نویسنده: تیم تحریریه

  • منظورم از کنار رفتن غبار، فردی است که این روزها سرو صدا می‌کند

    رییس شورای اسلامی شهر تهران با اشاره به اظهارات قبلی خود در خصوص ۹ دی گفت: منظور من از کنار رفتن غبار، شخصی است که این روزها سر و صدای زیادی به پا کرده است.
    به گزارش «انتخاب»، محسن هاشمی یکشنبه گذشته در پاسخ به سئوال خبرنگاری در خصوص حوادث ۸۸ و راهپیمایی ۹ دی گفت که باید مواظب باشیم و با بصیرت، غباری که روی این موضوع هست را کنار بزنیم تا دشمن را از دوست جدا کنیم.
    محسن هاشمی تاکید کرد: امروز در وضعیتی هستیم که این غبار برطرف شده و چهره خیلی ها نیز رو شده است.
    وی تصریح کرد: می توانیم نسبت به فتنه ایجاد شده با بصیرت کامل نظر دهیم و ما هم در این مسیر قرار داریم.»
    محسن هاشمی روز سه شنبه در پایان جلسه شورای شهر تهران در جمع خبرنگاران افزود: منظور من از کنار رفتن غبار در صحبت های مربوط به وقایع ۸۸ و ۹ دی، شخصی است که این روزها سر و صدای زیادی به پا کرده است.
    وی تصریح کرد: در کانال تلگرامی خود این موضوع و مسائل مرتبط به آن را به طور کامل مطرح کردم.
    * لزوم استفاده از سرمایه بخش خصوصی برای توسعه شهر
    هاشمی در ادامه بر مشارکت بخش خصوصی برای رشد و توسعه شهر تاکید کرد و گفت: اگر بخواهیم تراکم و شهر فروشی را کنار بگذاریم، باید از سرمایه بخش خصوصی در مسیر توسعه شهر استفاده کنیم.
    وی با اشاره به گزارش معاون فنی و عمرانی شهرداری تهران در جلسه امروز شورا، افزود: باید از سرمایه بخش خصوصی در شهر تهران استفاده کنیم تا ضمن کاهش مشکلات مربوط به اعتبارات، بیش از این شاهد محدودیت و تاخیر در روند اجرای پروژه های شهری نباشیم.
    هاشمی اظهار کرد: شهر تهران یک میلیون پارکینگ حاشیه معبر دارد که می‌توان با استفاده از سرمایه بخش خصوصی و نصب سیستم الکترونیکی، از این طرفیت برای درآمدزایی استفاده کرد.
    به گفته وی، اگر قیمت یک ساعت توقف در این پارکینگ حاشیه ای، یک تا سه هزار تومان باشد، حدود ۵۰۰ میلیارد تومان درآمد برای شهر تهران ایجاد می شود.
    رییس شورای اسلامی شهر تهران همچنین به ضرورت استفاده از فضاهای زیرسطحی به عنوان پارکینگ خودرو اشاره کرد و گفت: با استفاده از توان و ظرفیت بخش خصوصی می توان در فضای زیرزمینی، توقفگاه های مناسبی برای خودروهای شهر تهران ایجاد کنیم.
    سی و سومین جلسه شورای اسلامی شهر تهران امروز برگزار و معاون فنی و عمرانی شهرداری، گزارشی از فعالیت ها، مشکلات و چالش های پیش روی این حوزه را به اعضای شورا ارائه کرد.
  • انتقاد یک مقام زن از لایحه ضدخشونت: این قانون می خواهد در خانواده کسی به زن نگوید بالای چشمت ابروست

     “زهرا آیت اللهی” رئیس شورای فرهنگی و اجتماعی زنان و خانواده وابسته به شورای عالی انقلاب فرهنگی در کیهان نوشت:
     
    دفاع از حقوق مادی و معنوی همه اقشار جامعه از وظایف اولیه حکومت‌ها و به خصوص حکومت اسلامی است. از جمله لوازم این دفاع وجود قوانین قضایی و حمایتگر از مظلوم و بازدارنده از جرم است.
    زنان به عنوان اصلی‌ترین قشر جامعه که نه تنها نیمی از پیکره اجتماع را می‌سازند، بلکه تولد و تربیت نیم دیگر را نیز بر عهده‌ دارند، باید از هر جهت مورد حمایت و مراقبت قرار گیرند، چرا که هرگونه آسیب به جسم و روان و از این دو مهم‌تر شأن و منزلت آنان، آسیبی است که مستقیماً به خانواده و جامعه وارد می‌شود؛ از این روی بررسی قوانین موجود و تدوین قانونی که حمایت این قشر ارزشمند را تأمین کند ضروری است.
    خشونت علیه زنان از جمله مسائل ‌گریبان‌گیر همه جوامع از گذشته‌های دور بلکه همزمان با حضور بشر بر روی کره خاکی بوده و هست. توجه به این مسئله مهم و اقدام لازم برای کاهش و کنترل آن و همت برای پیشگیری از بروز آن، وظیفه هر حکومتی به ویژه جمهوری اسلامی ایران است.
    خوشبختانه این مهم بارها و بارها در محافل حقوقی و نهادهای سیاستگذار امور زنان مطرح بوده و هست و اقداماتی در پیرامون آن انجام گرفته است از جمله بندهایی از قانون اساسی، قانون مدنی لایحه حمایت از خانواده، اصلاح قانون کار و….
    البته همه این تلاش‌ها نسبت به اهمیت موضوع یعنی امنیت زنان و حفظ و حراست از منزلت زن مسلمان و خانواده بسیار ناچیز بوده و نیازمند گام‌هایی بس اساسی‌تر و جدی‌تر است.
    «لایحه جامع تأمین امنیت زنان در برابر خشونت» توسط معاونت امور زنان و خانواده ریاست‌جمهوری تهیه شده است تا در مجلس به تصویب برسد. این لایحه از آنجا که ذی‌نفعانی به گستردگی کل ملت ایران دارد، از جوانب مختلف قابل بررسی و دقت فراوان است. علاوه‌ بر نگاه حقوقی که قطعاً وظیفه قوه قضائیه و کارشناسی‌های تخصصی قضایی کمیسیون بررسی لوایح این قوه می‌باشد، از منظر تبعات فردی، خانوادگی و اجتماعی نیز قابل تأمل و بررسی کارشناسی است.
    ۱- در مقدمه این لایحه یکی از اهداف لایحه، تحکیم بنیان خانواده دیده شده اما بررسی تبعات اجرایی اکثر مواد این لایحه، تهدید و مقابله علیه خانواده را به همراه دارد که نتیجه نهایی آن از سویی نادیده گرفتن مصلحت و کیان خانواده و تضعیف این نهاد بنیادین در جامعه خواهد بود و از سوی دیگر کاهش ازدواج دائم و تشکیل خانواده و از دیگر سوی محرومیت‌های دیگری برای زنان.

    ۲- با اقرار به اینکه چتر قانونی برای اقشار مختلف باید به نحوی باشد که حتی یک فرد هم مورد ظلم واقع نشود؛ به خصوص یک زن، آن هم در خانواده – امر مهمی که همواره مورد تأکید مقام معظم رهبری بوده و هست – این لایحه به نحوی تنظیم شده که حمایت تنها درصدی از زنان که تحت ظلم همسرانشان یا دیگر مردان در خارج از منزل یا در خانواده قرار می‌گیرند را شامل می‌شود؛ اما نتیجه آن همه خانواده‌ها را تهدید می‌کند و مردان را به وحشت می‌اندازد که مبادا هر رفتار و اقدام آنها مصداقی از مصادیق خشونت علیه زنان تلقی شود و در نهایت، به آرامش و روح صمیمیت و یکپارچگی در خانواده آسیب می‌زند و خانه را به معرکه‌ای تبدیل می‌کند برای فرار زنان از مسئولیت‌هایشان و خارج کردن مردان از جایگاه اصلیشان که مدیریت خانواده است.
    ۳- تخصیص این لایحه به زنان، آن هم تنها در موضوع خشونت علیه آنان، آن را به الگویی جدید برای حل مشکلات و آسیب‌های اجتماعی تبدیل می‌کند و اگر احقاق حقوق با این مدل رسمیت یابد، باید به زودی لایحه جامع تأمین امنیت مردان در برابر خشونت، لایحه تأمین امنیت خانواده در برابر خشونت، لایحه جامع تأمین امنیت کودکان، دختران، سالمندان، کارگران و…. در صف لوایح قرار گیرند.
    ۴- تجربه نشان داده است که بهترین نوع حمایت از زنان همان‌طور که اسلام هدایت کرده، آن است که حمایت از زنان را به مردان خانواده بسپاریم. پدر، همسر، برادر، پدر بزرگ، پدر همسر و محارمی که قدرت حمایت و دفاع از زن را دارند و دیده‌ایم که هرگاه حکومت، قانون و هر قدرت دیگری مثل فشارهای بین‌المللی و رسانه‌ای به حمایت زنان آمده‌اند، مردان را مقابل زنان قرار داده و به موضع‌گیری و بعضاً انتقام‌جویی وادار کرده است و یا مردان را به فاصله گرفتن از ازدواج و پناه بردن به انحرافات اخلاقی سوق داده است.
    ۵- این حمایت از زنان به سبک غربی نتیجه‌ای مشابه غرب به همراه دارد. اکنون در انگلستان چهل درصد خشونت‌ها علیه مردان گزارش می‌شود. البته حجم واقعی خشونت‌های زنان علیه مردان بیش از این است و دلیل مهم آن هم خودداری مردان از اعلام وضعیت به جهت ترس از تمسخر و انگ بی‌عرضگی به آنها است.
    به همین دلیل اقدام اساسی در موضوع خشونت باید در کنار خشونت علیه تمام آحاد جامعه باشد سیر افزایش قتل مردان به وسیله همسرانشان در کشور در سال‌های اخیر و مراجعات رو به افزایش مردان به پزشکی قانونی که به‌واسطه همسر خود مورد خشونت قرار گرفته‌اند، این واقعیت را روشن‌تر می‌سازد.
    علاوه ‌بر آن در این لایحه خشونت‌های زنان علیه فرزندان در شکم خود اصلاً زشت و ناپسند قلمداد نشده است؛ این یعنی وجاهت بخشیدن به سقط جنین‌های غیرقانونی که متأسفانه در کشور رو به گسترش است.
    ۶- ادعای اولیه این لایحه حمایت از کیان خانواده است اما حاصل ۹۲ بند حقوقی مندرج در آن، از همسران در خانواده که به لحاظ تعهداتی که به یکدیگر داده‌اند قرار است بنیان یک آرامشکده را برای خودشان و نسل‌های دیگر بریزند؛ دو خصم مقابل هم و مترصد بهانه‌جویی و انتقام‌کشی می‌سازد. زن که مظهر لطافت و محبت و آرامش است به موجودی تبدیل می‌شود بهانه‌جو، ایرادگیر و نازپرورده که می‌تواند هر اقدام مرد را به خشونت علیه خود تعبیر کند، حتی اگر توهم خشونت از رفتار مرد را داشته باشد، قانون به او حق می‌دهد که مرد را محکوم کند و دادگاه را به وسط خانه بکشاند.
    به تعبیر خانم معاون رئیس‌جمهور، چهاردیواری دیگر اختیاری نیست و باید چشمان و دستانی از قانون و قاضی مراقب باشد تا در خانواده کسی به زن نگوید بالای چشمت ابروست. خدا می‌داند با چنین وضعیتی کدام پسری ولو ۴۰ ساله و ۵۰ ساله جرات ازدواج کردن را خواهد داشت حتی اگر رستم دستان باشد.
    ۷- روح حاکم بر لایحه، حمایت از زنان آسیب‌دیده و مورد خشونت در خارج از فضای خانواده است. البته طبق بندهای لایحه، زنانی که با مردان ارتباط دارند و این ارتباط عموماً ارادی و با رضایت زن است مورد حمایت قرار می‌گیرند. در یک کلام باید بگوییم لایحه‌ای در حمایت از زنان روسپی است تا زنان عفیف و مظلوم در خانواده. پیش‌بینی کنید که جامعه به چه سمتی خواهد رفت؛ همان لجن‌زاری که غرب را به سقوط کشانده، در انتظار ایران اسلامی هم خواهد بود، باید گفت که «أینَ تذهبون!»
    در ادامه ارزیابی مواردی از این لایحه به صورت مستند ارائه می‌شود:
    ۱- علی‌رغم ادعای تنظیم‌کنندگان لایحه مبنی بر اینکه یکی از اهداف تدوین لایحه تحکیم بنیان خانواده است، در این لایحه،ّّ مصلحت خانواده لحاظ نشده، بلکه سیاق آن فردمحور بوده و تنها حمایت از زن فارغ از نقش همسری و مادری وی مد نظر قرار گرفته است.
    ۲- لایحه با تعیین مکرر «مجازات ‌اشد» در موارد مختلف در قدم اول خواسته مناسبات خانواده را با شدیدترین مجازات‌ها جرم‌انگاری کند، درحالی‌که تعیین اینگونه مجازات‌ها با تعمیق روابط خانوادگی و تحکیم بنیان خانواده منافات دارد.
    ۳- از دیگر پیامدهای لایحه کاهش نقش مرد در خانواده و تزلزل جایگاه وی به عنوان پدر و رئیس ‌خانواده است.
    ۴- رویکرد حقوقی صرف در هر موضوعی از جمله خشونت با سیاست‌های تحکیم بنیان خانواده در تعارض است؛ اهتمام سیاستگذاران جامعه باید بر حکومت اخلاق در خانواده باشد نه حاکمیت قانون و حقوق.
    ۵- تعریف خشونت در لایحه مبهم و مبتلا به کلی‌گویی است و با به کار بردن واژه‌هایی چون «و نظیر» دست قاضی را در تعیین مصادیق خشونت باز گذاشته است. ضمن اینکه زنان خودخواه نیز می‌توانند هرگونه رفتاری که علی‌رغم خواست آنها یا به زعم ایشان ظلم و یا تضییع حقشان بوده، تحت عنوان خشونت مطرح کنند.
    ۶- خشونت متناسب با ویژگی‌های دینی و فرهنگی جامعه ایران تعریف و مصادیق آن مطابق با این اصول ذکر نشده است. تعریف واژه‌ها به جای اینکه با تعریف آنها از اسلام همخوانی داشته باشد، بر اساس معانی غربی‌شان لحاظ شده است.
    ۷- این لایحه کاملا صبغه جنسیتی و دفاع بی‌حدومرز از زنان دارد و به هیچ وجه رفتارهای خشونت‌آمیزی که از سوی زن علیه مرد رخ می‌دهد، لحاظ نشده است.
    ۸- تعریف خشونت در این لایحه به قدری وسیع است که حتی برخی سخت‌گیری‌ها که گاهی مرد به خاطر مصلحت خانواده آنها را اعمال می‌کند، خشونت اجتماعی یا خشونت اقتصادی یا خشونت روانی تلقی شده است.
    ۹- علی‌رغم اینکه سیاست‌های کنونی قضایی مبتنی بر جرم‌زدایی است نه جرم‌انگاری، تصویب این لایحه موجب افزایش مصادیق جرم و جنایت در قوانین شده و یکی از پیامدهای آن افزایش پرونده‌های دادگاه‌ها خواهد بود.
    ۱۰- مواد لایحه با نادیده گرفتن قاعده مهم «البینه علی المدعی و الیمین علی من انکر» هرگونه ادعای زنان مبنی بر حتی احساس خشونت علیه آنها را رفتار خشونت‌آمیز و جرم تلقی کرده است. درحالی‌که مطابق این قاعده مهم فقهی مدعی باید با استدلال قوی و محکمه‌پسند ورود خشونت بر خود را به اثبات برساند نه اینکه به محض ادعای خشونت بر وی مرد را محکوم کرد.
    ۱۱- از دیگر ‌اشکالات موجود در لایحه، مداخله بیش از حد دولت در مناسبات خانوادگی است که این با اصول حقوق عمومی در تعارض است. دولت نمی‌تواند خارج از چارچوب در روابط خصوصی افراد یعنی حقوق خصوصی آنها دخالت کند. بخش مهمی از این روابط باید بین طرفین تنظیم و حل و فصل شود.
    ۱۲- قوانین سابق هر یک به گونه‌ای از زنان حمایت کرده و با در نظر گرفتن شرایط جسمی و روحی زنان از ورود هرگونه آسیب و صدمه به ایشان جلوگیری کرده است؛ اصولی از قانون اساسی و قوانینی همچون قانون حمایت از زنان بی‌سرپرست یا بدسرپرست، قانون حمایت از خانواده، قانون ترویج تغذیه با شیر مادر، موادی از قانون مدنی همچون نحله و اجرت‌المثل، موادی از قانون مجازات اسلامی، موادی از قانون کار و تأمین اجتماعی، منشور حقوق و مسئولیت‌های زنان در نظام جمهوری اسلامی و… علی‌رغم وجود این قوانین حمایتی، این لایحه اصرار دارد که برای هر خطای کوچکی از جانب شوهر، حکم حبس شوهر صادر شود.
    ۱۳- لایحه به نوعی از زنانی که با اراده خویش، خود را در معرض تعرض قرار می‌دهند، حمایت می‌کند.
    ۱۴- لایحه در مواد مختلف راه‌های حل مسالمت‌آمیز مشکلات خانواده همچون مراجعه به مشاوره‌های خانواده و بزرگ‌ترهای فامیل و… را مسدود کرده و برای حل این مشکلات تنها راه را حبس و مجازات‌های سنگین پیشنهاد داده است. در واقع لایحه آخرین راه‌حل مشکلات خانوادگی را به عنوان اولین راه و شاید تنهاترین راه پیشنهاد داده است.
    ۱۵- ماده ۵ که موضوع تشدید مجازات را مطرح می‌کند عملاً پدر را در اعمال مسئولیت تربیتی خود با مجازات‌های شدیدتر مواجه می‌سازد.
    ۱۶- دفاع از حق مظلوم نباید به تغییر ‌اشکال ظلم منجر شود. در ساختار حقوقی اسلام و ایران اصل بر بی‌گناهی و عدم مجرمیت است مگر آنکه خلافش ثابت شود. بنابراین لازم است مدعی با اقامه دلیل یا شاهد اثبات جرم نماید. اینکه طبق ماده ۵۹ لایحه مذکور حق به مدعی داده شود و متهم موظف به اثبات بی‌گناهی خود باشد، یک دفاع بی‌قاعده از زنان است که بروز خشونت‌های زنانه علیه مردان را مشروعیت می‌بخشد. ظاهرا نویسندگان نتوانسته‌اند بین مداخلات اجتماعی و مددکارانه هنگام احتمال خطر با مداخلات حقوقی و مجازاتی تفکیک نمایند. به نظر ما در صورت قرائنی بر احتمال وجود خطر، تحت‌الحمایه قرار دادن شخص تا زمان حصول اطمینان از رفع خطر می‌تواند قابل دفاع باشد، اما انکار قواعد مسلم حقوقی جایز نیست.
    ۱۷- الگوبرداری از کشورهای دیگر ضرورتا باید با لحاظ تمایزات فرهنگی و معرفتی انجام شود. چه بسا یک اقدام در یک فرهنگ هدف مورد نظر را تأمین کند اما در اقلیم فرهنگی دیگر هزینه‌هایی بیش از فایده تحمیل نماید. امروزه کشورهای حوزه اسکاندیناوی دارای بالاترین شاخص‌های جهانی در کنترل خشونت و ایجاد شادکامی‌های فردی‌اند و توانسته‌اند شاخص‌های جهانی توسعه را به بهترین نحو ممکن اجرا کنند اما هزینه انجام شده برای این اقدام در آن کشورها چه بوده است؟ در کشورهایی مثل سوئد بیش از نیمی از فرزندانی که در دهه‌های اخیر متولد شده‌اند نامشروع‌اند. میزان طلاق در برخی از این کشورها معادل نیمی از ازدواج‌هاست و هیچ مردی حق ندارد مزاحم حریم خلوت جنسی همسر یا دخترش شود.
    یک سند خوب درباره کنترل خشونت باید بر این محاسبه استوار باشد که کاهش این میزان از خشونت چه نسبتی با کاهش یا افزایش جرایم، گناهان و آسیب‌های دیگر دارد و چه پیامدهایی را بر مناسبات اجتماعی، خانوادگی و تربیتی برجای می‌گذارد؟ اگر اعمال مجازات‌های بازدارنده از خشونت به افزایش طلاق، کاهش انگیزه تربیت از سوی والدین، افزایش زنا و حرامزادگی و از میان رفتن غیرت، عفت و امر به معروف و نهی از منکر منجر شود چه باید کرد؟
    ۱۸- از زاویه‌ای دیگر می‌توان خشونت را تقسیم نمود. خشونت گاه تبدیل به یک عادت شده و گاه به شکل موردی و اتفاقی اعمال می‌گردد. مگر می‌توان کسی را یافت که در طول حیات خود عصبانی نشده و عصبانیتش را به دیگری منتقل نکرده باشد؟ از سوی دیگر می‌توان خشونت را به موارد جزئی و موارد حاد تقسیم کرد. حال باید دید آیا در تمام موارد خشونت باید مجازات‌های بازدارنده را در نظر گرفت یا مجازات‌ها را صرفا شامل کسانی نمود که خشونت‌های حاد، هرچند به شکل موردی و یا خشونت‌های مکرر انجام می‌دهند؟
    به نظر می‌رسد لایحه مورد بحث نگاه حداکثری به حقوق زنان مجازات شوهران داشته و خواسته است هر مشکلی را با روش‌های سخت مهار کند.
    ۱۹- پیش‌فرض پنهان در لایحه مورد بحث صلاحیت حداکثری حاکمیت برای مداخله در مناسبات خانوادگی و اجتماعی است. این دیدگاه در ابتدا از سوی افلاطون مطرح شد. وی برای اولین بار ایده نابودی خانواده، ازدواج ‌اشتراکی و سرپرستی کودکان توسط دولت را مطرح کرد. از نگاه وی والدین فرهیختگی لازم را برای تربیت فرزندان ندارند. پس از انقلاب فرانسه این ایده توسط سیاسیون جدید که حاکمیت را بیش از خانواده واجد صلاحیت مداخله در شئونات فرزندان می‌دانستند پی گرفته شد. لایحه امنیت زنان به وضوح بر پیش‌فرض انکار نقش سرپرستی و اولویت پدر در تربیت و بر ضرورت کاهش جایگاه مرد در سرپرستی خانواده استوار است که نمی‌توان بر اساس منطق دینی از آن دفاع کرد. از این رو تأکید می‌گردد که مداخله سخت حاکمیت در شئون خانواده باید به موارد حاد محدود گردد و در بقیه موارد باید بر ارتقای جایگاه خانواده و توانمندسازی مردان و زنان در ایفای صحیح نقش‌های خود استوار باشد.
    ۲۰- الگوبرداری متن لایحه از اسناد سازمان ملل و قوانین غربی کاملا واضح و مشهود است.
    البته توجه به این نکته بسیار مهم است که این لایحه در جهت اطاعت از بند ۲ هدف ۵ سند ۲۰۳۰ تهیه شده است. تعجب نکنید که چرا معاونت امور زنان و خانواده ریاست‌جمهوری اصرار دارد که حتماً سند ۲۰۳۰ عملی شود. به این اخبار کوتاه توجه کنید:
    ایران با عضویت در هیئت اجرایی نهاد زنان سازمان ملل متحد، عهده‌دار اجرایی کردن برنامه سازمان ملل مبنی بر«برابری جنسیتی و توانمندسازی زنان هدف ۵ سند ۲۰۳۰» شده است.
    در سال ۱۳۹۵ نیز سایت رسمی معاونت امور زنان ریاست‌جمهوری برنامه خویش را بر اساس هدف پنجم اهداف توسعه پایدار (سند ۲۰۳۰) با عنوان«دستیابی به برابری جنسیتی و توانمندسازی همه زنان و دختران» اعلام نمود. هرچند در مدت کوتاهی پس از آن اعلام کرد: «معاونت امور زنان و خانواده ریاست‌جمهوری در نظر دارد به منظور برنامه‌ریزی برای دستیابی به هدف پنجم اهداف توسعه پایدار«SDG» با عنوان«دستیابی به عدالت جنسیتی و توانمندسازی تمامی زنان و دختران» و تدوین نقشه راه ملی در این زمینه، اقدام به تدوین گزارش وضع موجود مبتنی بر شاخص‌های مندرج در هدف ۵ نماید». این سایت سپس برای انجام پروژه مذکور و به منظور ارائه طرح‌های پیشنهادی فراخوان همکاری داد.

  • موش‌های آدم خوار در انتظار زلزله زدگان تهرانی!/ بازگشت ۷۰ میلیون موش از زیرزمین، به رو

     

    قانونگذاران بر ضرورت ارائه راهکارهای اساسی از سوی شهرداری برای دفع موش‌های زنده‌خوار به عنوان یکی از معضلات مهم مغفول‌مانده تهران تاکیدکردند که در صورت بروز زلزله جان شهروندان تهرانی را تهدید می‌کند.
    خانه ملت نوشت: ساعت ۲۳:۲۷:۳۷ پنجشنبه شب مصادف با ۲۹ آذرماه بود که زلزله‌ای به بزرگی ۵/۲ ملارد و استان‌های البرز و تهران را لرزاند. این حادثه موجی از دلهره را در بین شهروندان تهرانی ایجاد کرد، تاجاییکه بخش اعظمی از جمعیت این شهر به طرفه‌العینی خانه و کاشانه خود را به قصد عزیمت به دیگر شهرها ترک کردند. البته پیش از این وقوع زلزله ای حتی بزرگتر از هفت ریشتر برای تهران پیش‌بینی شده بود و کارشناسان بر این مهم تاکید کرده بودند که فرونشست زمین، معابر باریک که شرایط دشواری را برای امدادرسانی فراهم کرده و وضعیت فاضلاب شهری و کانال‌های گازرسان بر عمق خسارات ناشی از زلزله در پایتخت خواهد افزود.
    زیرساخت‌های تهران دچار مشکل قابل‌‌توجهی است
    محمد سالاری رئیس کمیسیون معماری و شهرسازی شورای اسلامی شهر تهران دراین مورد گفته:« در صورت وقوع این زلزله وسعت و عمق تخریب آنچنان گسترده خواهد بود که تصور آن هم برای ما سخت است. زیرساخت‌های تهران دچار مشکل قابل‌‌توجهی است. کانال‌های تاسیسات شهری در تهران نداریم، به‌طوری که تمام شبکه‌های توزیع نیروی ما به صورت سنتی – دفنی است که سیستم را آسیب‌پذیر می‌کند. میزان بافت فرسوده در تهران با بیش از ۳۷۰۰ هکتار بسیار گسترده است و در کنار آن هم ۱۴ ‌هزار هکتار بافت ناپایدار وجود دارد. متاسفانه در آنجا برای این موضوع به خوبی عمل نشده، لذا شاهدیم ظرف دو سال و نیم گذشته بعضا ساختمان‌هایی ایجاد شده همانند قبل از نمای تمام شیشه و یا تمام کامپوزیت استفاده کرده‌اند که هیچ سنخیتی با اصول و مبانی معماری شهرسازی ایرانی و اسلامی ندارند.»
    زندگی ۵۰ تا ۷۰ میلیون موش در تهران
    اما یکی از مهم‌ترین معضلاتی که در این مورد مغفول باقی مانده و در عین حال یکی از فجیع‌ترین بخشهای داستان زلزله تهران خواهد بود، وجود جمعیت ۵۰ تا ۷۰ میلیونی موش‌های مهاجم و زنده خوار ساکن در لایه‌های زیرین زمین پایتخت بوده که پس از آلودگی هوا به عنوان دومین معضل زیست‌محیطی این شهر شناخته می‌شود. موضوعی که به تازگی به یکی از دغدغه‌های مهم برخی مسئولان مدیریت بحران تبدیل شده است.
    زندگی موش های ۲۵ سانتی و یک کیلویی زیر پوست شهر تهران
    موش‌های قهوه‌ای می‌توانند تا ۲۵ سانتی‌متر بزرگ شوند،‌ وزن نوع نرشان به ۳۰۰ گرم هم می‌رسد؛ هر چند نمونه‌هایی از آن‌ها هستند که تا ۹۰۰ گرم سنگین شده‌اند وحتی به یک کیلوگرم هم رسیده‌اند. این موش‌ها هم حس بویایی بسیار تکامل یافته‌ای دارند و هم شنوایی‌شان بسیار قوی است.
    چرخه غذایی موش‌ها بیشتر شامل آن چیزهایی است که پیدا می‌کنند؛ باقی‌مانده غذای آدم‌ها،‌ دانه‌ها و مانند آن، با این حال دیده شده است موش‌های قهوه‌ای که در حاشیه رودها زندگی می کنند ماهی‌های کوچک را هم شکار می‌کنند و می‌خورند.
    بی‌تردید با فرونشست زمین همزمان با وقوع زلزله که با پیش‌بینی جمعی از کارشناسان به دلیل وجود چاه‌های عمیق، ممکن است زلزله‌زدگان را تا هزاران متر به زیر زمین بکشد، آنها را با موجی از حمله این موجودات موذی مواجه خواهد ساخت.
    وجود این مشکل در حالی به نگرانی‌های موجود دامن می‌زند که تاکنون اجرای هیچ کدام از طرح‌ها و برنامه‌های شهرداری در جهت مبارزه با افزایش جمعیت موش‌های پایتخت موفقیت‌آمیز نبوده است.
    سیاست ناکارآمد شهرداری در کنترل جمعیت موشهای زیرزمینی
    هرچند این اقدامات بیشتر در قالب طعمه‌گذاری، سمپاشی، موش‌گیری با تفنگ بادی و مسدود کردن کلونی موش‌ها با رزین وارداتی صورت گرفته، که نه تنها موش‌ها را از بین نبرده است، بلکه بدن آنها را در مقابل مواد تشکیل دهنده سم‌ها نیز مقاوم ساخته است.
    از طرف دیگر در زمان زلزله یکی از مهمترین دغدغه های مسئولان و متولیان مقابله با بحران، کنترل بیماری های واگیردار هستند، حال این موضوع بسیار قابل توجه و اهمیت است که بیرون آمدن جمعیت میلیونی موش ها در تهران همزمان با زلزله، زمینه ساز بروز بیماری هایی از جمله طاعون خواهد شد که همین مسئله جان هزاران نفر از شهروندان را تهدید خواهد کرد.
    زلزله زمینه را برای طغیان موش‌ها فراهم می‌کند
    رئیس اداره حفاظت محیط‌زیست استان تهران در مورد سرنوشت موش‌ها بعد از وقوع بحران‌ها و خطراتشان برای مردم زلزله‌زده گفته است: «قطعا اگر بحرانی رخ دهد، این موجودات می‌توانند از عوامل تشدیدکننده خسارات باشند و حتی می‌توانند برای افرادی که زیر آوار مانده و زخمی می‌شوند، مشکلات بسیاری را به وجود آورند.»
    در این رابطه مسئولان سازمان محیط زیست استان تهران اعلام کرده اند که در حال حاضر موش‌ها عامل انتقال خیلی از بیماری‌ها هستند و بر اساس اعلام وزارت بهداشت و درمان در این رابطه حدود ۲۰الی ۳۰بیماری هست.
    جمعیت گسترده موش در پایتخت یکی از مهم‌ترین عوامل شیوع بیماری‌ها
    «مهرداد بائوج لاهوتی، با تاکید بر اینکه وجود جمعیت گسترده موش در پایتخت یکی از مهم‌ترین معضلات آشکار این شهر است، گفت: موش‌ها در سطح شهر تهران به‌ طور گسترده پراکنده بوده و به صورت مداوم نیز در حال زاد و ولد هستند که این امر نه تنها در زمان وقوع زلزله بلکه در سایر برهه‌های زمانی هم می‌تواند به عنوان عامل شیوع بیماری‌ها برای مردم مشکلاتی را ایجاد کند.»
    وجود موش‌ها دومین ابرچالش کلان شهر تهران است
    «سیده فاطمه ذوالقدر، در مورد وجود این معضل در پایتخت گفت: تهران به عنوان یک کلان شهر با معضلات زیست محیطی متعددی درگیر است که متاسفانه به دلیل نبود مدیریت یکپارچه شهری نه تنها از حجم مشکلات آن کاسته نشده است، بلکه روز به روز عمیق‌تر و فجیع‌تر نیز می‌گردد.
    نماینده مردم تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس در مجلس شورای اسلامی، ادامه داد: در کنار موضوع آلودگی هوای تهران به عنوان یک بحران زیست محیطی، وجود حیوانات موذی همچون موش‌ها دومین ابرچالش کلان شهر تهران است.»
    انستیتو پاستور؛ مرجع علمی ارائه راهکار مقابله با موش‌ها
    محمد حقانی، بارها طی تذکر و هشدار درباره معضل موش‌های پایتخت به مدیران شهرداری تهران گفته است:« موش‌ها بیشتر در سوراخ‌ها و حفره‌های تاریک زندگی می‌کنند و برای تامین غذای روزانه خود از این حفره‌ها خارج می‌شوند. آن‌ها معمولا در فضاهای تاریک و مرطوب که دسترسی آسان به مواد‌غذایی دارند، زندگی می‌کنند. فراهم بودن تمامی این عوامل، موجب افزایش زاد و ولد آن‌ها شده است. موش‌های تهران از نوع نروژی هستند و هر جفت موش، سالانه قدرت زایش ۷۰۰ تا ۸۰۰ موش را دارند. به همین دلیل کنترل جمعیت آن‌ها مهم است. یکی از راه‌های مقابله با موش‌ها ریختن سم در جوی آب است که این مساله آلودگی زیست‌محیطی و خطرات دیگری نیز دارد، روش منسوخی که شهرداری همچنان اصرار به اجرای آن دارد. و این در حالی است که انستیتو پاستور استفاده از برخی سموم مجاز، طعمه‌گذاری مسموم و عقیم‌کردن موش‌ها را توصیه کرده است. ما معضل موش‌های تهران را بارها در صحن شورا مطرح کرده‌ایم اما نتیجه‌ای حاصل نشده است. البته در برخی زمان‌ها، شهرداری به‌ صورت مقطعی طرح‌هایی را برای مقابله با موش‌ها اجرا کرده است، اما دردی از این مشکل درمان نکرده است، چرا که آنها به طور ریشه‌ای به رفع این معضل نپرداخته‌اند.»
    کاهش خسارات زلزله در پی مشارکت مردم و شهرداری برای دفع موش‌ها
    بائوج لاهوتی با بیان اینکه از بین بردن موش‌ها کار مشکلی نیست، گفت: «شهرداری باید با شناسایی مرکز تجمع موش‌ها از طریق سمپاشی یا استفاده از سایر اهرم‌های دفع موجودات موذی در جهت رفع این معضل اقدام کند.
    رئیس فراکسیون مدیریت شهری و روستایی مجلس شورای اسلامی، با تاکید بر اینکه مردم در کنار شهرداری می‌توانند به طور منسجم‌تر به دفع حیوانات موذی از سطح شهر بپردازند، تصریح کرد: مردم نیز باید در جهت از بین بردن موش‌ها به کمک شهرداری آمده و مشاهدات خود را در هر نقطه از شهر به این نهاد انتقال دهند، چراکه این شهر متعلق به همه شهروندان است، بنابراین هر فردی باید با رعایت نظافت در فضای اطراف محل سکونت خود و سمپاشی در نقاطی که مرکز تجمع این موجودات بوده، به تسریع روند دفع موش‌ها کمک کند.
    این نماینده مردم در مجلس دهم، خاطرنشان کرد: شهرداری موظف است در هر شرایطی با برقراری نظم از سلامت شهروندان صیانت کند، با این حال در شرایط بحرانی باید با انسجام بیشتری در این زمینه وارد عمل شود.»
    نیاز به ضرب‌العجل ساماندهی امور شهری قبل از وقوع زلزله پایتخت
    ذوالقدر با یادآوری اینکه به استناد قوانین موجود، متولی ساماندهی معضل وجود حیوانات موذی همچون موش و گربه در سطح شهرها، شهرداری‌ها هستند، خاطرنشان کرد: «شهرداری در برهه‌ای از زمان با استفاده از سمپاشی که خود آسیب زیست محیطی مضاعفی به همراه دارد، اقدام به از بین بردن موش‌ها کرده که هم به محیط زیست آسیب وارد کرد و هم بر اساس اظهارنظر مسئولان و متخصصان امر استمرار در بکارگیری این روش سبب مقاوم‌سازی این گونه‌های موذی در برابر سموم شده است، بنابراین این راه حل عملیاتی و مناسبی نبوده و لازم بود که قبل از انجام این قبیل اقدامات، بررسی‌های همه جانبه‌ای صورت بگیرد.
    این نماینده مردم در مجلس دهم، تصریح کرد: با توجه به شرایط موجود در شهر تهران برای کاهش آسیب‌های برخواسته از حیوانات موذی در زمان رخدادی همچون زلزله، نیازمند تدوین ساز و کارهای اجرایی و لحاظ یک ضرب‌العجل در رسیدگی و ساماندهی امور از جمله مدیریت پسماند، فاضلاب شهری، بهسازی و نوسازی بافت فرسوده شهری، تامین زیرساخت‌های شهری و ارتقای فرهنگ شهروندی برای زندگی در کلان شهر تهران است که تحقق این امور به تخصیص اعتبارات مالی و انجام آموزش‌های همگانی برای شهروندان نیاز دارد، تا بتوان به میزان قابل توجهی آسیب‌های زیست محیطی ناشی از آن را کنترل کرده و کاهش داد.
    عضو مجمع نمایندگان استان تهران، یادآورشد: زلزله ۲۹ آذرماه تهران تلنگری برای بدنه مدیریت شهری و مسئولان مربوطه بود، تا ضرورت تدوین مدیریت یکپارچه شهری را در اولویت برنامه‌های خود قرار دهند، از سوی دیگر آنچه که در رسیدگی به امور شهری بیش از هر موضوع دیگری حائز اهمیت است، تدوین یک پلان برای مدیریت شهری است که ضمن بازنگری وضعیت موجود، برنامه‌ریزی‌ها در سه فاز کوتاه، میان و بلند مدت در جامعه شهری را بر مبنای میزان شیوع آسیب‌ها در هر منطقه، با لحاظ اولویت‌بندی و در قالب کمیته‌های تخصصی در دستورکار قرار دهد، به نحوی که اتخاذ راهکارها به شکلی نباشد که آسیب مضاعفی به شهر و زندگی شهروندان وارد کند.»
    مدیریت پسماند و عدم تخلیه زباله در معابر روش مناسب مبارزه با موش
    شهرام امیر شریفی رئیس انجمن دیده‌بان حقوق حیوانات با اشاره به روشهای مختلف برای از بین بردن موشها در سطح شهر می گوید: گام اول کنترل زباله هاست چرا که این موضوع اثبات شده و کم هزینه ترین روش است. به طوری که ۸۰ درصد از جمعیت موشها را می توان با کنترل زباله ها حذف کرد، بنابراین باید به موشها شوک غذایی داد تا افزایش زاد و ولد نداشته باشند.
    شریفی افزایش آگاهی مردم توسط مسئولان را گام دوم کنترل موشها و جانوران تصریح می کند: نکته دوم آشنا کردن مردم است و کار فرهنگی هزینه عملیاتی ندارد و این توجیه شهرداری که موشها طاعون و وبا می آورند مدتهاست که دیگر اثربخش نیست. زیرا در سالهای اخیر اگر مشاهده کنیم می بینیم که کسی از گزش موش دچار بیماری طاعون نشده است.
    رئیس انجمن دیده بان حقوق حیوانات ادامه می دهد: سومین گام بزرگ عقیم سازی جانوران است که البته این موضوع برای موشها قابلیت اجرا ندارد چرا که جمعیت آنها تصاعدی بالا می رود.
    آنچه مسلم است یکی از حلقه‌های مفقوده مدیریت بحران در کشور، عدم آمادگی برای مقابله با بلایای طبیعی قبل از وقوع آنهاست، کمااینکه در هر برهه از زمان که با پدیده‌های مشابه روبرو شده‌ایم، به طور مداوم با اظهارنظرهای شعاری مسئولان مبنی بر پیشگیری بهتر از درمان است، مواجه می‌شویم که هیچ زمان تجربه نشده و برای عملیاتی کردن آن تدابیر لازم اتخاذ نمی‌شود.
    منبع: خانه ملت
  • محسن هاشمی: خطر زلزله در تهران جدی تر از همیشه است

    رییس شورای شهر تهران، ری تجریش زلزله در تهران وسایر کلانشهرها را خطری جدی و همیشگی دانست.
    به گزارش ایلنا، محسن هاشمی؛ رییس شورای شهر تهران، ری و تجریش در سی و سومین جلسه شورای اسلامی شهر تهران گفت: یکی از راهکارهای مقابله با زلزله، افزوده شدن بیمه مسئولیت و کیفیت فرایند ساخت است.
    وی افزود: در سالروز حادثه زلزله بم هستیم، کشته شدن بیش از ۴۰ هزار تن از هموطنانمان در یک سانحه، از تلخ ترین حوادث تاریخ معاصر ایران است که هنوز بار غم آن بر دوش شهر غم واستان کرمان سنگینی می کند.
    هاشمی گفت:یکی از ویژگی های زلزله بم، واقع شدن آن در شب و قبل از طلوع فجر موجب شد که بدلیل غافلگیری، بیشترین تلفات متوجه مردم بم شود.
    وی افزود:امداد رسانی در زلزله بم نیز بدلیل بعد مسافت وعدم آمادگی کافی در نهادهای مسئول با اختلالاتی همراه بود که میزان تلفات را افزایش داد.
    هاشمی گفت:اکنون تجربه تلخ وغمبار زلزله بم همراه ماست وباید جانهای از دست رفته شهروندان بمی موجب نجات جان دیگر شهروندانی شود که در خطر زلزله هستند.
    رییس شورای شهر تاکید کرد:زلزله در تهران وسایر کلانشهرها ، خطری جدی وهمیشگی است که نباید آنقدر کوچک انگاشته شود که منجر به رویه گذشته و کندی در آمادگی، عدم اولویت در تخصیص اعتبار و فقدان هماهنگی های لازم منجر شود ونه آنقدر به آن دامن زده شود که به تشویش ونگرانی عمومی و متلاطم کردن جامعه وبی اعتمادی مردم به کفایت مدیریت شهر وکشور بیانجامد.
    وی افزود:در نظام جمهوری اسلامی که تمامی ارکان آن برخاسته از رای مردم وخواست شهروندان است ، حفظ جان وبرطرف کردن نگرانی عمومی ، اولویت نخست است و انتظار افکارعمومی از نمایندگان مردم در شورای شهرو شهرداری، مجلس شورای اسلامی و ریاست محترم جمهور و قوه مجریه قرار دادن موضوع مقابله با زلزله در بعد پیشگیری وکاهش خسارات جانی و مالی با اقداماتی نظیر مقاوم سازی سازه ها وافزایش کیفیت ساخت از یکسو و مقابله کارامد با حادثه از طریق امداد ونجات سریع و دقیق و موثر با میزان امکانات کافی برای پوشش نیازهای مصدومان و آسیب دیدگان است.
    هاشمی گفت:زلزله بم، ورزقان، کرمانشاه وکرمان پیامهای عبرت انگیزی برای ما بهمراه دارد و باید از این آموزش پرهزینه بیشترین بهره را در حفظ جان شهروندان و کاهش خسارات در سوانح آتی ببریم.
    وی تاکید کرد:یکی از راهکارهای مقابله با زلزله، افزوده شدن بیمه مسئولیت وکیفیت به فرایند ساخت بعنوان ضلع چهارم خریدار، سازنده و شهرداری است که هم کیفیت وهم مقاومت ساختمان را افزایش می‌دهد.

    منبع: ایلنا
  • تلویزیون منهای فرّ دانایی؟

     

    نام و تصویر حسین پاکدل در حالی از تیزر تبلیغاتی یک فیلم حذف شده که خود او روزی از همین جعبه چشم در چشم ما می دوخت و اشک های او در بعد ازظهر ۱۴ خرداد سال ۱۳۶۸ در حافظه تاریخ ثبت شده است.
    روح الله صالحی- این بار نوبت به حسین پاکدل ،پای ثابت نوستالژی دهه ی شصت رسید، تا از جعبه جادو حذف شود.
    به گفته کارگردان فیلم سینمایی خانه کاغذی، به اجبار صدا و سیما نام و تصویر حسین پاکدل از تیزر تبلیغاتی این فیلم حذف شد تا مجری نام آشنای دهه شصت تلویزیون هم که روزی از همین جعبه چشم در چشم ما می دوخت و اشک های او در بعد ازظهر ۱۴ خرداد سال ۱۳۶۸ در حافظه تاریخ ثبت شده، از این رسانه محروم شود.
    حسین پاکدل بر خلاف کسان دیگر، حق آب و گل هم دارد و از سال ۶۶ تا ۷۲ مدیر پخش شبکه یک بود و حتی به بهانه پایان دوره ی مأموریت، ایشان را از مدیریت موفق تئاتر شهر کسر کردند.
    دافعه و حذف کسانی که سطح دانش شان بالاتر از سطح مورد نیاز مدیران جعبه جادو است، امری بدیهی می نماید و انتظار دارند افراد در زندگی شخصی و فعالیت های غیر سازمانی شان، هم چنان پای بند دستورالعمل ها و بخش نامه رفتار کنند که در هیچ کجای دنیا سابقه ندارد افراد همان طور زندگی کنند که جلوی دوربین ایستاده اند.
    صدا و سیما قرار بود دانشگاه شود و یادمان رفت سطح علمی دانشگاه به تبحر و توانایی استادان آن دانشگاه برمی گردد. شماری از برنامه های تلویزیون، این روزها کپی دانشگاه های قارچ گونه ای است، که توی کوچه پس کوچه های شهر می رویند و مجبورند از دانشجوهای یک مقطع بالاتر برای تدریس استفاده کنند. بعد می گوییم ریشه مشکلات کشور کجاست. مدیرانی که این گونه آموزش دیده اند کدام تخصص را درست آموخته اند که اجرا کنند؟
    دانشگاه های ما هم یادآور این حذفیاتی است که رد پایش بر شانه همه مانده است و روز به روز از کیفیت زیستن مان کاسته می شود و آنانی که می توانند راه گشا باشند اجازه ورود ندارند.
    بهرام بیضایی را از دانشگاه هنر حذف کردیم و تاثیرش را می بینیم که از شکوه به کجا رسیده است.
    امروز تولد مرد سیپد موی و فرّ هنر ایران، بهرام بیضایی است، که هر نوشته و اثرش بازخوردی دل گرم کننده ، برای مانایی فرهنگ ایران دارد.هم او که در کنار اکبر رادی و غلامحسین ساعدی سرسلسله جنبان موج نوی نمایش نامه نویسی ایران به شمار می رود.
    برای تک قله های فرهنگ ایران بسیار نوشته اند و چه قدر کم ، به زانو هایشان اگر برسد.پاس داشت برگ های برنده فرهنگ ،سربلندی و هویت است.
    هر ایرانی را که می بینی می گوید من پشتم به گذشته ای گرم می باشد که لبریز از نام هاست ، اما این وسط یک فاصله عجیب افتاده ، آن گونه که مدال نام قله های پیشینیان را فاتحانه بر سینه می آوزیم ،بزرگان امروز را نه و این درد آور است.
    آن چه از گسست فرهنگی یاد می کنند همین گسلی است که بیخ گوش شهرهای کشور لرزان ایستاده است تا به تکانی صدایمان را بم کند در ورزقان و ازگله و..
    این که ندانیم کسی مثل بهرام بیضایی، شجریان، دولت آبادی و… اگر نبودن فرهنگ، هنر، ادبیات و…چه قدر قد کوتاه می شدند.
    در فرهنگ شبیه والیبال و رباعی، فقط زننده ی ضربه نهایی دیده می شود و اگر پاسور ها را حذف کنیم گلی و شادی از پی نخواهد آمد و آن چه امروز به تماشا نشسته ایم نگرانی از روزهای بدون شکوه و برنایی فرهنگ است.
    کسی مثل بیضایی در این سالیان فرهنگ بسیار رنج مویه کشیده و همیشه در آثارش جواب کلوخ انداز ها را داده است و جز باشو غریبه ای کوچک و روز واقعه تلویزیون هرگز سمتش نچرخیده است به ادای احترام و دعوت.
    این که می گویند سقف فرهنگ به بلندی آزادی فکر نخبگان است بیراهه نرفته ایم.
    وقتی تلویزیون به آنتن فروشی روی آورده و حتی از رقم بیست و پنج میلیون تومان برای هر ساعت پخش یاد می کنند نگران کننده است که برنامه های تخصصی فرهنگی و هنری و تله تئاتر و…حذف و جایش قارچ سمی آنتن فروشی برای مافیای کنکور می گیرد.
    امروز نوبت پاکدل رسید که شاید چوب حرف هایش بعد از اجرای نمایش کلنل را می خورد… اگر فردا همین چند انگشت شمار باقی مانده هم از این جنگل فرو افتند آنگاه طوفان نمک از پی خواهد آمد.
  • دفاع رئیس هیات مدیره خدمات حوزه علمیه از بودجه ۸۹۶ میلیارد تومانی/ سخنگوی حوزه: به دنبال تخریب هستند

     

    اعتماد آنلاین نوشت:رئیس هیأت مدیره مرکز خدمات حوزه‌های علمیه از بودجه ۸۹۶ میلیارد تومانی این مرکز دفاع می‌کند و می‌گوید که اگر مردم توجیه شوند نسبت به این بودجه انتقاد نمی‌کنند.
    ابوالحسن نواب، رئیس هیات مدیره مرکز خدمات حوزه‌های علمیه حمایتی تمام قد از بودجه حوزه های عملیه کرده و به بی عدالتی در حوزه و دانشگاه اعتقاد دارد. او گفته است:
    برخی معتقدند که پرداخت پول از سوی دولت به حوزه‌های علمیه باعث می‌شود که موضوع استقلال این مراکز زیر سوال برود. نظر شما در این باره چیست؟
    مقوله پول گرفتن حوزه های علمیه از دولت بحث جدید و تازه ای نیست و بحث دامنه‌داری است. ولی آن آقایانی که می گویند استقلال حوزه از دولت، البته نمی دانم متوجه نظام اسلامی هستند یا نه؟ در نظام اسلامی که حوزه نباید از نظام مستقل باشد. حوزه و نظام اسلامی یکی هستند و باید در کنار هم باشند.
    از نظر من دریافت پول از دولت با استقلال حوزه علمیه هیچ منافاتی ندارد.
    این آیا مقتضای عدالت است که چهار و نیم میلیون دانشجو غذای یارانه‌ای بگیرند ولی ۱۰۰ هزار طلبه از یارانه غذا بهره‌مند نشوند؟ آن ها باهم چه فرقی می کنند؟
    از طرف دیگر حوزه استقلال خودش را دارد. شهریه طلبه ها را که دولت پرداخت نمی کند مراجع از وجوهات می دهند. نظام جدید حوزه باعث نشده که پرداخت شهریه تغییر کند و استقلال هم دارند. مقام معظم رهبری و مراجع کماکان شهریه را می‌دهند. این ها در دوران آموزش است. وقتی طلبه‌ها به استان‌ها می‌روند امام جماعت هستند و با مردم کار می کنند و زندگیشان هم با مردم است و کاری با دولت ندارند.
    الان هشت میلیون نفر از دولت حقوق می گیرند و بیمه دولت هستند، در کنار این صدهزار نفر طلبه شاغل به تحصیل هستند که بیمه آن ها را دولت می دهد. سوال این است آن هایی که به دانشگاه می روند همه دولتی شده اند؟ یا نه، حقوق می گیرند و فکر خود را دارند؟ دانشگاهیان ما در حالی که پول از دولت می گرفتند مگر همه طرفدار احمدی نژاد بودند؟
    اما در آن زمان انتقاد چندانی از سوی حوزه علمیه به احمدی‌نژاد مشاهده نمی شد؟
    اتفاقا انتقاد تندی از سوی مراجع و حوزه به احمدی نژاد می شد. یک بخشی از حوزه با احمدی نژاد بود ولی طیف غالب همه علیه احمدی نژاد بودند. البته احمدی نژاد دوران متفاوتی داشت دوران اولش که کسی کاری نداشت.
    این پولی که شما تحت عنوان مرکز خدمات دریافت می کنید دقیقا برای چه اموری خرج می شود؟
    این پول بیمه طلاب و از کار افتادگی روحانیون است که برای کل روحانیون غیر شاغل هزینه می شود.
    شما انصاف را در این می دانید طلبه ها هم مانند دانشجویان یارانه بگیرند.
    دانشجو پس از اتمام تحصیل شاغل می شود ولی طلبه شاغل نمی شود.
    شما در جریان آمار فارغ التحصیلان بیکار نیستید؟
    اگر آن آمار بیکاری حل شود این مسائل هم حل می شود. ولی طلبه شغلی ندارد.
    شما آماری از طلبه‌های بیکار دارید؟
    طلبه که بیکار نمی شود. طلبه یا درس می خواند یا به مردم خدمت می کند.
    بالاخره وقتی درس می خواند امکانات دارد.
    بله خیلی ضعیف!
    دانشجویان هم خیلی امکانات ندارند.
    من خودم رئیس دانشگاه هستم و از وضعیت دانشجوها خبر دارم. شما اگر بودجه دو دانشگاه دولتی را سرهم بگذارید می بینید که با بودجه حوزه ها قابل مقایسه نیست که اینقدر هم آن را در بوق و کرنا کردند. آقای صالحی وزیر ارشاد به عنوان یک داور منصف که از اعضای بنیانگذار دفتر تبلیغات هم بوده باید از او پرسید که الان دفتر تبلیغات یک سی ام وزارت ارشاد بودجه می گیرد ولی خدمت آن به اندازه یک سی ام ارشاد است؟
    به نظر شما چرا واکنش مردم نسبت به بودجه حوزه‌های علمیه منفی بود و انتقاد کردند؟
    این ها مردم نیستند که انتقاد می کنند.
    ولی انتقادات زیادی در فضای مجازی مشاهده شد؟
    یک سایتی از خارج از کشور خط می‌داد بقیه هم دنبال می کردند. نمی گویم که مردم انتقاد نکردند ولی مردم باید توجیه شوند.
    باید توجیه شوند که این بودجه ضروری است؟
    بله مردم مربی عقیدتی سیاسی نمی خواهند؟ در مدارس نیروی پرورشی نمی خواهند؟ آیا روحانیت در اصلاح وضع مردم هیچ نقشی ندارد؟
    سخنگوی حوزه علمیه: جریانی به دنبال تخریب حوزه علمیه هستند
    همچنین تسنیم نوشت: حجت الاسلام رفعتی سخنگوی حوزه‌های علمیه با انتقاد از تضعیف روحانیت توسط یک جریان خاص در کشور گفت: این جریان در روزهای اخیر در جریان بودجه ۹۷، درصدد تخریب حوزه‌های علمیه بوده درحالی‌که استقلال حوزه‌های علمیه همواره مورد مطالبه بزرگان حوزه است.
  • وزیر کشور و دعوت به سانسور در صداوسیما

     

    پوشش مواردی از جمله صف ها و شلوغی ها مانع از انتشار شایعه و خبرهای نادرست می شود.
    عصرایران ؛ رضا غبیشاوی – وزیر کشور به تازگی از صداوسیما انتقاد کرده که چرا به هنگام زلزله و در ساعت های بعد از آن تصاویری از ازدحام و شلوغی در پمپ بنزین ها را پخش کرده است.

    رحمانی فضلی  وزیر کشور گفته است: “انتقادهایی به صداوسیما دارم چراکه هنگام بحران، تامین امنیت اجتماعی از اهمیت زیادی برخوردار است. نشان دادن شلوغی خیابان‌ها و صف در پمپ‌بنزین‌ها می‌تواند عواقبی در پی داشته باشد.”
    اما واقعیت این گونه نیست و سخن وزیر کشور در این زمینه نادرست است.
    باید گفت عملکرد صداوسیما در این بخش، حرفه ای و اخلاقی بود. در نتیجه بیان حقیقت و واقعیت از سوی صداوسیما، از جمله درباره شلوغ بودن پمپ بنزین ها، هم مردم از چنین موضوعی مطلع شدند و در نتیجه درباره مراجعه به پمپ بنزین ها تجدیدنظر کردند و هم مسوولان از این وضعیت مطلع شدند.
    علاوه بر این، پوشش مواردی از جمله صف ها و شلوغی ها مانع از انتشار شایعه و خبرهای نادرست می شود.
    فرض کنیم صداوسیما خبر و تصاویری از شلوغی پمپ بنزین ها منتشر نمی کرد. چه اتفاقی می افتاد.
    اولا شایعات گسترده ای در این باره شکل می گرفت و این شایعه ها می توانست در فضا حساس و پراضطراب بعد از زلزله، خطرساز باشد و منجر به حوادث غیرمترقبه ای شود.
    ثانیا با وجود کانال های تلگرامی و شهروند خبرنگاران و شهروند رسانه ها حتی اگر صداوسیما هم خبر و تصویر و فیلمی منتشر نمی کرد مردم از طریق کانال های تلگرامی و اینستاگرام از حوادث مطلع می شدند اما قطعا فضا برای شایعه سازی و انتشار خبرهای نادرست بیشتر می شد.
    جالب اینکه مقامات از سویی، مردم را دعوت می کردند خبرها را از رسانه های رسمی دنبال کنند و از سوی دیگر، از همین رسانه ها می خواهند دست به سانسور بزنند.
    به این نکته هم می توان اشاره کرد که در زلزله اخیر تهران بر خلاف زلزله قبلی (در سال۸۳ ) کانال های تلگرامی حضور داشتند و بسیاری از مردم در اوج اضطراب و ترس از دقایق آینده،  توانستند به صورت لحظه ای اطلاع رسانی لحظه ای را تجربه کنند و همین موضوع بر میزان امنیت و آرامشی مردم افزود و به مسوولان در اداره کنترل شهر و اوضاع پسازلزله کمک کرد.

  • خانواده هاشمی از جماران می روند و در پاسداران ساکن می شوند

    خانواده هاشمی از جماران می روند و در پاسداران ساکن می شوند

    با مساعدت شهرداری تهران و موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)، خانه موزه آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در سالگرد درگذشت رئیس سابق مجمع تشخیص مصلحت نظام، افتتاح می شود
    به گزارش نامه نیوز، مراحل پایانی احداث دکور منزل مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی جهت برپایی موزه در حال طی شدن است.
    فعلا عنوانی که خانواده آن مرحوم برای تابلوی سردر انتخاب کرده اند: “خانه موزه هاشمی رفسنجانی” است.منزل مرحوم علی اکبرهاشمی رفسنجانی در منطقه جماران تهران قرار دارد.
    گفته می‌شود خانواده وی بعد از برگزاری مراسم سالگرد مرحوم هاشمی، از این خانه نقل مکان کرده و در منطقه پاسداران ساکن می‌شوند.
    لازم به ذکر است تبدیل منزل مرحوم هاشمی رفسنجانی به خانه- موزه با مصوبه هیات دولت انجام می گیرد.

  • سقوط خودخواسته مادر و دو کودک از ساختمان ۵ طبقه!

     

    زن جوان و دو کودکش از طبقه پنجم ساختمانی در رضوان شهر به پایین سقوط کرده و جان باختند.
    آفتاب‌‌نیوز : زن جوان و دو کودکش از طبقه پنجم ساختمانی در رضوان شهر به پایین سقوط کرده و جان باختند.
    ساعت ۱۱ امروز سقوط مرگبار سه عضو یک خانواده در رضوان شهربه پلیس گیلان اعلام شد. با حضور ماموران پلیس آنها با جسد زن ۴۰ ساله، دختر ۹ ساله و پسر ۵ ماهه روبرو شدند. بررسی های اولیه پلیس نشان می داد این افراد از طبقه پنجم ساختمان به خیابان سقوط کرده اند.
    ماموران در ادامه تحقیقات خود متوجه شدند این افراد با مرگ خود خواسته به زندگی خود پایان داده اند.
    پلیس گیلان با تائید این خبر اعلام کرد به زودی جزئیات این حادثه را اعلام می کند.