دسته: حوادث

  • اخاذی از زنان با فیلم‌های غیراخلاقی

    اخاذی از زنان با فیلم‌های غیراخلاقی

    مرد شیادی که با فریب زنان جوان، اموال آن‌ها را به سرقت می‌برد، در حالی با تلاش عوامل انتظامی دستگیر شد که راز اخاذی با فیلم‌های سیاه را نیز فاش کرد.

     

    اخاذی از زنان با فیلم‌های غیراخلاقی

    به گزارش پایگاه خبری رسا نشر، ماجرای تلخ اخاذی و سوءاستفاده از زنان جوان در مشهد، پرده از یک کلاهبرداری حرفه‌ای برداشت. زنی جوان با مراجعه به پلیس از فریب خوردن و سرقت اموالش توسط مردی که خود را خواستگار معرفی کرده بود، خبر داد. این زن که از همسرش جدا شده و به دنبال کار به مشهد آمده بود، در دام این مرد شیاد گرفتار شد. این مرد پس از جلب اعتماد این زن، با گرفتن عکس و فیلم‌های خصوصی، از او اخاذی می‌کرد.

    در ادامه، این زن جوان توضیح داد که چگونه در پی یافتن کار به مشهد آمده و با مردی آشنا شده که ادعای ازدواج داشت. او را به مسافرخانه‌ای کشانده و پس از سرقت اموال و برداشت پول از حساب بانکی‌اش، او را تهدید کرده است. این مرد با سوءاستفاده از تصاویر خصوصی این زن، او را تحت فشار قرار داده بود.

    در پی این شکایت، تحقیقات پلیس با دستور مقام قضایی آغاز شد. پلیس با بررسی دوربین‌های مداربسته و چهره‌نگاری، موفق به شناسایی متهم شد. مرد شیاد که در هسته مرکزی شهر شناسایی و دستگیر شد، در اعترافات خود به سرقت و برداشت پول از حساب بانکی زن جوان اعتراف کرد، اما مدعی شد که قصد انتشار عکس و فیلم‌ها را نداشته است و تنها برای جلوگیری از شکایت، این کار را کرده بود.

    شاکی دیگری نیز که قربانی این مرد شده بود، به ماموران گفت که چگونه این مرد با چرب‌زبانی و فریب، او را به مسافرخانه کشانده و قصد سرقت اموالش را داشته است. یکی دیگر از قربانیان نیز از تهدید این مرد برای انتشار عکس و فیلم‌ها و برهم زدن آرامش روانی‌اش خبر داد.

    با توجه به اهمیت موضوع، قاضی دستور بازداشت متهم را صادر کرد و تحقیقات برای کشف زوایای پنهان این ماجرا ادامه دارد. مشخصات و تصویر این فرد نیز برای جلوگیری از تکرار جرایم مشابه، در اختیار مراجع قضایی قرار گرفت.

    این پرونده، تنها یک نمونه از سوءاستفاده‌های این‌چنینی است که متاسفانه در جامعه ما وجود دارد. آیا می‌توان با افزایش آگاهی و اطلاع‌رسانی، از تکرار این‌گونه فجایع جلوگیری کرد؟ آیا قانون‌گذاران باید مجازات‌های سنگین‌تری برای این افراد در نظر بگیرند تا دیگر شاهد این‌گونه جرایم نباشیم؟

  • دستگیری قاتل ۱۸ ساله در صومعه‌سرا: معمای قتل پارک ابریشم حل شد

    دستگیری قاتل ۱۸ ساله در صومعه‌سرا: معمای قتل پارک ابریشم حل شد

    در یک خبر فوری، فرمانده انتظامی صومعه‌سرا از دستگیری قاتل ۱۸ ساله پرونده قتل در پارک ابریشم خبر داد. این جوان که به دلیل اختلافات شخصی مرتکب قتل شده بود، در مخفیگاهش شناسایی و دستگیر شد. این خبر، نه تنها به پرونده‌ای تلخ خاتمه می‌دهد، بلکه نشان‌دهنده تلاش بی‌وقفه پلیس در برقراری امنیت و عدالت است.

    دستگیری قاتل ۱۸ ساله در صومعه‌سرا: معمای قتل پارک ابریشم حل شد

    به گزارش ایمنا از گیلان و به نقل از پلیس گیلان، جعفر عدلی مژده‌ی، فرمانده انتظامی صومعه‌سرا، از وقوع درگیری منجر به قتل و دستگیری قاتل ۱۸ ساله خبر داد و توضیح داد که متهم برای سیر مراحل قانونی به مراجع قضایی معرفی شده است. حادثه در پارک ابریشم رخ داد و بلافاصله پس از وقوع درگیری، پلیس وارد عمل شد.

    آقای مژده‌ی گفت که در پی وقوع این قتل، موضوع به‌صورت ویژه در دستور کار پلیس قرار گرفت. کارگروه تخصصی تشکیل شد و با بهره‌گیری از تمام امکانات و توان پلیسی، متهم در مخفیگاهش شناسایی و دستگیر شد. این نشان می‌دهد که پلیس تا چه حد در پیگیری پرونده‌ها جدی است و برای کشف حقیقت از هیچ تلاشی فروگذار نمی‌کند.

    متهم ۱۸ ساله در بازجویی‌ها به جرم خود اعتراف کرد و اختلافات شخصی را به‌عنوان انگیزه قتل اعلام کرد. او اکنون در انتظار مراحل قانونی است و این پرونده، با تمام جزئیاتش، در اختیار مراجع قضایی قرار دارد.

    فرمانده انتظامی صومعه‌سرا در پایان با تأکید بر اهمیت صبر و خویشتنداری، از مردم خواست تا در حفظ امنیت جامعه با پلیس همکاری کنند و هرگونه مورد مشکوک را از طریق شماره ۱۱۰ اطلاع دهند. این خبر بار دیگر اهمیت همکاری مردم و پلیس در حفظ امنیت را یادآور می‌شود.

    شاید این پرونده بسته شود، اما زخم‌های ناشی از آن باقی خواهد ماند. چه درس‌هایی از این اتفاق تلخ می‌توان گرفت؟ آیا می‌توانیم در آینده شاهد کاهش خشونت و افزایش همدلی در جامعه باشیم؟

  • تیراندازی مرگبار در سقز: نزاع بر سر معدن طلا، یک کشته و بازداشت

    تیراندازی مرگبار در سقز: نزاع بر سر معدن طلا، یک کشته و بازداشت

    درگیری خونین میان اهالی روستای پیرعمران و نیروهای حفاظتی معدن طلای قلقله سقز، یک کشته و سه مجروح بر جای گذاشت. ماجرا از اعتراضات محلی بر سر فعالیت‌های معدن آغاز شد و با تیراندازی نیروهای امنیتی به خشونت کشیده شد. حالا دو نفر از ضاربان بازداشت شده‌اند و تحقیقات قضایی برای روشن شدن ابعاد این فاجعه ادامه دارد.

    تیراندازی مرگبار در سقز: نزاع بر سر معدن طلا، یک کشته و بازداشت

    به گزارش رسا نشر و به نقل از قوه قضائیه، رئیس کل دادگستری استان کردستان از بازداشت دو نفر از ضاربان حادثه تیراندازی در معدن طلای قلقله سقز خبر داد. حجت‌الاسلام سیدحسین حسینی، با اشاره به این خبر، توضیح داد که عصر دوشنبه تعدادی از اهالی روستای پیرعمران به محل معدن مراجعه کردند که با نیروهای حفاظتی درگیر شدند. متاسفانه، در پی این درگیری و تیراندازی، چهار نفر از اهالی روستا مجروح شدند که یک نفر از آن‌ها به دلیل شدت جراحات وارده جان باخت.

    رئیس کل دادگستری استان کردستان همچنین افزود که پس از وقوع حادثه، پرونده قضایی تشکیل و با دستور قضایی، ضاربان شناسایی و بازداشت شدند. تحقیقات توسط بازپرس پرونده ادامه دارد و سلاح ضاربان نیز کشف و تحویل مراجع انتظامی شده است.

    سرهنگ محمدصادق پیروزی، فرمانده انتظامی شهرستان سقز، پیش از این نیز در مورد این حادثه گفته بود که درگیری بر سر اختلافات میان اهالی روستا و معدن طلا رخ داده بود، که منجر به این فاجعه شد.

    این رخداد تلخ، بار دیگر ضرورت توجه به حقوق مردم محلی در برابر منافع اقتصادی را یادآور می‌شود. آیا این آخرین نزاع بر سر منابع در این منطقه خواهد بود؟ چه تضمینی برای جلوگیری از تکرار چنین حوادثی وجود دارد؟

  • نقض دوباره حکم اعدام متجاوز در پارک لویزان؛ پرونده مرد افغان به جریان افتاد

    نقض دوباره حکم اعدام متجاوز در پارک لویزان؛ پرونده مرد افغان به جریان افتاد

    پرونده مردی افغانستانی که به اتهام تجاوز به زنان در پارک‌ها و مناطق مختلف تهران محاکمه می‌شد، بار دیگر با نقض حکم اعدام توسط دیوان عالی کشور، به دادگاه کیفری استان تهران بازگشت. این چندمین بار است که این پرونده پرفراز و نشیب، با وجود محکومیت متهم به اعدام، در چرخه‌ی تجدیدنظر قرار می‌گیرد و سرنوشت آن همچنان در هاله‌ای از ابهام باقی مانده است.

    به گزارش پایگاه خبری رسا نشر، این متهم از سال ۹۹ با شکایت‌های متعددی از سوی زنان مواجه شد. بررسی‌ها نشان می‌دهد که او با شناسایی طعمه‌های خود در مناطقی همچون لویزان، اقدام به اعمال مجرمانه می‌کرده است.

    یکی از قربانیان در شرح ماجرا گفت که چگونه در یک بعد از ظهر در پارک مهرگان مورد حمله قرار گرفته است. مردی با ماسک به او نزدیک شده، پس از پرسیدن ساعت، با حمله ناگهانی او را نقش بر زمین کرده و مورد آزار قرار داده است. او می‌افزاید که هیچ کس در آن لحظات برای کمک در دسترس نبوده است.

    قربانی دیگری نیز از حمله‌ای مشابه در حالی که در حال ورزش در پارکی دیگر بود، خبر داد. او گفت که چگونه مردی به او نزدیک شده، گردنش را گرفته و در نهایت او را مورد تجاوز قرار داده است.

    با افزایش شکایت‌ها، پلیس تحقیقات خود را گسترش داد و پس از بررسی دوربین‌های مداربسته و ردیابی تلفن همراه متهم، او را دستگیر کرد. مرد متهم به نام خلیل، در ابتدا منکر اتهامات شد، اما توسط شاکیان شناسایی شد.

    پرونده پس از تکمیل تحقیقات به دادگاه کیفری یک استان تهران ارجاع داده شد. در جلسه دادگاه که با حضور شاکیان برگزار شد، متهم همچنان بر بی‌گناهی خود پافشاری کرد و مدعی شد که این زنان دروغ می‌گویند.

    با توجه به انکار متهم، دادگاه برای بررسی دقیق‌تر، دستور انجام آزمایش DNA و بررسی پزشکی قانونی را صادر کرد. پس از تایید آزار یکی از زنان توسط متهم، او برای دومین بار در دادگاه حاضر شد و در نهایت به اعدام محکوم شد.

    اما با اعتراض متهم، دیوان عالی کشور حکم اعدام را نقض کرد و پرونده دوباره به جریان افتاد. در این مرحله، متهم از برخی اتهامات تبرئه و به شلاق و زندان محکوم شد. این تجدیدنظرها و تغییر احکام، نشان‌دهنده پیچیدگی‌های حقوقی این پرونده و اهمیت دقت در رسیدگی به آن است.

    این پرونده که از سال ۹۹ در جریان است، نشان می‌دهد که چگونه سیستم قضایی در تلاش برای برقراری عدالت است. اما آیا این رفت و برگشت‌های پرونده، می‌تواند التیامی بر زخم‌های قربانیان باشد یا این روند طولانی، سایه‌ای از ناامیدی را بر زندگی آن‌ها حاکم خواهد کرد؟

  • قتل هولناک زن شیرازی به‌دست شوهرش: خیانت، انتقام، و ۴۵ روز دروغ

    قتل هولناک زن شیرازی به‌دست شوهرش: خیانت، انتقام، و ۴۵ روز دروغ

    در شیراز، پرونده‌ای تکان‌دهنده از خیانت، خشونت خانگی و جنایتی هولناک، جامعه را در بهت فرو برده است. حمیرا فاضل‌منش، زنی جوان و مادر یک کودک ۱۱ ساله، قربانی بی‌رحمی همسرش شد. این گزارش، روایت تلخ این جنایت و ۴۵ روز فریبکاری پس از آن را از زبان مقامات و نزدیکان قربانی بازگو می‌کند.

     

    به گزارش پایگاه خبری رسا نشر، این جنایت در شعبه پنجم پلیس آگاهی شیراز در حال پیگیری است و تحقیقات نشان می‌دهد حمیرا پس از افشای خیانت همسرش و شکایت از او، در تاریخ اول مرداد ۱۴۰۴ به قتل رسیده است.

    متهم، پس از قتل، جسد همسرش را ۲۴ ساعت در صندوق عقب خودرو نگه‌داشته و در سطح شهر تردد کرده است. سپس، پیکر حمیرا را در بیابان‌های اطراف شیراز دفن کرده و حدود ۵۰ روز با دروغ و فریب، ادعا کرده بود که همسرش فرار کرده است. او حتی با حضور در محل کارش و پیگیری ظاهری پرونده، تلاش می‌کرد تا توجه‌ها را از خود دور کند، اما سرانجام با لو رفتن رفتارهای مشکوکش، دستگیر و به قتل اعتراف کرد. متاسفانه، به دلیل گذشت زمان، تنها بقایای استخوانی از پیکر حمیرا باقی مانده است.

    روایت برادر مقتول از قتل و پیامدهای آن

    برادر حمیرا با چشمانی اشک‌بار از ۱۶ سال زندگی خواهرش با همسرش می‌گوید، زندگی‌ای که حاصلش پسری ۱۱ ساله بود و ظاهراً هیچ مشکلی نداشت، تا اینکه پای یک زن دیگر به میان آمد. او ادامه می‌دهد: «ماجرا، شروع به ارتباط با زنی اهل اصفهان کرد، آن زن هم شوهر و بچه داشت، اما ماجرا برای هر دو نفر مهم نبود. شوهر خواهرم بعد از مدتی وقتی شروع به کار کرد، تمامی درآمدش را خرج آن زن میکرد. وقتی حمیرا به خیانت شوهرش پی برد، علیه او و آن زن شکایت کرد. شاهرخ (قاتل) او را تهدید به مرگ کرد. وقتی خواهرم از موضوع شکایت خود به شاهرخ گفت او تصمیم گرفت خواهرم را بکشد. از همان روز اول مرداد که خواهرم ناپدید شد، هیچ خبری از او نبود. ۴۵ روز گذشت تا اینکه فهمیدیم جسدش را در اطراف نیروگاه برق دفن کرده بود. وقتی جسد را پیدا کردند چیزی جز استخوان باقی نمانده بود. هنوز هم جسد را تحویل ما نداده‌اند.»

    برادر حمیرا همچنین توضیح می‌دهد که چگونه دستگیری قاتل اتفاق افتاد: «روز یکشنبه هفته گذشته – ۷ شهریور ماه – با گرفتن کردن حساب خواهرم متوجه انتقال ۱۰ میلیون پول به حساب همسرش شدند. برای همین او را به کلانتری احضار کردند. همین کافی بود تا زیر فشار بازجویی اعتراف کند.»

    وی درباره سرنوشت فرزند حمیرا نیز می‌گوید: «گفت؟ پیش مادر همسر خواهرم است. چندین بار او را به کلانتری بردند. او فقط گفته است که مادرم طلاهای مادرم را برداشته است. اتفاقاً در زمان این اتفاق چون شب بوده در خانه نبوده است، اما نمیدانم چرا حرف نمیزند.»

    برادر مقتول، با اشاره به نحوه دفن جسد، این‌طور ادامه می‌دهد: «۲۹ ساعت جسد خواهرم را در ماشین نگه داشته بود. به نظر می رسد، برای کندن چاله ای برای دفن جسد از کسی کمک گرفته است. من احساس می کنم او همدستی داشته است.»

    وی در حالی که بغض گلویش را می‌فشارد، می‌افزاید: «تنها خواسته ما اجرای سریع عدالت است. از قوه قضاییه می خواهیم قاتل را هر چه زودتر اعدام کنند. از خواهر چیزی نمانده بود. معلوم نیست چقدر اسید بر روی پیکر خواهرم ریخته بود.»

    این پرونده که بازتاب گسترده‌ای در شیراز داشته، همچنان در پلیس آگاهی در حال رسیدگی است. در این میان، این سوال پیش می‌آید که آیا عدالت می‌تواند التیامی بر زخم‌های عمیق این خانواده باشد؟ آیا کودک ۱۱ ساله، با این داغ سنگین، روزهای آینده را چگونه سپری خواهد کرد؟

  • قتل زن مسافر به خاطر ریختن زباله در طبیعت

    قتل زن مسافر به خاطر ریختن زباله در طبیعت

    فاجعه‌ای تلخ در گیسوم تالش، جایی که یک زن مسافر باردار در پی درگیری بر سر ریختن زباله در طبیعت، جان خود را از دست داد. این خبر تکان‌دهنده، زنگ خطر دیگری را درباره‌ی اهمیت حفظ محیط‌زیست و ضرورت احترام به حقوق دیگران به صدا درآورده است.

    قتل زن مسافر به خاطر ریختن زباله در طبیعت

    به گزارش پایگاه خبری رسا نشر، این حادثه‌ی دلخراش در پی درگیری میان مسافران و ساکنان محلی در جاده‌ی گیسوم شهرستان تالش رخ داد. در این نزاع که بر سر ریختن زباله در ساحل آغاز شده بود، متاسفانه یک زن باردار بر اثر اصابت سلاح سرد جان باخت و هشت نفر دیگر نیز زخمی شدند. ضارب اصلی این جنایت نیز بلافاصله توسط نیروی انتظامی تالش دستگیر شد.

    شاهدان عینی ماجرا، این درگیری را نتیجه‌ی یک مشاجره‌ی لفظی بر سر رعایت نکردن نظافت محیط‌زیست دانسته‌اند؛ مشاجره‌ای که متاسفانه به یک فاجعه‌ی انسانی ختم شد. این اتفاق تلخ، بار دیگر اهمیت حفظ محیط‌زیست و فرهنگ‌سازی در این زمینه را یادآور می‌شود.

    آیا می‌توانیم از این فاجعه، درسی برای آینده بگیریم؟ آیا این حادثه، تلنگری برای تغییر رفتارمان در قبال محیط‌زیست و هم‌نوعانمان خواهد بود؟ امیدواریم که این آخرین مورد از این دست حوادث باشد و دیگر شاهد چنین صحنه‌های دردناکی نباشیم.

  • قتل نوعروس به دست پسر عمه در شادگان

    قتل نوعروس به دست پسر عمه در شادگان

    خبر تلخ از شادگان می‌رسد؛ جایی که یک نوعروس جوان در اقدامی هولناک به ضرب گلوله به قتل رسید. این حادثه در حالی رخ داد که این زوج جوان برای مشاوره پیش از ازدواج رفته بودند. جزئیات بیشتر این فاجعه را در ادامه بخوانید.

    قتل نوعروس به دست پسر عمه در شادگان

    به گزارش پایگاه خبری رسا نشر، صبح امروز در شادگان خوزستان، یک حادثه تلخ رخ داد و یک نو عروس جوان جان خود را از دست داد.

    بر اساس گزارش‌های رسیده از منابع محلی، این زن جوان به همراه نامزدش برای دریافت مشاوره قبل از ازدواج به مکانی رفته بودند که ناگهان پسر عمه‌ی او با اسلحه به سمت آن‌ها تیراندازی کرد و این فاجعه رقم خورد. هنوز مشخص نیست که چرا این اتفاق افتاده و چه انگیزه‌ای پشت این جنایت تلخ بوده است.

    در حال حاضر، مراجع انتظامی مشغول بررسی همه‌جانبه‌ی این پرونده هستند تا علت و انگیزه اصلی این قتل را مشخص کنند و عامل یا عاملان این جنایت را به دست عدالت بسپارند. این پرونده بازتاب گسترده‌ای در جامعه داشته و بسیاری منتظر روشن شدن زوایای پنهان این حادثه هستند.

    مرگ این نوعروس جوان، بار دیگر ضرورت توجه به مسائل روانشناختی و پیشگیری از خشونت‌های خانوادگی را یادآور می‌شود. امیدواریم با بررسی دقیق این پرونده، درس‌های لازم برای جلوگیری از تکرار چنین فجایعی گرفته شود.

  • توبه کلثوم اکبری قاتل سریالی ۱۳ شوهرش در جلسه دادگاه / قول میدم بیام بیرون دیگه شوهرامو نکشم

    توبه کلثوم اکبری قاتل سریالی ۱۳ شوهرش در جلسه دادگاه / قول میدم بیام بیرون دیگه شوهرامو نکشم

    بر اساس اظهارات خانواده، کلثوم اکبری در دادگاه بارها اظهار پشیمانی کرده و گفته است: «توبه کرده‌ام.»وی همچنین تأکید کرده که تمامی قتل‌ها با نقشه شخصی خود و بدون هیچگونه همدستی انجام شده است.

    توبه کلثوم اکبری قاتل سریالی 13 شوهرش در جلسه دادگاه / قول میدم بیام بیرون دیگه شوهرامو نکشم

    دومین جلسه دادگاه کلثوم اکبری، متهم به قتل ۱۳ شوهر خود، امروز در محمودآباد برگزار شد. رکنا با یکی از خانواده‌های قربانیان تماس گرفت تا از جزئیات این جلسه مطلع شود.

    به گزارش رکنا، بر اساس اظهارات خانواده، کلثوم اکبری در دادگاه بارها اظهار پشیمانی کرده و گفته است: «توبه کرده‌ام.»وی همچنین تأکید کرده که تمامی قتل‌ها با نقشه شخصی خود و بدون هیچگونه همدستی انجام شده است.

    دادستان پرونده حکم قصاص برای کلثوم اکبری صادر کرده است، اما پرونده همچنان در حال تکمیل مدارک و بررسی‌های قضایی است و جلسه بعدی دادگاه نیز به زودی برگزار خواهد شد.

    در شهریور ۱۴۰۲، خبری شوکه‌کننده در رسانه‌های محلی منتشر شد: مردی ۸۲ ساله در محمودآباد مازندران به‌طرز مشکوکی جان باخت. پسر این مرد پس از بررسی‌های پزشکی قانونی متوجه شد که پدرش به دلیل مصرف زیاد قرص‌های قند به کما رفته و در نهایت جان باخته است. این موضوع باعث شد تا او از همسر پدرش، کلثوم اکبری ، که به تازگی با او ازدواج کرده بود، شکایت کند.

    در نخستین جلسه بازپرسی، دست این زن میانسال رو شد. او که اهل روستای ملک‌آباد مازندران بود، در جریان بازجویی‌ها به قتل ۱۳ نفر از شوهرانش اعتراف کرد. او در تمامی قتل‌های سریالی که انجام داده بود، همسرانش را با قرص‌های قند زیاد به کما برده و اگر فوت نمی‌کردند، با حوله آنها را خفه کرده  و به قتل می رسانده.

    با رسانه‌ای شدن این پرونده، تعدادی از خانواده‌های همسران قبلی او با شنیدن این موضوع و دیدن چهره‌اش در رسانه‌ها، به مرگ یک‌دفعه‌ای پدرشان شک کرده و به پلیس شکایت‌شان را ثبت کردند. در نهایت، تحقیقات نشان داد که او در طول ۲۰ سال گذشته، ۱۳ شوهر خود را به قتل رسانده است.

    پرونده این قاتل سریالی در دادگاه محمودآباد به‌صورت ویژه بررسی شد و صحنه‌هایی از برخی از قتل‌ها با حضور خانواده‌ها بازسازی شد.

    *وضعیت پرونده خانم کلثوم اکبری چطور است؟

    ببینید، ماجرای ما کمی متفاوت است. این خانم اکبری ۱۳ نفر را به قتل رسانده، اما تعدادی دیگر از شاکیان، از جمله خانواده ما، قربانیان مالی او هستیم؛ یعنی افراد زنده‌اند اما پول و دارایی‌هایشان به سرقت رفته که بیشترشان خانواده همسران کشته شده این زن هستند.

    *یعنی جمع کل شاکیان  حدوداً چند نفر هستند؟

    جمعاً ۴۰ نفر از ورثه و خانواده‌های قربانیان مالی شکایت کرده‌اند.

    *پدر شما چندمین همسر خانم اکبری بود؟

    هفتمین همسر او بود.

    *میزان پول یا دارایی که از پدر شما گرفته شده چقدر بوده ؟

    ما زیاد دارایی نداشتیم، اما حدود سه میلیون تومان گرفته بود، به همراه چند سکه. علاوه بر آن، یک یخچال فریزر و یک ماشین لباسشویی نو هم با کل وسایل ما برده بود.

    *مدت زمانی که پدر شما با خانم اکبری زندگی کرده چقدر بوده است؟

    حدود دو ماه.

    *شما کجا با او مواجه حضوری داشتید؟

    ابتدا در محل خودمان برای بازسازی صحنه و بعد هم در دادگاه محمودآباد.

    *در دادگاه، خانم اکبری پشیمانی خود را ابراز کرد یا حرف خاصی زد؟

    نه، هیچ حرف خاصی نزد و هیچ نشانه‌ای از پشیمانی نشان نداد.

    *تا حالا چند جلسه دادگاه برای این پرونده برگزار شده و آخرین جلسه کی بوده است؟

    تا حالا چندین جلسه برگزار شده، آخرین جلسه هم ۲۳ شهریور است.

    *شما در آن جلسه حضور پیدا می‌کنید؟

    صد در صد، حتماً خواهیم رفت.

    گفت‌وگو با خانم عمرانی ، دختر یکی از قربانیان پرونده کلثوم اکبری

    *پدر شما چه زمانی با خانم کلثوم اکبری ازدواج (عقد) کرد؟

    سال ۹۲ عقد پدرم انجام شد. دقیقاً تاریخ عقدشان سیزدهم خرداد بود.

    *و پدرتان چه زمانی فوت کردند؟

    خیلی سریع ، تقریباً یک ماه بعد. تشییع پیکر پدرم سیزدهم تیر بود؛ یعنی درست حدود یک ماه پس از عقد.

    *در آن بازه زمانی، این خانم چه اموالی از خانواده شما برداشتند؟ چه منقول و چه غیرمنقول و نقدی؟

    تقریباً همه چیز را بردند. اموال منقول و غیرمنقول، حتی چیزهای خیلی ساده و ضروری خانه را، از وسایل آشپزخانه تا خوراکی‌ها. پول نقد هم بردند. واقعاً خنده‌دار و ناراحت‌کننده است که بگویم حتی برنج و تخم‌مرغ و چیزهای خوردنیِ ساده را هم برداشتند و بردند.

    *در آن لحظات چه اتفاقی در محل افتاد؟ آیا کسی جلوی رفتن آن‌ها را گرفت؟

    نه، کاری از دستمان برنمی‌آمد. آن‌روز داماد و دختر این خانم آمدند دم در خانه‌مان، درست سرِ کوچه‌مان و هر چه در دل و دهان‌شان بود به ما گفتند و رفتند.

    *آیا از همان ابتدا شک نکردید که فوت پدرتان مشکوک است؟

    اوایل نه.

    *چطور با این خانم آشنا شدند؟ آیا کسی او را به عنوان معرف معرفی کرد؟

    ۲ نفر او را معرفی کردند؛ یکی دوست من و دیگری همکارِ همان دوستم.

    *در رابطه با حال پدرتان و رفتن او به بیمارستان چه توضیحی دارید؟ پدرتان همان‌جا چه گفته بود؟

    از اینکه پدرم تشنج کرد، او را به بیمارستان برده بودند، وقتی برای ملاقات به دیدنش رفتم آن‌جا به من گفت که این خانم به او قرص داده و بعد از آن حالش بد شده !

    پزشکی قانونی زمان فوت پدرم را حدود ساعت ۶ بعداظهر اعلام کرد اما آنها ساعت ۱۲ شب از همسایه ها کمک خواسته بودند یعنی ۶ ساعت از مرگ پدرم گذشته بود.

    *انتظارتان از روند پرونده بعد از دو سال چیست؟

    ما خواهان رسیدگی کامل و شفاف به همه ابعاد پرونده هستیم . ما انتظار داریم همه متهمانِ مرتبط محاکمه شوند و حق و حقوق پدرم و خانواده‌ام بازگردانده شود.

    *در پایان، آیا نکتهٔ دیگری هست که بخواهید بگویید؟

    فقط این‌که واقعاً دلم می‌خواهد عدالت اجرا شود. نمی‌خواهم حقِ پدرم ضایع بماند. امیدوارم دادگاه همه چیز را روشن کند.

  • ۴ کشته در حادثه‌ای تلخ؛ تلاش برای نجات گوسفند!

    ۴ کشته در حادثه‌ای تلخ؛ تلاش برای نجات گوسفند!

    در روستای ایمر توره ملا، یک خانواده با فداکاری برای نجات یک گوسفند، بهای سنگینی پرداختند و چهار عضو این خانواده جان خود را از دست دادند. این خبر تلخ، قلب هر شنونده‌ای را به درد می‌آورد و بار دیگر یادآور اهمیت ایمنی در مواجهه با خطرات است.

    4 کشته در حادثه‌ای تلخ؛ تلاش برای نجات گوسفند!

    به گزارش پایگاه خبری رسا نشر، فاجعه در روستای ایمر توره ملا، واقع در جاده گنبد به آق‌قلا، زمانی رخ داد که یک گوسفند بی‌نوا به داخل چاهی بتنی سقوط کرد. ابوالفضل لکزایی، چوپان این گوسفند، برای نجات حیوان وارد چاه شد، اما متأسفانه بر اثر استنشاق گاز سمی، جان خود را از دست داد.

    پس از این اتفاق ناگوار، پدر خانواده و دو فرزند او، با دلی پر از امید و برای کمک به ابوالفضل، به نوبت وارد چاه شدند. اما افسوس که آن‌ها نیز قربانی این حادثه دردناک شدند. این فاجعه نشان داد که گاهی اوقات، تلاش برای کمک به دیگران می‌تواند به بهای از دست رفتن جان عزیزان تمام شود. این حادثه، یک خانواده چهار نفره را در سوگ فرو برد.

    در حال حاضر، مسئولان محلی و امدادگران برای بررسی دقیق علت این حادثه دلخراش و همچنین ارزیابی ایمنی چاه‌های روستایی وارد عمل شده‌اند. این اقدام می‌تواند از تکرار چنین حوادثی در آینده پیشگیری کند.

    این حادثه، فراتر از یک خبر تلخ، درس‌های بزرگی را به ما یادآور می‌شود. این‌که چقدر باید در حفظ ایمنی و پیشگیری از خطرات، به‌ویژه در مناطق روستایی، کوشا باشیم. این‌که فداکاری و از خودگذشتگی، گاهی به بهای سنگینی تمام می‌شود. و این‌که باید برای جلوگیری از تکرار این‌گونه فجایع، با جدیت بیشتری به فکر چاره باشیم. امیدواریم این داغ، آخرین داغی باشد که جامعه ما شاهد آن است و درس عبرتی برای همه ما باشد.

  • آتش‌سوزی مهیب در مشهد: تلاش‌ها برای اطفای حریق و یافتن آتش‌نشان مفقود شده

    آتش‌سوزی مهیب در مشهد: تلاش‌ها برای اطفای حریق و یافتن آتش‌نشان مفقود شده

    در پی وقوع آتش‌سوزی گسترده در یک کارگاه مبل‌سازی در مشهد، آتش‌نشانان با تمام توان در حال اطفای حریق و جستجو برای یافتن همکار مفقود شده خود هستند. این حادثه که در منطقه بابانظر رخ داده، ۵۰ آتش‌نشان را به صحنه کشانده و عملیات اطفای حریق همچنان ادامه دارد.

    آتش‌سوزی مهیب در مشهد: تلاش‌ها برای اطفای حریق و یافتن آتش‌نشان مفقود شده

    به گزارش رسا نشر به نقل از مهر، آتشیار وحید باخدا، مدیر روابط عمومی سازمان آتش‌نشانی مشهد، از اعزام فوری ۵۰ آتش‌نشان از ایستگاه‌های مختلف به محل حادثه در ابتدای بابانظر خبر داد. این آتش‌سوزی در یک کارگاه چوب و مبل‌سازی رخ داده است.

    آتشیار باخدا با اشاره به تلاش بی‌وقفه آتش‌نشانان برای مهار آتش و جلوگیری از گسترش آن، افزود: عملیات اطفای حریق همچنان ادامه دارد.

    آتشپاد حمیدرضا کافی، مدیر عامل سازمان آتش‌نشانی مشهد نیز با ابراز نگرانی از وضعیت پیش آمده، خاطرنشان کرد: تمام تلاش‌ها برای اطفای حریق و پیدا کردن همکار مفقود شده متمرکز شده است.

    با توجه به وسعت حادثه و اهمیت حفظ جان آتش‌نشانان و شهروندان، نیروهای امدادی در حال انجام عملیات با حداکثر توان و دقت هستند.