینجا هم می‌توانند ولی در شورای عالی مجازی اجازه نمی‌دهند. باید این را اقدام کنند که معضل برای کشور است.
    آیت‌الله شبستری دولت‌های مختلفی را از ابتدای انقلاب درک کرده‌اند. دولت بنی‌صدر، دولت شهید رجائی، دولت حضرت آقا، دولت آقای هاشمی رفسنجانی، دولت اصلاحات، دولت آقای احمدی‌نژاد و دولت آقای روحانی بوده است. کدام دولت را مطلوب دیدید؟
    مسلما دولت آقا هیچ بحثی نداشت و هیچ کسی درباره ایشان و دوره ریاست ایشان اشکالی نگرفته است، نقصی درباره ایشان ندیده بود. همانطور که الان در رهبری از هر جهت ایده‌آل هستند و خداوند نعمت بزرگی به کشور مرحمت فرموده است، در دوران ریاست جمهوری این چنین بود و ریاست جمهوری مقبول مردم بودند.
    شهید رجائی هم مدت کوتاهی ریاست جمهوری را در دست داشتند. مرحوم آقای رفسنجانی هم از نظر سیاسی بودن و مدیریت قوی بودند، در آن زمانی که مشغول بودند معروف به دوران سازندگی شد. ایشان در سازندگی و آبادانی موفق بودند. بقیه که اسم بردید متاسفانه آنطور که اسم بردید، ایده‌آل نبودند و مردم ناراضی بودند، بحث‌های به وجوده آمده هم برای همین چند دوره اخیر است.
    مناظرات انتخابات ۹۶ را دیدید؟
    بله. کامل ندیده باشم، قدری را دیدم.
    نظر شما چیست؟
    قدری اهانت‌هایی که نباید انجام می‌شد، صورت گرفت. ممکن بود بحث‌های کلی داشته باشند، ولی برخی تندروی کردند.
    معتقدید تندروی بود؟
    هر کدام حرف می‌زنند و در غیاب دیگری ممکن است بگویند دولت گذشته در فلان کار کوتاهی کرده است ولی طوری بحث کردن که رودرروی یکدیگر نکاتی را که ثابت شده یا نشده، را مطرح کردند و طرف مقابل هم جواب تندی دادند، اینها عقلایی به نظر نمی‌رسد.
    حاج آقا شما متولد ۱۳۱۶ هستید؟
    بله. یک دی ماه ۱۳۱۶ هستم.
    چه زمانی ازدواج کردید؟
    من در ۲۶ سالگی ازدواج کردم.
    چطور آشنا شدید؟
    با یکی از خانواده‌های متدین شبستر که معروف به تقوا و صداقت و امانت بودند، وصلت کردیم.
    مهریه چقدر بود؟
    به یاد ندارم؛ آن زمان فکر کنم ۵ هزار تومان بود.
    حاج آقا چند فرزند دارید؟
    من ۴ فرزند دارم. سه پسر و یک دختر دارم که الحمدالله همه از صلحاء هستند.
    یکی از آقا پسرها در مجلس خبرگان هستند؟
    بله. آقا شیخ جواد هستند.
    نظر شما درباره لیستی که در تهران بسته شد این بود که آقای هاشمی در لیست نباشند؟
    البته آن زمان در تبریز گرفتار بودم و در جلسات جامعه روحانیت حضور مرتب نداشتم، یادم نیست آن زمان با من مشورت شد یا نشد، آقایان به تصمیمی رسیدند و در قم آن طور تصمیم گرفته شد.
    فکر می‌کردید آقای مصباح و ایت‌الله یزدی رای نیاورند؟
    خیر. احتمال زیاد می‌دادم که رای بیاورند. در تهران متاسفانه یک جوی علیه این دو بزرگوار درست کردند ولی آقا بعد از انتخابات فرمودند که رای نیاوردن اینها خیلی مهم نیست، اینها برای مجلس خبرگان زینت بودند نه اینکه مجلس خبرگان برای آنها زینت باشد.
    حتما خاطره خاصی دارید که تعریف کنید.
    شنیده بودم که حضرت امام (ره) درباره آقا صحبتی داشته‌اند. یکی در مورد عزل قائم مقام یعنی آقای منتظری، آقای رفسنجانی و آقای خامنه‌ای و برخی گفته بودند ایشان را عزل کردید، تکلیف آینده چیست؟ امام (ره) فرموده بودند با بودن آقا سید علی شما غصه‌ای ندارید.
    یک بار هم آقا در دوره ریاست جمهوری در کشور کره سخنرانی می‌کردند، امام (ره) و حاج احمد آقا گوش می‌کردند، حاج احمد به امام (ره) عرض کرده بود ماشالله آقای خامنه‌ای به خوبی جلسه را در دست دارد، امام (ره) فرموده بودند ایشان شایستگی رهبری را دارند.
    این مطلب را حاج احمد آقا به آقای هاشمی رفسنجانی و آقای موسوی اردبیلی منتقل کرده بود که امام (ره) چنین نظری دارد. من این را شنیده بودم که آقای رفسنجانی این مطلب را از حاج احمد آقا نقل کرده است. در اثنای بحث شورایی بودن رهبری، یادداشتی برای هیات رئیسه نوشتم چون آن زمان آقای مشکینی بودند و نائب رئیس آقای رفسنجانی بودند.
    مرحوم آقای طاهری خرم‌آبادی با آقای هاشمی صحبت کردند و ایشان گفت اجازه دهید بحث شورایی تمام شود و بعد وارد بحث مصادیق شویم.
    آقای هاشمی نظر بر شورایی بودن رهبری داشتند؟
    جواب در هر حال این بود که شورایی تمام شود و بحث ادامه یابد. شورایی که رای نیاورد وارد مصادیق شدند. برخی از افراد اسم برخی مراجع همانند آیت‌الله گلپایگانی را بردند، آن زمان من بلند شدم و گفتم آقای رئیس من یادداشتی داده بودم، شما نظر امام را بیان کنید. اکثریت جلسه گفتند الان نگوئید چه زمانی خواهید گفت؟
    لذا ایشان این دو موضوع را بیان کردند، آن زمان صحبت طرف آقا رفت و رای‌گیری درباره ایشان رفت.
    که ایشان خودش مخالفت کردند.
    بله. پشت تریبون رفتند و گفتند من راضی به این مسئله نیستم. به یاد دارم آقای آذری که آقای گلپایگانی را پیشنهاد می‌کردند، بعد که شورایی رای نیاورد و بحث آقا مطرح شد، آقا رو به آقای آذری کردند و گفتند اگر من به عنوان ولی فقیه حکمی کردم شما قبول می‌کنید؟ گفتند بله قبول می‌کنم.
  • زلزله باعث موج مهاجرت از تهران شد

    «بنا به اطلاعات سرشماری‌ سال ۱۳۹۵ در فاصله زمانی سال‌های ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۵ تعداد ۳۵۰‌هزار و ۶۳۲ نفر از استان تهران به استان‌های دیگر مهاجرت کرده‌اند. استان البرز بالاترین جذب مهاجر از تهران را داشته و استان‌های گیلان و مازندران به ترتیب در رتبه‌های دوم و سوم جذب مهاجر از استان تهران قرار دارند.
    دود و آلودگی هوا، بوق و سر و صدا، شلوغی شهر و خیابان؛ تهرانِ پُرچناری که به تاریخ پیوسته را اگر کنار بگذاریم، همین چند کلمه بسیاری از شهروندان را از و

    ضع این شهر خسته کرده. در هر یک کیلومتر مربع از مساحت تهران، ۹۶۹نفر زندگی می‌کنند؛ یعنی ۲۰ برابر متوسط کشور. کارشناسان می‌گویند، تهران دیگر بیش از این ظرفیت توسعه ندارد. کارشناسان با تکیه بر اطلاعات مرکز آمار، همین جمله را برای مهاجرپذیری این شهر تکرار می‌کنند.
    به گزارش روزنامه شهروند، تهران به تنهایی ۱۴,۷‌درصد از جمعیت شهری کشور را درون خود جای داده است. علاوه بر این، آلودگی هوا هر زمستان و پاییز، بزرگترین درد پایتخت می‌شود. در این شرایط جدا از مردمی که هنوز به‌ هزار دلیل به این شهر شلوغ مهاجرت می‌کنند؛ عده قلیلی به فکر رفتن افتاده‌اند. براساس اطلاعات مرکز آمار ایران، البرز، گیلان و مازندران به ترتیب در صدر استان‌هایی هستند که از تهران مهاجر می‌پذیرند. آنها که می‌روند قید امکانات «تهران‌نشین بودن» را می‌زنند و در عوض از هوای آلوده این شهر و ازدحام تکراری‌اش می‌گریزند.
    فرار از تهران به زبان آمار
    دور از تغییرات اقلیمی و خشکسالی که به‌عنوان دو عامل جدید باعث شده مردم از قسمت‌های غربی کشور به تهران مهاجرت کنند؛ اطلاعات مرکز آمار ایران از مهاجرت معکوس در تهران این‌طور نشان می‌دهد: «بنا به اطلاعات سرشماری‌ سال ۱۳۹۵ در فاصله زمانی سال‌های ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۵ تعداد ۳۵۰‌هزار و ۶۳۲ نفر از استان تهران به استان‌های دیگر مهاجرت کرده‌اند. استان البرز بالاترین جذب مهاجر از تهران را داشته و استان‌های گیلان و مازندران به ترتیب در رتبه‌های دوم و سوم جذب مهاجر از استان تهران قرار دارند. آمار به تفکیک این‌طور توضیح می‌دهد که استان البرز با ۸۹‌هزار و ۱۹۷ نفر بیشترین مهاجر را از استان تهران داشته است. استان‌‌های گیلان، مازندران و خراسان رضوی به ترتیب با ۲۸۵۳۱، ۲۳۶۴۳ و ۲۱۲۴۱ نفر از این نظر در رتبه‌‌های بعدی قرار دارند.»
    براساس آمار در سال‌های دهه ۷۵- ۶۵، روند مهاجرپذیری شهر تهران تدریجا متوقف شد و این شهر به نقطه‌ای مهاجرفِرِست تبدیل شد و در نتیجه، رشد جمعیت آن کاهش یافته و سهمش از جمعیت کشور و استان تهران روندی نزولی پیدا کرد‌، اما مهاجرت به این شهر به‌صورت غیر‌مستقیم همچنان ادامه پیدا کرد.
    اگرچه خالص مهاجرت استان تهران نشان می‌دهد طی فاصله زمانی سال‌های ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۵، تعداد افرادی که وارد استان تهران شده‌اند بیشتر از افرادی است که از استان تهران خارج شده‌اند، اما آمار می‌گوید که مهاجرت معکوس درحال رخ دادن است؛ هرچند ناچیز.
    براساس نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن‌ سال ۱۳۹۵، در فاصله زمانی همین پنج سال، ۵۱۶‌هزار و ۹۲۲ نفر از استان‌های دیگر وارد استان تهران شده‌اند. نتایج این سرشماری نشان می‌دهد استان البرز با ۵۰۸۸۵ نفر بیشترین مهاجر را در این ۵‌سال به تهران داشته و استان‌های لرستان، همدان و خراسان رضوی هم به ترتیب در رتبه‌های بعدی‌اند. علاوه بر این، از مجموع مهاجران خارج شده از استان‌های کشور (یک‌‌میلیون و ۹۸۵‌هزار و ۹۲۷ نفر)، در طول سال‌های ۱۳۸۵ و ۱۳۹۰، بیشترین تعداد مربوط به استان‌های تهران ۴۰۴‌هزار و ۸۶۳ نفر (۲۰,۴) درصد، خراسان رضوی ۱۱۶‌هزار و ۱۰۱ نفر (۵.۸درصد) و خوزستان با ۱۱۵‌هزار و ۶۲۲ نفر (۵.۸درصد) و کمترین مربوط به استان کهگیلویه و بویراحمد با ۱۷‌هزار و ۳۵۱ نفر (۰.۹درصد) بوده است.
    زلزله و گریز از پایتخت
    هفته پیش وقتی بحث زلزله داغ شد و مردم را به خیابان‌ها کشاند و آلودگی هوا را چندبرابر کرد، باز هم باب صحبت از رفتن از تهران باز شد و عده‌ای در شبکه‌های اجتماعی درباره این تصمیم نوشتند. به دنبال این اتفاق که برای یک هفته چالش پایتخت‌نشینان بود، بعضی کارشناسان زلزله‌شناسی هم نظر دادند که بهتر است مردم این شهر به دنبال جای دیگری برای زندگی باشند؛ چرا که زمین‌لرزه بزرگ تهران، میلیون‌ها نفر را خواهد کشت. در شلوغی اخبار زلزله و درست زمانی که آلودگی به مرز اضطرار رسیده بود؛ این لطیفه مدام شنیده می‌شد که «اگر از زلزله نمیریم، از آلودگی حتما.»
    در روزهای گذشته کاربران زیادی درباره مهاجرت از تهران نوشتند و این موج همچنان ادامه دارد؛ مثلا «ملیچه» در توییتی نوشته: «تهران رو با چشمانی گریان ترک می‌کنم. به‌خاطر زمستونی که یادگار شد، برفی که نبارید، بارونی که خاطره شد، به‌خاطر آلودگیش، سیاهیش، آدم‌های چندرنگش و خیلی دردهای پنهانش. ‌ای‌ کاش این‌طور نبود. کاش از اول ثروت درست تقسیم می‌شد که این همه آدم مجبور به مهاجرت به تهران نمیشدن.»
    یا کاربری به نام HuffiShellPuffi از تجربه مهاجرت خود از تهران نوشته است: «من بعد از ۱۵‌سال برگشتم شهرم ساری. من از آلودگی، ترافیک و ماشینی شدن زندگیم تو‌ تهران دیوانه شدم. همسرم هم موافقت کرد و چندماهی هست اومدیم. شهر آروم‌تر، آب و هوای خوش و زندگی به معنای خیلی واقعی‌تر از تهران. در هر حال شهر کوچیک کمبودهای خودشو داره ولی ما این‌جا از تهران خوش‌تریم.» او در پاسخ به پرسش‌های کاربران درباره این مهاجرت هم توضیح داده: «من در تهران کارمند یک شرکت بازرگانی بودم. اینجا دارم می‌رم مدیر اجرایی یک کافه رستوران تازه تأسیس یکی از دوستانم بشم. شوهرم هم مسئول برگزاری ایونت و همایش بود که فعلا داره در شهر جست‌وجو می‌کنه و خودشو پرزنت. در عین حال هم تو مزرعه‌ پدرم یه سری کار و ایده‌های جدید داریم انجام می‌دیم.» این کاربر درباره وضع همسر خود هم توضیح داده: «البته همسرم کماکان دورکاری رو‌ تا حدی با شرکتی که در تهران پروژه انجام می‌داد و کارمندشون بود، حفظ کرده تا یهو دست و بالمون خالی نشه. طبیعتا درآمدمون از تهران کمتره، ولی به همون نسبت مخارج هم پایین‌تره. در مجموع ما از انتخابمون راضی هستیم.»
    اما بخش وسیعی از نوشته‌های کاربران در شبکه‌های اجتماعی به تأمل آنها درباره موضوع مهاجرت از تهران برمی‌گردد. «فواد شمس» از علاقه خود به مهاجرت گفته است: «من اگر یک درآمد اندک داشتم همین الان می‌رفتم یکی از روستاهای گیلان زندگی می‌کردم.» کاربران دیگری هم با هشتگ «مهاجرت معکوس» به این موضوع پرداختند که یکی از آنها «محمد یاراحمدی» با این توییت است: «ما مدت‌هاست با چندتا از رفقا درباره مهاجرت به شهر دیگری فکر می‌کنیم؛ یک تگ مشترک اگر بود مشتاق بودم ببینم آدم‌ها براساس چه داده‌هایی درباره مهاجرت از تهران فکر می‌کنند؟» کاربری به نام «منصور کیایی» هم از علاقه خود به مهاجرت از تهران بیش از هر زمان دیگری سخن گفته است: «بیش از هر زمانی دوست دارم از تهران مهاجرت کنم و این امر نزدیک به محاله برام.»
    مهاجرت از زبان آنها که رفته‌اند
    «مریم مهتدی» سه‌سال پیش از تهران دل کند. «چرا؟» به همان دلیلی که رفته‌های دیگر می‌گویند: «ترافیک و آلودگی هوا و صد مشکل حل‌نشدنی این شهر.» او آخرین روزهای بهار ‌سال ۹۳ به همراه همسرش از پایتخت به یکی از روستاهای شمال کشور رفت و خیال برگشتن ندارد. مریم که مدتی است برای گذراندن دوره‌ای آموزشی به تهران آمده، درباره این مهاجرت به «شهروند» می‌گوید. او و همسرش یک‌بار که به قصد تفریح به یکی از روستاهای اطراف گیلان سفر کرده بودند؛ تصمیم به ماندن گرفتند. «مدت زیادی بود که در خانه مشغول کارهای freelance بودیم؛ ویراستاری و نوشتن و اینها. اگر قرار بود بیرون از خانه کار کنیم آلودگی هوا و ترافیک سرسام‌آور توان حرکت را از ما می‌گرفت، پس تصمیم گرفتیم کارمان را از تهران بیرون ببریم و دست کم دو نفر از جمعیت تهران کم کنیم.» آنها همان خانه‌ای که در روستای «سادات محله» مسافرش بودند را اجاره کردند و بعد از دو‌سال آن را خریدند. خانه‌ای در یک روستا که تا سه‌سال پیش تلفن و اینترنت هم نداشت و بدون گاز، پخت و پزشان با پیک‌نیک پیش می‌رفت. «آب آشامیدنی هنوز نیست؛ آب تصفیه یا معدنی می‌خریم. آب سنگین است و بوی آهن می‌دهد.‌ سال پیش گازکشی شد و اوضاع بهتر شد.»
    زندگی در روستا حتما خیلی فرق دارد، بالاخره همه برای امکانات تهران به این شهر می‌آیند.
    کیفیت زندگی‌مان از بعد این مهاجرت واقعا فرق کرده است. روحیه‌ای را تجربه می‌کنیم که اصلا از وجودش در درونمان خبر نداشتیم و آلودگی هوا جوری به همه ما فشار می‌آورد که تنها زمانی متوجهش می‌شویم که جای دیگری اقامت طولانی را تجربه کنیم. تأثیر نبودن در ترافیک شهری را این‌طوری می‌شود فهمید. تمامی اینها باعث شد بمانیم.
    هزینه مهاجرت از تهران چه بود؟
    با آمدن به این‌جا دیگر خوراک فرهنگی که قبلا در دسترس داشتیم کم و حتی حذف شد؛ سینما و تئاتر و بازار کتاب. نه کنسرت آنچنانی برگزار می‌شد و نه کتابفروشی‌ها چیزی که می‌خواستیم به‌زودی فراهم می‌کردند. کتابفروشی‌ها یک پله از بازار تهران عقب‌تر بودند. این‌جا وضع سینما برای کسی که پردیس‌های تهران را تجربه کرده، ناامید‌کننده است. علاوه بر این از گروه‌های دوستی که داشتیم جدا شدیم و به فضایی آمدیم که آشنا و فامیلی نداشتیم اما کم‌کم دوستی‌هایی در رشت ایجاد کردیم. ما تمام این هزینه‌ها را دادیم تا گه‌گاه برای تماشای یک تئاتر خوب و فیلم به تهران سفر کنیم. این راه‌حلی بود که در نظر گرفتیم. در روستا روزها بلند احساس می‌شود و زمان کش می‌آید اما در عوض خبری از آلودگی صوتی نیست و هرچه است صدای گاو و مرغ و شغال‌هایی است که شب‌ها بیرون می‌آیند. تغذیه‌ای که این‌جا داریم سالم‌تر است. آرامشی که این فضا به آدم می‌دهد وصف‌ناشدنی است، باید از تهران خارج شد و تجربه‌اش کرد.
    کنار گذاشتن تهران و رفتن به روستا؛ با وجود همه گفته‌های مریم، کمتر کسی است که به این شرایط راضی باشد. هر کسی نمی‌تواند این تغییر را دوام بیاورد. مریم معتقد است که این کار برای آدمی که برونگرا و متکی به زندگی شهری است، شاید دیوانه‌کننده باشد. «این‌جور زندگی به درد کسی می‌خورد که شغلش به رفت و آمد نیاز نداشته باشد، کسب و کارش اینترنتی باشد یا مشغول باشد به انجام پروژه‌ای هنری و تولید صنایع ‌دستی» مریم خودش در خانه یادداشت می‌نویسد و ویراستاری می‌کند. در این مدت بسیاری از دوستان و آشنایان از او راه و روش رفتن از تهران را پرسیده‌اند؛ بعضی دوام آورده‌اند و بعضی راه را نرفته، برگشته‌اند.
    «نوشین دیانتی» هم مترجم و ویراستاری است که یک سالی است از تهران به حومه شهر رشت مهاجرت کرده، در خانه‌ای موقتی زندگی می‌کند و می‌خواهد خانه ای روستایی آنجا بسازد.
    اغلب کسانی که از این شهر می‌روند، شمال کشور را انتخاب می کنند چون «رفت و آمد به تهران راحت‌تر است، هوای خوبی دارد و زندگی کردن ارزان است.» از نگاه نوشین علاوه بر اینها اینکه فامیل پدری‌اش آنجا زندگی می‌کنند هم یک مزیت دیگر است. او قبل از این کیش را هم امتحان کرده و دیده که «هزینه‌اش بالاست و بی نظمی و شلوغی تهران هم به آن سرایت پیدا کرده.»
    او که آنجا کار ترجمه و ویرایشش را انجام می دهد و به قول خودش دورکاری می‌کند، به اینکه چطور از تهران دل کنده، اینطور جواب می دهد:« هیچوقت تهران را دوست نداشتم؛ حتی زمانی که تا این حد ترافیک و آلودگی نداشت. همیشه به نظرم شهر بی قانون و بی در و پیکری بود. سال پیش یک روز که تهران در آلودگی هوا غرق شده بود از خانه بیرون آمدم و با دیدن آسمان تیره رنگ دعا کردم که ای کاش دوباره در این آلودگی در تهران نباشم. همین اتفاق هم افتاد.»
    زندگی که او تجربه می‌کند حالا، با آنی که در تهران داشت فرق می‌کند اما بالاخره چیزهایی که برای زندگی لازم دارد پیدا می‌شود: « اوایل که آمده بودم؛ مایحتاج زندگی روزمره را به سختی در شهر پیدا می‌کردم. اما کم کم درست شد. الان می بینم مراکز بهداشتی به قدر کافی وجود دارند. از وقتی آمدم به پیشنهاد دوستانم اینجا به کنسرتی رفتم که در شلوغی تهران اگر چنین کنسرتی بنا بود برگزار شود اصلا خبردار نمی‌شدم. تازگی‌ها این اطراف اولین گالری خصوصی رشت راه افتاده. اینجا آدم‌ها بیشتر هم را می شناسند و ارتباطات نزدیک‌تر است. امکانات ورزشی مثل استخر و سالن دو میدانی فراهم است. امکانات بهداشتی و پزشکی هم. حالا می‌بینم که همه چیز در سطح عالی در دسترس است.»
    فقط همین‌ها نیست، مشکل رفت و آمد دیگر به کلی حل شده است و جای پارک ماشین به حد کافی وجود دارد.« اینجا فقط یک محدوده طرح ترافیک از ساعت ۶ تا ۱۰ هست که هیچوقت نمی‌شود با ماشین به آن وارد شد اما پارکینگ بزرگی دور همین محدوده هست که دسترسی به آن را آسان می‌کند.»
    بخشی از مهاجرت‌ها به تنوع در الگوی تفریح برمی‌گردد
    «حسین ایمانی‌جاجرمی»، جامعه‌شناس و عضو هیأت‌علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران هم به بحث «خانه‌ دوم» یا (Second home) اشاره می‌کند و بعضی از این مهاجرت‌ها را موقت می‌داند. او در توضیح این موضوع به «شهروند» می‌گوید: «یک مسأله خانه‌های دوم است که چند سالی است در کشور رواج پیدا کرده و افرادی با وضع اقتصادی مناسب، یا به شهرها و روستاهای کوچک موطن برمی‌گردند و گروهی هم که در مناطق خوش آب و هوا، خانه دوم می‌سازند یا خریداری می‌کنند. این موضوع در کشورهای اروپایی هم وجود دارد که به آن (Second home) می‌گویند؛ البته این پدیده منحصر به تهران نیست و در کلانشهرها هم دیده می‌شود. بنابراین بخشی از مسأله به تنوع در الگوی تفریح برمی‌گردد. بخش دیگر هم افراد بازنشسته‌اند که با توجه به شرایط کهنسالی از تهران مهاجرت می‌کنند، چون شرایط تهران شهر مناسبی از لحاظ شاخص‌های زندگی برای افراد حساس نیست. مثلا تعدادی از همکاران و اساتید دانشگاه را می‌شناسم که بعد از بازنشستگی با حفظ خانه خود در تهران به شهرهای کوچک اطرف مهاجرت کردند.» اما به نظر می‌آید گرایش به مهاجرت از تهران در هفته‌های گذشته و پس از بحرانی‌شدن وضع هوا و همچنین زلزله ۲۹ آذر جدی‌تر شده و افراد بیشتر در شبکه‌های اجتماعی از تلاش و تمایل خود به خروج از تهران می‌نویسند. این جامعه‌شناس در پاسخ به این پرسش که این بحث‌ها تا چه اندازه عملی خواهد شد هم، می‌گوید: «بله در این دو هفته که بحث زلزله از مرحله حرف به عمل آمد، موضوع مهاجرت برای بسیاری از مردم جدی‌تر شده و اگر امکانی برای مردم وجود داشته باشد، حتما شاهد مهاجرت خواهیم بود. علاوه ‌براین، چهارشنبه‌ای که زلزله در تهران رخ داد، گزارش‌هایی را دیدیم که عده زیادی از تهران فرار می‌کنند و به نظر می‌آید مردم این آمادگی را دارند ولی شرط آن وجود کار و زمینه‌های توسعه در دیگر مناطق است که الان مهیا نیست و چنین افقی هم دیده نمی‌شود.»
    «تهرانیت» همچنان جذب‌کننده است
    ایمانی‌جاجرمی به تمرکز امکانات، توجه رسانه به مرکز و فضای سیاسی و فرهنگی تهران هم اشاره می‌کند و تفاوت پایتخت ایران با دیگر مناطق کشور در این زمینه‌ها را در اصطلاحی به نام «تهرانیت» تعریف می‌کند که همچنان عامل جذب مردم از دیگر نقاط کشور و همچنین حفظ شرایط کنونی است: «در پایتخت ایران تهرانیتی وجود دارد که این موضوع نه در مشهد وجود دارد و نه در اصفهان و نه دیگر شهرها به‌خصوص برای زنان؛ چون در تهران امکان برای حضور زنان در جامعه بسیار بیشتر است. علاوه‌ براین، امکان آزادی شخصی زنان در تهران بسیار بیشتر از شهرستان‌هاست. تهران فرهنگ شهری خاصی دارد که می‌شود با اصطلاح «تهرانیت» معرفی کرد. این شهر همیشه مهاجرپذیر بوده، حاکمان ساکن این شهر بودند، پروژه‌هایی که در این شهر ایجاد می‌شود، در هیچ جای ایران دیده نمی‌شود و…
    علاوه‌ براین، دانشگاه تهران به‌عنوان مرجع دانشگاهی ایران سال‌ها افراد زیادی را به تهران کشانده و همین افراد در این شهر ماندگار شدند. من درهمین ۱۰‌سال گذشته عمده‌ دانشجویانی که از شهرستان داشتم، همه در تهران ماندگار شدند.» این جامعه‌شناس درباره دلایل جذابیت تهران که مهاجرت را برای ساکنان این شهر سخت می‌کند هم، می‌گوید: «ریچارد فلوریدا، نظریه‌پرداز آمریکایی در مسائل شهری درباره طبقه خلاق حرف می‌زند و این طبقه خلاق در تهران هم است. عموم هنرمندان، نویسندگان و… در تهران زندگی می‌کنند و در این شهر دیده می‌شوند و رشد می‌کنند. تهران در دوره‌ای امکان ارتقای سیاسی و اجتماعی را برای گروهی فراهم کرده است و همین الان افراد حاضر در مدیریت‌های کلان، اکثرا مهاجرند ولی من فکر می‌کنم آن‌قدر که این افراد از تهران گرفتند، چیزی به تهران ندادند و بیشتر تهران را مصرف کردند. با همه معایبی که تهران دارد، به لحاظ آزادی‌های فرهنگی، سیاسی و… متفاوت از دیگر شهرهای ایران است و به همین دلیل همچنان علاقه به سمت این شهر وجود دارد.» ایمانی‌جاجرمی معتقد است تا زمانی که توسعه متوازن صورت نگیرد و اشتغالزایی در دیگر نقاط کشور وجود نداشته باشد، مهاجرت‌ افراد از تهران دایمی نخواهد بود: «در مورد مهاجرت کارهای زیادی انجام شده و به‌طور مفصل در این‌باره تحقیق و نظریه‌پردازی شده است. یک اصل مهم درباره مهاجرت، امکان اشتغال است. اگر درآمد و امکانات نسبی برای افراد در شهرستان‌ها فراهم شود، بسیاری از طبقه متوسطی‌های کنونی ممکن است از تهران مهاجرت کنند اما این به این معنی است که به‌طور کامل ارتباط خود را با تهران قطع کنند. تهران هنوز مهاجرپذیر است و ممکن است خود تهران هم نباشد اما بخش‌های چسبیده به تهران همچنان مهاجرپذیر هستند، چون فضای حاکم و مدیریت شهری این میل را ایجاد کرده است.»
    موج تأمل درباره مهاجرت از تهران متوقف خواهد شد
    پیشرفت فناوری و گسترش استفاده از شبکه‌های اجتماعی، مختص به پایتخت ایران نیست و امروز بسیاری از ساکنان شهرهای کوچک و روستاها هم، زمان زیادی را با فعالیت در فضای مجازی سپری می‌کنند. گسترش استفاده از اینترنت، سبک زندگی بسیاری از مردم در جغرافیای متفاوت را به هم نزدیک کرده و با توجه به مشکلات زندگی در تهران، بعضی از امکان مهاجرت می‌گویند؛ این موضوع تا چه اندازه می‌تواند جذابیت زندگی در تهران را کم کند و به مهاجرت از این شهر کمک کند؟ ایمانی‌جاجرمی درباره این موضوع می‌گوید: «درست که با پیشرفت فناوری، برخی از امکانات تهران در دیگر نقاط کشور هم قابل دسترسی شده است اما این پیشرفت تکنولوژی هم افق چندان روشنی به ما نمی‌دهد.
    هرچند که استفاده مردم از فضای مجازی بسیار بیشتر شده و خواهد شد، اما به نظر می‌آید نتواند تأثیر چندانی برای مهاجرت از تهران ایجاد کند، چون درنهایت فضای مجازی جایگزین زندگی واقعی به‌طور کامل نخواهد شد و هر فرد مجبور و علاقه‌مند به حضور در شهر است که این حضور در شهر را بسیار ترجیح می‌دهند در تهران بگذرانند.»
    این جامعه‌شناس موج ایجادشده درباره مهاجرت از تهران را هم یکی از نتایج شبکه‌های اجتماعی می‌داند و معتقد است که مانند دیگر فضاهایی که این شبکه‌ها می‌سازند، این موج هم چندان دوام نخواهد داشت: «زلزله بم بسیار مخرب‌تر و ویران‌تر از کرمانشاه بود ولی بحران کرمانشاه به کمک همین شبکه‌های اجتماعی عریان‌تر نمایش داده شد و اثر مخرب زلزله را ملموس‌تر نشان داد. این موج هم هیجان است و مردم امکان و انتخاب دیگری ندارند و این موج متوقف خواهد شد، بدون این‌که عملا مهاجرت محسوسی اتفاق بیفتد.

  • یادداشت صادق زیباکلام درباره تجمعات اخیر: پادزهر وارونه‌نمایی

    مسبب این معضلات کیست؟ مانند همه وقایع ۵ سال گذشته، مخالفان دولت روحانی این روزها هم تلاش می‌کنند از آب گل‌آلود ماهی بگیرند.
    صادق زیباکلام نوشت: امروز با وجود دستاوردهای روشن در حوزه‌های مختلف، کسی نمی‌تواند انکار کند که در فضای سیاسی، فرهنگی و بویژه اقتصادی مشکلاتی در کشور وجود ندارد. از جمله، گرانی برخی اقلام مصرفی مردم واقعیتی ملموس است. اما سؤال کلیدی اینجاست که مسبب این معضلات کیست؟ مانند همه وقایع ۵ سال گذشته، مخالفان دولت روحانی این روزها هم تلاش می‌کنند از آب گل‌آلود ماهی بگیرند. به عبارت دیگر، آنان می‌خواهند همه این نابسامانی‌ها را که حداقل در سیاست‌های اجرایی غلط دو دهه گذشته ریشه دارد، صرفاً به پای دولت یازدهم و عملکرد ۶ ماهه این دولت بنویسند.
    برخی از تندروها، حتی یک گام به جلو گذاشته و از تجمع مردم در برخی شهرها به عنوان حرکت اعتراضی علیه دولت استقبال هم کردند. اما واقعیت این است که با وجود کاستی‌ها و کمبودهای جدی؛ نکته کلیدی این است که نمی‌توان فقط دولت روحانی را روی صندلی اتهام نشاند و بابت مشکلات مورد بازخواست قرار داد. میراث به جای مانده برای روحانی و نقش سایر قوا و نهادهای کشور در شکل‌گیری چالش‌ها یا حل نشدن، یا به تأخیر افتادن مهار مشکلات، رخدادهایی نیست که بتوان آن را نادیده گرفت. نشانه‌ها هم حاکی از آن است که مردم و طیف زیادی از منتقدان وضعیت موجود هم به این ارزیابی واقع‌بینانه باور دارند و دولت روحانی را یگانه متهم وضعیت کشور نمی‌دانند.
    سوای این نکته؛ باید صدای منتقدان را شنید. اکنون، به جای تمرکز تمام توان برای یافتن مقصر یا نشانه رفتن انگشت اتهام به سمت دولت یا هر نهاد دیگری، شایسته است ضمن بررسی نقطه نظرات قانونی و منطقی منتقدان، برای رفع دغدغه‌های بجای مردم برنامه‌ریزی شود. به عنوان نخستین گام، هنگام بررسی بودجه ۹۷ همان گونه که بارها دولت تأکید کرده، باید جنبه‌های مردمی این لایحه، از جمله حوزه‌های مرتبط با اشتغال، حمایت از اقشار کم درآمد پررنگ‌تر شده و در صورت نیاز بودجه سایر بخش‌ها تعدیل شود.
    باید همه ما و از جمله مسئولان بپذیرند که مشکلات پیش رو؛ سترگ است و برای عبور از ابرچالش‌های باید مردم را در جریان اهمیت این مشکلات قرار داد تا افکار عمومی به «اقناع» برسند و سپس از آنان انتظار داشت که هزینه تحمل دشواری‌ها برای رسیدن به «فردای بهتر» خود و فرزندان‌شان را بپذیرند. روشنگری عمومی همچنین از تأثیرگذاری تبلیغات مخرب انحرافی و وارونه‌نمایی‌های اقتصادی نیز پیشگیری می‌کند. بنابراین، ارتباط نزدیک‌تر با افکار عمومی؛ اولویت دادن به پاسخگویی شفاف و صریح، تشریح برنامه‌ها، ابهام زدایی از ذهن مردم و تعامل تنگاتنگ با بدنه کارشناسی کشور باید بیش از پیش تقویت شود تا میدان مانور سوء استفاده سیاسی از مشکلات اقتصادی محدودتر شده و راه عبور از این چالش‌های بزرگ هموارتر شود.
  • بازدید استاندار تهران از حسینیه درکه

    استاندار تهران صبح امروز از تکیه قدیمی درکه که روز گذشته آتش گرفته بود بازدید کرد.
    به گزارش ایسنا، محمد حسین مقیمی، استاندار تهران صبح امروز از حسینیه قدیمی درکه که روز گذشته دچار حریق شد بازدید و با رئیس و اعضای هیئت امنای این حسینیه دیدار کرد.
    استاندار تهران در این بازدید دستورات لازم برای نوسازی این تکیه قدیمی را صادر کرد.

    منبع: ایسنا
  • دولت به ازای هر ایرانی در سال ۱۳۹۷ چقدر خرج می کند

    اگر عدد و ارقامی که دولت برای هر ایرانی در سال ۹۷ و یا در هر ماه خرج می کند و در لایحه بودجه ذکر شده ،برایتان جذاب است، این گزارش را به دقت بخوانید.
    به گزارش خانه ملت، اگر کشور را به یک ساختمان تشبیه کنیم، یک سؤال این است که در قبال پول شارژی که به مدیر ساختمان می‌دهیم، در ماه چه خدماتی دریافت می‌کنیم؟ در مورد این سؤال تأمل کنید . بر اساس جدیدترین گزارش مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی مصارف بودجه عمومی سال آینده۱ حدود ۳۹۴ هزار میلیارد تومان است. این یعنی اینکه سهم هر ایرانی از مصارف بودجه در لایحه سال ۱۳۹۷، حدود ۴ میلیون و ۸۹۱ هزار تومان در سال و یا به‌عبارتی حدود ۴۰۸ هزار تومان در ماه است.

    محدودیت های این ۴میلیون و ۸۹۱ هزار تومان کدام هستند؟!
    اگر کل منابع بودجه (شامل نفت و مالیات و …) را بین هر ایرانی تقسیم کنند و به او بگویند این پول پیش شما باشد اما دولت از فردا تعطیل خواهد بود، چه کار خواهید کرد.
    تصور کنید با این ۴۰۸ هزار تومان قرار است هم بیماری خود را درمان کنید (در اولین عمل جراحی خود یا اعضای خانواده چه اتفاقی خواهد افتاد)، هم خرج تحصیل بدهید (اگر فرزندتان در سن تحصیل است برای وی هم باید همین محاسبات را بکنید) هم خرج دفاع از کشور کنید (مثلاً برای تهیه سیم خاردار جهت مرزها)، هم پلیس راهنمایی استخدام کنید، هم پول کلانتری محل را بدهید، هم خرج اداره سدهای تأمین آب شرب، هم پول خرید تضمینی گندم، هم پول زندان مجرمان، هم پول ایجاد ورزشگاه جدید، هم ترمیم جاده‌ها و … .
    ضمن آنکه اگر کارمند دولت هستید از فردا باید دنبال یک کار دیگر بگردید و برای دوست یا فامیل یا همشهری خود که هم اکنون با حمایت نهادهای حمایتی زندگی می‌کنند فکری کنید.
    ارقام برای مثال نشان می‌دهد، هر ایرانی در ماه حدود ۷۵۰ تومان خرج مجلس شورای اسلامی می‌کند، ۳۵ هزار تومان برای دفاع از کشور صرف می‌کند، ۲۹ هزار تومان برای آموزش و پرورش و تحصیلات تکمیلی و … خرج می‌کند، ۱۳ هزار تومان برای بهداشت و ۴۵ هزار تومان برای درمان پرداخت می‌کند، ۳۵۰۰ تومان صرف تأمین منابع آبی کشور می‌کند، ۱۸۰۰ تومان برای فرهنگ و هنر و ۲۱۰۰ تومان برای دین و مذهب مصرف می‌کند، ۳۴۰۰ تومان خرج ارتباطات می‌کند و ۳۲۰ تومان صرف گردشگری، ۲۹۰ تومان برای محیط زیست و… .
    مشاهده می‌کنید که همچنان که بودجه نشان می‌دهد، هر ایرانی به‌طور متوسط در سال حدود ۱ میلیون و ۵۹۸ هزار تومان مالیات می‌دهد در قبال آن سالیانه نزدیک چهار میلیون و نهصد هزار تومان خدمات دریافت می‌کند. پس بقیه هزینه‌ها که مازاد بر مالیات‌هاست از کجا تأمین می‌شود؟ باید موارد دیگر منابع درآمدی دولت هم در نظر گرفته شود. به‌عبارت دیگر، اگر تصور کنیم که ساکنان یک ساختمان هستیم، در قبال شارژ مالیاتی ماهیانه ۱۳۳ هزار تومان، ۴۰۸ هزارتومان خدمات دریافت می‌کنیم.
    ضمن آنکه مدیریت ساختمان ۱۱۰ هزار تومان از بابت چاه نفتی که در حیاط منزل کشف شده و ۱۲۵ هزار تومان از محل درآمدزایی از ساختمان (مثلاً اجاره چند پارکینگ یا مغازه مشاع ساختمان) و امثالهم بر می‌دارد و از هر واحد نیز ۳۸ هزار تومان بابت وام جدیدی که مدیریت برای جبران کسری اداره امور ساختمان به نیابت از واحدها اخذ کرده می‌گیرد.۱ البته مردم حق دارند که درباره کیفیت این خدمات که به آنها داده می‌شود سؤال کنند یا ناراضی باشند.

    منبع: خانه ملت